نگاهی به "وژمه، غزلنامه‌ عشق افغانی"

Image caption فیلم وژمه؛ غزلنامه عشق افغانی در کابل برای عده محدودی به نمایش گذاشته شد

وژمه؛ غزلنامه عشق افغانی، دومین فیلم هنری افغان برمک اکرم نویسنده و فیلمساز افغان است.

فیلم وژمه جایزه بهترین فیلمنامه دراماتیک در بخش سینمای جهانی جشنواره "ساندنس" را که همه ساله در آمریکا برگزار می‌شود، به دست آورده است.

مصاحبه با برمک اکرم نویسنده و فیلمساز افغان را از اینجا بشنوید.

برمک اکرم متولد افغانستان است و در فرانسه، هنر خوانده است. او در زمان طالبان به افغانستان رفت و تلاش کرد در آنجا فیلم بسازد اما موفق نشد.

فیلم اول او "بچه کابل" نام دارد و کمیته گزینش اسکار افغانستان تصمیم گرفته است که کار تازه اش "وژمه" را به نمایندگی از سینمای این کشور به آکادمی اسکار معرفی کند.

داستان

فیلم، روایت داستان عشق دختری به نام وژمه و پسری به نام مصطفی است و موانع اجتماعی را نشان می دهد که این دو در رسیدن به همدیگر با آن مواجه اند.

داستان فیلم، روی زنده گی وژمه می‌چرخد که در خانواده کوچک و سنتی افغان زندگی می کند. دختری که با مصطفی از اقوامشان وارد رابطه عاشقانه ای می شود.

وژمه آزمون کنکور را با موفقیت پشت سر گذاشته و شادمانی اش را با مصطفی شریک می‌کند. مسرور از این شادی این دو با هم جشن می گیرند و پس از مدتی وژمه متوجه می‌شود که اشتباهی را مرتکب شده که مجالی برای تلافی آن نیست.

Image caption این دومین فیلم برمک اکرم نویسنده و فیلمساز افغان است

چیزی که تا دیروز فقط یک رویا بود به هیولای وحشتناک در زندگی وژمه تبدیل می شود. مادر وژمه که متوجه اضطراب روز افزون دخترش شده می فهمد که او باردار شده است.

وژمه به شدت از جانب پدر تنبیه می شود. و پدرش برای " پاک کردن این لکه ننگ خانواده" آستین بالا می زند.

نقشی که مصطفی معشوق وژمه بازی می کند و حمایتی که قانون در افغانستان از این زن می کند رگه هایی را به داستان می افزاید که همه توصیف زندگی یک دختر افغان است.

فیلمی بدون مبالغه

برمک اکرم، توانسته است گوشه‌‎ای از جامعه سنتی افغانستان را بدون انتقاد یا همنوایی به تصویر بکشد.

سبک مستند و بدون مبالغه فیلم، گاهی بیننده را به اعماق واقعیت زندگی افغانی فرو می‌برد و گاهی دچار یاس می کند. بازیگران جوان این فیلم هم از استعداد و توانمندی خوبی برخوردارند.

وژمه بهار، بازیگر اصلی این فیلم است. او از محدودیت‌های مرسوم سینمایی که به هنرپیشگان زن در افغانستان اعمال شده، پا فراتر می‌گذارد و خود را به راحتی در زیر پوست نقش خود می‌یابد.

مصطفی حبیبی، هم بازی قابل قبولی را به بیننده ارائه می کند. حاجی محمد، که در مواردی در فیلم‌های کوتاه و سریال ها ظاهر می‌شود علاقمندان خود را با هنرنمایی بی‌سابقه خود متعجب می‌کند و اندوه کاراکترش پیش چشم تماشاگران، گویا از پرده بیرون می آید.

کاستی‌ها

با وصف این‌ همه، در برخی از صحنه‌های فیلم کاستی هایی نیز وجود دارد.

با آغاز گسسته و ریتم کند، گویا فیلم در دقیقه دهم آغاز می شود. نخستین ملاقات وژمه با مصطفی آن هم در محوطه حویلی/حیاط در موجودیت برادر وژمه به بیننده چنین تصوری می دهد که گویی این دو جوان نامزد هم‌دیگرند.

موسیقی متن، در بعضی موارد با صحنه‌ها هماهنگی ندارد.

بازنگری در تدوین این فیلم، پیش از آنکه به جشنواره اسکار معرفی شود، شاید خالی از سود نخواهد بود.

مطالب مرتبط