دیورند؛ مرز رسمی یا قرار داد موقت -۱

به روز شده:  09:48 گرينويچ - دوشنبه 05 نوامبر 2012 - 15 آبان 1391

اخیرا مارک گروسمن نماینده ویژه آمریکا برای افغانستان و پاکستان، گفته که آمریکا "خط دیورند" را مرز رسمی میان دو کشور می داند. سفیر آمریکا در کابل نیز با تائید گفته های آقای گروسمن گفت نه تنها آمریکا بلکه اکثر کشورهای جهان خط دیورند را مرز رسمی میان دو کشور می دانند. این اظهارات به بحث‌های جدی در افغانستان دامن زده و بی بی سی فارسی دو دیدگاه متفاوت در این زمینه را منتشر می کند.

دیورند؛ نمک تازه بر زخم کهنه

غفورلیوال- رئیس مرکز مطالعات استراتیژیک افغانستان

هنری مورتمر دیورند، دبیر امور خارجه هند بریتانیایی که خط دیورند به نام او مسمی شده است

درسال ۱۸۹۳ میلادی هنری مورتمر دیورند، دبیر امور خارجه هند بریتانیایی موافقتنامه ی را برای عبدالرحمن خان پادشاه افغانستان فرستاد که براساس آن بخشی ازخاک افغانستان به عنوان منطقه تحت نفوذ هند بریتانیایی قرار می‌گرفت. با تقسیم نیمه قاره هند، به دو کشور مستقل هند و پاکستان، کشور نوتاسیس پاکستان مناطق آن سوی خط دیورند را به عنوان مناطق خودمختار قبایلی به ارث برد.

اما خط دیورند هر گز در افغانستان و هم در بین قبایل آن طرف خط، به عنوان مرز رسمی افغانستان و پاکستان شناخته نشد. چنانچه از زمان ایجاد این خط تا به امروز، هرگز آمد و رفت مردم دو سوی خط دیورند قطع نشده و این تردد همیشه بدون ویزا انجام شده است.

بعد از عبدالرحمن هر حکومتی که در افغانستان برسرکار آمده، با آنکه ماهیت مختلف و حتی متضاد داشته اند، اما در مورد خط دیورند، تقریبا موقف مشابه داشته اند و خط دیورند را به عنوان مرز رسمی به رسمیت نشناخته اند.

مردم، در افغانستان، همیشه درمورد این پدیده حساس بوده اند از این رو، مخالفت با خط دیورند وسیله مشروعیت حکومت ها شده است.

درزمان پادشاهی محمدظاهرشاه، آخرین پادشاه افغانستان و همچنان در زمان حکومت محمد داود نخستین رئیس جمهوری این کشور، نهضت پشتونستان( بازگرداندن قبایل آن سوی خط دیورند به افغانستان) باتمام قوت آن گرم بود. همه ساله نهم سنبله به عنوان روز همبستگی با پشتونها و بلوچها تجلیل می‌گردید. برنامه های رادیویی و نشراتی فراوان دراین زمینه وجود داشت، حمایت همه جانبه حکومت های افغان از قبایل آنطرف خط دیورند و احزاب ملی‌گرای پشتون همیشه مایه نگرانی پاکستان بود که گاهگاهی به ایجاد تشنج و حتی هراس درگیری بین هر دو کشور نیز رسید.

دیورند در زمان جنگ علیه شوروی

عبدالرحمن پادشاه وقت، خط دیورند را به عنوان مرز بین افغانستان و هند تحت استعمار بریتانیا پذیرفت

با سقوط جمهوریت محمد داود و به حاکمیت رسیدن حزب دیموکراتیک خلق و بعدا هجوم شوروی سابق به افغانستان، این ادعای تاریخی ابعاد جدیدی یافت؛ پاکستان که همیشه در صدد فرصت اقدام علیه افغانستان بود با پذیرش نیروهای مقاومت علیه شوروی، و بعد هم میلیون ها مهاجر افغان، بازی را به نفع خود تغییر داد.

با ضعف تدریجی حاکمیت افغانستان، پاکستان پا پیش گذاشت. شوروی هرچند، درظاهر، از ادعای پشتونستان، که هنوز هم از طرف حاکمیت مورد حمایتش درافغانستان مطرح بود، پشتیبانی می‌کرد، اما نیروهایی که نهضت پشتونستان را زنده نگه می‌داشتند روز به روز شاهد اضمحلال و نابودی این داعیه ملی درافغانستان بودند.

خط دیورند در زمان مجاهدین

با پیروزی مجاهدین و آغاز جنگ‌های گروهی در افغانستان مسأله دیورند تقریبا فراموش شد، آن عده از نهادهایی که مسؤل حمایت از قبایل و احزاب ملی‌گرای پشتون بودند، از جمله وزارت امور سرحدات وقبایل افغانستان، فلج شدند. نه درزمان حکومت مجاهدین و نه هم حتی درزمان رژیم طالبان رسمیت یا عدم رسمیت این خط در بین دو کشور به طور علنی مطرح نشد، اما وسواس و خاطرات مربوط به این داعیه همیشه دربین مردم زنده بود.

درتمام این مدت پاکستان با شدت کارکرد تا در افغانستان نفوذ بیشتری داشته باشد و اینک با استفاده از سیاست های نفوذی در افغانستان خواسته های جدیدی را به عنوان یک طرف مهم درقضیه افغانستان، پیش می‌کشید و ادعای به رسمیت نشناختن خط دیورند ازجانب افغانستان را چندان مهم تلقی نمی‌کرد.

واما نیروی های ملی‌گرا در داخل و خارج از افغانستان با تدویر محافل، انجمن ها، نشرات و تحقیقات تاریخی، داعیه الحاق خاک ازدست رفته را مطرح می‌کردند. تعدادی ازمورخان و استادان حقوق و علوم سیاسی با یافته های جدید شان حقانیت معاهده دیورند را زیر سوال بردند و با گذشتن صدسال از توافق مذکور آنرا در سال ۱۹۹۳ عملا فاقد اعتبار دانستند.

ازجمله دکتور محمدحسن کاکر از چهره های شناخته شده علمی درتاریخ و مسایل سیاسی افغانستان نوشت : "نکته دیگر درمورد ماهیت توافقنامه دیورند این است که (این موافقتنامه) موقت است نه دایمی، درحقیقت این موافقتنامه برای آن بوجود آمد که برتانوی ها(انگلیس ها) بر مناطق استراتژیکی تسلط داشته باشند که مانع هجوم روسیه تزاری بر هند ازراه افغانستان گردیده بتوانند."

و اما بعد از یازدهم سپتمبر

حادثه یازدهم سپتمبر و لشکرکشی غرب به افغانستان صفحه جدیدی را در تاریخ منطقه برگردانید، برگشت به افغانستان فراموش شده و ابراز پشیمانی از تنها گذاشتن این کشور، افغانستان را برای مدتی در محراق توجه جامعه جهانی قرار داد، برای بر پا ایستادن اینکشور هنگامه ی سرازیر شدن کمک ها گرم شد و بعضی ها تصور کردند که افغانستان به سویس آسیا مبدل خواهد شد.

"در این میان گروه سوم هم وجود دارد، حکومت های گذشته انتقاد می‌نمایند که از حق دستیابی افغانستان به جغرافیای تاریخی آن تنها با شعار و ترانه حمایت کرده اند و هرگز در راستای قابلیت عملی افغانستان نکوشیده اند. آنها تاکید می‌کنند که باید تمام تلاش را به خرچ داد تا افغانستان از موقعیت یک قربانی بازی جاری در منطقه بیرون آمده و خود به یک طرف بازی تبدیل شود و با توصل به وحدت ملی و پیشرفت اقتصادی توان آن را به دست آورد تا با قاطعیت درمورد قضیه بزرگ چون خط دیورند ، باحمایه مردم وارد صحنه شود."

این هنگامه ها وزمزمه ها، هرچند هرگز تحقق نپذیرفت، اما همسایگان به ویژه پاکستان را به شدت نگران ساخت. پاکستان درحالیکه به خاطر حمایتش ازگروه طالبان زیر ذره بین غرب قرار داشت بدون سراسیمه گی از یک طرف درجنگ علیه القاعده و طالبان با جامعه جهانی همکاری کرد اما ازطرفی هم تمام تلاشش را کرد تا در قضیه افغانستان صاحب نفوذ و همچنان تأثیر گذارباقی بماند.

دراین راستا تا وخیم شدن روابطش با امریکا پیش رفت اما دست از افغانستان نکشید. ظاهر قضیه این بود که درکنار منافع عمده و جدیدش در قضیه افغانستان خرده نگرانی هم ازبابت زخم کهنه دیورند داشت که مبادا ازطرف یک افغانستان قوی و مورد توجه جهانی دوباره متورم شود.

عصر نو و برخورد افغانها با مسأله دیورند

امروز، آنچه مداخله پاکستان در امور افغانستان عنوان می‌شود، به شدت ذهنیت عامه افغانها را درمقابل این همسایه حساس کرده است و هرچند در عرصه بین المللی و بویژه نظامی و اقتصادی پاکستان یک کشور به مراتب برتر و مهم تر از افغانستان برای جامعه جهانی پنداشته می‌شود، اما در افغانستان به سرعت طرفدارانش را ازدست می‌دهد.

درچنین وضعیتی طرح به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز بین المللی بین افغانسان و پاکستان ازطرف آمریکا و بعدا پاکستان اضطراب جدیدی را در افغانستان و تعدادی از پشتونهای آن طرف دیورند ایجاد کرده است.

حکومت افغانستان به سرعت واکنش نشان داد و اظهارداشت که حق تصمیم‌گیری در این مورد با مردمان هر دو سوی خط دیورند است نه آمریکا و یا هرحکومتی درمنطقه. دو حزب مطرح ملی‌گرای پشتون ( حزب برسراقتدارنشنل عوامی پارتی درایالت خیبر پشتونخوا و حزب پشتونخوا به رهبری محمود خان اچکزی دربلوچستان) نیزبا اظهار مخالفت شان علیه ادعای به رسمیت شناختن این خط، موقف مشابه به حکومت افغانستان داشتند و هرگونه تصمیم‌ گیری دراین مورد را حق اقوام هر دو طرف خط دانستند.

ملی‌گرایان افغان با طرح اعتراض‌های جدی، صداقت آمریکا در مورد افغانستان را زیر سوال بردند و گروه‌ها یا افرادی هم هستند که ازاین طرح استقبال کردند.

نگاه اوپوزیسیون

داوود خان نخستین رئیس جمهوری افغانستان، به الحاق پشتونهای آنسوی مرز به افغانستان، تاکید داشت و روابط اش برسر این مساله با پاکستان پر تنش شد

آنچه باعث نگرانی ملی‌گرایان افغان شد، پنداری بود که گویا دراین اواخر بخشی از اپوزیسیون سیاسی حکومت افغانستان که به جناح موسوم به ایتلاف شمال منسوب بوده اند، تلاش دارند که روابط خود را با پاکستان بهتر سازند. در این زمینه باوری بوجود آمده است که این جناح درمورد به رسمیت شناختن خط دیورند انعطاف نشان داده و یک قدم به پاکستان نزدیک شده اند.

از مدتی به این‌‌ سو مقالاتی هم درنشرات منسوب و یا متمایل به این گروه‌ها در زمینه ضرورت به رسمیت شناختن خط دیورند، منتشر شده که همزمان بوده است با دیدارهای رهبران اپوزیسیون با مقامات پاکستانی.

استدلال افراد و یا گروه‌های طرفدار به رسمیت شناختن دیورند این است که گویا این معضله تاریخی پای پاکستان را به قضیه افغانستان کشانیده است وتا زمانی که افغانستان این خط را به رسمیت نشناسد پاکستان به مداخله درامور افغانستان ادامه خواهد داد.

ازجانبی هم این افراد و گروه ها که بیشتر غیرپشتون هستند، ترس دارند که با الحاق مجدد اراضی مورد نظر، پشتونها به یک اکثریت قاطع تبدیل خواهند شد، اما مخالفان این نگرانی معتقدند که با داشتن یک نظام دموکراتیک این مهم نیست که کدام قوم اکثریت است. آنهایی که با طرح به رسمیت شناختن این خط مخالفند باور دارند که پاکستان در افغانستان اهدافی مهمتر و بیشتری نسبت به مساله دیورند دارد و هیچ تضمینی وجود ندارد که به رسمیت شناختن این خط ذره ای ازمداخلات آن کشور را درامور افغانستان کم کند.

نگاه متفاوت

در این بین گروه سوم هم وجود دارد، که می‌توان آنرا جناح واقعیت‌گرا نامید و بیشترجانب عملی مساله را پیش می‌کشند، این گروه باور دارند که پاکستان یک کشور دارای سلاح هسته ای است و از نظر جمعیت و اقتصاد نیز بیشتر و تواناتر از افغانستان است. هنوز میلیون‌ها مهاجر افغان در آن‌کشور حضور دارند که در شرایط پیچیده ایدیولوژیک وا جتماعی پاکستان زندگی مینمایند و حلقات سیاسی – نظامی پاکستان همیشه میتوانند ازمیان آنها سربازگیری کنند.

به نظر این گروه؛ اراضی آن سوی خط دیورند با زور از افغانستان جدا شد و تا زمانی که افغانستان روی پای خود ایستاده نشود، آواره گانش را فرانخواند و صاحب یک حاکمیت قوی دارای مشروعیت ملی نباشد با خط دیورند کاری نمی توان کرد.

"آنچه مردم افغانستان را تکان داد طرح ناگهانی به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز ازطرف آمریکا بود، مردم می‌پرسند: اینهمه چرا حالا واقع می‌شود، در زمانی که به رسمیت شناختن یا نشناختن این مرز ازجانب افغانستان و یاهم پاکستان به عنوان یک شرط روی میز گفتگوی سیاسی نرفته است."

این گروه از حکومت های گذشته انتقاد می‌نمایند که از حق دستیابی افغانستان به جغرافیای تاریخی آن تنها با شعار و ترانه حمایت کرده اند و هرگز در راستای قابلیت عملی افغانستان نکوشیده اند. آنها تاکید می‌کنند که باید تمام تلاش را به خرچ داد تا افغانستان از موقعیت یک قربانی بازی جاری در منطقه بیرون آمده و خود به یک طرف بازی تبدیل شود و با توسل به وحدت ملی و پیشرفت اقتصادی توان آن را به دست آورد تا با قاطعیت درمورد قضیه بزرگ چون خط دیورند ، با حمایه مردم وارد صحنه شود.

آنچه مردم افغانستان را تکان داد طرح ناگهانی به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز ازطرف آمریکا بود، مردم می‌پرسند: اینهمه چرا حالا واقع می‌شود، در زمانی که به رسمیت شناختن یا نشناختن این مرز ازجانب افغانستان و یاهم پاکستان به عنوان یک شرط روی میز گفتگوی سیاسی نرفته است.

اینک گمانه زنی‌های بوجود آمده است که آمریکا می‌خواهد به پاکستان امتیاز بدهد، اما سوال این است که امتیاز دهی درمقابل چه و چرا؟ آمریکا در آستانه خروج از افغانستان چه نقش جدیدی را برای پاکستان در نظر گرفته است؟ و آیا جنگ نیابتی جاری که انگیزه های عقیدتی و ایدیولوژیک دارد با پیش کشیدن اینگونه طرح‌های حساسیت برانگیز دارای جوانب ملی و همگانی نخواهد شد؟

مردم در افغانستان با اینگونه پرسش ها، ابهامات و نگرانیها به سال ۲۰۱۴ می‌نگرند، سالی که هنوز هم درغبار بیم وامید پنهان است.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.