استقلال مفهومی که تاریخ مصرفش گذشته

به روز شده:  19:50 گرينويچ - شنبه 18 اوت 2012 - 28 مرداد 1391

روز ۲۸ اسد/مردادماه ۱۲۹۸، امان الله، شاه جوان و ملی‌گرای افغان در میان شور و هیجان در میدان مرادخانی کابل، روابط خارجی افغانستان را از امپراطوری بریتانیا مستقل اعلام کرد و طی جنگی که به جنگ سوم افغان-انگلیس نام گرفته است، براساس یک معاهده بریتانیا، استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت.

خواسته‌های امروز اصلاح طلبان در افغانستان تکرار همان‌ آرمان‌هایی‌ است که محمود طرزی و امان الله داشتند، اما شاه جوان نتوانست میان استقلال و نوگرایی یکی را انتخاب کند.

دوره‌ای نوگرایی هیجان‌انگیز اما کوتاه بود. برخی از پژوهش‌گران معتقد اند که امان‌الله باید میان دو امر انتخاب می‌کرد: یا برداشتن یک گام محکم ضد استعماری در برابر بریتانیا و یا تمرکزکردن بر تغییر جامعه افغانی. اگر شاه امان الله موفق می‌شد افغانستان قرن بیستم متفاوتی می‌داشت.

از آن روز، فراتر از بزرگداشت یک روز تاریخی، استقلال یک مبنای مهم درک و تحلیل سیاست در افغانستان نیز شده است و کمتر کسی در نقد و بازاندیشی ارزش استقلال و استقلال‌طلبی اندیشیده است.

اینکه استقلال‌ و روایت ایدئولوژیک از آن، سیاست جامعه را به کدام سمت و سو می‌راند؟ افغان‌ها ۹۳ سال پس از استقلال چگونه به این مفهوم می‌نگرند؟

در زندگی شخصی استقلال یعنی اعتماد به نفس برای اتکا به خود. هر انسان رشد یافته و بالغ حق خود می‌داند که خوب و بد مربوط به خود را تشخیص دهد، خود تصمیم بگیرد، حاصل زحمت و تلاش‌اش را در اختیار بگیرد و هر طور که صلاح می‌داند مصرف کند.

استقلال یک ملت نیز همین خواسته‌ها را در ابعاد پیچیده‌تر و گسترده‌تر در خود دارد.

از منظر تاریخی، ملت‌هایی که علم استقلال علیه استعمار برافراشتند و در راه آن مبارزه کردند، در واقع همین خواسته‌ها را داشته‌اند که در امور مربوط به خود تصمیم بگیرند و خود از ثمره منابع خداداد و دسترنج کار و تولید بهره‌مند شوند، آزاد باشند و با احترام و عزت زندگی کنند و هم "آزادی از" سلطه و محدودیت ها و هم "آزادی در" بهره‌مندی از مواهب و امکانات را بدست آورند. (آیزایا برلین/ چهار مقاله در باره آزادی)

اما تحولات پس از استقلال زمانی گریبانگیر مردم شد که دانستند، هنوز هم خود تصمیم‌گیرنده نیستند. بازهم آزادی‌شان در گرو نظام سلطه دیگر و این بار توسط حاکم و خانواده تمامیت‌خواه و توتالیتر و یا بنیادگرایان قرار گرفته است. پس فایده استقلال‌خواهی‌ در چیست، وقتی 'دوره مستقل' از بسیاری جهات حتی بدتر از آن دروه پیشین -نامستقل- است.

استقلال و آغاز مشکل با همسایگان بحث مهمی در ثبات سیاسی است. استعمارگران که ملت‌های سرزمین‌های مستعمره‌ را با دولت-ملت آشنا کردند، رویکرد بسیار عمل‌گرایانه‌ای در پیش گرفتند و بنا بر سیاست استعماری مرزهایی رسم کردند که در واقع قلمرو نفوذ این مستعمره را از آن مستعمره مشخص می‌کرد و نه مرز میان این ملت‌ها را که بعدها اساس بسیاری از تنش‌های سیاسی میان کشورهای جهان سومی شده است.

اگر امکاناتی نباشد و هیچ چیز با ارزشی نباشد چه فرقی می‌کند که چه کسی در مورد آن تصمیم می‌گیرد، ما یا دیگران؟ بنابراین، استقلال‌خواهی تلاش برای حفظ مالکیت و افزایش ثروت و امکانات هم هست و آیا استقلال‌خواهی ما به پیش‌رفت و بهره‌مندی بیشتر و والاتر کمک کرده یا سد راه تعامل و بهره‌مندی درست از دنیای خارج شده است؟

"تجربه یک قرن به افغان‌ها می‌آموزد که میان استقلال‌خواهی و تغییر جامعه افغانی یک رابطه‌ مستقیم وجود دارد. میان سیاست سالم با قداست‌زدایی از استقلال رابطه مستقیم وجود دارد. روشنفکران نبایست یک مفهوم عوام‌فریبانه را تا این حد برجسته و فربه کنند که گفتمان نظام سلطه و پس‌ماندگی و نفی کننده ارتباطات درست انسانی در دنیای مدرن باشد. نمی‌توان مناسبات پیچیده نظام بین‌المللی را به یک گفتمان ساده و غیرعلمی فرو کاست. بجای تکرار و ستایش یک واژه‌ ایدئولوژیک، باید از خواسته‌ها و مطالبات راستین شهروندان در ایجاد دنیایی آزادتر و انسانی‌تر سخن بگوییم."

اکنون که بیشتر منابع توسعه، داخلی نیست، برای قرار گرفتن در مسیر توسعه راهی جز همگرایی منطقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای و جهانی نداریم.

چرا دولت‌های جهان سومی همواره نگران استقلال خود هستند و کشورهای دیگر را به دیده تهدید‌ به استقلال خود می‌بینند؟

این‌که چرا هنوز این واژه بیش از هر کلمه دیگر، در جهان سوم ستایش می‌شود به خاطر بار سنگین ایدئولوژیک آن در تهییج مردم و به خلسه بردن روشنفکران است. در هیچ کشور غربی، حاکم یک سخنرانی پرهیجان در مورد استقلال ایراد نمی‌کند، در حالی که حتی آمریکا نیز روزی به نام روز استقلال دارد.

در حال حاضر مناسبات کشورها در چارچوب "وابستگی متقابل" تعریف می‌شود و در واقع هر کشوری در کشورهای دیگر منافعی دارد که در گفتمان استقلال هرگز قابل پذیرش نمی‌تواند باشد.

وقتی سازمان‌های حقوق بشر کشورهایی را به نقض حقوق بشر متهم می کنند، حاکمان‌شان تنها یک راه گریز دارند که "ما یک کشور مستقل هستیم."

یکی از کاربردهای ایدئولوژیک استقلال نوعی از تقسیم بندی و جداسازی میان انسان‌ها و تعریف دوگانگی "خود" و "دیگر" است. خودی‌ها و بیگانه‌ها - که گویا برای استقلال کشور خطرناک هستند- معرفی می‌شوند.

این گونه تقسیم‌بندی‌های کاذب در کشورهای مدرن تا حد زیاد از بین رفته است. اما به شهروند جهان سومی القا می‌شود که حتی "خویشاوندانت که آن سوی مرز هستند، بیگانه هستند و برای استقلال کشور خطرناک می‌باشند، چرا که شما و آنها در دو کشور مستقل زندگی می‌کنید".

وقتی از خارج خیری برای مردم برسد، آیا باز هم مدافع استقلال باشیم؟ موارد دفاع از حقوق بشر در جهان سوم یکی از مصداق‌های برجسته است، درست است که اتهام نقض حقوق بشر خالی از بازی سیاست بین‌المللی نیست، اما همین حقوق‌بشرگرایی گاهی تنها روزنه امید و بقای مبارزان در برابر حاکمان تمامیت‌خواه است.

استقلال دستاویزی به حاکم خودکامه می‌دهد که آزادی‌ها را محدود کند و یا تمام سرمایه و انرژی جامعه را در رقابتی بی‌فایده با همسایگان یا سرشاخ شدن با جامعه بین‌المللی تلف ‌کند.

با تغییر اوضاع و احوال بین‌المللی مفاهیم هم تغییر می‌کنند و حتی یک مفهوم علمی نیز اعتبار دایمی ندارد. در قرن ۱۹ و نیمه اول قرن ۲۰ استقلال‌طلبی ایدئولوژی مقاومت و مبارزه بود، اما به نظر می‌رسد استقلال دیگر مفهومی بی‌مصداق در سیاست گشته که تاریخ مصرف آن گذشته است.

تجربه یک قرن به افغان‌ها می‌آموزد که میان استقلال‌خواهی و تغییر جامعه افغانی یک رابطه‌ مستقیم وجود دارد. میان سیاست سالم با قداست‌زدایی از استقلال رابطه مستقیم وجود دارد. روشنفکران نبایست یک مفهوم عوام‌فریبانه را تا این حد برجسته و فربه کنند که گفتمان نظام سلطه و پس‌ماندگی و نفی کننده ارتباطات درست انسانی در دنیای مدرن باشد. نمی‌توان مناسبات پیچیده نظام بین‌المللی را به یک گفتمان ساده و غیرعلمی فرو کاست.

بجای تکرار و ستایش یک واژه‌ ایدئولوژیک، باید از خواسته‌ها و مطالبات راستین شهروندان در ایجاد دنیایی آزادتر و انسانی‌تر سخن بگوییم.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.