تحصیلات عالی و فقدان کتابهای درسی در افغانستان

فارغان دانشگاه بلخ

در سال جاری خورشیدی نزدیک به چهل هزار تن از فارغ التحصیلان مقاطع متوسطه در افغانستان وارد دانشگاههای دولتی شدند و شمار مشابهی نیز به مراکز تحصیلات عالی خصوصی راه یافتند.

افزایش میزان متقاضیان تحصیلات عالی در افغانستان در سالهای اخیر قابل توجه بوده و رشد چشمگیری را در این عرصه نشان می دهد.

جذب دهها هزار تن در مراکز تحصیلات عالی خصوصی از گرایش روزافزون جوانان به تحصیلات دانشگاهی حکایت دارد؛ به گونه ای که بسیاری از آنان حاضرند به رغم فشارهای مالی بر خانواده ها، هزینه تحصیل خود را فراهم کنند. مسئولان دانشگاههای خصوصی هر روز با شماری از محصلانی که برای تأخیر در پرداخت هزینه ها و یا تعویق آن چانه زنی می کنند، روبرو می شوند.

تردیدی نیست که آموزش عالی ستون فقرات رشد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پایدار را در یک کشور تشکیل می دهد. افغانستان در شرایط حاضر با موج عظیمی از نیروی جوان روبروست که خواستهای بسیار متفاوت تر از گذشته دارند و به ضرورت تجهیز خود با دانش واقفند.

کابل، شهری که خود در لایه ای ضخیمی از انواع آلودگی و گرد و خاک نفس گیر گم است، هر روز زیر پای هزاران دختر و پسر جوانی به جنب و جوش در می آید که هر روز با شوق و امید راهی مراکز آموزشی می شوند.

این شور و نشاط را در ده‌ها هزار چهره ای می توان یافت که از ساعات اولیه بامداد تا پاسی از شب بی وقفه لایه های دود و خاک این شهر به شدت آلوده را می شکافند و برای آینده ای بهتر تلاش می کنند.

کتابهای قدیمی، خواست‌های امروزی

با این وصف، کمبود و به عبارت دقیق تر نبود منابع و کتابهای درسی یکی از چالشهای جدی بر سر راه تحصیلات عالی در افغانستان به حساب می آید.

استفاده از منابع خارجی و مشخصا زبان انگلیسی، برای شمار قابل ملاحظه ای از استادان و محصلان دشوار است و به ندرت می توان کتابی را سراغ گرفت که به طور مشخص برای استفاده دانشجویان تدوین و یا ترجمه شده باشد.

Image caption در سالهای اخیر تاسیس دانشگاه و مراکز تحصیلات عالی خصوصی در افغانستان قانونی شد و پس از آن ده‌ها دانشگاه خصوصی در کابل و دیگر ولایات این کشور ایجاد شدند

برای شمار قابل توجهی از استادان، بویژه در دانشگاههای دولتی، تدریس صرفا قرائت متونی است که سالهاست در صنوف درسی به عنوان "لکچر" ارائه می کنند و از شاگردان می خواهند که آن را کلمه به کلمه یادداشت کرده و هنگام امتحان طوطی وار همان پاسخها را بنویسند.

بسیاری از این جزوه های درسی به‌روز نشده اند و شمار قابل توجهی از استادان مسن با تازه ترین دستاوردهای علمی در رشته مورد تدریس خود کاملا بیگانه.

منابع درسی انگشت شماری که در بسیاری موارد با مسامحه می توان آنها را کتابهای درسی دانشگاهی عنوان کرد، از سوی برخی استادان و یا مراکز تحصیلات عالی و عمدتا خصوصی، تهیه و منتشر شده است.

این کتابها به درستی در سایر شهرها معرفی نشده و حتی در سطح مراکز تحصیلات عالی در کابل نیز به خوبی توزیع نگردیده اند.

رقابت منفی مراکز تحصیلات عالی خصوصی

از سوی دیگر، رقابت منفی میان مراکز تحصیلات عالی، اعم از دولتی و خصوصی، باعث شده تا منابع یادشده عمدتا مورد استفاده دانشجویانی قرار گیرد که به مرکز دانشگاهی و یا استاد مربوطه تعلق دارند.

در همین حال، منابع درسی دانشگاهی ایران بویژه در زمینه علوم انسانی، به طور چشمگیری مورد استفاده دانشجویان قرار می گیرند. با این وصف، این منابع برای نیاز دانشجویان در ایران تهیه و تدوین شده اند و در بسیاری موارد با نیازهای یک محصل دانشگاهی در افغانستان همخوانی ندارد.

به عنوان مثال، در رشته اقتصاد محاسبات به ریال است و در رشته جغرافیا به شهرهای کوچک ایران، که برای یک دانشجوی افغان ناشناخته است، به عنوان مثال اشاره شده است. به گونه ای که یک دانشجو خود هنگام مطالعه چنین منابعی خود را در فضای متفاوتی می بیند که در برخی موارد درک آن برایش دشوار است.

بسیاری از استادان دانشگاهها در کابل و برخی شهرهای دیگر، در گفتگوهایی که با آنها داشتم، به ضرورت تهیه منابع درسی واقفند، اما معتقدند که چالشهایی جدی در این عرصه وجود دارد.

تحول در مراکز دانشگاهی دولتی بسیار اندک بوده و نهادهای تحصیلات عالی رسمی به خود مجال نداده اند که ورای افزایش مراکز دانشگاهی، برای تهیه منابع نیز چاره ای دست و پا کنند.

بسیاری از استادان مسن، خود مانعی بر سر راه این تحولند. شماری چشمگیر از آنان با عناوین درشت پوهنمل و پوهنیار ظرفیت رشد شان پایان یافته و تحقق خواست استادان جوان را بی رونقی کسب و کار خود می بینند.

مراکز تحصیلات عالی خصوصی، که نشانه هایی از توجه به عرصه تأمین منابع درسی را در آنها بیشتر می توان یافت نیز با چالشهایی اما از نوع دیگر، مواجهند.

نهادهای رسمی آموزش عالی به مراکز تحصیلات خصوصی به عنوان رقیب و نه همکار، می نگرند و در بسیاری موارد موانعی را بر سر راه آنان ایجاد می کنند. رقابت منفی میان خود مراکز آموزش عالی خصوصی نیز مشهود است و تلاش برای تهیه کتاب درسی از سوی یکی از این مراکز، با مقاومت منفی سایر نهادهای تحصیلات خصوصی، که این امر را کسب اعتبار بیشتر برای نهاد رقیب خود تلقی می کنند، روبرو می شود.

کمبود استادان متخصص در مراکز تحصیلات عالی نیز تا حدود زیادی به این مشکل دامن زده است. بسیاری از استادان که در موضوعات درسی خود تبحر دارند و از توانایی قلمی کافی برای تألیف و یا ترجمه کتاب درسی برخوردارند، بی وقفه در ساعات مختلف به تدریس مشغولند و نتوانسته اند جزوه های پراکنده خود را به منابع درسی قابل انتشار تبدیل کنند.

مشغولیت شدید این دسته از استادان به تدریس کمتر به آنان مجال داده است که دانش خود را به‌روز کنند و کتاب درسی بنویسند.

نشر، عرصه غیرحرفه‌ای

نبود مراکز نشر کتاب درسی نیز به این معضل افزوده است. دانشگاهها خود فاقد مراکز نشر کتاب، آن چنان که در جهان امروز معمول است، هستند و ناشران کتاب در افغانستان درک درستی از چند و چون نیازهای دانشگاهیان به منابع درسی ندارند.

حق نشر عکس bbc
Image caption بیشتر دانشگاه های خصوصی رشته های علوم انسانی دارند و از نظر مواد درسی به کتابهایی که در ایران تالیف یا هم ترجمه شده وابسه اند

نشر در افغانستان عرصه حرفه ای به شمار نمی رود، به عنوان مثال بسیاری از مسئولان نشر با ویرایش کتاب بیگانه اند و کمتر کتابی را می توان دید که ویراستاری شده باشد. در چنین شرایطی نمی توان انتظار داشت که مراکز نشر کتاب بتوانند قدمی جدی در این راه بردارند.

به این ترتیب، نهادهای تحصیلات عالی در افغانستان با این پرسش جدی رو هستند که برای رفع این کمبودها چه تدابیری باید روی دست گرفته شود.

اگر به نیازهای گسترده موج عظیم جوانان جویای دانش پاسخی مناسب ارائه نشود، آموزش عالی در افغانستان با چه چالشهایی روبرو خواهد شد و چه کسی مسئول تولید جمعی بزرگ از جوانان فارغ التحصیل دانشگاهها خواهد بود که بهترین سالهای عمر خود را در کلاسهای درس گذرانده اند اما از اندوخته علمی کافی برای ایفای نقش موثر در آینده برخوردار نیستند.

مطالب مرتبط