اما و اگرهای وحدت ملی در افغانستان

Image caption اظهارات اخیر آقای سادات در مجلس نمایندگان افغانستان واکنش‌های زیادی را در پی داشته است

سخنان انور سادات نماینده سرپل در مجلس نمایندگان افغانستان و واکنش‌های مخالف و طرفدار آن، بزرگترین جنجال قومی در این کشور نبود، اما یک بار دیگر چالش عمیق و پیچیده تبعیض قومی و مخاطراتی را که از آن متصور است، برجسته می‌سازد.

انور سادات، در اظهاراتی در مجلس نمایندگان افغانستان، گفت که حاکمان ترک تبار در زمان حاکمیت خود بر افغانستان این کشور را "به مرکز رنسانس شرق تبدیل کردند" و سپس بدون نام بردن از قومی خاصی و در انتقاد به عملکرد یازده ساله حکومت افغانستان پرسید: "بفرمایید شما چکار کردید به غیر از انفجار و انتحار. شما افغانستان را بدنام کردید. شما این کشور را به فساد اداری و فساد اخلاقی مشهور کردید."

سخنان دوپهلوی آقای سادات به سرعت در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی راه یافت و برخی ها او را قهرمان خطاب کردند و برخی دیگر آن را توهین به قوم پشتون دانستند و در جلال آباد گروهی نیز در اعتراض به این سخنان دست به اعتراض زدند.

دادستانی کل افغانستان نیز بعد از آن اعلام کرد که آقای سادات ممنوع الخروج شده است.

تعمیم رفتار طالبان به پشتونها

اکثر طالبان از میان قوم پشتون هستند. اما تعمیم دادن عملکرد و برداشت‌های بنیادگرایانه آنها به کل قوم پشتون و مبرا دانستن دیگر اقوام از عملکرد و اعتقادات مشابه می‌تواند به مثابه تبعیض نژادی و برتری جویی قومی باشد.

حملات انتحاری و سایر عملکردها و اعتقادات افراطی طالبان، قبل از آنکه به پشتون بودن آنها مرتبط باشد، مبتنی بر تعبیرها و تفسیرهای سختگیرانه آنها از آموزه های اسلامی است. اما نفس حملات انتحاری را باید یک تاکتیک مخصوص جنگ چریکی به شمار آورد.

استفاده از تاکتیک‌های مشابه حمله انتحاری در قرن یازدهم در هند در میان جنگجویان مخالف خاندان چاولا در هند گزارش شده است. در سال ۱۸۸۱ میلادی الکساندر دوم تزار روسیه نیز در یک حمله انتحاری مخالفان نهیلیست (پوچ گرایان) کشته شد.

علاوه بر آن حمله هوایی ژاپنی‌ها به پیرل هاربور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم به نوعی حمله انتحاری محسوب می‌شد. در آن حمله علاوه بر آنکه خلبانان ژاپنی معروف به کامی‌کازه می‌دانستند که سوخت لازم برای برگشت به پایگاه خود را ندارند، بیشتر آنها با استفاده از هواپیمای خود به عنوان موشک یا بمب و کوباندن آن به ناوهای امریکایی خودکشی کردند.

شورشیان ببرهای تامیل نیز از این گونه حملات استفاده می کردند و حتی ابداع جلیقه انتحاری را به این گروه نسبت می دهند.

برخورد دولت

Image caption پارلمان افغانستان

به اعتقاد ناظران، طور سنتی و به خصوص بعد از آنکه افغانستان استقلال خود را به دست آورد و کشوری با ساختاری دولتی مدرن شد، حاکمان این کشور کوشیده اند با انکار اختلافات پیچیده و جدی قومی، نوعی وحدت ملی را در میان اقوام ساکن افغانستان نمایش دهند.

در بیشتر موارد حاکمان افغان برای حفظ حاکمیت خود به شدت نیازمند حمایت شاخه‌های مختلف قوم پشتون بوده‌اند و سنتها و باورهای این قوم نقش مهمی در شکل گیری سیاستهای دولتی داشته است.

این موضوع می تواند توضیح دهد که چرا ساختارهای سنتی قبیله‌ای رایج در میان اقوام پشتون، همانند جرگه ها، به نوعی در ساختار حکومتی افغانستان تبلور یافته است.

به عنوان مثال، اخیرا نیز برنامه توسعه سازمان ملل اعلام کرده است با وجود آن که روال سنتی حل اختلاف در افغانستان، مثل جرگه ها در مواردی با قوانین ملی این کشور مغایرت دارد، اکثر افغان‌ها برای حل منازعاتشان به این روال تکیه دارند.

با آنکه برخی از کارشناسان معتقدند که باید این مکانیسم‌های سنتی را حفظ کرد، اما نمی توان نادیده گرفت که موجودیت این مکانیسم‌های موازی قضایی در افغانستان از ناکامی حکومتها در حاکمیت قانون با تعریف حقوقی و مدرن آن حکایت می‌‎کند.

پس از سقوط طالبان و ایجاد نوعی دموکراسی و ظهور رسانه‌های آزاد باعث شد که اختلافات قومی با شدت و حرارت بیشتری و در برخی موارد به شکلی مخربی بروز کند.

توهین مستقیم یا غیرمستقیم به قوم پشتون یا مهاجر خواندن اقوام غیرپشتون هر دو نمونه هایی از رفتارهایی تبعیض آمیز و بحران زا است که ظاهرا سیاستمداران را نیز غافلگیر کرده است.

صورت را به سیلی سرخ نگهداشتن

به نظر می رسد سیاستمداران افغان به جای روبرو شدن با واقعیت‌هایی چون اختلافات قومی، ترجیح می دهند صورتی سرخ شده از سیلی از جامعه افغانستان را به نمایش بگذارند.

انکار حاکمان سیاسی از موجودیت اختلافات پیچیده قومی و تاکید آنها بر عباراتی مبهم و تعریف نشده مثل وحدت ملی، باعث شده که اهمیت داشتن قوانین مشخص و واضح برای مقابله با رفتارها و نظریات تبعیض‌آمیز قومی از نظر دور بماند.

در برخی اوقات عملکرد حکومت افغانستان در برابر چنین رفتارهایی نیز به گونه ای بوده که بجای آنکه چنین اختلافاتی را کمرنگ یا حل کند، در مواردی ممکن باعث تشدید چنین اختلافهایی نیز شود.

مثلا اظهارات انور سادات از سوی پشتونها توهین تلقی شد و نیز کسانی در پاسخ انور سادات اقوام دیگر را مهاجر خواندند، از سوی اقوام دیگر توهین آمیز تلقی شد اما از این دو طرف قضیه، فقط یک طرف ممنوع الخروج اعلام شد. کارشناسان بر این اعتقادند که چنین برخوردهایی خواه ناخواه، به تشدید قوم گرایی می انجامد نه به حل آن.

به نظر حقوق دانان و با توجه به تجربه کشور های دیگر وضع قوانینی منصفانه برای مقابله با تبعیض، ترویج نفرت قومی و حصول اطمینان از آنکه همه افغانها، فارغ از تعلق قومی، دینی و یا زبانی، از حقوق شهروندی برخوردارند، یکی از راه‌ها می تواند می‌باشد.

با آن هم قوانین به تنهایی خود کارساز نیستند. فرهنگ حاکمیت قانون و تطبیق عادلانه آن، ایجاد حساسیت اجتماعی قبح فرهنگی نسبت به رفتارهای تبعیض آمیز از طریق آموزش عمومی و بخصوص در دوران دبستان برای کودکان از راهکارهای است که کشورهای قانون مدار برای مقابله تبعیض و رفتارهای نژادپرستانه استفاده می کنند.