برخورد سیاسی با حقوق زن در افغانستان

به روز شده:  13:29 گرينويچ - چهارشنبه 06 مارس 2013 - 16 اسفند 1391

دسترسی زنان به آموزش و بهداشت در روستاهای افغانستان هنوز بسیار محدود است

در افغانستان با حقوق بشر و حقوق زنان برخورد سیاسی شده و همیشه از آن برای بدست آوردن اهداف کوتاه مدت سیاسی استفاده می‌شود. نمونه بسیار واضح آن تاریخ چند دهه اخیر افغانستان است.

سابقه وضعیت زنان

بعد از کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷ در افغانستان، به بهانه احترام به حقوق زنان و حمایت از آنها، زنان افغانستان به روی صحنه‌ها کشانیده شده و رقصانده شدند؛ در حالیکه مشکل اصلی آنان به فراموشی سپرده شد.

برنامه‌های سواد آموزی دولت برای زنان طوری طراحی شده بود، که واکنش شدید محافظه‌کاران را در پی داشت.

مبارزه گروه‎‌های مخالف دولت در آن زمان، به دلیل مخالفت با این سیاست‌ها و تجاوز شوروی به افغانستان موجب شد که دسترسی زنان حتی به آموزش ابتدائی به فراموشی سپرده شود.

جنگ با کمونیسم و جلوگیری از پیشروی اتحاد جماهیر شوروی، دلیل دیگری بود که حتی جامعه بین المللی به شمول سازمان ملل متحد به وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زنان افغانستان توجه نکنند.

به گونه مثال آموزش به عنوان ابتدائی ترین حق انسان از زنان دریغ شد، زیرا زنان سلاح و وسایل کشتار را با خود حمل نمی‌کردند و در جنگ مسلحانه شرکت نداشتند.

حکومت مجاهدین

"برای‌ نخستین بار در قانون اساسی افغانستان حقوق مساوی برا‌ی زنان تضمین شده است. اما عدم موجودیت تعهد سیاسی و باور به توانمندی و برابری زنان درسطح رهبری کشور،‌ سد بزرگی در برابر پیشرفت های بنیادی حقوق آنها به شمار می‌رود."

در جریان حکومت مجاهدین بازهم از مساله حقوق زنان به عنوان یک وسیله سیاسی، بدون اینکه به مشکلات بنیادی توجه صورت گیرد، استفاده ابزاری شد.

و اما، خشن ترین نمونه رفتار علیه حقوق زنان را طالبان تمثیل کردند.

آنان زنان را به بهانه اینکه جامعه را به بد اخلاقی می‌کشانند، مجبور و محدود به چهاردیواری خانه های شان کردند.

رژیم طالبان در قرن بیستم، یگانه رژیمی بود که آموزش زنان را رسماً ممنوع کرد و متاسفانه جامعه جهانی هم در برابر آن واکنش ضعیف داشت.

بعد از مداخله آمریکا و متحدان آن در افغانستان و سقوط رژیم طالبان، مردم افغانستان از حضور جامعه جهانی انتظارات بسیار زیاد داشتند؛ زیرا به مردم و زنان افغانستان وعده های بسیار داده شد.

اما متاسفانه بازهم بنابر عدم تعهد سیاسی و عدم توانمندی در جهت دادن منابع جامعه جهانی، کارهای استراتژیکی که موجب تغییرات بنیادی قابل ملاحظه در رابطه به حقوق زنان شود، صورت نگرفت.

دستاوردها و چالش‌های یک دهه گذشته

در زمینه آموزش، مخالفت رسمی به دسترسی به تعلیم و تربیه زنان از بین رفت.

در حال حاضر تقریباً ۳۵ درصد دانش‌آموزان مکاتب/مدارس و تعدادی زیادی از دانشجویان نهادهای تحصیلات عالی دختران اند.

اما با آن هم، نیمی از دخترانی که واجد شرایط مکتب رفتن هستند، از ابتدائی ترین حق انسانی شان که دسترسی به آموزش است، محروم اند.

از سوی دیگر با وجود افزایش کمی، متاسفانه کیفیت آموزش برای دختران با معیار های امروزی هماهنگی ندارد. کمبود آموزگاران زن در نقاط دور افتاده و بعضی ولایات افغانستان، موجب شده تا دخترانی زیادی نتوانند بعد از صنف/کلاس ششم به درس و تحصیل ادامه دهند.

دسترسی خانم‌ها به خدمات صحی، بهبود قابل ملاحظه‌ای یافته است. با وجودیکه آمار مرگ و میر مادران و کودکان کاهش یافته، اما بازهم افغانستان در مقایسه با دیگر کشورها ، بلند ترین رقم مرگ و میر مادران و کودکان را دارا است.

متاسفانه، هنوز هم در نقاط دور دست افغانستان زنانی وجود دارند که در طول حیات خویش پزشک را ندیده‌اند و کمبود کارمندان بهداشت زنانه در روستاها به این مشکل می‌افزاید. ارائه خدمات صحت باروری به زنان که هنوز هم محدود است و اکثریت مطلق زنان نمی‌توانند نقش تعیین کننده را در تعداد فرزندانشان در خانواده‌ها داشته باشند.

بعد از سقوط طالبان تعداد قابل ملاحظه از زنان در ادارات و مؤسسات ملی و بین المللی در مرکز و ولایات مشغول کار شدند.

داشتن شغل، ظرفیت و خودکفائی اقتصادی زنان را بالا برده و از وابستگی اقتصادی که آزادی های ابتدائی آنها را محدود می‌سازد، نجات می‌دهد.

با وجودی‌که زنان بیشترین کار فیزیکی را در افغانستان انجام می‌دهند اما کار آنها بدون مزد بوده و در سنجش‌های اقتصادی محاسبه نمی‌شود.

"زنان در تعدادی از مقام‌های بالای دیگر نیز در افغانستان مشغول کار هستند. با وجود این پیشرفت‌ها، زنان در شورای عالی قضات افغانستان عضویت ندارند، و در ترکیب شورای امنیت ملی و دیگر پست‌های که در آن تصمیم گیری‌های سرنوشت ساز سیاسی صورت می‌گیرد، نیز حضور ندارند."

شرکت زنان در عرصه سیاست در سال‌های اخیر نیز رشد قابل توجهی داشته است. زنان ۲۵ درصد اعضای پارلمان را تشکیل میدهند، سه خانم عضو کابینه دولت است، یک خانم به صفت والی و یک خانم دیگر به عنوان شهردار ایفای وظیفه می‌کنند.

زنان در تعدادی از مقام‌های بالای دیگر نیز در افغانستان مشغول کار هستند. با وجود این پیشرفت‌ها، زنان در شورای عالی قضات افغانستان عضویت ندارند، و در ترکیب شورای امنیت ملی و دیگر پست‌های که در آن تصمیم گیری‌های سرنوشت ساز سیاسی صورت می‌گیرد، نیز حضور ندارند.

قانون اساسی افغانستان شرکت زنان در انتخابات را تضمین کرده است اما متاسفانه در نقاط مختلف افغانستان، مردان به نیابت از زنان رای می‌دهند.

با وجود اینکه تعدادی زیادی از زنان در فعالیت های فرهنگی و تقویت آزادی بیان، به ویژه در عرصه رسانه های تصویری، صوتی و نوشتاری مصروف کار اند، اما تعدادی انگشت شمار آنها در پست‌های عالی این اداره ها قرار دارند و عده محدود از آنها وسایل ارتباط جمعی، را کنترل می‌کنند.

یک تعداد از زنان مبتکر، به راه اندازی تجارت‌های کوچک اقدام کرده اند و در این زمینه فعالیت می‌کنند، اما به هیچ وجه نمی‌توانند از نظر توانایی مالی(سرمایه) و امکانات با مردان رقابت کنند.

برای‌ نخستین بار در قانون اساسی افغانستان حقوق مساوی برا‌ی زنان تضمین شده است. اما عدم موجودیت تعهد سیاسی و باور به توانمندی و برابری زنان درسطح رهبری کشور،‌ سد بزرگی در برابر پیشرفت های بنیادی حقوق آنها به شمار می‌رود.

پیشنهادها برای تقویت حقوق زنان

با وجودیکه زنان بیشترین کار فیزیکی را در منازل و زراعت در افغانستان انجام می‌دهند اما کار آنها بدون مزد بوده و در سنجش‌های اقتصادی محاسبه نمی‌شود.

الف: تعهد و اعتقاد سیاسی به برابری زنان و مردان در سطح کشور،‌ نقش بسیار اساسی دارد و این تعهد می‌تواند از راه انتصاب زنان در پست‌های تصمیم گیرنده سیاسی کشور عملی شود. زیرا ثبات و توسعه، بدون اشتراک فعال زنان در عرصه سیاسی ناممکن است.

ب: فراهم‌سازی زمینه دسترسی برای زنان و مردان به آموزش با کیفیت وظیفه بدون قید و شرط دولت ها است. بی‌سوادی یکی از مشکلات اساسی در افغانستان است. به همین دلیل جنگ در افغانستان بسیار طولانی و خشن شده است. بناً آموزش و پرورش یگانه وسیله است که می‌تواند موجب نجات مردم افغانستان از بدبختی‌های کنونی شود.

ج: دسترسی تمام مردم به خدمات صحی با کیفیت به ویژه دسترسی زنان به صحت باروری یک حق ابتدائی آنها است. آنها باید بتوانند در مورد تعداد فرزندانشان و فاصله میان زایمان‌ها تصمیم بگیرند. بدین ترتیب تعداد مادران و کودکان صحت‌مند در جامعه افزایش می‌یابد و این موضوع می‌تواند نقش مهم را در پائین آوردن فقر ایفا کند.

د: دسترسی زنان به کار، در بلند بردن توانمندی آنها حتمی است. اکثریت زنان افغانستان مشغول کارهای شاقه و فیزیکی در خانه‌ها و مزارع اند. اما در زحمات شان مزد بدست نمی‌آورند و حتی حق تصمیم گیری در مصرف محصولات تولیدی خود را هم ندارند. وابستگی اقتصادی زنان، آزادی های ابتدائی آنها را محدود می‌سازد.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.