هماهنگ؛ صدایی از نسل خراباتیان

Image caption بیماری زمین‌گیرم کرده و پنجره های خانه ام را بزرگتر کرده ام تا چشم انداز بیشتری برای تماشای منظره اطراف داشته باشم

آن سالها (۱۹۵۰) که هنوز رادیو در افغانستان نبود یا محدود بود، آوازخوانان بیشتر از راه شرکت در مراسم عروسی و کنسرت ها خودشان را مطرح می کردند.

در آن سالها در سالن‌های عروسی، در کنسرت ها، در فضای باز در کابل و قندهار و مزار شریف و هرات یکی از صدا های رسا و جذاب و جوان عبدالمحمد هماهنگ بود که دلها را درگرو خود داشت و سالهای زیادی آواز خوان اول بود.

عبدالمحمد هماهنگ، به نسبت طبیعت ترانه هایش مخاطب همسانی در شهر و روستا داشت و بسیاری از زوج های جوان در آن سالها دوست داشتند و می خواستند حتما هماهنگ در مراسم عروسی شان آواز بخواند.

آن زمان موسیقی مراسم عروسی، موسیقی غزل و آهنگهای فولکوریک یا مردمی بود که به صورت آرام اجرا می شد و مثل حالا صدای بلندگو ها گوش خراش و آزاردهنده نبود.

مردم تا پاسی از شب به این آهنها گوش می دادند، لذت می بردند، سر تکان می دادند و دست کم تا چند روز یاد آنرا شرکت در یک کنسرت زنده را در خاطر خود داشتند.

هماهنگ یکی از محبوب ترین چهره ها دراین دوره بود.

با فعالیت رادیو آواز هماهنگ به گوشه و کنار و دور ترین روستاهای افغانستان نیز رسید. آهنگهایش روایتی از عشق، زندگی، سفر، رنج و گاه قصه های روزمره زندگی بود. به قول صدیق قیام یکی از پژوهشگران موسیقی در افغانستان، آهنگ های هماهنگ، روایت زندگی سالهایی است که این هنرمند در آن زیست و از مردم آموخت و برای مردم خواند.

هماهنگ ٨٥ سال پیش در شهر کهنه کابل در گذر خرابات به دنیا آمد. پدر و پدر بزرگش نیز اهل موسیقی بودند. خودش می گوید در شانزده سالگی پای شاگردی استاد غازی خان نشست و شش سال تمام نواختن آموخت.

حق نشر عکس RTA
Image caption هماهنگ در سالهای اخیر با اینکه به بیمار قلبی دچار بود به غمخواری اهل موسیقی می پرداخت و در محله اش به پیر خرابات معروف شد.

او می گفت شانزده سال دیگر از استاد رحیم بخش از مشهورترین آوازخوانهای سنتی افغانستان، آوازخوانی یاد گرفته و زمانی هم شاگرد استاد غلام دستگیر شیدا بوده است.

استاد هماهنگ اوائل به نام "پسر طلا" معروف شد چون پدرش طلا محمد نام، چند سالی هم به نام عبدالمحمد شیدایی خواند پس از آن مدتی برای آموزش موسیقی به هند رفت و سپس به افغانستان باز گشت و از استاد محمد حسین سرآهنگ خواست او را یاری رساند، پس از بازگشت از هند و شاگردی استاد سرآهنگ، عبدالمحمد شیدایی به نام "هماهنگ" مشهور شد.

عبدالوهاب مددی در کتاب تاریخ موسیقی معاصر افغانستان در مورد هماهنگ نوشته است: "استاد سرآهنگ در تربیت این شاگرد مستعدش کوشش بسیار کرد حتی او پسوند هماهنگ را به این آوازخوان جوان بخشید. هماهنگ از استاد سرآهنگ موسیقی کلاسیک به سبک هندی و فنون غزل خوانی را یاد گرفت و شهرتش مرهون شاگردی این استاد است."

استاد هماهنگ به هردو زبان فارسی و پشتو می خواند و در آهنگ هایش در هر دو زبان طرفداران زیادی دارد.

ده سال پیش او پس از سقوط طالبان به افغانستان بازگشت و تصمیم گرفت گذر خرابات را دوباره اعمار کند و برای اهل موسیقی کاری کند. در همان محله خانه قدیمی اش را دوباره اعمار کرد و همانجا ماندگار شد.

در سالهای اخیر با اینکه به بیمار قلبی دچار بود به غمخواری اهل موسیقی می پرداخت و در محله اش به پیر خرابات معروف شد.

دریکی از مصاحبه هایش گفت بیماری قلبی زمین گیرش کرده و حالا پنجره های خانه اش را بزرگ کرده تا چشم انداز فراختری برای تماشای مناظر اطراف خانه اش در جنوب شرق کابل داشته باشد.

در آخرین مصاحبه ای که با او داشتم از مساعدت دولت برای مداوای خود یاد کرد و قصه هایی از روزگار جوانی و کامگاری اش داشت.

هماهنگ بیش از٢٥٠ آهنگ در آرشیو رادیو و ٤٦ آهنگ در آرشیو تلویزیون افغانستان دارد. گفته می شود شعر یکی از آهنگهایش را خودش سروده : "چه کرده ام که ز جانان خود جدا شده ام "

هماهنگ از نسل هنرمندانی است که در افغانستان به "خراباتیان" مشهورند، هنرمندانی که اجداد شان سالها پیش به دعوت امیر شیرعلی خان، از هند به کابل آمدند، روبروی ارگ یا کاخ سلطنتی جابجا شدند و نوای موسیقی دربار را نسل به نسل سرودند.

هماهنگ تا اواخر عمر بیشتر با هارمونیه و طبله، می خواند، از آلات برقی و جاز استفاده نمی کرد و رنگ بوی موسیقی سنتی را عمدا و در کارهایش حفظ کرده بود.

نسلی که جای خود را به جوانان نوگرا و آوازخوانهای پاپ می دهند و آدم دلش برای غزلهای قدیمی تنگ می شود.

مطالب مرتبط