تحصیلات عالی، امنیت و توسعه در افغانستان

Image caption اعتراض دانشجویی در کابل وارد هفته دوم شد

ده ها دانشجو از هفته گذشته به این سو دهان‌شان را به نشانه اعتراض به وضعیت تحصیلی حاکم در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل، بسته‌اند.

این دانشجویان نسبت به "وضعیت بد تحصیلی، سو مدیریت، کیفیت بسیار بد آموزش و رفتارهای خشن" مسوولان این دانشکده نسبت به دانشجویان، اعتراض کرده اند.

وضعیت تحصیلی در دانشگاه های دولتی افغانستان

وضعیت تحصیلی در دانشگاه کابل به صورت عموم نا امید کننده است. کیفیت درس در مواردی به شدت پایین است و محصلان در جریان تحصیل فقط نوت‌های استادان شان را که خود سالها قبل از استادان خویش گرفته‌اند، می‌خوانند.

به این ترتیب، کمتر اتفاق می‌افتد که استادی منابع به‌روز دانشگاهی را برای تدریس مورد استفاده قرار دهد. برخی از جزوه‌های درسی حدود سی سال کهنه‎‌اند. حداکثر نوت‎هایی که دانشجویان از استادان خود می‌‎گیرند شاید حدود ۵۰ تا ۷۰ صفحه است که هر دانشجو مجبور آن را حفظ کنند.

هیچ کتاب و منبعی غیر از نوت‌‎های درسی برای برخی از استادان مدار اعتبار نیست. البته استثنا را منکر نمی توان شد، اما آنچه در دانشگاه های دولتی قاعده است همین است.

با در نظرداشت ضعف علمی که این مجموعه دارد، در برابر نو آوری و در برابر نسل جدیدی از افغانهایی که در دانشگاه‌های بهتر تحصیل کرده‌ و تا سطوح دکترا درس خوانده‌اند سرسختانه می‌ایستند تا مانع حضور آنها در دانشگاه‌ها به حیث استاد شوند.

نصاب درسی و معیارهای ارزیابی علمی به شدت کهنه اند. حاصل جمع این وضعیت برای افغانستان مساوی به یک چیز است: بحران امنیتی، و توسعه نیافتگی.

تحصیلات عالی و امنیت

سالانه هزار افغان از دانشگاه‌های افغانستان فارغ می‌شوند که از این تعداد، حدود هفت تا ۱۰ هزار نفر آن‌ها در جریان یک سال جذب بازار کار می‌شوند.

شانس کاریابی برای دانش آموختگان علوم اجتماعی بسیار اندک است. با در نظرداشت اینکه حدود ۹ میلیون پسر و دختر در سراسر افغانستان مشغول آموزش‌اند، تا یک دهه دیگر تعداد متقاضیان تحصیلات عالی به بیش از یک میلیون نفر می‌رسد و همچنین تعداد فارغ تحصیلان دانشگاه‌های دولتی به صدها هزار نفر در یک سال خواهد رسید.

ادامه وضعیت تحصیلی حاکم در دانشگاه‌‎های دولتی افغانستان، فقط می‌تواند زاینده مشکلات اجتماعی و امنیتی برای این کشور باشد.

با در نظرداشت نرخ اشتغال فعلی برای دانش آموختگان دانشگاه های دولتی، اگر برنامه‌ای دراین خصوص تنظیم نشود، صدها هزار دانش‌آموخته جوان بی‌کار، تهدید بزرگ امنیت ملی برای افغانستان خواهد شد.

چون این مجموعه جوان بی‌کار می‌‎تواند ظرف چند روز حکومت را سقوط دهد.

دانش غیرکاربردی

بخش غالب نصاب آموزشی با توجه به آنچه که در بالا توصیف شد، با معیار های جهانی برابر نیست. بنا براین، یک دانش‌آموخته دانشگاه‌های افغانستان توانایی رقابت با یک هندی و چینایی را در رشته خود در بازار کار منطقه ندارد. نیروی کاری که ما تولید می‌کنیم هیچ جایی برای خودش در بازار کار جهانی نمی تواند دست و پا کند.

مشکل نصاب آموزشی در افغانستان با یک معضل میتودولوژیک، خصوصا در علوم اجتماعی، تعمیق می گردد. نارسایی میتودولوژیک در آموزش علوم اجتماعی این حوزه دانش را به شدت غیر کاربردی کرده است.

به صورت کل، نگاه به علوم در افغانستان، نگاه فلسفی و تاریخی است. علوم اجتماعی خصوصا از این دیدگاه حاکم فلسفی و تاریخی نه تنها در افغانستان بلکه در کل حوزه زبان فارسی رنج می‌برد. به جرات می‌توان گفت که چیزی بنام علوم اجتماعی دراین حوزه مشق نمی‌شود.

آنچه وجود دارد یا تاریخ علوم اجتماعی است و یا هم فلسفه علوم اجتماعی. به این ترتیب، علوم اجتماعی که در جهان مدرن خالق مدیران و کارگزاران، برنامه سازان و بخش مهمی از صنعت تحقیق و خلق اگاهی بوده است، در حوزه ما به نظریات تغزلی درباره جامعه و زندگی تقلیل یافته است.

نگاه فلسفی- تاریخی حاکم بر علوم اجتماعی، باعث شده است علوم اجتماعی جنبه‌های کاربردی نیابد و به این ترتیب دانش علوم اجتماعی در افغانستان بی‌ربط به زندگی باقی بماند. بی ربط بودن این دانش یعنی بی‌‎کاری.

در نتیجه، آموزش در علوم اجتماعی به‌جای پرورش نیروی بشری توانا برای افغانستان، این نیرو را که می‌تواند افغانستان را متحول کند، حیف می‌کند و این نیرو را به یک جمع بی‌کار و بی مهارت تغییر می‌دهد که این مساله می‌تواند به طور بالقوه‌ای، منبع آشوب و تهدید امنیت ملی برای کشور باشد.

آموزش و توسعه

شمار فارغ التحصیلان دانشگاه‌های افغانستان همه ساله به سرعت در حال افزایش است. این افزایش در یک دهه آینده به صد ها هزار نفر خواهد رسید. در عین حال، فرصت‌های کاری هم به دلیل کوچک بودن بازار داخلی افغانستان و همچنین به دلیل مهارت محور تر شدن کار، به سرعت کاهش می‌یابد.

با این ترتیب، انتظار می‌رود بحران بیکاری روز به روز در کشور بیشتر شود و افغان‌ها زیر فشار سنگین اقتصادی قرار بگیرند. اگر تنها حدود ده درصد افغان‌های تحصیل کرده سالانه بعد از فراغت از دانشگاه‌ها صاحب کار شوند این به این معناست که هزینه زندگی نود در صد دیگر این جوانان را باید خانواده های شان برای چند سال متوالی متحمل شوند.

این برای اقتصاد خانواده‌های افغان به هیچ وجه ممکن نیست. ادامه این وضعیت بنیه‌های اقتصاد خانواده های افغان را از بین خواهد برد و در نتیجه شرایطی را برای اقتصاد افغانستان خلق خواهد کرد که این اقتصاد توسعه ناپذیر شود.

از آنجایی که نصاب آموزشی در افغانستان فاقد بینش اقتصادی معطوف به بازار کار جهانی است، نیروی بشری این کشور نیز متناسب با آن، فاقد توانایی کار در بازار جهانی است. برای کشوری مثل افغانستان بی‌ربط بودن نیروی بشری آن به بازار کار یک فاجعه اقتصادی است.

Image caption دانشجویان کابل، در یک اقدام مدنی خواستار اصلاحات در دانشکده علوم اجتماعی شدند

سرمایه گذاری روی پرورش نیروی کاری توانا، یکی از استراتیژی های مهم توسعه‌ای است. نیروی کار توانا یعنی معیشت برتر و همچنین حضور گسترده این نیروی کاری توانا یعنی توسعه درآمد و در نتیجه رشد اقتصادی.

بزرگترین سرمایه اقتصادی نیروی کاری تواناست، آموزش از این نگاه، یک سیاست اقتصادی است و باید کاملا معطوف به توسعه باشد.

یکی از مهم‌ترین ابعاد بازسازی در کشورهای پس از جنگ آموزش نیروی کار توانا برای مدیریت و کارگزاری دولتی و اقتصادی است.

در سالهای گذشته متاسفانه بودجه توسعه‌‎ای برای آموزش با کیفیت در افغانستان در مقایسه با بودجه‌ امنیتی و نظامی و حتی بودجه توسعه روستایی به طور قابل ملاحظه‌ای پایین بوده است.

به علاوه، نبود یک دیدگاه روشن و سیاستگذاری تحصیلات عالی، معطوف به توسعه در ادارات آموزشی افغانستان باعث شده که تحصیلات عالی در افغانستان در حاشیه بحث توسعه سیاسی و اقتصادی قرار گیرد.

اعتراضات فرصتی برای باز اندیشی در نظام آموزشی

اعتراض دانشجویان نسبت به وضعیت تحصیلی حاکم در دانشکده علوم اجتماعی می‌تواند سرآغاز گفت‌وگوی ملی برای اصلاحات در سیستم آموزش‌های عالی در افغانستان باشد. زمان آن رسیده است که افغانها پرسش‌های بزرگی را در خصوص آینده افغانستان در برابر کارگزاران تحصیلات عالی قرار بدهند چون آینده این کشور به طور چشمگیر متاثر از دانشگاه های افغانستان خواهد بود.

آموزش، روند ملت سازی و توسعه است، این‌که ما می‌خواهیم چگونه کشوری داشته باشیم مستقیما به اینکه ما چگونه شهروندانی را تربیه می کنیم ربط دارد.

افغانستان متناسب با کیفیت و توانایی‌های شهروندان خود رشد خواهد کرد. با این ترتیب، آموزش با کیفیت و برنامه ریزی شده باید در محراق بحث توسعه اقتصادی و سیاسی قرار داشته باشد.

مطالب مرتبط