خاطرات ژنرالی که دو کودتا را در افغانستان پیروز کرد

Image caption خاطرات سیاسی ژنرال عبدالقادر به تازگی چاپ شده است

در افغانستان هنوز نگارش تاریخ به گونه آکادمیک انجام نمی‌شود و تاریخ‌هایی هم که نوشته شده‌اند جای اما و اگرهای زیادی دارند.

برخی از اندیشمندان باور دارند که در علوم اجتماعی و از جمله تاریخ به دلیل این که به موضوع‌های انسانی تعلق دارند و انسان‌ها وقتی خود به موضوع مورد پژوهش خود تبدیل می‌شوند، کمتر می‌توانند غیرجانبدارانه برخورد کنند، همواره رگه هایی از اغراق و یا اغماض را می‌‌توان یافت.

با چنین برداشتی چگونه می‌توان نسبت به امر واقعی مطمین بود و امید داشت که آنچه راوی روایت می‌کند، همان چیزیست که واقعا اتفاق افتاده است؟

تاریخ بدون تردید با این مشکل مواجه است و به همین دلیل ما به جای روایتی که از تاریخ با روایات تاریخی از یک موضوع رو به رو هستیم که هیچ یکی بر دیگری نمی‌تواند ارجحیت داشته باشد.

خاطرات ژنرال قادر

Image caption خاطرات ژنرال قادر را پرویز آرزو شاعر و نویسنده افغانستان تدوین و نوشته است

خاطرات ژنرال قادر وزیر دفاع پیشین افغانستان را که به تازگی منتشر شده با چنین نگاهی باید خواند. این خاطرات ۴۵۰ صفحه‌ای را پرویز آرزو شاعر و نویسنده افغانستان تدوین کرده است.

در سالهای اخیر که بازار خاطره نویسی‌های سیاسی در کشور داغ شده، این کتاب از ویژگی‌هایی برخوردار است که می‌تواند نقطه تمایز آن با دیگر نوشته‌هایی به شمار رود که از زبان و یا با قلم کنشگران سیاسی سه دهه اخیر منتشر شده اند.

نخست این که در کتاب خاطرات سیاسی ژنرال قادر به عنوان کسی که در دو کودتای افغانستان (کودتای سال ۱۳۵۲ به رهبری سردار محمد داوود خان پسرعموی محمد ظاهر شاه فقید افغانستان و کودتای ثور ۱۳۵۷ به رهبری حزب دموکراتیک خلق) سهم و حضور تعیین کننده داشته، تنها خودش به عنوان راوی حضور ندارد، بلکه این خاطرات به گونه مصاحبه و گفت‌وگو با آقای قادر نوشته شده است.

این ویژگی سبب شده که بر کل خاطرات فضای دیالوگ و مباحثه همواره دیده شود. همان مساله ای که برتولت برشت از آن در نمایشنامه‌های خود به عنوان "تمایز" و "فاصله" استفاده می‌کرد و باور داشت که مخاطب همواره باید بداند که در صحنه تیاتر حضور دارد و نه در یک رویداد زنده.

شاید استفاده زیرکانه پرویز آرزو از فن مصاحبه، این فرصت را به او داده که هرازگاهی به مصاحبه شونده این نکته را گوش زد کند که او تنها "نویسنده سخن" و یا آن چه که به آن "سپیچ رایتر" می‌گویند، نیست. به همین دلیل در متن خاطرات همواره می توان حضور "آن دیگری" را هم به عنوان پرسشگر مسایل حس کرد و این موضوع بدون شک "حقیقت مانندی" قصه ژنرال قادر را بیشتر می‌کند.

متنی تاریخی با پرداختی رمان گونه

مساله دوم که خاطرات ژنرال قادر را از نوشته های دیگر متفاوت می‌سازد و به مراتب مهم‌تر می‌نماید، نوع پرداخت خاطرات است. وقتی شما خاطرات را می‌خوانید اصلا متوجه نمی‌شوید که با متنی تاریخی و یا "رویداد محور" مواجه هستید، بلکه مثل این است که با رمانی با تمام ویژگی‌های یک رمان مدرن سر و کار دارید.

داستان ژنرال قادر در خاطرات سیاسی اش از یک آپارتمان در بلغارستان زمانی که در تبعید بسر می‌برده، آغاز می‌شود ولی بعد وارد ولسوالی غوریان هرات می‌شود و به زمان کودکی ژنرال قادر برمی‌گردد.

"دو هفته‌ای گذشت. او هر روز می‌رفت و می‌آمد. می‌ایستاد و نگاه می‌کرد. یکی از روزها به محض بیرون شــدنش از خانه، من هم دروازه را باز کردم. بیرون شدم. ما با هم رو به رو شدیم. آن مرد همین که مرا دید، در جا ایســتاد. احساس کردم از دیدن من خوشحال شده اســت. نزدیک آمد و به زبان روسی با من احوال پرسی کرد. گفت از دیدن من بسیار خوشحال است. خبرنگار است. از پولند است. چند بار مرا دیده است. اما نتوانسته است کارش را به من بگوید. من پرسیدم: "چه کاری داشتی که می‌خواستی به من بگویی؟" گفت: "می‌خواهم کتابی درباره رویدادهای اخیر افغانستان بنویسم و شما می‌توانید کمک زیادی به من بکنید." به او گفتم: "من یک نظامی شکست خورده هستم. دیگر به سیاست هم علاقه ای ندارم. نویسنده هم نیستم. قصد هم ندارم دوباره در مبارزه سیاسی شرکت کنم. معذرت مرا بپذیر. من هیچ کمکی نمی‌توانم به تو بکنم."

و یا وقتی که به زمان کودکی اش درغوریان برمی‌گردد:

"...کودک بودم. درست به یاد ندارم چند ساله بودم. فکر می‌کنم در صنف دوم یا سوم ابتدایی درس می‌خواندم. تابستان بود. باغی از پدرکلان مادری برای ما مانده بود. پدرکلان فوت کرده بود. مرا زیاد دوست داشت. وصیت کرده بود که «باغ از قادر باشد."

این رفت و برگشت‌ها در سراسر خاطرات مشهود است و به آن لحن و بیانی داستانگونه می‌دهد. آن طور که اگر چند صفحه نخست را ورق زدی دیگر باید کتاب را تا به آخر ادامه دهی. پرویز آرزو نثری زیبا و بدون تکلف را در خاطرات به کار می‌گیرد. نثری شسته و رفته و گاه حتی شاعرانه به دلیل فضاها و حوادثی که اتفاق می افتند.

اهمیت کتاب در آن است که خواننده برای نخستین بار با کسی آشنا می‌شود که بار مسئولیت دو کودتا در افغانستان را به دوش دارد ولی کمتر در مورد او و یا خودش در مورد آن چه که کرده و یا آن چه که دیده سخن گفته است.

شاید ژنرال قادر منتظر روزی بوده که کسی به سراغش برود و خاطرات سیاسی‌اش را از زبانش بشنود، کاری که آقای آرزو کرده است. آقای آرزو زمانی که در مسکو درس می‌خوانده این خاطرات را در گفت‌وگوهای چندین ساعته با ژنرال قادر ضبط و بعدا آن ها را پیاده کرده است.

اما روایت فعلی آن بدون شک به کار خلاقانه آرزو مربوط است که توانسته در چیدمان گفت‌وگوها به گونه موثر عمل کند.

در خاطرات سیاسی ژنرال قادر نکات بدیع و تازه فروان می‌توان یافت.

کتاب در حقیقت به سه دوره از زندگی آقای قادر می‌پردازد، دوران کودکی با همه فراز و فرود های آن در غوریان هرات، دوران تحصیل در نهادهای نظامی افغانستان و دوران فعالیت های سیاسی و حزبی.

دراین کتاب، ژنرال قادر تلاش می‌کند که روایتی دیگر از اتفاق‌های سیاسی افغانستان در سه دهه گذشته ارائه کند روایتی که خود یکی از کنشگران آن بوده است.

روایت او، مانند بسیاری از روایات دیگر، اما و اگر های زیادی دارد.