حکومت مجاهدین به مثابه حکومت دینی

به روز شده:  11:39 گرينويچ - چهارشنبه 19 سپتامبر 2012 - 29 شهریور 1391
صبغت الله مجددی

مقولۀ حکومت دینی، یکی از مناقشه برانگیزترین مقوله های فکری بوده است که به بحث های حادی از شرق تا غرب جهان اسلام دامن زده است. این مناقشه هم میان گروه های مذهبی و سکولار جریان داشته است و هم در درون گروه های مذهبی.

گروه های سکولار با استناد به نفی ارادۀ مردم در چنین نظامی و به ویژه با توجه به تجربۀ تلخ حاکمیت کلیسا در قرون وسطی، از در مخالفت با آن در آمدند. گروه های مذهبی در این باره دچار چند دستگی بودند.

عده ای که تفسیر سیاسی از دین را مردود می شمردند در آمیختن دین و سیاست را نمی پسندیدند و میانه ای با حکومت دینی هم نداشتند. گروهی دیگر که طرفدار رابطۀ دین و سیاست یا دین و حکومت بودند، با تفاوت ظریفی که در این میان هست، به دو دسته تقسیم شدند. یک عده مانند ابوالاعلی مودودی و شماری از بنیادگرایان مذهبی پاکستان به تئودموکراسی، با همۀ ابهامی که در این اصطلاح نهفته است، روی آوردند و عده ای نیز مانند یوسف قرضاوی و اکثریت تئوری پردازان اخوان المسلمین مصر، در عین تاکید بر حکومت اسلامی، حکومت دینی را مردود دانسته و بر مدنی بودن نظام مورد نظر شان اصرار ورزیده اند.

صرف نظر از پیچیدگیهای نظری این بحث، آنچه در عالم واقع رخ داده است برقراری چند حکومت دینی/اسلامی بوده که در دو دهۀ واپسین سدۀ بیستم به ترتیب در ایران، سودان و افغانستان اتفاق افتاد.

پیش از روی کار آمدن این حکومت‌ها، بشارت‌های عظیمی به مردم داده شد که حکومت دینی راه حل همۀ مشکلاتی است که این جوامع در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و صنعتی با آن دست به گریبان اند.

پرچم حکومت مجاهدین

پرچم افغانستان در زمان حکومت مجاهدین

مردم بنا به اعتقادات مذهبی شان از این شعارها استقبال کردند به این امید که دست کم بخشی از آن وعده ها تحقق پذیرد. آنچه اما در عمل رخ داد میانۀ چندانی با آن شعارها و نویدها نداشت. تجربۀ حکومت مجاهدین در افغانستان یکی از این نمونه ها و ناکامترین آنها بود.

تجربۀ ناموفق حکومت مجاهدین هزینۀ سنگینی بر دوش گروه های هم مشرب شان در دیگر کشورهای اسلامی نهاد و به اعتبار شعارهای شان به شدت لطمه زد.

بخشی از نیروهای مذهبی هم در داخل افغانستان و هم در خارج بناچار راه سکوت در پیش گرفتند و حتی به مواضع مذهبی های غیر سیاسی که بر مفاسد سیاست برای دین تاکید داشتند متمایل شدند، و بخشی دیگر که آمادۀ عقب نشینی از سنگرهای تئوریک شان نبودند به تفسیر و تاویل این متن ناهموار پرداختند تا با تبرئه ساحتِ قدسی حکومت دینی از آنچه در این تجربه رخ داده بود، همچنان بر متمایز بودن و گره گشایی حکومت دینی پای بفشارند.

آیا حکومت مجاهدین افغانستان حکومت دینی بود

پرسش این است که آیا حکومت مجاهدین افغان نمونه ای از حکومت دینی بود یا خیر؟ و آیا حکومت دینی تفاوتی ماهوی و بنیادین با حکومتهای غیر دینی دارد یا نه؟ و اگر پاسخ مثبت است، آیا این تفاوت آن را برتر از حکومتهای عرفی متعارف می نشاند یا فروتر؟

صبغت الله مجددی در مراسم انتقال قدرت به اداره مؤقت مجاهدین در ثور 1371 خورشیدی

حکومت دینی در یک تعریف عبارت از نظامی است که رجال دین به عنوان یک قشر سازمان یافتۀ اجتماعی و دارای سلسله مراتب مشخصی آن را ایجاد نموده و پایۀ مشروعیت خود را نه بر آرای مردم بلکه بر این می گذارند که از خدا و دین او نمایندگی می کنند، و رای مردم دربهترین حالت امری درجه دوم به شمار می رود.

طبق این تعریف، حکومت مجاهدین یک حکومت دینی به معنای خاصی که بشود آن را تئوکراتیک خواند نبوده است، زیرا آنان دارای سلسله مراتب رجال دین نبودند و از نهادی با آن شکل و شمایل نمایندگی نمی کردند. این همان تاویل عمده ای است که بخشی از طرفداران اسلام سیاسی برای تبرئه حکومت دینی از عملکرد مجاهدین افغان ارائه می کنند، تا بگویند که ناکامیهای مجاهدین ربطی به حکومت دینی ندارد.

اما تعریف دیگری نیز برای حکومت دینی وجود دارد که پایه را نه بر شکل بلکه بر محتوی می گذارد و تاکید می کند که حتی اگر نهادی متشکل از رجال دین با سلسله مراتب معروف شان هم وجود نداشته باشد، تا آن گاه که متولیان یک نظام ادعای تطبیق دین و شریعت را داشته باشند و آن را مرجعیت اعلا بدانند، حکومت شان می تواند حکومت دینی نامگذاری شود. از این نظر حکومت مجاهدین و حکومت سودان در کنار حکومت ایران در شمار حکومتهای دینی قرار می گیرند.

حکومت دینی بسته به گرایشهای ایدئولوژیک گردانندگان آن، می تواند رنگهای گوناگونی به خود بگیرد و بسته به میزان رشد فرهنگی و توسعۀ اجتماعی مردمش می تواند کمابیش چنین تنوعی را بازتاب دهد. مثلا جامعۀ ایران که در مقایسه با دو کشور سودان و افغانستان، از پیش، گامهای بلندتری در مسیر توسعه برداشته بود، حکومت دینی آن نیز از جهاتی مدرن تر به شمار می رود. اما بنا به وجود سلسله مراتب خاص روحانیت و وجود نهاد قدرتمند مرجعیت مذهبی، به نظامهای سلطانی پیشامدرن شباهت بیشتر بهم می رساند. حکومتهای دینی سودان و مجاهدین افغان از این لحاظ، غلظت تئوکراتیک شان به مراتب کمتر بوده است.

اگرچه مجاهدین افغان از آن مایه دانش تئوریک برخوردار نبودند که به ظرافتهای نظری این مقوله وقوف پیدا کنند و سپس مواضع مستدلی برای خود برگزینند، اما رویهمرفته حکومت شان را می توان نمونه ای از حکومت دینی خواند، زیرا علاوه بر باورمند بودن همۀ گروه های جهادی به دین و اعتقادات مذهبی، پایۀ مشروعیت نظام شان را نیز بر التزام به آموزه های دینی نهاده بودند و می کوشیدند در حد فهم شان از شریعت و به میزان ظرفیتها و امکانهای فراهم آمده به تطبیق آن نیز کمر ببندند.

دفع فساد در حکومت های دینی

هرچند مانند دیگر حکومتهای دینی تلاشهای شان به اموری سمبولیک محدود می گردید مانند تعدیل نظام آموزشی، تغییراتی در برنامه های مربوط به رسانه های دیداری و شنیداری، تاکید بر حجاب در محیطهای عمومی، ممنوعیت مشروبات الکلی و امثال اینها که ظاهرا مهمترین دستاوردهای همۀ نظامهای دینی/اسلامی در جهان معاصر بوده است.

"پرسش این است که آیا حکومت مجاهدین افغان نمونه ای از حکومت دینی بود یا خیر؟ و آیا حکومت دینی تفاوتی ماهوی و بنیادین با حکومتهای غیر دینی دارد یا نه؟ و اگر پاسخ مثبت است، آیا این تفاوت آن را برتر از حکومتهای عرفی متعارف می نشاند یا فروتر؟"

تاکنون یکایک حکومتهای دینی یاد شده تمایز خود را نسبت به حکومتهای غیر دینی و به ویژه حکومتهای مربوط به کشورهای توسعه یافته، نه در عرضۀ خدمات بهتر برای شهروندان و نه در تامین آزادیهای عمومی و نه در تساوی حقوقی در برابر قانون و نه در رشد فرهنگی و نه در رفاه اقتصادی و اموری از این دست، بلکه در ایجاد محدودیتها و افزودن محرومیتها نشان داده اند.

گروه های سلفی و شِبه سلفی مسلمان اصل را بر جنبۀ سلبی می گذارند و می گویند "التخلیة قبل التحیلة" یعنی تهی سازی و پاکسازی پیش از آرایش و زیبا سازی است. عده ای نیز به قاعده ای فقهی استناد می کنند که "درء المفسدة أولی من جلب المصلحة" یعنی دفع فساد بهتر از تامین منفعت است. آنان این را کافی می دانند که در یک جامعۀ مذهبی جلو منکرات گرفته شود (با تعریف مشخصی که آنان از منکرات دارند) و حاکمیت نمادین شریعت استوار گردد. مدینۀ فاضلۀ این دسته از گروه های مذهبی در همین حد تحقق یافتنی است.

اگر مجاهدین افغان درگیر جنگ داخلی نمی شدند

حکومت مجاهدین افغان نیز شعاعی بیش از این نداشت و حتی اگر آن جنگها رخ نمی داد و آن ناکامی بزرگ تاریخی را ببار نمی آورد، قرار نبود که دستاوردی بزرگتر داشته باشد. آنان نیز در صدد ایجاد نظام "امر به معروف"ی بودند که مانند طالبان مردمان بیدفاع و گروه های مدنی را از منظر باورهای ایدئولوژیک شان مورد تفتیش قرار دهد و سمبولهای خاص ایشان را بر سر جامعه بگستراند. البته شعارهای پراکنده دیگری نیز در میان شان رایج بود مبنی بر دفاع از دیگر ملتهای مسلمان و مقاومت در برابر قدرتهای بزرگ، اما این شعارها با واقعیتهای پیرامونی و تواناییهای عینی شان همخوانی نداشت.

اگر از این بگذریم، دیگر چارچوبی برای توسعه و رشد جامعه در دستور کارشان نبود و عملا هیچ چشم اندازی در این زمینه به اختیار نداشتند. به علاوه، در آن حکومت ساز و کاری برای ایجاد شفافیت و جلوگیری از مفاسد مالی دست اندرکاران احزاب جهادی وجود نداشت، راهی به جذب سرمایه سنجیده نشده بود، زمینه ای به استخدام نیروهای شایستۀ ملی در صفوف نظام وجود نداشت، بحثی از حقوق شهروندان در میان نبود، دورنمایی برای رفاه مردم دیده نمی شد و از آنچه که از سیر قهقرایی جامعه جلوگیری کند نشانه ای به چشم نمی آمد.

حکومت ناکام

ناکامی حکومت مجاهدین را نمی توان صرفا به ایدئولوژیک بودن و صبغۀ دینی داشتن آن فروکاست و عوامل اجتماعی و ژئوپلتیکی و.. را نادیده گرفت، اما همچنان نمی توان انکار کرد که این حکومت محصول تلاش یک نسل از کسانی بود که بنام دین به عرصۀ سیاست پای نهادند و توجه دنیا را به خود جلب کردند و امیدهای فراوانی را در کشورهای مسلمان بر انگیختند و پس از هزینۀ سنگینی که مردم افغانستان متحمل شدند، آنان به حکومت رسیدند، اما در پایان حتی نتوانستند یک دهه از تاریخ این کشور را بنام خود رقم بزنند.

مطالعۀ حکومت مجاهدین می تواند از ابعاد مختلفی سودمند باشد و از جمله از این منظر که جوامع مسلمان با برقرار کردن چه نسبتی میان دین و حکومت می توانند الگوی بهتری برای عبور از مشکلات مزمنی که دامنگیر شان است ارائه کنند.

ناکاویده گذاشتن چنین تجاربی به تکرار بیهودۀ تاریخ منجر می شود و اجازه نمی دهد که نسلهای آینده راهی به رهایی از این وضعیت پیدا کنند؛ چیزی که قرائن همچنان حکایت از تداوم آن درزندگی افغانها دارد.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.