یازده سپتامبر و جایگاه افغانستان در دهکده جهانی

Image caption حادثه یازدهم سپتامبر نشان داد که افغانستان وارد دهکده جهانی شده است

حوادث و وقایعی مهم چند سال گذشته از جمله حضور بن لادن و تروریسم بین‌المللی در افغانستان، حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا، سرازیر شدن نیروهای ناتو و آیساف به افغانستان، خشم هزاران افغان از آتش زده شدن قرآن در آمریکا که دو سال پیش رخ داد و تظاهرات هزاران افغان، در محکومیت فیلمی که در آمریکا تولید شد و در آن به پیامبر اسلام توهین شد و ده ها حادثه و واقعه دیگر، حکایت از آن دارد که موج تازه جهانی شدن به افغانستان نیز رسیده است.

افغانها، متوجه شده اند که تحولات دنیا، بر سرنوشت آنان و تحولات کشورشان بر سرنوشت دنیا اثر گذار است. آنها همراه با دیگر انسانها، در جهان واحد زندگی می‌کنند. روند جهانی شدن، نشان داده که یک حادثه کوچک که در دورترین نقطه جهان، رخ دهد باعث خلق حوادثی عکس العملی زیادی، در این سوی دنیا خواهد شد.

هر چند تمام ابعاد جهانی شدن مهم اند اما عرصه فرهنگ، از حساسیت و ویژگی خاصی برخوردار است. این عرصه هم تسهیل کننده و هم مانع ساز به حساب می آید.

ورود افغانستان به دهکده جهانی

متاسفانه پدیده جهانی شدن در افغانستان، بدون نام و عنوان وارد شد. نه دولت افغانستان، آمادگی پذیرایی از آن را داشت و نه مردم افغانستان، تمهیدات لازم را برای آن در نظر گرفته بود.

افغانستان به صورت قهری وارد دهکده جهانی شد. دولت افغانستان، بیش از سه دهه تسلط خود را بر مرزهای جغرافیایی از دست داده بود بنابراین مرزهای کشور در اختیار باندهای قاچاق مواد مخدر و تروریست های بین المللی قرار گرفت. هرکس که اراده ورود و خروج به افغانستان را داشت؛ به راحتی می توانست از هر گوشه آن، وارد یا خارج شود.

قانون اساسی جدید افغانستان که بعد از سال ۲۰۰۲ به تصویب رسید، هم بازار آزاد اقتصادی را پذیرفت. دولت افغانستان هم ورود و خروج هر نوع کالا و اجناس را به بازار افغانستان، آزاد اعلام کرد. اکثر مردم افغانستان در سایه تصمیمات جدید دولت توانستند که از خدمات شرکت های انترنت، موبایل و رسانه های عمومی بهره مند شوند، فاصله دنیا و افغانستان به حد اقل برسد و افغانستان وارد دهکده جهانی شود.

موانع جهانی شدن درافغانستان

به نظر می‌رسد، تنها گشوده شدن مرزهای جغرافیایی برای ورود و خروج افراد و کالاها، در جهانی شدن افغانستان کافی نباشد.

Image caption افغانها در اعتراض به سوزانده شدن قرآن، تظاهرات کردند

مهمترین بخش در این زمینه، عرصه فرهنگ جامعه است و همین عرصه تاثیرات خود را بر عرصه های سیاست، اجتماع و اقتصاد خواهد گذاشت. در افغانستان، مهمترین مانع در برابر عضویت کامل و تمام عیار جهانی شدن، عرصه فرهنگ سنتی است.

این عرصه، مهمترین مانع در برابر موج جهانی شدن است. به خصوص که فرهنگ، سازنده هویت جامعه است. جای هویت و فرهنگ، در قلب، دل و روان ناخود آگاه آدم ها است نه در دنیای عینی و خارج از ذهن.

ارزش های فرهنگی افغانستان که همیشه همراه با افغانها است، مانع جهانی شدن افغانستان، شده اند.

ارزش های فرهنگی جامعه افغانستان

برای این که بدانیم چگونه عرصه فرهنگی، مانع ورود افغانستان به دهکده جهانی شده؛ خوب است که با عناصر اصلی فرهنگ در جامعه افغانستان، که ارزش های فرهنگی باشد، آشنا گردیم.

_ ناموس، در فرهنگ عامیانه، مفهوم ناموس اعم از مفهوم زن و خانم، معادل حیثیت و آبروی مردان افغان در رابطه با بخش خلوت زندگی شان، بکار می رود. مردان افغانستان، جنسیت زن را در تملک خود در آورده اند و مفهوم ناموس را ناظر به این بعد از رفتارهای جنسی، آفریده اند.

مفهوم ناموس، در فرهنگ جامعه افغانستان، به صورت پارادوکسیکال، درآمده است. از یک سو، نشانگر قداست، عظمت، اهمیت زن در بین مردان افغانستان است. به عنوان نمونه، رفتن با یک زن در خانه دشمن، بزرگترین عذر خواهی در میان افغان ها، است و این بالاترین مرحله عذر خواهی در فرهنگ افغانستان می باشد.

اگر کسی هم به ناموس افغانی توهین کند یا این که دشنام ناموسی دهد؛ تا مرز قتل و کشتن، پیش می روند. با این وصف، مردان افغانستان از سوی دیگر، به خود اجازه می دهند که با زنان شان که آن ها را در انحصار خود در آورده اند؛ هر نوع برخورد غیر انسانی داشته باشند. اعم از لت وکوب، تنبیه های بدنی و یا برخوردهای غیر انسانی دیگر.

_ وطن دوستی، مردان نه تنها جنسیت زن را در تملک خود در آورده اند بلکه تلاش کرده اند، زمین و فرهنگ را در نیز در قالب وطن، در تملک و انحصار خود در آورند. لذا وطن را در ردیف ناموس به حساب آورده اند. وطن دوستی، هم دارای بُعد مادی و قلمرو سرزمینی است و هم دارای عناصر معنوی خواهد بود.

_ قومیت، شکل عریان آن در قوم دوستی یا قبیله پرستی، نشان داده می شود. عنصر قومیت، گرچه ریشه در گذشته گرایی و مردسالاری فرهنگی جامعه افغانستان دارد اما در وضعیت فعلی نیز تعیین کننده معادلات سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی جامعه افغانستان، است.

عنصر قومیت، مهمترین پشتوانه افراد در روابط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است که تعیین کننده جایگاه سیاسی، اجتماعی و منزلتی افراد به حساب می آید. افراد در مواردی، در ادارات دولتی، به خاطر نسبت های قومی مناصب را اشغال می کنند. خواه این که توان انجام کار را دارد یا ندارد.

_ بزرگسالاری، به بزرگسالان، در زمان حیات بلکه در زمان ممات نیز باید احترام، قایل شد. قبرهای شان، نام شان و همچنین به رسم های بازمانده از آنان شدیدا مورد احترام قرار گیرد. لذا مهمترین قَسم، در جامعه افغانستان قَسم، به قبر و روح اجدادشان است.

افراد تمامی توان خود را در طول عمر، برای عمل کردن به راه گذشتگان خرج می‌کند و برای خود هیج نوع وظیفه ای برای ابتکار و خلاقیت نمی بیند. راه رشد، ترقی و پیرفت به این شکل بسته می شود.

ناگفته پیدا است که در فهرست بزرگان، مردان جای دارد نه خانم ها، این هم در وضعیت فعلی، صدق می کند و هم در گذشته مصداق می‌یابد.

نیازمندی به بازسازی ذهنی و نگرشی

شاه بیت ارزش های فرهنگی جامعه افغانستان، مردسالاری است. مردسالاری نیز الگوهای رفتاری خود را نه از دنیای مدرن و جهان امروزی؛ بلکه از گذشته های تاریخی خود اقتباس می کند.

گذشته گرایی مردسالارانه، از اساسی ترین پایه های ارزشی جامعه افغانستان است. جامعه افغانستان، عمیقا با سنت های گذشته عجین و آمیخته شده. بگونه ای که همیشه "مدینه فاضله" خود را نه در حال و نه در آینده، بلکه در گذشته، جستجو می کند و از حرکت، به سوی آینده و از همگرایی های جهانی، پرهیز می کنند.

افغانستان، برای وارد شدن به دهکده جهانی و بودن به عنوان عضو فعال این دهکده، نیازمند از میان برداشتن موانع جدی فرهنگی و ساختاری است. افغانستان، موانع توسعه را نباید در برون از مرزهای خود جستجو کند. بلکه آن ها در درون فرهنگ سنتی اش، نهفته است که باید تغییرات اساسی یابد.

افغانستان بیش از آن که به بازسازی اقتصادی نیاز داشته باشد به بازسازی ذهنی و نگرشی نیاز دارد.