چشم انداز امنیت در افغانستان پس از خروج ناتو

به روز شده:  17:17 گرينويچ - چهارشنبه 30 ژانويه 2013 - 11 بهمن 1391

حمله به پلیس ترافیک در کابل دومین حمله بزرگ بود که در کمتر از یک ماه در پایتخت اتفاق می‌افتاد

نیروهای ناتو آن‌ قدر در افغانستان مانده‌اند که به سختی می‌توان دلیل ورودشان را به یاد آورد.

دولت‌ها همواره تکرار می‌کنند که ورودشان به افغانستان، واکنشی مستقیم به حمله‌های یازدهم سپتامبر بود که از پایگاه اسامه بن لادن در افغانستان طرح ریزی شده بود.

ولی این توضیح نمی‌دهد که چرا حالا، پس از گذشت بیش از ۱۱ سال، هنوز بیش ار ۱۰۰ هزار نیرو از ۵۱ کشور در اینجا مستقر اند و با این حال نتوانسته‌اند شورشیان را که هر روز جان های بیشتری را می‌گیرند، شکست‌ بدهند.

همه نیروهای ناتو تا پایان سال دیگر از اینجا خواهند رفت و نیروهای امنیتی افغانستان را، در نبرد با دشمنی سرسخت، به حال خود رها خواهند کرد.

آیا می‌توانند چنین کنند؟

حمله به پلیس ترافیک

در میانه خواب بودم که متوجه صدای آژیر از بیرون پنجره‌ام شدم.

صدای بلندگوها را در میان فریاد مردم و ماشین‌های آتش نشانی که به محل سرازیر شده بودند، می‌شنیدم.

امرالله صالح: "تلاش فعلی برای اینکه به خیال خودمان قدرت طالبان را کوچک و آن‌ها را جدا از القاعده نشان دهیم، اشتباه است."

در اولین روزی که در کابل بودم، گروهی از پیکارجویان جهادی مقر پلیس ترافیک پایتخت را هدف قرار داده بودند. با چند انفجار انتحاری وارد پایگاه شده بودند و پس از ۹ ساعت درگیری مسلحانه، همگی کشته شدند.

این دومین حمله با این مقیاس بود که در کمتر از یک ماه در پایتخت اتفاق می‌افتاد. بعدها فهمیدم که هر هفته به طور متوسط چهار حمله مشابه طرح ریزی می‌شود که به وسیله اداره امنیت ملی افغانستان خنثی می‌شود.

حتی رئیس این سازمان نیز قربانی این حملات شده است. او حالا پس از اقدامی ناموفق برای ترورش، در یک بیمارستان آمریکایی بستری است و دستوراتش را از هزارها کیلومتر دورتر و به وسیله تلفن ابلاغ می‌کند.

امرالله صالح، رئیس سابق اداره امنیت ملی افغانستان که نبرد این سازمان با طالبان را از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ هدایت می‌کرد، به من می‌گوید که انتظار دارد، چنین حملاتی افزایش یابند.

او می‌گوید: "طالبان، همزمان با خروج نیروهای ناتو و کاهش حضورشان در افغانستان، تاکتیک‌های خود را تغییر خواهند داد. آن‌ها استراتژی خود را تغییر خواهند داد و تعداد حمله‌های حیرت آور بیشتر و بیشتر خواهد شد."

او می‌افزاید: "دلیلش چیست؟ در حال حاضر آن‌ها یک استراتژی دوگانه دارند: از یک طرف مذاکرات کند، فرسایشی و بی نتیجه (گفتگو با آمریکایی ها و گاهی در سطوح پایین‌تر با دولت افغانستان) و از طرف دیگر جنگ، که به حفظ اتحاد و یکپارچگی آن‌ها کمک می‌کند."

او می‌گوید: "به محض اینکه طالبان از جنگ دست بکشند، اتحاد آن‌ها فرو می‌ریزد و آن‌ها این را به خوبی می‌دانند."

حمله های "نمایشی"

نیروهای غربی قادر به نابودی زیرساخت های پیکارجویان نبوده‌اند

پس تکلیف مذاکرات صلح چیست؟ آیا طالبان از سال‌ها جنگ خسته نشده‌اند؟ مگر آن‌ها برای گشایش دفتر گفتگوهای سیاسی در قطر آماده نشده‌اند؟

محمد معصوم استانکزی یکی از مشاوران نزدیک رئیس جمهور حامد کرزی است.

برای دیدار با او، که به تازگی از مذاکرات اولیه در خلیج فارس بازگشته است، به دفتر شدیدا محافظت شده او می‌روم.

او که به وضوح نسبت به ملاقات قبلی پیرتر و شکسته‌تر شده است، تأکید می‌کند که به دستیابی به صلح امیدوار است.

به گفته او، حمله‌های اخیر کابل نمایشی بوده‌اند. به او اصرار می‌کنم که بگوید به نظرش چه کسی در پس این حمله‌ها بوده است و چرا.

او می‌گوید: "اگر اینها جنایتکار بوده‌اند، طالبان بوده‌اند، یا القاعده بوده‌اند و اگر تحلیل عمیق‌تری صورت بگیرد، می‌بینید که بیشتر این بمب‌گذاران انتحاری افغان نیستند."

آقای استانکزی، مسئول برنامه صلح و ادغام در افغانستان است.

حالا دو سال است که آن‌ها به سراغ پیکارجویان رده پایین می‌روند و سعی می‌کنند آن‌ها را تشویق کنند تا اسلحه خود را زمین گذاشته و به روستاهای خود بازگردند.

ولی این کار نتیجه اندکی داشته است: تنها ۶۰۲۸ نفر در کل کشور رسماً به این برنامه پیوسته اند. این در مقایسه با ۳۰ هزار نیروی تخمین زده شده پیکارجویان طالبان، که به نظر می‌رسد منبعی پایان ناپذیر برای عضوگیری در آن سوی مرز پاکستان نیز در اختیار دارند، زیاد نیست.

اهمیت غزنی

برخی معتقد اند که عجله غرب برای خروج از افغانستان باعث کوچک شمردن خطر طالبان شده است

خواستم تا این برنامه را از نزدیک ببینم. در صبح یک روز سرد ولی آفتابی، از باند پرواز یخ زده پایگاه ناتو در کابل و به همراه یک هیات دولتی، بوسیله یک هلیکوپتر چینوک ارتش آمریکا راهی منطقه بحران زده غزنی شدم.

از آن بالا می‌شد زیبایی افغانستان پوشیده از برف را دید: طبیعتی خشن ولی ظریف و اغلب خالی.

طالبان در غزنی حضور پررنگی دارند. از همین جهت برای رفتن از پایگاه محلی به دفتر والی، از خودروهای زرهی ضد مین به نام «کوگار» استفاده می‌شود.

در حالی که کاروان در شاهراه شماره یک (جاده حلقوی ملی که دور تا دور کشور می‌چرخد) حرکت می‌کرد، توپچی به چپ و راست می چرخید و اطراف جاده را می پایید.

موسی خان، والی غزنی، به من گفت: "رئیس جمهوری می‌گوید اگر غزنی امن باشد، کل افغانستان امن است. غزنی هم برای ما و هم برای دشمنان ما اهمیت بسیاری دارد."

ولی غزنی امن نیست. در حالی که برای یک نشست بزرگان قبایلی در دفتر والی نشسته بودم، از دوردست صدای انفجاری به گوشم رسید.

کسی توجهی به آن نکرد، ولی بعداً معلوم شد که این صدای یک بمب‌گذار انتحاری بود که با انفجار یک ایست بازرسی پلیس، سه نفر را کشته بود.

کارجویان یا طالبان؟

جای تعجب نیست که سربازان آمریکایی که هیات را همراهی می‌کردند، مضطرب بودند.

افغانستان حالا خطرناکتر از 10 سال پیش به نظر می‌رسد

در آن طرف خیابان، چندین مرد افغان را دیدیم که گفته می‌شد پیکارجویان سابقی بودند که به پایان دادن مبارزه راضی شده بودند و حالا در برنامه "ثبت نام" کرده بودند.

به هر کدام از آن‌ها، در ازای تحویل کلاشنیکوف شان و تا زمانی که دوباره جذب زندگی روستایی شوند، تا ۱۸۰ دلار در ماه پرداخت می‌شود.

تشخیص اینکه آیا آن‌ها واقعاً اعضای طالبان بودند یا نه، محال بود.

افغان‌هایی که در کابل دیدم به من می‌گفتند کسانی که وارد این برنامه می‌شوند "طالبان واقعی" نیستند و فقط "افرادی هستند که بدنبال کار می‌گردند".

با این حال متوجه شدم که آن‌ها صورت خود را می پوشانند و بسیار محتاط به نظر می‌رسیدند. پس از مصاحبه مختصر و نه چندان مفیدی با فرمانده شان، یکی از مسئولان محلی در گوشم زمزمه کرد: "این آدم خیلی بدی است. کارهای خیلی بدی کرده است."

ارزیابی برنامه مصالحه و ادغام مجدد کار سختی بود.

خطرناکتر

البته به عنوان یک خبرنگار، وارد کشور دیگری شدن و تلاش‌های مردمش را زیر سؤال بردن کار راحتی است.

در پایتخت به ژنرال نیک کارتر (ژنرال ارشد بریتانیایی و معاون فرمانده کل نیروهای ناتو در افغانستان) گفتم که کابل با وجود جریان زندگی در خیابان‌هایش، نسبت به اولین بازدیدم در سال ۲۰۰۳، حساس‌تر و خطرناکتر به نظر می‌رسد.

تعداد دیوارهای دفاعی و ایست های بازرسی بیشتر شده است. به ژنرال گفتم که بیشتر مردم نمی‌فهمند که چرا ناتو با‌گذشت این همه سال هنوز کارش را تمام نکرده و به خانه بازنگشته است.

ژنرال کارتر، که تجربه خدمت در چند سمت فرماندهی ارشد در افغانستان را دارد، خطرناکتر شدن شهر نسبت به ۱۰ سال پیش را انکار نمی‌کند. با این حال در پاسخ می‌گوید که باید به این نیز توجه کرد که "در مقیاس بالاتر، جامعه مدنی رشد بسیاری داشته است".

او می‌گوید: "دسترسی به خدمات درمانی خیلی فرق کرده است. آموزش پیشرفت بسیاری داشته است. حالا ۲۰ میلیون نفر در افغانستان از تلفن همراه استفاده می‌کنند."

انتظار می‌رود که پس از سال ۲۰۱۴ نیروهای امنیتی کنترل شهرها را در دست بگیرند

او می‌افزاید: "فکر می‌کنم که از لحاظ نوع پیشرفتی که ما در کشورهای ما درک می‌کنیم، حرکت عظیمی را شاهد بوده‌ایم که، حتی اگر نگوییم برگشت پذیر نیست، قطعاً پیشرفت خارق‌العاده‌ای بوده است."

اما امرالله صالح، رئیس پیشین امنیت افغانستان که ریاست این اداره را در سال ۲۰۱۰ واگذار کرد و حالا یکی از رقبای سیاسی رئیس جمهوری است، هشداری برای غربی‌ها دارد.

او معتقد است که غرب، به خاطر عجله در خروج از افغانستان، بیش از اندازه بر تفاوت تهدید طالبان و القاعده تأکید می‌کند. به عقیده او این باعث جدی نگرفتن خطر بازگشت طالبان شده است.

او می‌گوید: "بسیاری از تحلیلگران غربی حالا می‌گویند که مقر اصلی القاعده دیگر در افغانستان نیست. شاید در مالی، سومالی یا شمال آفریقا باشد. شاید هم یک گروه مخفی در گوشه‌ای از اروپا باشد، پس چرا ما باید نیروهای ما را در اینجا متمرکز کنیم؟"

ولی او با بخشی از این تحلیل مخالف است. به گفته او هدف القاعده ایجاد شعبه‌های جدید بوده و در این زمینه نیز موفق شده است.

آقای صالح می‌گوید: "اگر مسأله افغانستان حل نشود، با سلطه طالبان وضعیت به گونه‌ای می‌شود که متحدان القاعده بر کل و یا بخش‌هایی از کشور مسلط خواهند شد."

او می افزاید: "تلاش فعلی برای اینکه به خیال خودمان قدرت طالبان را کوچک و آن‌ها را جدا از القاعده نشان دهیم، اشتباه است."

شماری دیگر در افغانستان با این نظر مخالفند.

آن‌ها می‌گویند که طالبان از اشتباهات خود درس گرفته‌اند و می‌دانند که شرایط آن‌قدر نسبت به آخرین باری که در قدرت بوده‌اند تغییر کرده است که دیگر نمی‌توانند به اقداماتی مانند ممنوعیت تلویزیون یا سوزاندن مکاتب دخترانه بازگردند.

به هر حال افغان ها، پس از ۳۳ سال درگیری بی‌وقفه، واقعاً از جنگ خسته شده‌اند ولی جستجوی برای مذاکرات صلح همچنان راهی دراز و پرهزینه خواهد بود.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.