سایه موسیقی هند بر موسیقی افغانستان

Image caption گروهی از هنرمندان رقص و موسیقی هندی که در عهد امیر شیرعلی به کابل آمده بودند

اگر به صورت مشخص رواج موسیقی هندی را در جامعۀ خویش در نظر بگیریم، تاریخ آن را تا یکهزار ۶۵۰ سال پیش به روشنی در می یابیم؛ زیرا اغلب منابع تاریخی و ادبی، از ورود دسته جمعی طایفۀ هندی جت (کولی) به سرزمین آریانای باستان به غرض اجرای نمایش موزیکال و تئاتر به اتفاق خبر داده اند.

تعداد آنها را برخی از مورخین دوازده هزار نفر، بعضی ها ششهزار «مطرب و پایکوب و لعبت باز» و عده نیز یکهزار «لولی و سرودگوی» قید نموده اند.

ورود این تعداد هنرور به سرزمین ما بدون گفت و گو ترویج آهنگ های هندی را در میان مردم در پی داشته است.

و پس از آن در عهد اسلامی، به ویژه از دورۀ سلطان محمود غزنوی به بعد که انبوهی از هنرمندان خراسان زمین به هند رفته، نه تنها آهنگ های دری را در آن خطه ترویج دادند؛ بلکه ساختار نظام موسیقی هند را دگرگون ساخته، آنرا وسعت و تکامل بیشتری بخشیدند و حتی ژانرهای موسیقی خراسانی چون غزل، ترانه، قوالی و مانند اینها را در آن سرزمین رایج کردند، ولی بازهم کشور ما عرصۀ جولان آهنگ های هندی است.

اما عوامل ترویج گستردۀ آهنگ‌های هندی در جامعۀ سدۀ بیستم ما ریشه در قرن نزدهم داشته، اسباب دیگری در سدۀ بیستم تسریع گسترش آن را فراهم ساخت؛ به این تفصیل که بحران فرهنگی یکصد سالۀ دورۀ محمدزاییان، همه مظاهر فرهنگی کشور را از رونق انداخت و درین میان موسیقی که حمایت دربار را از دست داده بود، بیشتر از همه آسیب دید.

این امر به موسیقی محفلی هندی که با رقص خانم‌های هنرمند توأم بود، مجال داد تا محافل سطوح بالایی جامعه را در انحصار گرفته، هنرمندان آن با دولتمردان ما چنان نزدیک شوند که سبب ازدواج رقاصه‌های هندی با قدرتمندان افغان شوند.

دلائل تاثیر موسیقی هندی در افغانستان

تا دهه های آغازین سدۀ بیستم کشور ما عرصۀ رواج هردو نظام موسیقی شرقی یعنی موسیقی خراسانی و هندی بود؛ اما پس از به قدرت رسیدن نادرشاه، دو عامل مهم موسیقی مارا زیر تأثیر موسیقی هندی قرار داد.

Image caption خانم ژیلا و هنرمند نامور هند محمد رفیع در هنگام تمرین آهنگ افغانی

نخست علاقمندی خانوادۀ حاکم به این شیوۀ ساز و آواز و حمایت بی دریغ شان از هنرمندان آن؛ دو دیگر کاربرد موسیقی در صنعت نیرومند سینمای هند که در افغانستان رقیبی نداشت، فضا را به نفع موسیقی هندی تغییر داد.

دلیل دیگر هم اینکه، آهنگ‌های وطنی ما تک بعدی بودند؛ به این معنا که تنها با حس شنوایی مردم رابطه می گرفتند؛ ولی آهنگ‌های فیلمی هندی برعکس سه بعد داشتند و از طریق حس شنوایی، حس بینایی و تداعی خاطره ها با ذهن افراد تماس برقرار می‌کردند.

از جانب دیگر ریکاردهای(صفحه گرامافون) موسیقی افغانی با تعداد اندک، کیفیت پایین و قیمت بلند عرضه می‌شد، ازین ناحیه نیز توانایی رقابت با ریکاردهای هندی ارزان قیمت دارای کیفیت بالا را نداشت؛ پس این امر سبب گردید که دارنده‌گان گرامافون، در خانه‌های شان به شنیدن و در رستورانت‌های سراسر کشور به پخش مداوم آهنگ‌های هندی بپردازند.

تأثیر درازمدت این کار؛ اعتیاد مردم به شنیدن آهنگ‌های هندی بود و این امرحتی هنرمندان خلاق مارا نیز واداشت تا برای ارضای ذوق شنونده‌گان شان در محافل به اجرای آهنگ های هندی بپردازند و یا هم به بازخوانی روی آورده، میلودی آنها را با شعر دری و یا پشتو بازخوانی کنند.

آغازگر باز‌خوانی در افغانستان، استاد قاسم بود که با اجرا و ضبط آهنگ‌هایی از یونس حسین خان معروف به 'خلیفه آگره'، استاد فیاض خان ملقب به آفتاب موسیقی، کندن لال سیهگل، زهره و دیگران درین کار پیشقدم گردیده؛ توانست دیگران را نیز به دنبال خود بکشد.

بهترین نمونه این باز خوانی وی آهنگ "عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را" می باشد که اصل آن یکی از آهنگ های کندن لال سیهگل بوده؛ بعدها توسط صادق فطرت "ناشناس" و استاد مهوش نیز با اشعار دگرگونه خوانده شد.

اینگونه شد که موسیقی خراسانی نتوانست با موسیقی هندی رقابت کند.

چون در آغاز سدۀ بیستم، برعکس دوره‌های پیشین، اغلب هنرمندان به آهنگسازی نمی‌پرداختند؛ صرف استادان بزرگی که دارای خلاقیت هنری بودند، تنها برای خود سبک‌های جدیدی می آفریدند، نه برای دیگران؛ ازین سبب سایرین به تکرار سبک‌های استادان پیشرو پرداخته، از اجرای آهنگ استادان شان تشخیص می شدند که پیرو و یا شاگرد که هستند؟ مانند استاد رحیم بخش که حتی در مراحل استادی خویش نیز می کوشید آهنگ های استاد قاسم را اجرا کند.

این موضوع سنگ راه خلاقیت شده بود. استاد غلام حسین که دارای تحصیلات اکادمیک در موسیقی بود و سالها شاگرد مکتب موسیقی بالگندروای شهر بمبیی؛ و از جمله نخستین استاد موسیقی ما در سدۀ بیستم است، این نقیصه را درک نموده، برای خوانش شاگردان و غیر شاگردان خود آهنگ های جدیدی ساخت و به زودی استاد عبدالغفور برشنا نیز به او پیوست.

ماه ۴ آهنگ

افزون براینها، یکی از سیاست های نادرست ادارۀ موسیقی رادیو از دهۀ دموکراسی (دهه ۶۰ میلادی) به بعد؛ روند باز‌خوانی را تقویت نمود؛ زیرا در قراردادهایی که باهنرمندان عقد می گردید، آنان را به ثبت چهار آهنگ در ماه ــ و استادان بزرگ را دو آهنگ در ماه، مکلف می ساخت.

آنانی که وقت ساختن چهار آهنگ را نداشتند؛ برای شان خیلی آسانتر بود تا شعری هموزن یکی از آهنگ‌های هندی پیدا نموده و به عنوان آهنگ جدید به ضبط کنند.

آهنگ طلعت محمود که به آواز ناشناس (از غمت میرم ای بیوفا) و آهنگ جلوه (افسانه) با عنوان "ای آهوی صحرایی" که با شعری از خانجان مقبل توسط استاد فرخ تهیه شده بود و با نغمۀ تازه به ثبت رسیده و هردوی آن به همراهی آرکستر شماره دو به اجرا شد، با هوای متفاوت و بهتر از اصل به ثبت رسیده اند.

ولی بیشتر این آهنگ‌ها تنها بازخوانی اصل اند و در مواردی ضعیفتر از اصل.

بازخوانی اشتباه

بازخوانی آهنگ‌های هندی به زبان اصلی را نیز کمتر کسی به صورت درست به ثبت رسانده است؛ از استاد رحیم بخش گرفته که حتی آغاز آهنگ «جمنا کی تیر» را "جمنا گتی" می خواند؛ تا حاجی سیف الدین امیر، معروف به حاجی سیفو که از آهنگ فیلمی "الف زبر اَ" کاریکاتور ساخته، جملات مهملی چون "وی وی ببو، ببو با" را در آن می افزود، منزلت آهنگ های اصلی را نیز پایین می آوردند.

یکی از رویدادهای جالب این مورد که هنرمندان ما بدون دانستن زبان اصلی آهنگ‌های هندی، به بازخوانی آنها می‌پرداختند؛ این است که در عهد حاکمیت حزب دیموکراتیک خلق؛ محفل عروسی یکی از مقامات آن گروه در هتل کابل برگزار شده بود و جمعی از هنرمندان رادیو تلویزیون وقت را مجبور ساخته بودند که، در آن محفل شرکت کنند.

یکی از هنرمندان جوان که حالا از آوازخوانان توانا و پرآوازۀ ما به شمار می رود؛ آهنگی فیلم هندی "دان" را خواند. چون معنای شعر آن را نمی‌دانست، هنگام اجرا خواست آن را با حرکات مشابه به امیتاب باچهن مطابق اجرا کند، وقتی که می خواند "اری دیوانو! مجهی پهچانو؟" یعنی ای دیوانه ها مرا بشناسید؟ به سوی کسانیکه در ردیف اول نشسته بودند، از جمله ببرک کارمل ، رئیس جمهور پیشین آنجا نشسته بود، اشاره می کرد.

کارمندان خاد (اطلاعات) بلندگو را خاموش کردند، و آوازخوان را با خود بردند. آن بیچاره تا چندین روز از کوفت کتک کاری خادیست ها قادر به حرکت سریع نبود.

از سوی دیگر تعدادی از آهنگ‌های افغانی نیز در سرزمین هند و پاکستان رواج یافته و یا باز‌خوانی شده‌اند که صورت دومی بیشتر دیده شده است.

Image caption گوهر جان، یکی از نخستین آوازخوان‌های هندی

بهترین نمونه‌های آن آهنگ "مدتی شد که ترا؛ من ندیدم سر راه" که از ساخته های استاد برشناست که در فیلم 'وقت' با تصنیف "ای میری زهره جبین" به اجرا گرفته شده و یا آهنگ «"یار دمی بشنو، این ناله و افغان من" که از ساخته های استاد خیال است در فیلم 'لاوارث' متن کلامی "میری انگنی مین تمهارا کیا کام هی" یافته و آهنگ "بچه جان لوگری" با شعر "توهی میری پادشاه" در فلم 'خداگواه' به کار برده شده است نمونه های برجسته این کار بوده می توانند.

همچنان نغمه آهنگ «انار انار بیا به بالینم» با سیتار استاد رییس خان در فیلم پاکیزه، آهنگ «تابه کی از ما جدایی عایشه» و چندین آهنگ دیگر با شهنایی دیش پندی و آهنگ «به خدا برده زمن عقل و دل دینم؛ دلبر شیرینم» با سیتار راوی شنکر در هند نواخته شده است.

آغاز رقابت

حرکت کاستن تاثیر نفوذ موسیقی هند، که توسط استاد غلام حسین و استاد برشنا آغاز شد؛ توسط شاگردان و پیروان آنها دنبال گردید و با پیوستن جوانان صاحب استعداد دیگر به این حرکت، طی چهل سال پس از آن هنر آهنگسازی مان را رونق خوبی داد.

این هنرمندان آهنگ های آفریدۀ خویش را در اختیار هنرمندان دیگر قرار می دادند و به این ترتیب از استیلای عام آهنگ های هندی در جامعه جلوگیری کردند.

در مرحلۀ نخست کارهای استاد غلام حسین، استاد برشنا، استاد فرخ، استاد سلیم سرمست، استاد ننگیالی، استاد حفیظ الله خیال، استاد عبدالجلیل زلاند، اسماعیل اعظمی، رحیم ناله، انور شاهین، غلام نبی نوشاد و امثال اینها شایستۀ یاد آوریست.

در مرحلۀ دوم استاد شاه ولی، ترانه ساز، فضل احمد ذکریا، نینواز، غلام علی حیدر، نیساز، حامد حسینی، آهنگساز، امین الله ندا، شمس الدین مسرور، احمدعلی نادری، ترنم و از هنرمندان خرابات استاد محمدعمر، استاد موسی قاسمی، نیک محمد آهنگ بخش و ده ها تن دیگر اعم از آماتوران و خراباتیان از نام آوران این عرصه به شمار می‌روند.

اما این نکته را نباید ناگفته گذاشت که قوت ترویج موسیقی هندی در جامعۀ ما با نیروی رایج شدن آهنگ‌های ما در سرزمین هند قابل مقایسه نیست؛ زیرا آن وسایلی را که هند برای ترویج موسیقی خود در جامعۀ ما به کار برده است؛ ما در اختیار نداشته ایم و دوم اینکه دیگر از آغاز دهۀ دموکراسی به بعد دولت های ما مانند کشورهای همسایه، برنامه معین فرهنگی برای تقویه و حمایۀ ادب و هنر و فرهنگ نداشته است.

مطالب مرتبط