سعودی و تاسیس مرکز اسلامی در افغانستان، آیا باید نگران بود؟

به روز شده:  16:57 گرينويچ - پنج شنبه 01 نوامبر 2012 - 11 آبان 1391

مسجد فیصل یکی از بزرگترین مساجد دنیا در سال ۱۹۸۶ از سوی عربستان سعودی در اسلام‌آباد ساخته شد

شرایط آشفته، شکننده و تناقض آمیز افغانستان به گونه‌ای است که مرز فرصتها و چالشها را از میان برداشته و تشخیص سود و زیان را دشوار ساخته است.

انتشار گزارشی در باره آمادگی دولت عربستان سعودی جهت تاسیس مرکزی علمی- اسلامی در کابل، که گفته می شود در نوع خود در منطقه بی نظیر خواهد بود، به نگرانیهایی در میان بخشهایی از مردم افغانستان دامن زده است.

نگرانی از گسترش سلفیت

نگرانیها غالبا ناظر به افراطیتی است که گروه های سلفی در کشورهای مختلف اسلامی از شمال آفریقا تا آسیای مرکزی و قفقاز از خود بروز داده اند.

هجوم تبلیغاتی شدید بر مخالفان در آغاز و حذف فیزیکی آنان در پایان، از ویژگیهایی است که به باورمندان اعتقادات سلفی نسبت داده می شود.

عملکرد گروه هایی مانند سپاه صحابه در دوران طالبان در مناطقی از افغانستان از قبیل قتل عام شیعیان و حتی سنی‌هایی که در جبهۀ مخالف قرار داشتند و آتش زدن خانه‌ها و روستاهای شان، از نظر منتقدان، نمونه های عملکرد گروه های سلفی شمرده می شود.

کسانی که از تاسیس چنین مرکزی از سوی دولت سعودی درکابل هراسان شده اند از این بیم دارند که نسل جدیدی از مذهبی‌های نابردبار و نامداراگر از این طریق به صحنه بیایند و عرصه را بر دیگران تنگ کنند، کاری که به واکنش گروه های رقیب (شامل شیعیان، صوفیان، حنفیان سنتی و پاره ای از طرفداران اخوان) خواهد انجامید و آتش خشونت و نا آرامی را شعله ور خواهد ساخت.

"عربستان سعودی، برخلاف شماری از کشورهای دور و نزدیک، هیچ کمک چشمگیری پس از سقوط طالبان در راستای توسعۀ افغانستان و بازسازی زیرساختهای آن نکرده و اکنون تنها گام مهمی که در نظر دارد تاسیس یک مرکز دینی است، که این امر با وجود هزاران مدرسه و نهاد آموزشی مذهبی در افغانستان، در شمار اولولیتهای جامعۀ افغانی نیست."

از نظر این عده، مراکز وابسته به سعودی در دیگر کشورهای اسلامی تا کنون دستاوردی جز تبلیغ سلفیت/وهابیگری نداشته اند و برآیند عمومی آن پایین آمدن آستانۀ تحمل و تسامح در این کشورها، شدت یافتن رقابتهای مذهبی، اوج گرفتن دشمنی‌های دینی و سپس سربرآوردن گروه های مسلح افراطی و شروع جنگهای داخلی بوده است.

آنچه این بدبینی را قوت می بخشد این است که عربستان سعودی، برخلاف شماری از کشورهای دور و نزدیک، هیچ کمک چشمگیری پس از سقوط طالبان در راستای توسعۀ افغانستان و بازسازی زیرساختهای آن نکرده و اکنون تنها گام مهمی که در نظر دارد تاسیس یک مرکز دینی است، که این امر با وجود هزاران مدرسه و نهاد آموزشی مذهبی در افغانستان، در شمار اولولیتهای جامعۀ افغانی نیست.

مقابله با نفوذ قم

از آنسو اما، کسانی هستند که این اقدام دولت سعودی را ضرورتی می دانند که برای مقابله با نهادها و بنگاه های قدرتمند مورد حمایت قم/نجف و گروه های مورد حمایت سپاه پاسداران/سازمان اطلاعات ایران، موثر خواهد بود و دست کم از باب "نشاید برد اندُه جز به اندُه"، این عمل را راهی برای حفظ توازن قوا می دانند با این احتمال اضافی که نوعی تکثر تفاسیر و برداشتهای دینی را نیز در پی آورد.

به استدلال این عده، دیگر نهادهای مذهبی موجود در کشور نیز حامل پیام مدارا و تسامح نیستند و تاکنون نتوانسته اند در تبلیغات و آموزه‌هایی که عرضه می کنند، از مرزهای ایدئولوژیک شان به نفع منافع ملی افغانستان چشم بپوشند.

"به علاوه، دولت افغانستان می تواند راهی را باز کند تا رسانه ها و نهادهای جامعۀ مدنی بر فعالیتهای چنین مراکزی اشراف داشته باشند و افکار عمومی جامعه را از آنچه در این اماکن می گذرد مطلع سازند. "

دولت افغانستان در این میان البته فارغ از آن نگرانیها و این خوشبینی‌ها، اصل را بر این نهاده است که هر زمینه‌ای را جهت ارتباط با کشورهای دیگر که به لحاظ دیپلماتیک حاوی پیام دوستی و نزدیکی باشد، مغتنم شمارد و در شرایطی که در عرصه‌های مختلف نیازمند کمک های بیرونی است به هیچ بخششی دست رد نزند؛ به ویژه از سوی دولت متنفذ و سرمایه داری مانند عربستان سعودی که تقویت ارتباط با آن احتمالا به بالا رفتن مشروعیت دولت در چشم برخی گروه های مذهبی یاری می رساند و نیز احتمالا کفۀ نامتوازن روابط سعودی-پاکستان را اندکی به نفع افغانستان متمایل خواهد کرد.

جستجوی راهی میانه

پرسش اینک اما این است که آیا می توان با در نظر داشت ملاحظات همۀ طرفها، راهی میانه جستجو کرد که سود بیشتر و هزینۀ کمتری برای جامعۀ افغانستان داشته باشد؟

این را نمی توان انکار کرد که عمدۀ دانش آموختگان دانشگاه ها و مدارس عربستان سعودی به گرایشهای سلفی و شبه سلفی گرفتار اند و با مدارا و بردباری میانۀ کمتری دارند. هرچند استثنائاتی نیز در این میان موجود است.

این را هم اما از یاد نبریم که میان سیاستهای دولت عربستان سعودی و نهادهای غیر دولتی آن کشور تفاوتهایی وجود دارد و آن اینکه دولت سعودی مانند بسیاری دولتهای دیگر بر پایۀ منطق منافع عمل می کند و نه بر پایۀ باورهای ایدئولوژیک.

هرچند در موارد متعدد این منافع را از رهگذر برنامه های ایدئولوژیک جستجو کرده است، اما سیاست خارجی آن در مقایسه با جمهوری اسلامی ایران صبغۀ ایدئولوژیک به مراتب کمتری دارد و در نتیجه در هر جایی که بنا به اقتضای شرایط، نیازی به نادیده گرفتن ایدئولوژی سلفیت باشد از این امر ابایی نشان نمی دهد.

در مواردی دیده شده است که حتی به حمایت از حلقات و جریانهای غیر قابل قبول از نظر شیوخ سلفی نیز، هرچند به صورت محدود، اقدام کرده است.

اگر دولت افغانستان نمی تواند در این شرایط چنین کمک سخاوتمندانه‌ای را، که گفته می شود تا مرز صد ملیون دلار خواهد رسید پس بزند، قطعا می تواند نقش انفعالی خود را دست کم در این مورد کنار بگذارد و آشکارا به دولت سعودی تفهیم کند که برای پرهیز از شدت گرفتن تشنج در افغانستان لازم است برنامۀ آموزشی این مرکز رنگ ایدئولوژیک نداشته باشد و برای اطمینان از این امر می تواند در ساختن برنامۀ درسی آن نیز سهم بگیرد، البته نه لزوما به کمک دانش آموختگان نهادهای وابسته به سعودی.

تجربه کشورهای دیگر

"افزایش فعالیت گروه های متضاد به جنگی اجتناب ناپذیر منتهی خواهد شد، مگر اینکه نظریه پردازان و سازندگان اندیشۀ عمومی، کثرت گرایی و بیطرفی دولت از دعواهای ایدئولوژیک را نهادینه سازند و همزیستی مسالمت آمیز میان همۀ نحله‌های فکری را ترویج کنند تا هاضمۀ فرهنگی جامعه فراختر گردد؛ که اگر چنان بشود دیگر نباید نگران بود."

دولت افغانستان می تواند با استفاده از تجارب دیگر کشورهای اسلامی مانند ترکیه، مالیزی، مصر و.. در تاسیس دیپارتمنتهای این مرکز بر پایۀ نیازهای جامعۀ افغانی دخالت کند.

به علاوه، دولت افغانستان می تواند راهی را باز کند تا رسانه ها و نهادهای جامعۀ مدنی بر فعالیتهای چنین مراکزی اشراف داشته باشند و افکار عمومی جامعه را از آنچه در این اماکن می گذرد مطلع سازند.

این کار را می تواند در باب دیگر مدارس و حوزه های آموزشی موجود نیز روی دست بگیرد تا حرکت و فعالیت آنها با منافع ملی کشور همخوانی بیشتری پیدا کند.

شاید لازم باشد برای کاستن از نگرانیهای یاد شده نهادی تاسیس شود از نوع دیدبان رسانه ها که وظیفه اش دیدبانی نهادهای آموزشی از منظر منافع ملی افغانستان باشد.

زیرا بالا گرفتن تب تعصبات مذهبی و افزایش فعالیت گروه های متضاد به جنگی اجتناب ناپذیر منتهی خواهد شد، مگر اینکه نظریه پردازان و سازندگان اندیشۀ عمومی، کثرت گرایی و بیطرفی دولت از دعواهای ایدئولوژیک را نهادینه سازند و همزیستی مسالمت آمیز میان همۀ نحله‌های فکری را ترویج کنند تا هاضمۀ فرهنگی جامعه فراختر گردد؛ که اگر چنان بشود دیگر نباید نگران بود.

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.