سهم ناچیز افغانستان از رابطه با چین

به روز شده:  09:56 گرينويچ - شنبه 10 نوامبر 2012 - 20 آبان 1391

مناسبات دیپلوماتیک در تاریخ معاصر میان دولت افغانستان و چین در سال ۱۹۵۵ آغاز شد که سفر چوان‌لای نخست وزیر چین را به افغانستان در پی داشت.

نخست وزیر چین در این سفر مهم مبحث مرزی با افغانستان و تعمیم روابط اقتصادی را با پادشاه آن زمان افغانستان محمد ظاهر و نخست وزیر محمد داوود در میان گذاشت.

این مأموریت با اهمیت زمینه را برای حل دشواری‌های مرزی میان دو کشور باز کرد. به زودی نخست وزیر محمد داوود به پیکن سفر کرد و ارادۀ افغانستان را برای حل دشواری‌های مرزی با مائو تسه‌تونگ رهبر چین مطرح کرد.

در سال ۱۹۶۳ هیأت با صلاحیتی از پیکن به کابل سفر کرد و قرارداد تأریخی حل منازعات مرزی میان واخان ولایت بدخشان با ایالت سین‌کیانگ چین به امضأ رسید.

چوان لای، نخست وزیر پیشین چین نخستین مقام ارشد چین در تاریخ معاصر بود که از افغانستان دیدن کرد

حل منازعات مرزی میان دو دولت همسایه، زمینه های بهبود مناسبات سیاسی و اقتصادی دو کشور را مساعد ساخت. در سال ۱۹۶۴ محمد ظاهر، شاه افغانستان از پیکن بازدید رسمی کرد و یکسال بعد رژین ویو، یکی از رهبران برجستۀ حزب کمونیست و معاون نخست وزیر چین از کابل بازدید کرد و قراردادهای کوتاه مدت همکاری با همدیگر بستند.

چین و کودتاهای افغانستان

در جولای ۱۹۷۳ پس از کودتای محمد داوود، چینی‌ها با احتیاط کامل، حوادث افغانستان را دنبال می‌کردند.

هرچند آنها در ۲۸ جولای نخستین دولت جمهوری را در افغانستان به رسمیت شناختند، اما از روابط نزدیک محمد داوود با روس‌ها نگران بودند.

در آوریل سال ۱۹۷۸ در نتیجه یک کودتای نظامی جمهوری دموکراتیک افغانستان به وجود آمد. در سوم می سال ۱۹۷۸ نامۀ از سوی شورای انقلابی و رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان به رهبری حزب کمونیست چین فرستاده شد و از آنها تقاضای به رسمیت شناسی و ادامۀ روابط دیپلماتیک شد.

چینی‌ها به این یادداشت لبیک گفتند و جمهوری دموکراتیک افغانستان از سوی پیکن به رسمیت شناخته شد. اما نزدیکی دولت افغانستان با حزب کمونیست شوروی، چین را نگران ساخته بود. در ۲۵ دسامبر سال ۱۹۷۹ قشون سرخ افغانستان را اشغال کرد و سبب خشم پیکن شد.

در ۳۰ دسامبر همان سال، پیکن اعلامیۀ پخش کرد که در آن حملۀ نیروهای روسی را به افغانستان با شدیدترین الفاظ تقبیح کرد.

این اعلامیۀ فحوای به رسمیت شناختن دولت کابل از سوی پیکن را زیر سوال برد و چین سفیرش را از افغانستان فراخواند و نمایندگی اش را در این کشور به حالت نیمه فعال و نمادین باقی گذاشت.

سقوط رژیم دکتور نجیب الله در سال ۱۹۹۲همراه بود با آغاز جنگ‌های داخلی. در سال ۱۹۹۳ پیکن تصمیم گرفت تا تمام کارمندان باقی‌مانده در کابل را فراخواند و این سفارت در کابل به حالت تعلیق درآمد.

در زمان طالبان، مناسبات دو کشور در سرد ترین دوران سیاسی خویش قرار گرفت و چین از اینکه طالبان رزمندگان اویغور را که طرفدار جنبش اسلامی ترکستان شرقی بودند، حمایت می‌کرد، سخت نگران بود.

چین و افغانستان پس از طالبان

پس از سقوط رژیم طالبان و ایجاد دولت مؤقت در افغانستان، زمینه های جدیدی در مناسبات میان دو دولت فراهم شد.

در دسامبر ۲۰۰۱ دولت افغانستان از سوی پیکن به رسمیت شناخته شد و در سال ۲۰۰۲ رئیس جمهور حامد کرزی از پیکن بازدید کرد و مورد استقبال گرم قرار گرفت.

در نتیجۀ این مأموریت نخستین قرار داد همکاری‌های اقتصادی میان دو کشور به امضأ رسید و چین به یکی از بازیگران خوب بازسازی افغانستان مبدل شد.

مناسبات نه چندان خوب در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، میان دو دولت همجوار چین و افغانستان، در دوران جنگ سرد و یک دهۀ پس از آن، باعث از هم گسیختگی روابط بین المللی میان دو دولت شد؛ امّا پس از سقوط طالبان هردو دولت منافع مشترکی حاصل کردند که عبارت از تضعیف بنیادگرایی اسلامی به حساب می‌آید.

شکل‌گیری منافع مشترک میان دو دولت، فضای باز سازی را برای دولت افغانستان از سوی چینی‌ها بیشتر مساعد ساخت و این مناسبات که از سنگینی دوران جنگ سرد رنج می‌برد، به بهترین دوران مناسبات سیاسی هردو کشور مبدل شد.

دولت چین، یکی از حامیان مهم بازسازی ساختارهای از هم گسیختۀ نظام است. چین، در این راه، منابع بشری و مادی فراوانی را به مصرف رسانیده است، که قابل یادآوری است.

درین اواخر، برنامه های نسبتاً گسترده‌ای، در زمینۀ بهبود مناسبات اقتصادی میان دو دولت راه اندازی شده است، که نشانۀ خوبی برای بهبود مناسبات سیاسی نیز به شمار می‌رود. امید می‌رود تا هر دو دولت بتوانند به شرکای مهم اقتصادی همدیگر مبدل گردیده، زمینه های ایجاد اشتغال و عمران را فراهم سازند.

جمهوری مردم چین و دولت افغانستان، در عرصۀ روابط اقتصادی دارای سابقه خوب تأریخی هستند.

چینی‌ها بازار خوبی از کالاهای مصرفی را برای افغان‌ها گشاده اند؛ اما سوگمندانه باید گفت که رژیم‌های سیاسی در افغانستان در طول تأریخ نتوانسته اند، از ظرفیت بزرگ و توانایی با اهمیت چین، برای توسعۀ اقتصادی کشور، استفاده کنند.

چین تا کنون بزرگترین سرمایه‌گذاری خارجی را در افغانستان در معدن مس عینک این کشور انجام داده

در اواخر قرن پیش، زمینه های خوبی برای جذب سرمایه و ایجاد سرمایه گذاری چین به افغانستان مساعد بود؛ اما نبود برنامه های مفید اقتصادی که بتواند زمینه های رشد اقتصاد کشور را، با استفاده از موقعیت جیواکونومیک افغانستان، مساعد بگرداند، فراهم نشد.

این درحالیست که ۱۷ کشور همسایۀ چین، از این امتیاز سود بردند و با این غول اقتصادی جهان، پیوندهای خوب اقتصادی ایجاد کردند.

در این زمینه می‌توان از دولت‎های آسیای میانه، جمهوری قرقیزستان و قزاقستان نام برد. این دولت‌ها، با استفاده از همسایگی چین توانستند زمینه های گستردۀ اقتصادی را برای بهبود وضعیت اقتصادی خویش فراهم سازند.

استفاده از تجارب همسایه‌ها

دولت افغانستان باید در زمینه روابط اقتصادی با چین، از درسهایی منطقه‌ای آموخته و زمینه های بهبود مناسبات اقتصادی خویش را در چهارچوب استراتژی منظم اقتصادی با دولت چین هماهنگ سازد.

هرچند پس از سقوط نظام طالبان در افغانستان، قراردادهای اقتصادی با چین در عرصۀ استخراج معادن به امضا رسید که از مهم‌ترین آنها می‌توان از قرار داد استخراج مس در منطقه مس عینک نام در جنوب کابل برد.

در عرصۀ سیاسی نیز باید دولت افغانستان، توجه بیشتری بر بهبود روابط سیاسی خویش با چین مبذول بدارد.

چین، به عنوان عضو دایمی شورای امنیت و با داشتن مناسبات حسنه با دولت‌های روسیه، ایران، پاکستان و در حدود معینی هندوستان، می‌تواند نقش مهمی را در ثبات منطقه‌ای داشته باشد.

"افغانستان، با در نظرداشت پیمان استراتژیک با ایالات متحدۀ امریکا، باید روابط با اهمیت خود را با سازمان همکاری‌های شانگهای نزدیکتر سازد. در این زمینه نقش روسیه و چین، همراه با کشورهای آسیای میانه، از اهمیت بسیاری برخوردار است."

از سوی دیگر، نقش با اهمیت چین در آسیای میانه باعث می‌شود تا افغانستان توجۀ زیادی به این کشور بزرگ داشته باشد.

چین، دارای قدرت هسته‌ای است و امکانات گسترده‌ای در زمینۀ تجهیزات و نفرات نظامی دارد. مطابق به پیش‌بینی هایی که صورت گرفته است، چین به زودی، به ابر قدرت مهم اقتصادی مبدل خواهد شد.

این مسأله با اهمیت، نباید از استراتژی روابط بین المللی و سیاست خارجی افغانستان به دور بماند. گسترش برنامه های دفاعی سازمان همکاری‌های شانگهای به برنامه‌های تقویت فن‌آوری و اطلاعاتی، زمینۀ آن را فراهم ساخته است تا دولت‌های ایران، هند، مغولستان و پاکستان در جمع اعضای نظارتی آن شامل شوند.

افغانستان، با در نظرداشت پیمان استراتژیک با ایالات متحدۀ امریکا، باید روابط با اهمیت خود را با سازمان همکاری‌های شانگهای نزدیکتر سازد. در این زمینه نقش روسیه و چین، همراه با کشورهای آسیای میانه، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

افغانستان کشوری است که با دشواری‌های گستردۀ اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مواجه است.

درس‌هایی که از تجارب غنی کشور همسایه می‌توان آموخت، تلاش برای بهبود و توسعۀ متناسب با شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در کشور است.

کشور چین، زمینۀ مساعدی برای ایجاد حمایت‌های منطقه‌ای برای افغانستان، در بخش‌های اقتصادی و سیاسی به حساب می آید.

بسترسازی برای سرمایه گذاری چین در افغانستان، ارادۀ حمایت‌های سیاسی چین برای افغانستان را خلق می‌کند.

چین، با داشتن جایگاه مهمی در منطقه، می‌تواند نقش با اهمیت در ثبات منطقه و حمایت از افغانستان داشته باشد.

این روش می‌تواند زمینۀ خوبی باشد برای کاهش بنیادگرایی و دهشت افگنی در منطقه، به ویژه در افغانستان، که از این بابت رنج فراوانی برده است.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.