'صفدر خيرعلی' هنرمندی که فراموش می‌شود

Image caption صفدر خیرعلی هنرمند آواز و دمبوره در قریه "کِلِیگو" ی سنگتخت ولسوالی سنگتخت ولایت دایکندی در مزکر افغانستان به دنیا آمده است

دهه هفتاد بود. من و پنج نفر دیگر از نویسندگان و شاعران اهداف رویایی و جالبی را در سر داشتیم. اهدافی که بعد از برگشتن به وطن برای من مهجور و بی کس ماند. یارانم به وطن برنگشتند.

ما با جیب خالی خود، شهر به شهر می‌گشتیم، به دنبال پیدا کردن هنرمندان و ثبت زندگی هنری آنان از زبان خودشان بودیم. رنج سفر برای ما با توجه به مشکلات زیادی که وجود داشت، شیرین بود.

برگه تردد(جواز سفر) را از اداره اتباع و مهاجرین ایران می‌گرفتیم و سفر می‌کردیم. کوچه پس کوچه‌های تهران را می‌گشتیم تا هنرمندی را پیدا کنیم و کلیکسیونی بسازیم از داشته‌های هنری سرزمین مان.

نداشتن پست و مقام، پول و حقوق هیچ شماریده می‌شد. شاید جنون و یا بی عقلی یا کاری از جنس کار دل بود نه کار گل.

در تهران از کسانی به سختی آدرسش را یافتیم. 'دمبوره چی' خیلی کهنه کار و قدیمی بود که حالا در بین ما نیست. اما صدایش هست و خواهد ماند. صفدر خیرعلی، او را در حومه تهران یافتیم. در محله‌ای به نام چهار راه ملارد، اسلام شهر، لوم‌آباد. صفدر خیرعلی سوارکار ماهری بود و در محل پرورش اسب کار می‌کرد. خیلی ساده و صمیمی می‌نمود. مهمانش شدیم. در اتاق کوچکی، صفدر خیرعلی برای ما چند کُوک(قطعه) دمبوره نواخت و صحبت کردیم. عکس گرفتیم. تمام گفته‌هایش را در ضبط صوت ثبت کردیم.

خبر غمناک

سال گذشته در شهر بامیان بودم. رئوف سرخوش یکی از دمبوره نوازان در صفحه فیسبوکش خبر فوت صفدر خیرعلی را منتشر کرد. به یاد شور گذشت افتادم که شهر به شهر و محله به محله به دنبال یافتن آدرس هنرمندان راه می‌رفتیم.

رفتم به دنبال داشته هایم تا بار دیگر در روزهای مرگ او مصاحبه وی را نشر کنم. از تعداد زیادی درباره اش پرسیدم و سپس به دایکندی زادگاه صفدر خیرعلی به خیلی‌ها زنگ زدم تا معلومات درباره این هنرمند بگیرم ولی این نوشته هیچ جایی نشر نشد و در بامیان ماند.

صفدر خیر علی کی بود؟

صفدر خیرعلی، آوازخوان و دمبوره نواز در قریه "کلیگو" سنگتخت ولسوالی سنگتخت ولایت دایکندی در مزکر افغانستان به دنیا آمده است. نامش صفدر و خیرعلی نام پدرش بود.

بعد به صفدر خیرعلی شهرت یافت. تاریخ تولدش را کسی دقیق به یاد ندارد ولی می‌گوید که حدوداً در سن هشتاد سالگی چشم از این جهان فرو بسته است. او قبل از مهاجرت در دربار خوانین محلی چون حیدرخان و ارباب کریم خان نوکری کرده است.

هنرمند هنجار شکن

صفدر خیرعلی هنرمند هنجار شکن بود. در دیداری که در تهران با او داشتم گفت که بعد از فوت پدرم سر قبرش رفتم و یک کُوک مست دمبوره زدم و به روحش نثار کردم.

محمد نعیم واثق باشنده سنگتخت نیز در مورد هنجار شکنی صفدر گفت: صفدر خیرعلی در قبرستان " ادِیره دان قرامد" سر قبر پدرش می‌رفت و یک کُوک دمبوره می‌زد و بعد به روح پدرش نثار می‌کرد."

او از مهارتهای صفدر خیرعلی می‌گوید که بر زین اسب در حال رفتن می‌ایستاده و یا چهار زانو دمبوره می‌نواخته و رقص می‌کرده است.

صفدر خیرعلی قبل از مهاجرت به ایران در قریه "دان راه نو کلیگو" سنگتخت زندگی می‌کرد. علاوه بر دمبوره و آوازخوانی 'چنگ' می زده.

او در نزد هنرمندی به نام "شاه لالَی" نواختن دمبوره را آموخت.

قبل از سالهای ۱۳۵۷ خورشیدی آتن ملی(رقص ویژه‌ای در افغانستان) را با آهنگ دمبوره در مراسم و مجالس رسمی رهبری می‌کرده‌است. صفدر با زن نابینای ازدواج کرد و از وی فرزندی به جا نمانده‌است.

صفدر در سال ۱۳۵۹ به ایران مهاجرت کرده و در حومه تهران مسکن گزیده و در سال ۱۳۹۱ در دنیای غربت چشم از جهان پوشیده‌است.

سبک‌های که فراموش است

صفدر خیرعلی یکی از قدیمی ترین و کهنه کارترین‌های موسیقی هزارگی بود. در مصاحبه‌ای که در حومه تهران با او داشتم از کَوکها یا سبک‌های دمبوره یاد می‌کرد که از بین رفته است.

وی از هفتاد "کُوک" یا "سبک" نام برد که در بین هنرمندان دمبوره هزارگی رائج بوده، ولی اکنون فراموش شده‌اند.

سبکهای مخصوص صفدر خیرعلی

صفدر خیرعلی در دمبوره سبک یا کوک خاص خودش را داشته‌است که اکنون به نام کوک صفدر خیرعلی یاد می‌شود.

وی قبل از هنرمند نامدار هم محلش 'سرور سرخوش' دارای شهرت و آوازه بود. آوازه‌اش از منطقه سنگتخت، اشتَرلَی، بندر و خدیر ولایت دایکندی فراتر رفته بود. در بین علاقمندان دمبوره وی همیشه درکناربزرگان دمبوره از نامدارترین ولی در میان مردم گم‌نام ماند.

او در ردیف هنرمندان همانند صفدرتوکلی‌، خلیفه خان محمد، سید انور آزاد، امان یوسفی‌، همایون لعلی، سرور سرخوش‌،صفدر مالستانی‌، صادق شهرستانی، علی دریاب، دختر مالستانی (آبی میرزا) و داوود سرخوش قرارگرفته است.

صفدر خیرعلی در دوران مهاجرت در گمنامی زندگی‌کرد. مصاحبه‌ای که با مردم محل زادگاهش و برخی از هنرمندان موسیقی دمبوره داشتم کوکهای زیر را از جمله کوکهایی نامبردند که از صفدر خیرعلی به یادگار مانده‌است.

۱. کوک "دو امباغ":امباغ یا زن بزرگتر می‌گوید: "کَلو مُوگَه کَلتر مَه یوم/ خُونده بچه دختر مَه یوم". امباغ یا زن کوچک می‌گوید: "از همگی بهتر مَه یوم/ دَ نزد شُوی بهتر مَه یوم"

۲. کوک یا رفت کته پیچه:"کته پِیچَیه سبزَلی/ اَجب بچیه سبزَلی"

۳.رفت لِلَی از جمله رفت‌های به جای مانده از صفدر خیرعلی است. یادم هست که می گفتند این ترانه زبان حال زن عاشق بازی است که به بهانه لالایی کودکش، آدرس محل خوابش را به معشوقش پیغام می‌دهد:"تَمبَه درگه جارویه/ پَیرِه درگه خورویه/ جاگِه مه دَ بورویه/ جاگه سر ساکویه/ نِلغِه اَیه رَ خواو اُلوی/ تولغه اَیَه رَ خواو اُلُوی/ آکو بِیه آکو بِیه/ تَیلونِ تمباکو بِیه/ جیگه سر ساکو بِیه/ نِلغِه اَیه رَ خواو اُلوی/ تولغه اَیَه رَ خواو اُلوی."

۴. رفت یا کوک زرگر بچه: "زرگر بچه آمده بود/ چُوریی خوب آورده بود/ بخروم یا نخروم/ سودای زرگر بچه را/ بشکنوم یا نشکنوم/ قفل سر صندوقچه را"

۵. رفت یا کوک دخترخان: "دخترخان تو شیرینی/ ملم جان تو شیرینی/ گل پیرَهن تو شیرینی/ لعل یمن تو شیرینی/ شیرین سخن تو شیرینی/ شاه زنان تو شیرینی."

تحقیقی که انجام داده‌ام دو نوار صوتی از وی در قریه سنگتخت ولایت دایکندی در نزد محمد نعیم واثق می‌باشد و یک خواندن که شاید مربوط به سالهای آخر این هنرمند باشد در سایت یوتویوب موجود است.

مطالب مرتبط