شرمیلا؛ زنی که در هرات رانندگی می‌کند

به روز شده:  15:35 گرينويچ - 13 ژانويه 2013 - 24 دی 1391

در میان خبرها به این سرخط می رسیم که مدیر ترافیک هرات از رعایت بیشتر قوانین رانندگی از سوی زنان راننده خبر می‌دهد.

زنانی که تعدادشان نسبت به سال گذشته ۳۳ درصد افزایش یافته است. شرمیلا هاشمی، هم یکی از این زنان است.

او اواخر سال ۲۰۰۷ قبل از سالروز تولدش از همسرش کادویی خواست که برای او رقابت در جاده‌های هرات را به ارمغان می آورد.

رقابت با مردانی که فکر می‌کنند رانندگی کار خانم‌ها نیست و این مساله یک بحث مردانه است.

نیاز یا تجمل؟

صبح برای جاده‌های هرات آغاز شده است. این صبح شرمیلا مسافری دارد که راوی یک روز او در جاده‌های هرات است.

روایتی از رانندگی زنان در هرات

رانندگی در افغانستان هنوز از نظر بسیاری‌ها یک کار مردانه است. اما در سال‌های اخیر تعداد رانندگان زن در شهرهای افغانستان افزایش یافته است. در شهر هرات اکنون حدود پنجاه زن با خودروها شخصی شان رانندگی می‌کنند و این رقم به سرعت در حال افزایش است.

اما نگاه مردان به این زنان راننده هنوز عادی نشده است. سام پگاه، روزنامه‌نگاری است که برای بررسی وضعیت رانندگی زنان، یک روز با یک زن راننده در هرات همراه شده است. او از صبح با شرمیلا، از خانه اش حرکت کرده و در طول روز به جاهای مختلفی سر زده است. گزارشی که می‌خوانید روایت یک روز این روزنامه نگار با شرمیلا در خیابانهای هرات است.

راوی کنار شرمیلا نشسته، موتر( خود‌رو) حرکت می کند. صبح ابتدا شرمیلا باید فرزندش، بلال چهار و نیم ساله را به کودکستان برساند.

اوایل صبح جاده‌های هرات خلوت هستند. به شرمیلا می گویم چرا موتر گرفتی؟

بلافاصله می گوید: داشتن موتر یک نیاز است و با آن می توانم مشکلات روزمره خود را حل کنم.

قصه را از چند روز قبل از سالروز تولدش شروع می کند. دست هایش روی فرمان موتر است و رو به رو را نگاه می‌کند.

او می‌گوید:" همه چیز با یک شوخی شروع شد، به همسرم گفتم این سال برای تولدم باید موتر بگیری. این شوخی جدی گرفته شد و البته هرچند نشد که موتر را روز تولدم داشته باشم، اما چند هفته بعد کلید و سند یک موتر در دست هایم بود."

او برای یاد گرفتن رانندگی شب‌ها در جاده‌ها آموزش می‌دید. آن زمان هنوز آموزشگاه‌های رانندگی فعالیت چندانی در هرات نداشتند.

حالا دو مرکز برای آموزش رانندگی برای زنان در هرات فعالیت می کند.

شرمیلا می گوید: "رانندگی را خیلی زود یاد گرفتم. علاقه زیادی به موتر و موتر سایکل ( موتورسیکلت )داشتم. به همین دلیل زود رانندگی را یاد گرفتم."

شرمیلا و راوی خیابان هرات را دور می‌زنند.

همزمان شرمیلا می گوید: "احساس می کنم حالا نسبت به موتر و جزییات آن شناخت زیادی دارم."

راوی پرسید: "موتر داشتن چقدر به چشم و هم چشمی خانم ها ربط دارد؟"

شرمیلا چهره اش جدی می شود و می گوید: "خب، زن‌ها چشم و هم چشمی دارند، اما موتر برای من وسیله‌ای است که روزانه با آن به مشکلاتم رسیدگی می کنم. من روزانه زمان زیادی را داخل موتر می گذرانم و به بیشتر نیاز هایم پاسخ می دهم."

"وقتی همه قوانین ترافیک را رعایت کند مشکلی پیش نمی آید. هر کس که در جاده رانندگی می‌کند حق مشخص و برابر با دیگران دارد. من به این نتیجه رسیده ام، لازم نیست حتما یک مرد به من راه بدهد، هر کس باید گلیم خودش را از آب بکشد."

شرمیلا

همسر شرمیلا در مسافرت به سر می برد و او از موتر برای نیازهایی مانند به کودکستان بردن بلال کوچک، خرید خانه، رفتن به کار، دیدن دوستان و رفتن به باشگاه ورزشی استفاده می کند.

رانندگی در جاده های هرات

بلال چند دقیقه‌ای است که از ما جدا شده. حالا باید به طرف شهرداری محل کار شرمیلا برویم. شرمیلا تا حالا چند موتر تعویض کرده است.

بی مقدمه از شرمیلا می پرسم: "رانندگی مردانه است یا زنانه؟ شاید هم از این موضوع‌های فراجنسیتی؟"

می خندد و می گوید: "دقیقا چیزی که اطرافیان به من می‌گویند این است که رانندگی من خشن تر از یک زن است. البته خودم این احساس را ندارم."

پرسیدم: "مگر رانندگی در جاده های هرات چگونه است؟"

می‌گوید: "شاید اگر این سوال را از ده خانم بپرسید، نه تای (تن) آنها یک جواب مشابه دارند. اما من تاکنون با هیچ مشکلی مواجه نشده ام."

بلافاصله شرمیلا دست بر روی هارن ( بوق) می گذارد و بوق پشت بوق. تاکسی رو به روی ما، اجازه سبقت و به اصطلاح راه نمی دهد.

دو مرد سرنشین تاکسی از آیینه به ما نگاه می کنند. چیزی می گویند و بعد می‌خندند.

شرمیلا می گوید: "وقتی همه قوانین ترافیک را رعایت کند مشکلی پیش نمی آید. هر کس که در جاده رانندگی می‌کند حق مشخص و برابر با دیگران دارد. من به این نتیجه رسیده ام، لازم نیست حتما یک مرد به من راه بدهد، هر کس باید گلیم خودش را از آب بکشد."

هشت و نیم صبح است و ما به شهرداری رسیده ایم. چند دقیقه قبل از ساعت یازده باید عازم باشگاه ورزشی شویم. راوی خودش را سپرده به برنامه روزانه شرمیلا.

چشم های بیرون شیشه موتر

از صبح که با شرمیلا بودم احساس می‌کنم عابرین این شهر نوع دیگری به من نگاه می‌کردند. شرمیلا در اتاق دیگر مشغول رسیدگی به کار هایش است. من هم این جا یکی یکی چشم هایی که با بهت و تحقیر به ما نگاه می کردند را به یاد می آورم.

حالا آماده ایم که به سمت باشگاه ورزشی برویم.

هر کدام در جای خود می نشینیم و دوباره چشم ها به ما خیره می شوند.

پرسیدم: "شرمیلا جواز رانندگی را چگونه گرفتی؟"

رانندگی زنان در هرات امسال نسبت به سال گذشته ۳۳ درصد افزایش یافته است

می‌گوید: "هنوز رانندگی را به خوبی یاد نگرفته بودم. چهار سال پیش به ریاست ترافیک برای جواز رانندگی مراجعه کردم. آن ها گفتند تا کنون چهار خانم از این اداره جواز گرفته اند. من با برخورد خوبی مواجه شدم و احساس کردم که از رانندگی خانم ها حمایت می‌شود. امتحان عملی هم بسیار ساده بود. باید اعتراف کنم چون زن بودم، امتحانی به مراتب آسان تر از مرد‌ها از من گرفتند."

شرمیلا در آن روز یک زن بود و بیش از سه صد مرد دیگر هم برای گرفتن جواز رانندگی آمده بودند.

پرسیدم : "خب حالا اگر کسی را ببینی که قوانین ترافیک را رعایت نمی کند چه؟"

پاسخ می‌دهد: "این تنها مربوط به رانندگی نمی‌شود، در بیشتر بخش‌ها وضعیت به همین منوال است. ای کاش این موضوع تنها مربوط به رانندگی می‌شد. باید قبول کنیم که این مشکل وجود دارد و با آن کنار بیاییم."

گفتم: "با این حال مدیر ترافیک هرات گفته شما خانم ها بیشتر قوانین ترافیک را رعایت می کنید؟"

می‌گوید: "تعداد خانم هایی که رانندگی می کنند کم است، خانم ها تازه کار هستند و کمی هراس هم دارند. این محتاط بودن از یک حس زنانه می آید."

- "با این حس زنانه خانم ها چه قدر هراس حادثه را دارند؟"

- "من همیشه فکر می کنم حوادث ترافیکی یک موضوع غیر قابل پیش بینی است. برخی از خانم ها این دلهره را دارند، شاید به دلیل همین استرس ( فشار) هم با مشکلاتی مواجه شوند."

مرد راننده، زن راننده

شرمیلا یکی دوبار هم حادثه ترافیکی داشته است.

او می گوید: "ماه رمضان بود. با دوستانم در یکی از جاده های بزرگ هرات بودیم. سرعت من هم بالا بود. می خواستم به یک پسر راه ندهم. نمی دانم آن موترسایکل از کجا آمد و خودش را به دروازه عقب موتر من کوبید. می دانستم که تنها من مقصر نیستم، به همین دلیل زیاد نگران موضوع نبودم. وقتی که به سراغ آن ها رفتم دیدم که یک زوج جوان سوار آن موترسایکل بود. یک و نیم سال پیش بود. عاقبت هم این شد که با بیست و چهار هزار افغانی یک موترسایکل خریدم و ده هزار افغانی هم برای جبران خسارت و درمان آنها دادم."

"تعداد خانم هایی که رانندگی می کنند کم است، خانم ها تازه کار هستند و کمی هراس هم دارند. این محتاط بودن از یک حس زنانه می آید."

شرمیلا در آن حادثه مانند خیلی دیگر از شهرنشین های اینجا، با دادن مبلغی پول از حادثه گذشت. چیزی که در این میان متفاوت بود، نیشخند مردانی بود که می دیدند یک خانم تصادف کرده است.

- شرمیلا، نشستن پشت موتر چه قدر به تو غرور می‌دهد؟

- "غرور؟ من گاهی جگرخون (ناراحت) می شوم که می بینم خانم‌ها کنار جاده منتظر سرویس( اتوبوس) یا تاکسی هستند. احساسی که من دارم همزمان خوشی هم هست. چون فکر می کنم من مشکل آن ها را ندارم و کنار جاده ایستاده نمی شوم."

این را بنویس

شرمیلا تمرینات ورزشی خود را انجام داده و بعد از چاشت هم از اداره رخصت (مرخصی) گرفته است. نان چاشت (نهار) را با هم خوردیم و حالا بدون مقصد تنها در جاده‌ها گشت می زنیم.

- "تا حالا شده زنی را کنار جاده ببینی و بعد او را سوار کنی؟"

- "چنین کاری نکرده ام. چون می دانم زن ها خوششان نمی آید و سوار نمی شوند."

حالا به دنبال بلال می رویم. نزدیک غروب است و شرمیلا بعد از رساندن بلال به خانه باید عازم دانشگاه شود. او سومین سال است که حقوق و علوم سیاسی می خواند.

هرچند سال های قبل از دانشکده ژورنالیزم (روزنامه‌نگاری) فارغ شده است.

در خانه چند دوست دیگر هم هستند. آن ها هر کدام نظری در خصوص رانندگی خانم ها دارند.

شرمیلا می گوید: "لطفا بنویس که وقتی خانم ها از رانندگی خود حرف می زنند، بعضی از مردها مسخره می‌کنند."

این جمله شرمیلا شوخی بود. یک شوخی که مانند موتر دار شدنش خیلی جدی به نظر می‌رسد.

هوا کم کم تاریک می شود. شرمیلا و دوستانش را تنها می گذارم. هنوز به چشم هایی فکر می کنم که تا آن روز ندیده بودم.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.