بچه‌های بزکشی؛ سرنوشت محکوم یک نسل، نامزد جایزه اسکار

به روز شده:  18:14 گرينويچ - 20 ژانويه 2013 - 01 بهمن 1391

فیلم بچه‌های بزکشی از میان بیش از شصت و پنج فیلم کوتاه که در اسکار امسال حضور دارد، در رقابت با چهار فیلم دیگر نامزد بهترین فیلم کوتاه است. افغانستان امسال فیلم بلند سینمایی سنگ صبور ساخته عتیق رحیمی را به اسکار معرفی کرد اما فیلم کوتاه بچه‌های بزکشی موفق به حضور در بخش رقابت‌های اسکار شد.

این فیلم سال گذشته در کابل ساخته شد. تهیه‌کننده فیلم، اریل نصر فیلمساز افغان - کانادایی است که طرح اولیه بچه‌های بزکشی نیز از او بوده است. کارگردان فیلم، سام فرنیچ فیلمساز آمریکایی است که چند فیلم کوتاه را در کارنامه خود دارد.

در این فیلم فواد محمدی، جوانمرد پاییز و ولی تلاش بازی کرده‌اند.

بچه های بزکشی، داستان آرزوهای دو پسر بچه در خیابان های کابل است که یکی در کارگاه آهنگری پدرش کار می‌کند و دیگری یک کودک خیابانی است که از طریق دود کردن اسپند برای دیگران امرار معاش می‌کند.

احمد، پسر بچه اسپندی آرزو دارد تا یک چاپ‌انداز (سوار کار بازی بزکشی) شود.

او دوست اش رفیع را از کارگاه آهنگری پدرش به تماشای بازی بزکشی می برد. آن دو جذب هیجان این بازی می‌شوند.

اراده و تصمیم احمد در تحقق آرزویش برای سوار کار شدن بسیار جدی است اما رفیع به واقعیت موجود زندگی و کار در کوره آهنگری پدر تن داده است.

احمد (جوانمر پاییز)، پسر بچه اسپندی آرزو دارد تا یک چاپ‌انداز (سوارکار بازی بزکشی) شود.

روز بعد احمد، دوست اش رفیع را به تماشای اسپی می برد که در یک محوطه شخصی بسته شده است.

احمد سوار اسپ می شود و گویا به آرزوی خود دست یافته است اما اسپ در میان گورستان آهن پاره و اتوبوس‌های متلاشی شده از دوران جنگ، او را به زمین می زند و رفیع با جسد احمد روبرو می شود.

رفیع پس از مرگ دوست اش در جدال با آرزو های برباد رفته و واقعیت روزمره زندگی است اما تصمیم می‌گیرد که به نزد پدر در کوره آهنگری برگردد و کار کند.

سرنوشت محکوم یک نسل

فیلم بچه های بزکشی درنگاه اول قصه ساده و روانی دارد. روایت انسانی و ملموس از زندگی کودکان شرقی و آرزو های برباد رفته آنان.

کودکان خیابانی که در افغانستان، هند، پاکستان، ایران و یا هر کشور دیگر شرقی با سرنوشت محکوم شده‌ای روبرو هستند. سرنوشتی که فقر، سیاست، سنت، اجتماع یا خانواده برای این کودکان رقم زده است و گویا از آن گریزی نیست.

هنگامی که احمد و رفیع پس از تماشای بازی بزکشی، به گشت و گذار در ویرانه‌های قصر دارالامان در کابل می روند، احمد از آرزویش می‌گوید که می خواهد یک سوار کار بازی بزکشی شود اما رفیع می گوید: "تو خیال پلو می‌زنی، تو که اسپ نداری! من که فکر می‌کنم مثل پدرم یک آهنگر شوم و این را کسی هم تغیر داده نمی‌تواند."

رفیع کاملا حس می‌کند که این جامعه سرنوشت او را از قبل تعیین کرده و برای همین هم در عالم خیال زندگی نمی‌کند و رسیدن به آرزو ها برایش خوابی بیش نیست.

"بچه های بزکشی، داستان آرزوهای دو پسر بچه در خیابان های کابل است که یکی در کارگاه آهنگری پدرش کار می‌کند و دیگری یک کودک خیابانی است که از طریق دود کردن اسپند برای دیگران امرار معاش می‌کند."

اما احمد همچون اسپ بی‌باک در صدد رهایی از سرنوشت موجود است. هرچند این رهایی به قیمت جان او تمام می‌شود اما در اصل این جامعه، جهل، جنگ و فقر است که او را قربانی کرده است.

تصویر نه چندان متفاوت از افغانستان

سام فرینچ، کارگردان آمریکایی فیلم بچه‌های بزکشی در مصاحبه با روزنامه گاردین گفته است که با ساخت این فیلم قصد داشته چهره متفاوتی غیر از جنگ از افغانستان برای جهانیان نشان دهد.

اما فیلم در نشان دادن این چهره متفاوت که در آن جنبه‌های غیر از فقر و فلاکت، خشونت و یا پس زمینه جنگ باشد ناموفق است.

نشان دادن چند تصویر عمومی از شهر کابل و زندگی روزمره مردم نگاه متفاوت نیست.

نگاهی که با وجود درد و مشکلات روزمره، در آن عشق، دوستی، فداکاری و شور زندگی جاری باشد، در فیلم وجود ندارد.

بسیاری از کودکان خیابانی در افغانستان هم درس می‌خوانند و هم کار می کنند.

آنان نان آوران کوچکی هستند که بخشی از معیشت خانواده‌های چند نفره را تامین می کنند. فیلمساز وارد عمق زندگی چنین کودکانی نشده است.

او فقط در سطح خیابان‌های شهر باقی مانده و چیز بسیار متفاوتی از آنچه مردم غرب از افغانستان تصور می کنند، نشان نمی دهد.

فیلمساز در بچه های بزکشی مستقیم به موضوع جنگ نپرداخته است، اما آنچه نشان می دهد، متاثر از جنگ است.

رفیع (فواد محمدی) کاملا حس می‌کند که این جامعه سرنوشت او را از قبل تعیین کرده و برای همین هم در عالم خیال زندگی نمی‌کند و رسیدن به آرزو ها برایش خوابی بیش نیست.

فیلم با آنکه خود را در رده فیلم‌های واقع گرا مطرح می‌کند اما فیلمساز به بیان سمبولیک برگرفته از فضای جنگ نیز متوسل شده است.

احمد و رفیع در اتاق‌ها و سالن های فرو ریخته قصر دارالامان در کابل راه می‌روند و از آرزوهای شان گپ می‌زنند.

ویرانه‌های قصر پس‌زمینه فرو پاشیده‌ای است که میراث بجا مانده جنگ برای نسل احمد و رفیع است.

پس زمینه تصاویر شهر در زمستان کابل نیز تیره روشن یا نقره‌ای است که حس سرزمین جنگ زده را بیشتر القا می‌کند.

وارد شدن اسپ در گورستان اتوبوس‌های منهدم شده شهری نیز، پرداختن غیر مستقیم به موضوع جنگ است و اینکه احمد نیز در همان گورستان آهن پاره های جنگ می‌میرد.

این صحنه یکی از بهترین صحنه های نمادین فیلم است. اسپ سرکش که در گوشه ای ایستاده است، احمد پسر بچه اسپندی خیابان های کابل را در این گورستان به زمین زده است.

رفیع می آید و با جسد دوست اش روبرو می شود. صدای گنجشک‌ها در فضای خشن گورستان آهن پاره‌های جنگ شنیده می شود.

تصویر از بدن بی جان احمد و نگاه حیرت زده رفیع بالا می آید و کوهی از اتوبوس های منهدم شده شهری را نشان می‌دهد که روی هم انباشته شده اند.

در واقع اینجا محل دفن آرزو های نسلی است که زندگی شان از جنگ متاثر شده است.

زندگی در دایره بزکشی

بچه‌های بزکشی مستقیم به موضوع جنگ نپرداخته است، اما فضای آن متاثر از جنگ است.

نمایش بازی بزکشی در فیلم به نوعی بهانه‌ای است برای نشان دادن کشمکش های جنگ در افغانستان.

بازی بزکشی نوعی ورزش ملی درافغانستان است که در آن تعدادی از سوار کاران اسپ به رقابت می پردازند.

در این بازی لاشه یک بز سنگین وزن باید توسط یکی از سوارکاران به دایره تعیین شده در میدان انداخته شود.

این بازی نیاز به قدرت و مهارت بالایی دارد و چاپ‌انداز (بازیکن بزکشی) باید بتواند از میان ده‌ها سوار کار رقیب در میدان، موفق به عبور شود.

ذات این بازی خشن است و فیلمساز برای نشان دادن خشونت برخاسته از جنگ در افغانستان از آن بهره گرفته است.

رفیع پس از مرگ دوست اسپندی اش ذوق کار در کارگاه آهنگری پدر را ندارد. او در جدال با آرزوی‌های برباد رفته و واقعیت زندگی قرار دارد.

اریل نصر، فیلم‌ساز افغان-کانادایی، تهیه کننده فیلم بچه‌های بزکشی است

دوباره به قصر ویران شده دارالامان می رود و از فراز بام قصر به تماشای شهری می نشیند که دود گرفته و مرده است و سپس فریاد می زند.

دوباره به تماشای بازی بزکشی می رود. در تصویر آهسته لاشه بز قربانی را می بینیم که در دستان مرد سوار کار به هر سوی میدان بزکشی کشانده می شود تا در دایره بیفتد.

دیدن این صحنه روح رفیع را می آزارد و آنجا را ترک می کند. در نگاه نمادین، زندگی رفیع و امثال او در این جامعه بسان تقدیر آن بز میدان بزکشی است که در دست سوارکاران سیاست، قدرت، سنت و اجتماع به هر سو کشانده می شود و آرزوی‌های چون پسر بچه اسپندی خیابان‌ها که در گورستان بجا مانده از جنگ مدفون می شود.

رفیع به کارگاه آهنگری پدر باز می‌گردد و می خواهد کار کند. چکش آهنگری را بر می‌دارد و بر تبر گداخته و بر آمده از کوره می کوبد و در بیرون هنوز صدای کودکان اسپندی و دستفروش خیابانی به گوش می‌رسد.

رقابت با چهار فیلم دیگر در اسکار

پنج فیلم نامزد بهترین فیلم کوتاه در اسکار امسال (مرگ یک سایه) ساخته تام وان ورمت، (اسد) ساخته برایان باکلی، ( خاموشی در شب) ساخته شاون کریستیان سن و (هنری) ساخته کولین لوین است.

هرچند فیلم بچه‌های بزکشی تاکنون بیشترین امتیاز را از نظر تماشاگران اسکار به عنوان بهترین فیلم کوتاه بدست آورده است اما باید در نظر داشت برخی فیلم های رقیب دیگر او نیز از ساختار بسیار قوی برخوردار اند و امتیاز تقریبا هم سطح با بچه‌های بزکشی را کسب کرده اند.

از این میان فیلم مرگ یک سایه، داستان زندگی یک سرباز مرده جنگ جهانی است که سایه اش او را رها نمی کند.

کارگردان فیلم، سام فرنیچ فیلم‌ساز آمریکایی است که چند فیلم کوتاه را در کارنامه خود دارد.

فیلم از ساختار و تکنیک بسیار عالی برخوردار است.

اما فیلم اسد رقیب قوی دیگر بچه های بزکشی نیز یک فیلم ضد جنگ است. اسد یک پسر بچه اهل سومالی است که در فضای جنگ داخلی آن کشور برای زنده ماندن تلاش می کند.

او که یک ماهی‌گیر است، باید بین ماهی‌گیر ماندن و دزد دریایی شدن یکی را انتخاب کند، چرا که گروه های مسلح سومالی ماهی صید شده او را به زور می گیرند.

این فیلم نیز مانند بچه‌های بزکشی به زندگی کودکان در کشور های جنگ زده پرداخته و از موضوع انسانی برخوردار است.

اگر فیلم بچه های بزکشی موفق به کسب جایزه بهترین فیلم کوتاه امسال شود، این اولین اسکار برای یک تهیه کننده افغان و سینمای افغانستان خواهد بود.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.