قطر یا پاکستان: گره صلح دست کیست؟

Image caption در سفر آقای کرزی به قطر دفتر طالبان یکی از محور های صحبت خواهد بود

مقامات افغان اعلام کرده اند که رئیس جمهور حامد کرزی به قطر سفر کرده و با حمدبن خلیفه آل ثانی امیر و سایر مقامات این کشور درباره گسترش روابط میان دو کشور و روند مذاکرات صلح افغانستان گفتگو خواهد کرد.

روز گذشته سخنگوی رئیس جمهوری افغانستان گفت که دولت این کشور دیگر نمی‌تواند منتظر پاکستان بماند و راه‌های جایگزین را برای صلح افغانستان جستجو خواهد کرد که قطر می‌تواند یکی از این راه‌ها باشد.

به نظر می‌رسد اولویت حامد کرزی در دخیل کردن قطر در گفتگوهای صلح حصول اطمینان از رهبری کامل تلاشهای صلح توسط افغان‌ها باشد. آقای کرزی بارها به شدت نسبت به تماس مستقیم آمریکایی‌ها و پاکستانی‌ها با طالبان و دور زدن حکومت او اعتراض کرده است.

آیا قطر می‌تواند کمکی بکند؟

قطر از موقف خاصی در بین کشورهای غربی و اسلامی برخورددار است. این کشور مدت‌هاست اعلام کرده که حاضر است به روند صلح کمک کند. طالبان و مقامات قطر، رسما تایید نکرده اند که تماس خاصی میان آنها وجود دارد.

اگر آنطور که بسیاری از مقامات غربی تصور می‌کنند پاکستان بر طالبان افغان نفوذ داشته باشد، منطقی‌ست که انتظار داشت شورشیان افغان بدون چراغ سبز از پاکستان در برنامه احتمالی صلح با میانجیگری قطر اشتراک نکنند.

برخلاف پاکستان، قطر رابطه خاص و تاریخی با طالبان ندارد. پیشنهاد گشایش دفتری برای طالبان در قطر نیز در واقع ابتکار دولت افغانستان نیست،‌ بلکه این آمریکا بود که در سال ۲۰۱۱، پیشنهاد کرد که برای تسهیل تماس مستقیم میان آمریکایی‌ها و طالبان، دفاتری برای این گروه در قطر و عربستان سعودی باز شود.

طالبان در مارچ/مارس ۲۰۱۲ اعلام کردند که گفتگو با آمریکایی‌ها را، به دلیل آنچه این گروه "موقف مبهم آمریکایی‌ها" و دخالت دادن مقامات افغان در روند مذاکرات خواندند، به حالت تعلیق درمیاورند.

در اکتبر ۲۰۱۲، مقامات آمریکایی قطع رابطه با طالبان را تایید کرده و گفتند که با وجود تلاش‌هایشان برای گفتگوی مستقیم با رهبران طالبان، اکنون به این نتیجه رسیده اند که پیشرفت عمده در زمینه گفتگوهای صلح میان طالبان و حکومت افغانستان، ممکن است فقط بعد از سال ۲۰۱۴ و خروج بخش اعظم نیروهای ناتو از افغانستان به دست آید.

با همه اینها، نفس دخیل ساختن قطر در گفتگوها، احتمالا این ظرفیت را دارد که به گفتگو با طالبان تحرک تازه‌ای ببخشد.

نفع و ضرر پاکستان در گفتگوهای صلح

بعید است که مقامات سیاسی پاکستان ندانند که همکاری واقعی آنها برای دستیابی به صلح طالبان چه تاثیر مثبتی در موقف این کشور در سطح بین‌المللی خواهد گذاشت.

اگر پاکستان با وجود داشتن توانایی ترغیب طالبان به ترک خشونت، از این کار خودداری می‌کند، منطقی خواهد بود که نتیجه بگیریم که تعلل پاکستان در این کار می‌بایست امتیاز و نفعی بزرگتر از ارتقاء وجهه در سطح جهانی برای پاکستان در قبال داشته باشد.

بسیاری از مقامات غربی پاکستان را بازیگری کلیدی در مذاکره با طالبان می‌دانند، به این دلیل که این کشور روابطی تنگاتنگ با گروهها تندور دارد و هم اکنون بسیاری از رهبران شورشیان طالبان در خاک این کشور پناه گرفته اند.

عدم همکاری کامل پاکستان به این دلیل نیز می‌تواند باشد که مقامات این کشور در انتظار موقعیت زمان بهتری برای تسهیل چنین گفتگوهایی‌ست تا بتواند منافع مورد نظر خود را برآورده سازد.

اگرچه پاکستان اخیرا رد کرده‌ که برای همکاری در روند صلح شرایطی در نظر دارد، اما با توجه به وضعیت شکننده امنیتی در افغانستان و رابطه این وضعیت با وجهه نظامیان ناتو آمریکایی، انتظار نیز نمی‌رود که پاکستان در برابر همکاری در روند صلح رسما شرطی تعیین کند. اما این کشور همواره نشان داده که حاضر نیست بدون حصول اطمینان از منافع ویژه خود در افغانستان، در روند صلح کمکی بکند.

بنابر‌این، در چنین وضعیتی، به نظر می‌رسد بهترین راه برای پاکستان کارشکنی و تعلل در کمک به گفتگو با طالبان باشد، تا آن زمان که افغانستان و ایالات متحده حاضر شوند شرایط مورد نظر پاکستان را برآورده سازند.

نفوذ پاکستان بر طالبان افغان چقدر است؟

پاکستان بی‌میل نیست که نفوذش بر گروه طالبان افغان در رسانه‌های جهانی برجسته شود. تردیدی نیست که پاکستان به عنوان حامی اصلی طالبان، از جایگاه مهمی در میان این گروه برخورددار است، اما این احتمال نیز وجود دارد که دلیل تعلل پاکستان در تسهیل گفتگوهای صلح این باشد که نفوذ پاکستان در میان طالبان افغان به میزانی نیست که بتواند آنها را به سادگی به پای میز مذاکره بکشاند.

پاکستان با معضل طالبان محلی خود دست به گریبان است و تاکنون نتوانسته این گروه را سرکوب کند و یا به صلحی پایدار با آنها دست یابد.

حضور رهبران طالبان افغان در پاکستان و حتی حمایت حلقاتی از میان حکومت این کشور از شورشیان افغان و جنگ‌شان در افغانستان، الزاما به معنای نفوذ حکومت پاکستان در میان طالبان نیست، اما این تصور از خارج را تقویت می‌کند که این کشور توانایی آن را دارد که طالبان را تحت فشار قرار دهد.

چنین تصوری از پاکستان در سطح جهانی، اهرم فشاری در اختیار این کشور می‌گذارد که با استفاده از آن توانسته منافع زیادی برای خود تامین کند. بخش بزرگی از کمکهای نظامی آمریکا به پاکستان بر این ایده استوار است که چون پاکستان مسلح به سلاح اتمی‌ست، لازم است تا حکومت این کشور برای مقابله با گروه‌های تندرو تقویت شود. احتمال به قدرت رسیدن گروه‌های تندرو در پاکستان اتمی، کابوسی ترسناک برای کشورهای غربی ست.

برنامه صلح حکومت افغانستان چیست؟

یکی از چالش‌های اساسی بر سر راه گفتگو با طالبان ابهامات جدی در موضع حکومت افغانستان در این رابطه است.

به نظر نمی‌رسد کل برنامه صلح حکومت افغانستان تا بحال چیزی فراتر از درخواست‌های تضرع‌گونه از طالبان برای پایان دادن به خشونت و پند و اندرزهای طولانی درباره فواید صلح و اضرار خشونت بوده باشد.

موضع رسمی حکومت هم این بوده که طالبان سلاح خود ر بر زمین بگذارند، قانون اساسی را قبول کنند و به روند صلح بپیوندند. چنین درخواستی به سادگی به معنای تسلیم شدن طالبان است و عجیب نیست که تاکنون طالبان هیچ علاقه‌ای به برنامه صلح با طالبان نشان نداده اند.

حکومت افغانستان در جایگاهی نیست که از موضع برتر با طالبان از صلح صحبت کند. توانایی نظامی حکومت در حدی نیست که بتواند در جنگی چریکی با طالبان مقابله و آنها را وادار به مذاکره کند.

از سوی دیگر، نبود حکومتداری خوب، فساد گسترده در ساختار دولت، و نبود هماهنگی و توافق میان بازیگران داخلی و خارجی در عرصه سیاسی و نظامی، و چالش‌های فراوان دیگری، باعث تضعیف جایگاه حکومت شده است.

Image caption در نشست بریتانیا رهبران پاکستان و افغانستان تعهد کردند که تا شش ماه آینده زمینه ساز صلح در افغانستان شوند

موضع طالبان درباره صلح تاکنون مشخص بوده است:‌ آنها همواره تاکید کرده اند که تا خروج کامل سربازان غربی در افغانستان خواهند جنگید، قانون اساسی را قبول ندارند، حکومت حامد کرزی را دست نشانده و نامشروع می‌دانند و تاکید کرده‌اند که به تعریف و تفسیر خود از قوانین اسلامی پابندند. برخی تحلیلگران معتقدند طالبان برای امتیازگیری بیشتر چنین موضع سفت و سختی نشان می‌دهند و احتمالا در برابر امتیازات مناسبی حاضر خواهند شد مذاکره کنند.

در این صورت، این امکان وجود دارد که حکومت افغانستان بتواند بدون کمک پاکستان یا حتی قطر به طور مستقیم با طالبان مذاکره کند. اما این تماس نیازمند آن است که حکومت موضع روشنی در قابل برنامه صلح اتخاذ کند. به طور مشخص، حکومت باید به صورت علنی روشن سازد که طالبان در قبال ترک خشونت چه به دست می‌آورند.

بخشی از خواسته‌های طالبان می‌تواند قسمت عمده‌ای از دستاوردهای دهه اخیر را متاثر کند. بعید است طالبان حاضر باشند آزادی فعلی زنان در عرصه های اجتماعی و مشارکت سیاسی آنها را بپذیرند و فعالیت رسانه‌های آزاد را برتابند.

حکومت افغانستان تا بحال راههای مختلفی را برای جلب توجه طالبان امتحان کرده است؛ از توسل به حس ناسیونالیستی طالبان و برائت دادن آنها از کشتار غیرنظامیان گرفته تا آزادی بازداشتیان این گروه و برادر خواندن آنها.

شاید وقت آن رسیده که حکومت افغانستان به وضاحت از "معامله سیاسی" با طالبان صحبت کند و امتیازاتی ملموس و واقعی به آنها پیشنهاد کند.

مطالب مرتبط