پرده‌دری محمد محقق از چانه‌زنی‌های سیاسی در افغانستان

Image caption محمد محقق اخیرا از نمایندگی پارلمان استعفا کرد تا معاون یکی از نامزدهای ریاست جمهوری شود

احمد مبارز رهبر حزب وطن‌دوستان با جناب محترم محمود خان رهبر حزب ترقی‌خواهان دیدار کردند. در این دیدار روی مسائل مهم بحث و تصامیم لازم اتخاذ شد و در پایان جلسه، طرفین برای خیر و صلاح مردم افغانستان دعا کردند.

اسامی افراد و احزاب یاد شده در بالا فرضی است تا بتوانم مثالی بدهم از نحوه پوشش معمول و سنتی رسانه های دولتی افغانستان، روشی که سالها در رسانه های دولتی معمول بوده است.

این طرز پوشش رسانه ای یک دلیل عمده دارد و آن اینکه سیاستمداران و دولتمردان افغانستان به سادگی حاضر نیستند، جزئیات دیدارها، مطالبات، توافق‌ها و دلایل و عوامل تعاملات یا تنش‌های سیاسی را حتی با پیروان و اعضای حزب خود به روشنی در میان بگذارند.

هرچند جزئیات این دیدارها حتی اگر در پشت دروازه های رسوخ نا‌پذیر ارگ ریاست جمهوری هم باشد، دو سه روز بعد به صورت شایعه بر سر زبانها می‌افتد. اما تنوع روایت‌ها از این شایعات و دخل و تصرف راویان در روایت اصلی، هیج‌گاه اجازه نمی‌دهد که آدم بفهمد داستان اصلی چه بوده و واقعا پشت پرده چه گذشته است.

هنجار شکنی یک رهبر سنتی

اخیرا اما حاجی محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، در نامه ای به یکی از مشاوران و یاران قدیمی و نزدیک خود، این رسم قدیمی را شکسته و جزئی ترین اتفاقات چند هفته اخیر را که بین او و سیاستمداران مطرح دیگر گذشته است، در صفحه فیسبوک خود نوشته است.

اظهارات اخیر آقای محقق در واقع یک نامه است و مخاطب آن دکتر حسین یاسا سردبیر روزنامه انگلیسی زبان "آوت لوک افغانستان" است.

آقای یاسا دو روز قبل در مطلبی زیر عنوان" چهار مشورت مفت (رایگان)" چهار چهره سیاسی از جمله یار قدیمی و دیرینش حاجی محمد محقق را مخاطب قرار داد. حسین یاسا در این مقاله اش خطاب به آقای محقق نوشته بود: "یکی از کارهای فراموش‌ناشدنی شما حفظ همبستگی و هماهنگی میان دو ملیت برادر، هزاره‌ و ازبک‌ بوده‌ است که هر دو در تاریخ کشور ما محروم و آسیب‌پذیر بوده‌اند".

آقای یاسا در ادامه افزوده است: "یکی از وظایف مهم شماست تا هر تیمی را که انتخاب می‌کنید در کنار هم بوده و از جایگاه یکدیگر دفاع کنید و به تنهایی سفر نکنید که راه از خطر خالی نیست".

افشای جزئیات دیدارها

محمد محقق اخیرا بدون اینکه هم‌پیمان دیرین خود ژنرال عبدالرشید دوستم را همراه داشته باشد، به تیم انتخاباتی دکتر عبدالله عبدالله پیوست. او ضمن اینکه دلایل این اقدام را توضیح داده، جزئیات تمامی دیدار های مهم بین خودش و دیگر رهبران سیاسی را افشا کرده است جزئیاتی که افشای آن در ادبیات سیاسی افغانستان دیده نشده.

مثلا آقای محقق نوشته است که او با ژنرال دوستم و عطا محمد نور، در تاشکند با دست گذاشتن روی قرآن سوگند خوردند: " امسال بتاریخ ١٣ اکتوبر در تاشکنت( تاشکند) ما سه نفر ( محقق، دوستم و عطا محمد نور ) در منزل کمال ریش تعهد و قرآن کردیم که در انتخابات یکجا میرویم. ... ولى وقتیکه داخل افغانستان آمدیم جنرال صاحب (ژنرال دوستم) دو چیز دیگر را مطرح کرد یکى اینکه با داکتر عبدالله نمیرویم دوم اینکه معاونت (معاونت اول ریاست جمهوری) را میخواستند که این دو خواسته عملى نبود و شرائط افکار عمومى داخل و خارج آنرا پزیرا نبود".

اشاره به رایزنی با خارجی‌ها

Image caption سال گذشته محمد محقق، ژنرال دوستم و احمد ضیا مسعود جبهه ملی را تشکیل دادند

سال پیش ژنرال عبدالرشید دوستم، احمد ضیا مسعود، رهبر جبهه ملی، محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم، ائتلاف سیاسی را به نام " جبهه ملی ساختند، محقق در این نامه توضیح داده است که چرا از نامزدی احمد ضیا مسعود حمایت نکرد:" طى جلساتى که با کشورهاى ذی دخل در قضیه افغانستان داشتم به شمول کشورهاى شرقى و غربى هر قدر که احمد ضیاء را مطرح میکردیم هیج کدام شان در انتخابات آینده بالاى ضیاء لنگر (نظر حمایتی) نداشتند پس چطور میتوانستیم با کسى تیم بسازیم که نه حمایت داخلى دارد ونه مقبولیت بین المللى".

او در بخش دیگری از این نامه توضیح داده است که چگونه در یکی از جلسات احمد ضیا مسعود قهر می‌کند و به جلسه نمی آید و وقتی همراهان سیاسی او می خواهند به خانه احمد ضیا بروند، مطلع می شوند که او در را به روی همه بسته است و حاضر نیست هیج کسی را ببیند.

البته سوالات زیادی در مورد افشاگری‎‌های آقای محقق مطرح است از جمله اینکه آیا واقعا وقایع همانگونه که او روایت کرده اتفاق افتاده اند یا خیر و نیز اینکه آیا او بخش‌های دیگری از واقعیت را کتمان نکرده است؟ چه جنبه های دیگری داشته که ممکن است نا گفته مانده باشد؟ احتمالا در روزهای آینده متحدان پیشین آقای محقق به اظهارات او پاسخ دهند و چه بسا واقعیت‌های بیشتری در آن پاسخ‌ها بیان شوند.

اما آنچه مهم است این است که چنین افشاگری هایی در کل چه تاثیری بر سیاست و سیاستمداران افغانستان خواهد گذاشت.

افغانها و بویژه نسلی که در یک دهه اخیر، در سیاست و اجتماع افغانستان فعال شده اند و حضور آنها در رسانه ها و شبکه های اجتماعی نیز جدی و تاثیر گذار است، همیشه از این شاکی بوده اند که رهبران افغان به شکل سنتی، مردم و هواداران خود را در جریان بده بستانهای سیاسی قرار نمی‌دهند. در خفا بر سر امتیازات فردی و شخصی چانه زنی می‌کنند و در برابر مردم وانمود می کنند که برای منافع و امتیازهایی به نفع آنها مذاکره کرده اند.

چانه‌زنی‌های پشت پرده

چانه زنی و بده بستان‌های سیاسی در هر جای جهان میان اهل سیاست امری معمول است، با این تفاوت که در کشورهای غربی، احزاب و چهره‌های سیاسی آشکارا مطالبات خود را بیان می‌کنند و قبل از مذاکرات می‌گویند با هر جریان و حزب دیگری که این مطالبات یا بخش اعظم آن را بپذیرد توافق خواهیم کرد.

ژنرال دوستم نیز در چند هفته گذشته، مطالبات و امتیازهایی را که می‌خواهد، صریح و روشن در رسانه‌ها مطرح کرده که هر بار هم بحث های داغی را به دنبال داشته است.

اما افشای جزئیات دیدار ها، مذاکرات و بگو مگوهای بخشی از رهبران سیاسی افغانستان، نشان می‌دهد که در بسیاری موارد، چانه زنی‌ها و امتیاز طلبی‌ها واقعا فردی و شخصی است. این افشاگری همچنین نشان می‌دهد که وقت رهبران سیاسی در افغانستان بیش از آن به کار روی ساختن برنامه، راهکار و نقشه راه، هزینه شود، برای تعهد و دادن اطمینان به همدیگر به شیوه های سنتی"سوگند خوردن" نان و نمک شدن و رفاقت و قول و قرار شخصی اتکا می‌کنند.

این مساله سبب شده که حتی آقای محقق در نامه اش توضیح نداده که برنامه نامزد دولت برای آینده چه بوده و چه ضعف‌ها یا قوت هایی داشته است و یا برنامه عبدالله برای آینده چیست و چه نکاتی دارد که آقای محقق عبدالله را ترجیح داده است.

نامه آقای محقق هرچند، ممکن است شماری از یاران و متحدان پیشین سیاسی او را ناراحت کند که کرده است و دستکم امرالله صالح رئیس پیشین امنیت ملی که در نامه محقق به عنوان آدم "تهمت زن" مطرح شده، به نامه آقای محقق جواب داده و با لحن تندی آقای محقق را به مشورت کردن با خارجی‌ها و مراجعه به کشورها و سفارتخانه‌های خارجی برای تصمیم گیری های سیاسی متهم کرده است.

اما نامه محقق از این نظر که پرده از جلسات تصمیم گیری شماری از رهبران و چهره‌های سیاسی بر می‌دارد، سابقه نداشته است. راز و رمز هایی که اکثر رهبران افغان دوست ندارند به اطلاع مردم برسد. اگر این نامه رسم تازه‌ای بنا نهد و سیاست مداران افغانستان را متقاعد کند که طرح مطالبات سیاسی و چانه زنی برای امتیاز ‌های سیاسی در ذات خود امر معمول است و مردم باید از آن آگاه باشند، شاید آنگونه که نسل جوان افغانستان انتظار دارد، تصمیم گیری‌های مهم سیاسی از مهمانخانه‌ها و پشت درهای بسته، به میان مردم بیاید و سیاستمداران ناگزیر شوند برای برنده شدن و جلب حمایت بیشتر روی برنامه بهتری کار کنند.

مطالب مرتبط