آیا افغانستان بدترین کشور برای کهنسالان است؟

یک گزارش تازه صندق جمعیت سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که افغانستان در بین ۹۱ کشور، بدترین کشور برای زندگی کهنسالان است.

در این گزارش که به 'شاخص جهانی سن' مسمی شده، معیارهایی چون میزان درآمد، وضعیت شغلی، بهداشتی، آموزش و حمایت‌های قانونی در نظر گرفته شده است و نخستین گزارش در نوع خود در مورد وضعیت کهنسالان در جهان است.

در این تحقیق سوئد مقام اول و افغانستان مقام آخر را به دست آورده است.

در این گزارش آمده در حالیکه تا سال ۲۰۵۰، شماری کسانی که سن شان به ۶۰ یا به بالاتر از آن می‌رسد، یک پنجم جهان را تشکیل خواهند داد اما اطلاعات در مورد وضعیت کهنسالان هنوز کم است.

از سوی دیگر در حالیکه جمعیت جهان به سوی پیر شدن می‌رود، جمعیت افغانستان بسیار جوان است و تقریبا نیم آن را افراد زیر پانزده سال تشکیل می‌دهد.

آخرین سرشماری اداره احصائیه مرکزی افغانستان نشان می‌دهد که در افغانستان ۱.۴ میلیون نفر با سن بیش از شصت سال زندگی می‌کنند، یعنی تنها شش درصد تمام جمعیت این کشور کهنسال هستند. از این جمله ۴۲ درصد آنها زنان هستند.

اما وضعیت زندگی کهنسالان که کمترین بخش جمعیت افغانها را تشکیل می‌دهد، متفاوت گزارش داده می‌شود.

افغانستان، بهترین یا بدترین؟

حسن رضایی جامعه شناس افغان می‌گوید که سازمان ملل متحد در گزارشش در مورد کهنسالان، حمایت‌های غیر رسمی را در نظر نگرفته است.

به باور وی، در افغانستان کهنسالان اکثرا به شکل سنتی مورد حمایت غیر رسمی از سوی خانواده‌ها قرار دارند.

Image caption شماری از کهنسالان افغان برای امرار معاش، مجبور به انجام کارهای شاقه می‌شوند

او می‌گوید که در افغانستان 'واحد خانواده گسترده' وجود دارد، یعنی تعداد زیادی افراد هم‌خون در کنار هم و در یک خانه زندگی می‌کنند و در همچو خانواده‌ها همیشه حمایت سنتی از کهنسالان صورت می‌گیرد.

اما آقای رضایی می‌افزاید به هر میزانی که جامعه، شهری می‌شود، به همان میزان حمایت این ساختار ضعیف می‌شود.

به گفته وی، اکنون در افغانستان هفتاد درصد جمعیت، روستانشین هستند و به این دلیل حمایت سنتی از کهنسالان به شکل گسترده وجود دارد.

او می‌گوید که پیری و ناتوانی از لحاظ فیزیکی، مشکلات زیادی را برای افراد کهنسال به بار می‌آورد و مشکلات اقتصادی در افغانستان مهمترین آنهاست.

منابع درآمد کهنسالان در افغانستان

یک چشمش نابینا است، موهای سر و ریشش کاملا سفید شده، کلاهی محلی بر سرش گذاشته و لباس‌های کهنه و پاره به تن دارد، در گوشه‌ای از خیابان نشسته و گدایی می‌کند.

عبدالله پیرمردی است که در سالهای جنگ هر سه فرزندش را از دست داده، چند سالی شده که از ولایت پروان به کابل آمده است.

او حتی نمی‌داند چند ساله است، می‌گوید توانایی انجام کاری را ندارد و مجبور است به خاطر تامین مخارج زندگی خود و همسرش گدایی کند.

عبدالله می‌گوید که هیچ سرپرستی ندارد و خویشاوندانش نیز او را کمک نمی‌کنند.

او آرزو دارد که فرزندانش زنده بودند تا در پیری عصای دستش می‌شدند.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از وضعیت کهنسالان در این کشور، در سال ۱۳۹۱ گزارشی را به نشر سپرد.

این گزارش نشان می‌دهد که در افغانستان به ترتیب معاش بازنشستگی، فرزندان، کار، گدایی و سایر موارد منبع درآمد کهنسالان افغانستان را تشکیل می‌دهد.

سن بازنشستگی در افغانستان ۶۵ سال است و کارمندان می‌توانند پس از ۳۵ سال کار نیز بازنشسته شوند.

علی افتخاری، سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی، مقدار معاش بازنشستگان افغان را مشخص نمی‌سازد و می‌گوید که این معاش برای افراد مختلف متفاوت است.

اما همیشه شکایت‌هایی از پایین بودن سطح این درآمد وجود داشته است.

در گزارش کمیسیون مستقل حقوق بشر آمده که مصارف زندگی اکثریت کهنسالان افغانستان به کمک اعضای خانواده‌شان به خصوص فرزندان‌شان تامین می‌شود، به این دلیل والدین افغان می‌خواهند فرزندان بیشتر داشته باشند.

آقای افتخاری این موضوع را تایید کرده و می‌گوید که اگر کهنسالان بی سرپرستی وجود داشته باشند، این وزارت حاضر به حمایت از آنهاست.

دولت افغانستان و حمایت از کهنسالان

در ماده پنجاه و سوم قانون اساسی افغانستان آمده: "دولت حقوق متقاعدین/بازنشستگان را تضمین نموده، برای کهنسالان، زنان بی سرپرست، معیوبین و معلولین و یتیمان بی بضاعت/فقیر مطابق احکام قاون کمک لازم را به عمل می آورد."

اما اکنون حمایت دولت افغانستان از جمعیت کهنسال این کشور، بسیار محدود و ناچیز است.

سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی می‌گوید که اکنون در افغانستان چهار مرکز در شهرهای کابل، قندهار، جلال آباد و هرات برای نگهداری از کهنسالان وجود دارد اما تنها شمار کمی از معلولان سالمند در آنها زندگی می‌کنند.

وی تایید می‌کند که حمایت‌های فعلی دولت از کهنسالان به طور مشخص، به همین چهار مرکز محدود است.

اما به گفته آقای افتخاری، با توجه به سنت‌های جامعه افغانستان، کمتر خانواده‌ای پیدا می‌شود که از اعضای کهنسال خود نگهداری نکند به این دلیل کمتر نیاز به حمایت دولت به وجود می‌آید.

او می‌گوید: "با توجه به آسیب‌هایی که اجتماع افغانستان را به صورت کل متاثر ساخته، ما در بخش کهنسالان هم مشکل داریم. کسانی هستند که با مشکل زیاد رو به رو هستند اما زمانی که بحث نگهداری از آنها از سوی دولت مطرح می‌شود، مخالفت‌هایی دیده می‌شود. مثلا موضوع غیرت مطرح می‌شود؛ آنها می‌گویند که مادر و پدر خود را به خانه سالمندان ببریم این ننگ و شرم است."

اما آقای رضایی جامعه شناس، تاکید می‌کند که اکنون نیز ضرورت حمایت‌های دولتی وجود دارد و این نیاز هر روز بیشتر می‌شود.

او می‌گوید که دولت افغانستان باید هر چه زودتر اقدامات عملی را در این بخش روی دست گیرد، زیرا تغییرات زیادی در این زمینه تدریجا در اجتماع این کشور رو نما می‌شود.