نگاهی به گذشته روابط افغانستان و پاکستان

امیر عبدالرحمن
Image caption براساس قراردادی که امیر عبدالرحمن خان با دیورند امضا کرد، خط دیورند مرزی بین افغانستان و تحت تسلط بریتانیا شناخته شد

امیر عبدالرحمن پادشاه افغانستان در سال ۱۸۹۳ با هنری مورتیمور دیورند، وزیر خارجه وقت انگلیس، قراردادی را امضا کردند که بر اساس آن افغانستان و هند تحت اداره بریتانیا آن طرف قلمرو مرز همدیگر مداخله نخواهند کرد.

این موافقتنامه مرز بین هند و افغانستان را مشخص می کرد برای صدسال رسمیت داشت و این مرز به "خط دیورند" مسمی شد و پشتونهای این طرف و آن طرف خط دیورند را از هم جداکرد. از همین زمان به بعد، گرایشهایی برای وحدت دوباره مردمان دو سوی این خط و داشتن سرزمین واحدی که بعدا در ادبیات سیاسی افغانستان به "پشتونستان" مشهور شد، نیز قوت گرفت.

پاکستان از بدو ایجاد در سال ۱۹۴۷ که از بدنه هند جدا شد، رابطه پر فراز و فرود با افغانستان داشته است.

بعد از جدا شدن پاکستان از هند در سال ۱۹۴۷و درگیری دو کشور بر سر مناطق مرزی، پاکستان در واقع در مرزهای جنوبی خود با افغانستان نیز دچار مشکل بود.

داعیه پشتونستان

بعد از ایجاد پاکستان محمد ظاهر، آخرین پادشاه این کشور علاقه ای زیادی به حمایت از پشتونستان نداشت.

بشیر هاتف کارشناس مسایل سیاسی و روزنامه نگار افغان می گوید، این تنها ظاهر شاه نبوده که در مورد پشتون های آنطرف مرز و داعیه پشتونستان کم توجه بوده است.

آقای هاتف می گوید: "پشتون های آن طرف مرز از آغاز مبارزات شان روابط نیکی با افغانها داشتند. یک عاملش هم این بود که خود را افغان فکر می کردند و می کنند."

آقای هاتف می گوید پشتونهای آن سوی خط دیورند، برای آزادی افغانستان برعلیه انگلیس جنگیده بودند، اما پس از استقلال افغانستان که حکومت های افغانستان از آنها پشتیبانی قاطع و همه جانبه نکرد. بعدا آنها همکاری خود را با حزب کنگره هند آغاز کردند و در این زمان توقع به رسمیت شناختن شان نیز بالا گرفت.

نخستین بار در زمان محمد داوود، صدراعظم محمد ظاهر شاه بود که روابط افغانستان و پاکستان تا مرز لشکر کشی و آمادگی برای جنگ پیش رفت.

Image caption داوود خان مناطق آنسوی خط دیورند را مربوط به افغانستان می دانست و در نخستین سالهای ایجاد پاکستان که او صدر اعظم افغانستان بود تا مرز آمادگی برای جنگ با پاکستان پیش رفت

اسحاق گیلانی از نمایندگان مجلس افغانستان، به این باور است که محمد داوود خان، یکی از طرفداران شدید داعیه "پشتونستان" بود. او مناطق آن طرف خط دیورند را متعلق به افغانستان می دانست. داوود خان اداره ای را به نام ریاست اقوام و قبایل برای کمک به پشتون های آن طرف مرز ایجاد کرد همواره از پشتون های ناراضی آن طرف مرز حمایت می کرد و این امر او را به یک چهره پرقدرت و خطرناک برای پاکستان بدل کرده بود.

اما پس از داوود خان، موضوع پشتونستان به یک ابزار سیاسی تبدیل شد که سیاست مداران افغان، گاهی آنرا مطرح کردند و گاهی هم از نظر انداختند.

دوران جهاد و مهاجرت

هجوم ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سابق در سال ۱۹۷۹ به افغانستان، مردم این کشور را درگیر نبرد سخت و سنگین دیگری کرد، با این هجوم قدرتمند، مساله اصلی برای عده ای از مردم دفاع از کیان ملی و نجات کل کشور شان از اشغال شوروی بود و در چنین نبرد سنگین طبیعی بود.

پاکستان، که دولت داوود خان با آن دعوی ارضی داشت، بعد از هجوم ارتش سرخ، به پایگاه اصلی کسانی تبدیل شد که علیه اشغال شوروی می جنگیدند و رابطه دو کشور بطور بی سابقه ای تغییر کرد.

ژنرال ضیاالحق که رهبرd حکومت نظامی پاکستان را به عهده داشت، توانست سازمان اطلاعاتی آمریکا، سی‌ آی‌ ای را راضی کند تا تمام کمک هایی که از سوی غرب به مجاهدین افغانستان فرستاده می شد، توسط سازمان استخبارات ارتش پاکستان ( آی اس آی) سازماندهی شود.

حق نشر عکس ziaullhaq
Image caption ژنرال ضیا الحق حاکم نظامی پاکستان، در سالهای جنگ افغانستان علیه شوروی، پاکستان را به مهم ترین پایگاه غرب در منطقه بدل کرد

در سالهای جهاد مردم افغانستان علیه شوروی و دولت مورد حمایت این کشور، پاکستان به میلیون ها مهاجر افغان در خاک خود پناه داد. احزاب هفت گانه جهادی در پاکستان تشکیل شد و رهبران احزاب آن را خانه دوم خود می دانستند.

احمد رشید، روزنامه نگار شناخته شده پاکستانی می گوید، در آغاز دوره جهاد افغانستان بود که "نظریه عمق استراتژیک" وارد سیاست های ارتش پاکستان شد. پاکستان که همواره از سوی هند خود را در خطر احساس می کرد، در تلاش شد تا در افغانستان حکومتی سرکار بیاید که اگر روزی پاکستان با هند وارد جنگ شد، از پاکستان حمایت کند.

نقش سازمان استخبارات ارتش پاکستان،آی اس آی، در سهمیه بندی کمک های غرب به احزاب مجاهدین، در راستای همین نگاه استراتژیک پاکستان تعریف شده بود.

جنگ ۱۴ ساله افغانستان علیه شوروی و دولت مورد حمایتش در کابل، حکومت های این کشور را ضعیف و ضعیفتر کرد، در حالی که پاکستان بیش از هر زمان دیگری به غرب نزدیک شد و با کمک های نظامی و اقتصادی غرب، وضعیت اقتصادی و نظامی خود را بهبود بخشید و جایگاه خود را در عنوان متحد کلیدی غرب و آمریکا در منطقه، محکم کرد.

مجاهدین در سال ۱۹۹۲ قدرت را به دست گرفتند و جنگ میان احزاب جهادی که در پاکستان و ایران تشکیل شده بود، افغانستان را بیشتر از پیش ضعیف و به همسایه هایش از جمله پاکستان وابسته تر کرد.

پس از پنج سال درگیری داخلی، پاکستان با حمایت ازگروه طالبان، به اعتقاد ناظران در پی تشکیل دولتی مورد حمایت خود در افغانستان شد.

جنگ علیه تروریسم

بعد از حملات القاعده در خاک آمریکا در سال ۲۰۰۱ پاکستان، اگرچه در برنامه ای برای حمایت از طالبان داشت، شکست خورد اما به شریک عمده آمریکا در جنگ علیه تروریسم تبدیل شد.

پاکستان در همان اوایل به آمریکا وعده داد که جلو فعالیت های تروریستی القاعده و شورشیان طالب را که از خاک این کشور استفاده می کردند بگیرند.

در افغانستان اما بعد از حملات یازدهم سپتامبر، گروه ها و احزابی به قدرت رسیدند که در سالهای قبل از آن با طالبان که از حمایت پاکستان برخوردار بود، می جنگیدند.

Image caption پاکستان نخستین کشوری بود که رژیم طالبان را به رسمیت شناخت و روابط خوبی با امارت اسلامی طالبان داشت

با این تفاوت که این گروه ها،حالا از حمایت مستقیم غرب نیز برخوردار بودند و از پاکستان به دلیل حمایتش از طالبان، خاطره خوشی نداشتند.

سوء ظن دولتمردان افغان به سیاستمداران پاکستانی در ده سال گذشته هیچگاهی برطرف نشد و پاکستان هموراه مورد اتهام دولت افغانستان در حمایت از شورشیان بود.

با اوج گسترش جنگ و اقدامات روز افزون گروه های شورشی، متحدان بین المللی افغانستان نیز اندک اندک حسن نیت خود نسبت به پاکستان را از دست دادند.

با کشته شدن اسامه بن لادن در خاک این پاکستان در ۱ ماه مه سال ۲۰۱۱، این بار پاکستان بود که توجه کشورهای جهان را به عنوان خطرناک ترین کشور جهان، بخود جلب کرد.

احمدرشید روزنامه نگار پاکستانی می گوید، هیچ کدام از این مسائل هنوز سبب نشده است که پاکستان سیاست خود در قبال افغانستان را تغییر دهد او می گوید: سیاست ارتش پاکستان بر تداوم کمک به گروه طالبان و گروه های دیگر مخالف دولت افغانستان استوار است. به باور احمد رشید تا ارتش خود یک بازنگری در سیاست های امنیتی این کشور نکند، فشار های خارجی کارگر نمی افتد.

بشیر هاتف دیگر کارشناس مسائل سیاسی پاکستان معتقد است که تنش میان این دو کشور به مرحله ای رسیده است که تمامیت ارضی، اقتصاد، مصئونیت مردم و ثبات سیاسی هر دو کشور را بصورت جدی تهدید می کند.

با این وضع آینده روابط این دو کشور چگونه خواهد بود؟ گزارش (پاکستان و افغانستان؛ آینده نا معلوم) به همین مساله اختصاص دارد.