شهرت 'گم‌نامی'؛ روایت ادبی یا اعتراض مذهبی

به روز شده:  12:21 گرينويچ - شنبه 12 ژانويه 2013 - 23 دی 1391

تابستان سال ۱۳۸۸ بود که ناگهان انتشار رمانی، جامعۀ ادبی کابل را غافل‌گیر کرد؛ 'بلوای خفته‌گان' نوشتۀ تقی بختیاری.

هر دو اسم تازه پا به میدان ادبیات داستانی گذاشته بودند، اما محکم و پر صلابت. به همین سبب خیلی‌ زود همه از بهت‌زدگی بیرون آمدند و دیدگاه‌های‌شان را پیرامون کتاب و نویسنده‌اش بیان کردند.

یکی از نویسندگان نام‌آشنای کشور گفت که بلوای خفته‌گان بهترین رمان است، اگر گارسیا مارکز و صدسال تنهایی‌اش نبودند. اما بختیاری مرد پاسخ و گفت‌وگو دربارۀ کار خود نبود و هم‌چنان غایب و منزوی، ماند.

در پاییز امسال، بختیاری یک بار دیگر آفتابی شد و این‌بار با گم‌نامی‌اش. رمانی با ۲۷۲ صفحه و بیانی متفاوت از بلوای خفته‌گان.

گم‌نامی ‌داستان مردی‌ است به نام میرجان که در دامنه‌کوه‌های ارزگان زاده شده است. او در نوجوانی در پی درگیری با ملای مسجد قریه، از روستای خود می‌گریزد و به اصفهان می‌رود، تا دانش دینی بیاموزد.

اما تجاوز مدرسش، حاج سید ابراهیم اصفهانی، پای او را به تهران می‌کشاند. مرگ پدر، عزم میرجان را جزم می‌کند تا دوباره به ارزگان بازگردد ولی بازگشت مولوی تورگل به ارزگان او را ناچار می‌سازد به پشاور برود.

پس از سقوط طالبان، میرجان مثل هزاران مهاجر دیگر از پشاور به کابل بر می‌گردد، اما دیگر آن میرجان گذشته نیست.

"گم‌نامی ‌داستان مردی‌ است به نام میرجان که در دامنه‌کوه‌های ارزگان زاده شده است. او در نوجوانی در پی درگیری با ملای مسجد قریه، از روستای خود می‌گریزد و به اصفهان می‌رود، تا دانش دینی بیاموزد. اما تجاوز مدرسش، حاج سید ابراهیم اصفهانی، پای او را به تهران می‌کشاند."

مردی‌ است که حوادث روزگار پخته‌اش کرده، کتاب خوانده، سفر کرده و تجربه آموخته است. او در کابل به روزنامه‌نگاری می‌پردازد و در عالم ناشناسی، عاشق خواهر رضاعی‌اش می‌گردد و بعد کارشان به جایی می‌کشد که از نظر دین جرم است.

میرجان در شب دهم محرم به جرم بی‌احترامی ‌به مقدسات و عمل زنا به زندان می‌افتد و حکم تکفیرش صادر می‌شود.

رمانی از نظر ساختاری متوسط

ساختار این داستان خیلی پیچیده نیست. روایتی خطی، بافتی کلاسیک و قالبی کلیشه‌ای دارد.

تقریباً هیچ گونه تازگی در ساخت آن دیده نمی‌شود. قصه در فرایند تداعی فرازهایی از خاطرات گذشتۀ راوی شکل گرفته و این خاطرات، در واقع حوادث دست‌چین شده‌‌ای ا‌ست که در یک مونولوگ خطی با خواننده در میان گذاشته می‌شود. نوعی تک‌گویی درونی که در داستان امروز فارسی، به یک سنت تبدیل شده است.

پرداخت این‌گونه باعث می‌شود تا خواننده با یک کلی‌گویی مواجه باشد. توصیف جزئیات صحنه‌ها نیز عمد دارد، درست جایی که نویسنده اراده کرده تا دریافت‌های فلسفی- اخلاقی‌اش را به گوش خواننده بچکاند.

تقی بختیاری

  • تقی بختیاری در ۱۳۵۳ در منطقه جاغوری ولایت غزنی متولد شد.
  • در سال ۱۳۷۵ در رشته روزنامه‌نگاری از دانشگاه بلخ مدرک کارشناسی گرفت.
  • در سال ۱۳۸۴ مدیر مسئول هفته نامه "نگاه نو" بود و در سال ۱۳۸۸ با چاپ رمان "بلوای خفتگان" به شهرت رسید.
  • او در چند سال اخیر عمدتاً مشغول کار در سازمان های بین‎المللی مستقر در افغانستان بوده است.
  • اخیراً آقای بختیاری با انتشار رمان "گم‎نامی" تهدید به مرگ شد و افغانستان را ترک کرد.

ویژگی و رفتار شخصیت‌ها بیشتر بیانی‌اند تا نشان دادنی. رفتار شخصیت‌ها گاهی مصداق اند برای توصیف شخصیت‌ها از زبان راوی. به گونه‌‌ای که پس از توصیف مستقیم یک شخصیت از زبان راوی، حادثه‌‌ای نیز اتفاق می‌افتد، تا مؤید شناخت نویسنده از شخصیت داستانش باشد. حوادث کاملاً رئال‌اند و در یک فصل‌بندی نه چندان جدید، روایت هر حادثه آگاهانه دو شق می‌شود تا حس خواننده برای پی گرفتن رمان تحریک شود.

داستان به شدت با موعظه‌های فلسفی اخلاقی آمیخته است، آن‌گونه که در هر حادثه نویسنده دریافت و شناخت جدیدی از زندگی و جهان خودش ارائه می‌کند.

موعظه‌های اخلاقی فلسفی گاهی در میانۀ یک حادثه بیان می‌شوند و گاهی هم در پایان آن و گاهی این فلسفه‌بافی‌ها چنان کسالت‌آور‌ می‌شود که اگر خواننده لطف کند و کتاب را زمین نگذارد، حتماً شک می‌کند که درس اخلاق می‌خواند تا رمان.

ظاهراً طرح اولیه گم‌نامی ‌ظرفیت زیادی برای ایجاد یک ساختار موزاییکی در خود داشته، اما انگار نویسنده یا این طرز پرداخت را فراموش کرده و یا هم اصلاً چنین ساختی را مد نظر نداشته است.

به گونۀ مثال، راوی در آغاز داستان از بیزاری‌اش نسبت به عکس، تشریفات و دهان‌های بدبو یاد می‌کند؛ نوعی شناساندن مستقیم شخصیت راوی به خواننده.

اما خواننده تا پایان داستان در رفتار راوی چنین تنفری را مشاهده نمی‌کند. در حالی‌که خوانندۀ حرفه‌ای در همان آغاز داستان گمان می‌برد که توصیف چنین نفرتی از عکس، دهان‌های بدبو و تشریفات، نقشی در پیش‌برد داستان خواهد داشت.

بختیاری می‌توانست با پرداختن به این ویژگی‌های رفتاری راوی، خط دیگری را در نظام روایت ایجاد کند. به گونه‌‌ای که در کل داستان، سطح مستقلی از چیدمان حوادث به وجود می‌آمد و این بی‌تردید در ساختار کلی داستان، طرح جدیدی می‌افگند.

اما در هر حال، چنین نشده و حتا این ویژه گی‌های رفتاری، چون توصیف اضافی، منطق رئال داستان را بر هم زده است. بنابراین، رمان گم‌نامی ‌از منظر کشف، ساخت و پرداخت هنری یک رمان متوسط است.

دین، زن و محرومیت جنسی

دین، زن و محرومیت جنسی سه موضوع مهمی‌ است که گم‌نامی ‌در یک زنجیرۀ به‌هم‌پیوسته به آن می‌پردازد.

"گم‌نامی چشم تاریخ، جامعه و دین را نسبت به زن اندازه می‌گیرد و سختی سنت دیرینۀ نهادهای اجتماعی، مذهبی و سیاسی را برای خواننده نشان می‌دهد. این کتاب دلیل این سنگ‌وارگی را در قرائت رسمی ‌از آموزه‌های دینی می‌بیند و بیان می‌دارد که تاسیسات و تیکه‌داران دینی همه چیز را مطابق منافع خودشان تفسیر می‌کنند."

حوادث داستانی، ماهیت این پدیده‌ها را موشگافی می‌کند، آسیب‌هایش را بر می‌شمرد، عواملش را روشن می‌سازد و نتیجه می‌گیرد که انسان این سرزمین، بدبخت‌ترین انسان جهان معاصر است.

بنابراین، می‌توان گفت که گم‌نامی ‌از این رهگذر، برشی از تاریخ و جامعۀ کنونی ما است.

این کتاب چشم تاریخ، جامعه و دین را نسبت به زن اندازه می‌گیرد و سختی سنت دیرینۀ نهادهای اجتماعی، مذهبی و سیاسی را برای خواننده نشان می‌دهد.

گم‌نامی، دلیل این سنگ‌وارگی را در قرائت رسمی ‌از آموزه‌های دینی می‌بیند و بیان می‌دارد که تاسیسات و تیکه‌داران دینی (متولیان) همه چیز را مطابق منافع خودشان تفسیر می‌کنند.

به همین سبب، به اخلاق، افکار و دم و دستگاه تیکه‌داران دینی می‌تازد. هرچند گم‌نامی‌ نخستین اثری هنری نیست که واعظان و تفسیرهای ناروای آنان را از متون دینی، آماج حمله‌اش قرار می‌دهد.

دیوان حافظ پر از نقد واعظان است که شش‌صد‌سال پیش این‌گونه به آنان تاخته است.

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

شاید بختیاری دریافت سلفش حافظ را، یک بار دیگر در گم‌نامی ‌به خاطر می‌آورد و نمونه برجسته این واعظان را در چهره ملای 'کندلو' نشان می‌دهد که حکم قتل زن شربت‌گل را صادر کرده است، بعدتر آن را در شخصیت حاج سید ابراهیم اصفهانی می‌یابد که به محض یافتن خلوتی، به راوی تجاوز می‌کند.

و سپس در چهره واعظی دیگر که بالای منبر رفته، حکم تکفیر مردی را صادر می‌کند که مرتکب استمنا شده است.

از این‌رو می‌توان گفت که طرح محتوایی گم‌نامی، درست بر بنیاد همان بیت حافظ بنا شده است و پس از گذشت سده‌ها هنوز تغییری در ساحت فکر، اجتماع و فرهنگ این جغرافیا پدید نیامده است.

"گم‌نامی ‌تلویحا به این نتیجه می‌رسد که مبارزه با غرایز جنسی به جز از سرکوب عقده چیز دیگری را بار نمی‌آورد و بنابراین، نباید در برابر نیاز طبیعی، موضع خصمانه گرفت. شاید برای توجیه همین دریافت است که راوی با یک فهم متفاوت و عمیق عرفانی از دین؛ می‌خواهد به زن، سکس و غریزۀ جنسی رنگ آسمانی بدهد تا ساحت مقدس این نیاز طبیعی را برای تیکه‌داران دینی نشان داده باشد."

اعدام زن شربت‌گل به جرم عشق گوربزخان، رساترین نمونۀ نگاه سنتی به زن، در سرزمین راوی است.

سرزمینی که در آن فقر جنسی بیداد می‌کند، ولی جماعت مذکر راه چاره آن را در زن‌ستیزی می‌بینند.

از روی همین عقده تاریخی است که زن شربت گل، برچسب زنا می‌خورد و او را به دم اسپ‌ها می‌بندند تا چندین پاره گردد، اما در حین اجرای اعدام، میل پنهان جنسی همه آن جماعت مذکر، از چشم راوی پوشیده نمی‌ماند.

گم‌نامی ‌تلویحا به این نتیجه می‌رسد که مبارزه با غرایز جنسی به جز از سرکوب عقده چیز دیگری را بار نمی‌آورد و بنابراین، نباید در برابر نیاز طبیعی، موضع خصمانه گرفت.

شاید برای توجیه همین دریافت است که راوی با یک فهم متفاوت و عمیق عرفانی از دین؛ می‌خواهد به زن، سکس و غریزۀ جنسی رنگ آسمانی بدهد تا ساحت مقدس این نیاز طبیعی را برای تیکه‌داران دینی نشان داده باشد.

هیاهوی محافظه‌کاران

به نظر می‌رسد آن‌چه احساسات روحانیان محافظه‌کار را برانگیخته، همانا پرداختن به ماهیت کسانی در گم‌نامی‌ است که گاه تیکه‌داران (متولیان) دین خوانده می‌شوند. اما این حقیقت، به طرز عجیبی زیر سایۀ خوانش ناروا از یک متن ادبی، پنهان مانده است.

شماری از روحانیان محافظه‎کار آقای بختیاری را متهم به کفرگویی و توهین به روحانیت و مقدسات اسلامی می‌کنند و او را "سلمان رشدی کوچک" لقب داده‌اند.

اما این موضوع بیشتر از عدم درک درست در تفسیر متون ادبی ناشی می‌شود. متن ادبی بنابر ماهیت وجودی آن، نباید با روش‌های فقهی تفسیر و تحلیل شود. متن ادبی، دلالت معینی را بر نمی‌تابد و از آن گریزان است.

اگر قرار باشد که متون ادبی با روش‌های فقهی تفسیر و تأویل شوند، پس باید همۀ تاریخ ادبیات فارسی را بازخوانی کرد و بی‌گمان که در پی این گونه تفسیر، بزرگ‌ترین شاعران این سرزمین چون حافظ، مولانا، سعدی و... از دم تیغ تکفیر ملاها سرِ سالم بدر نخواهند برد.

شناسنامه

نام کتاب: گم‌نامی

نویسنده: محمدجان تقی بختیاری

ناشر: تاک

شمارگان: هزار

صفحات: ۱۷۲

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.