خروج سربازان اوباما از افغانستان، مانور انتخاباتی یا استراتژی نظامی

به روز شده:  12:09 گرينويچ - شنبه 22 سپتامبر 2012 - 01 مهر 1391

دسامبر ۲۰۰۹

باراک اوما رئیس جمهوری آمریکا در چارچوب استراتژی جدید مبارزه با تروریسم در افغانستان و منطقه، موافقت کرد که ۳۳ هزار سرباز دیگر به افغانستان اعزام کند.

این سربازان سه دسته شدند و در طول یک سال یعنی تا دسامبر ۲۰۱۰ در افغانستان مستقر شدند.

دسته اول به ولایت هلمند رفت، ولایتی که طالبان تقریبا بر تمامی روستاها و ولسوالی های آن نفوذ داشتند و سربازان بریتانیایی مستقر در هلمند، تنها در پایگاه خود و مردم عادی تنها در لشکرگاه مرکز این ولایت احساس امنیت می کردند.

دسته دوم به قندهار اعزام شدند، قندهار سال ۲۰۰۹ نیز به شدت نا امن بود و طالبان در مناطق مختلف این ولایت به ویژه در روستاها، از مردم عشر(مالیات مرسوم در زمان امارت طالبان) می ستاندند، احکام شرعی را اجرا می کردند و حملات متعددی را علیه نیروهای خارجی و افغان سازمان می دادند.

گروه سوم، در ولایت جنوب شرقی پکتیا مستقر شدند تا بر رفت و آمد شورشیانی که از خاک پاکستان وارد افغانستان می شدند، نظارت کنند و به نیروهای دیگر امریکایی که در شرق مستقر بودند، کمک کنند.

برنامه سه مرحله ای مک کرستال

بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ روابط کابل و واشنگتن بارها پر تنش شد، یکی از مهم ترین عوامل این تنش، کشته شدن غیر نظامیان در عملیات ناتو و نیروهای ائتلاف بود.

طالبان در آن سالها بر بخش‌هایی از مناطق قندهار و هلمند، نفوذ داشتند و وقتی با حملات سنگین نیروهای ناتو مواجه می شدند، خود را در روستاها و خانه های مردم مخفی می کردند. در اغلب موارد، تعقیب گریز و طالبان و نیروهای ناتو به مرگ شماری از غیر نظامیان منجر می شد و استفاده طالبان از غیر نظامیان به عنوان سپر انسانی به مهم ترین چالش نیروهای ناتو در افغانستان بدل شده بود.

ژنرال مک کریستال فرمانده پرآوازه آمریکایی که در سال ۲۰۰۸ فرماندهی نیروهای آمریکایی و ناتو را در افغانستان به عهده گرفت، سه ماه اول ماموریت خود را به مطالعه اوضاع جنگ اختصاص داد. او در پایان این بررسی سه ماهه در یک گزارش سیصد صفحه ای از باراک اوباما خواست، ۵۰ هزار نیروی اضافی در اختیار او بگذارد تا بتواند به چند هدف عمده برسد.

یک، شورشیان را از محلات مسکونی دور کند.

دو، در مناطق نا امن زمینه را برای اجرای پروژه های بازسازی فراهم کند.

سه، آموزش نیروهای افغانستان سرعت بیشتری بگیرد و سر انجام آنها آماده شوند که مسئولیت جنگ با شورشیان و تامین امنیت کشور خود را مرحله به مرحله به دست بگیرند.

آیا مک کرستال به اهداف خود رسید؟

هلمند و قندهار، اکنون با سالهای ۲۰۰۹ بسیار متفاوت است. تقریبا می شود گفت طالبان در هیچکدام از ولایت های هلمند و قندهار، پایگاه مشخصی ندارند و آنگونه که ژنرال مک کریستال گفته بود، آنها از مناطق مسکونی بیرون رانده شدند.

قبل از سال ۲۰۰۹ مک کرستال از قول یکی از متنفذان محلی در جنوب افغانستان نوشته بود، برایم روشن کنید، اینجا می مانید یا بعد از عملیات، منطقه را ترک می کنید و ما را دوباره تنها رها می کنید تا طالبان بازگردند و آنگاه شما برای بیرون راندن آنها عملیات دیگری را سازمان دهی کنید.

روال تا قبل از سال ۲۰۰۹ چنین بود. نیروهای ناتو وقتی مطلع می شدند که طالبان در جایی تجمع کرده اند، به آنها حمله می کردند و بعد به پایگاه های خود باز می گشتند، میدان خالی می ماند و مردم باید تقاص انتقام طالبان را که چرا حضور شان را به نیروهای خارجی اطلاع داده اند، پس می دادند.

بعد از افزایش ۳۳ هزار نفری نیروها، ناتو وقتی منطقه ای را از چنگ طالبان آزاد می کرد، همانجا می ماند. حالا اکثر این مناطق به نیروهای ارتش افغانستان واگذار شده و سربازان ارتش و پلیس در آنجا مستقر هستند و طالبان هنوز توان بازگشت و ماندن در اکثر مناطق هلمند و قندهار را ندارند.

با این حساب، آمریکایی ها و ناتو به هدف اول خود یعنی بیرون راندن طالبان از مناطق مسکونی رسیدند.

اما هدف دوم، یعنی اجرای پروژها های بازسازی، چندان عملی نشد و می شود گفت که نیروی ۳۳ هزار نفری اوباما، در هدف دومی موفقیتی به دست نیاورد.

اما این نیروها در تحقق هدف سومی یعنی تقویت نیروهای افغان، نیز موفق عمل کردند، برنامه انتقال مسئولیت تامین امنیت در بسیاری از مناطق اجرا شده و در حال حاضر امنیت بیش از ۵۰ درصد مناطق مسکونی را نیروهای افغان در دست دارند.

رهبری عملیات شبانه در مناطق جنوب که پس از افزایش ۳۳ هزار نفری نیروها شدت یافت و مقام های امنیتی افغان آن را در شکست شورشیان موفق ارزیابی می کنند، اکنون به عهده افغانها است.

ناتو سه روز قبل اعلام کرد که از این پس به جز در موارد بسیار مهم و حیاتی، در عملیات مشترک با نیروهای افغان شرکت نمی کنند و نیروهای افغان قادر شده اند به تنهایی علیه شورشیان بجنگند.

این اتفاقها نشان می دهد که روند آموزش نیروهای افغان مطابق برنامه پیش رفته و استراتژی اوباما که در سال ۲۰۰۹ اجرا شد، جواب مثبت داده است.

تغییر تاکتیک جنگ

"باراک اوباما تمامی ۳۳ هزار نیرویی را که به افغانستان اعزام کرده بود، طبق برنامه به خانه باز گرداند. این خروج، که در گرماگرم مبارزات انتخاباتی آمریکا انجام می شود، برای اوباما در انتخابات آینده ممکن است دستاوردی جدی باشد. اما بعید به نظر می رسد که این خروج برای آمریکا، افغانستان و دیگر اعضای ناتو که در افغانستان مشغول نبردند نیز، پیامدی صددرصد مثبت به دنبال داشته باشد."

اما آیا افغانستان ۲۰۱۲ نسبت به افغانستان ۲۰۰۹ آرام تر است؟ برای پاسخ این سوال اگر به آمار و ارقامی رسمی که از سوی ناتو منتشر شده است برویم، جواب مثبت است. ناتو در گزارشی که در سیزدهم سپتامبر امسال منتشر کرد، گفت که آمار تلفات غیر نظامیان نسبت به یک سال گذشته، ۵۳ درصد کاهش یافته است. فرماندهان ناتو همچنین می گویند که طالبان در حال حاضر هیچ پایگاهی در افغانستان ندارند و برای راه اندازی یک عملیات کوچک هم باید خیلی برنامه ریزی و هزینه کنند.

آمریکا و افغانستان پیمان استراتژیک امضا کرده اند، اما در این پیمان هنوز مشخص نشده است که آیا بعد از 2014 نیروهای آمریکایی در افغانستان خواهند ماند و اگر می مانند چه ماموریتی خواهند داشت

اما اگر وقایع روزانه را معیار بگیریم، پاسخ سوال بالا چندان مثبت نیست. حدود دو هفته پیش، ۱۵ شورشی در هلمند به یک پایگاه نظامی حمله کردند و چند جنگنده ناتو را از کار انداختند. در ژوئن ۲۰۱۱ شورشیان به هتل انترکانتیننتال کابل حمله کردند. شورشیان همچنین در یک حمله همزمان سفارت آمریکا در کابل و چند هدف دیگر را در پایتخت، هدف قرار دادند.

شورشیان همچنین توانستند برهان الدین ربانی رئیس شورای صلح را در خانه به شدت محافظت شده اش در قلب کابل، ترور کنند، آنها شماری از فرماندهان برجسته پلیس از جمله ژنرال داوود داوود و رحمن سید خیل و احمد خان سمنگانی را در سالهای گذشته در شمال افغانستان کشتند. بمب های کنار جاده ای، هر روز تلفات به جا می گذارد و نیروهای ناتو نیز در جای جای افغانستان مورد حمله قرار می گیرند.

با این حساب به نظر می رسد که افزایش ۳۳ هزار نفری نیروهای آمریکا، طالبان و در مجموع شورشیان را مجبور کرد، تا شیوه جنگیدن خود با این نیروها را تغییر دهند.

آنها پایگاه های نسبتا ثابت خود در جنوب افغانستان را از دست دادند اما در عوض به حملات خطرناک و پر هزینه به قلب پایتخت روی آوردند.

نفوذ در نیروهای امنیتی

در یک سال گذشته، نیروهای ناتو، ۳۶ بار از سوی افرادی که عضو ارتش یا پلیس افغانستان بوده اند، مورد حمله قرار گرفته و ۵۱ تن از آنها در اثر این حملات کشته شده اند.

نفوذ طالبان و دیگر گروه های شورشی در درون نیروهای امنیتی افغانستان سبب شده است، تا وزارت دفاع افغانستان پرونده تمامی اعضای ارتش را بازنگری کند. قرار است روند آموزش برخی از این نیروها تا بررسی کامل پرونده های شان متوقف شود و این نشان می دهد که اعتماد میان نیرهای افغان و ناتو که در صف واحدی می جنگند،در حالتی شکننده قرار دارد.

ژوئن ۲۰۱۱

با خروج نیروهای آمریکایی، مسئولیت نیروهای افغانستان بویژه ارتش روز به روز سنگین تر می شود از این پس همه چیز به میزان موفقیت آنها بستگی دارد

باراک اوباما در یک سخنرانی تاریخی، آغاز خروج تدریجی نیروهای آمریکا از افغانستان را اعلام کرد. آقای اوباما در ژوئن ۲۰۱۱ گفت ده هزار سرباز آمریکایی افغانستان را ترک می کنند و ۲۳ هزار سرباز دیگر نیز تا اواخر سپتامبر ۲۰۱۲ از افغانستان خارج خواهند شد.

حالا این زمان سرآمد، و باراک اوباما تمامی ۳۳ هزار نیرویی را که به افغانستان اعزام کرده بود، طبق برنامه به خانه باز گرداند. این خروج، که در گرماگرم مبارزات انتخاباتی آمریکا انجام می شود، برای اوباما در انتخابات آینده ممکن است دستاوردی جدی باشد. اما بعید به نظر می رسد که این خروج برای آمریکا، افغانستان و دیگر اعضای ناتو که در افغانستان مشغول نبردند نیز، پیامدی صددرصد مثبت به دنبال داشته باشد.

پرسش های فراوانی نظیر میزان توانایی و آمادگی ارتش افغانستان در مقابله با شورشیان وجود دارد و به سادگی نمی توان تصور کرد زمانی را که سربازان اعزام شده از سوی جورج بوش به افغانستان نیز مطابق برنامه قبلی تا اواخر سال ۲۰۱۴ می توانند به خانه بازگردند.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.