راه ابریشم و گنجینه‌های بیشتر بلخ قدیم

Image caption مسجد خواجه پارسای ولی مربوط به قرن پانزدهم در شهر بلخ که اکنون در حال بازسازی است.

ولایت بلخ در شمال افغانستان خانه برخی از مهم ترین بناهای تاریخی جهان است. شهر باستانی بلخ زمانی حتی ام البلاد یا مادر همه شهرها لقب گرفته بود.

خانم لین اودانل یک دهه بعد از اولین دیدارش از بلخ با گروهی از باستان شناسان به این شهر برگشته تا گنجینه‌های بیشتری از این ولایت را کشف کنند.

در این گوشه از دشت‌های افغانستان، نسیمی داغ می وزد. گرد و غبار را به هوا بلند می‌کند. گرد و غباری که ابرها را می پوشاند. و برقع های آبی زنان را به شکل موج در می آورد.

در سایه که می ایستیم هوا چهل درجه سانتیگراد است، و حتی بزهای کوچک سیاه هم که کنار هم جمع شده اند به نظر می رسد از گرما ضعف کرده اند.

اینها زمین های هموار بلخ هستند، جایی که در قرون گذشته جاده های باستانی اش برای تجارت، صحرانشینان، جنگجوها، مهاجران، رهگذران مسافران و مروجان دین مسیح را به خود جذب می کرد.

این مسافران رازهایی را پشت سرخودشان به جای گذاشته اند. رازهایی که باستان شناسان می خواهند پرده از آنها بردارند. این نقطه افغانستان از چهار هزار سال قبل در قلب قدرت های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی منطقه در سراسر آسیا قرار گرفته بود.

آخرین باری که در باختر(شهر قدیمی بلخ) بودم سال ۲۰۰۱ بود. با قایق از رود آمو دریا گذشته بودم. از ازبکستان به اینجا آمده بودم. در حالیکه نیروهای بریتانیایی و آمریکایی در حال بیرون راندن نیروهای طالبان بعد از حادثه یازده سپتامبر بودند.

بعد از دوازده سال، با باستان شناسان افغان و فرانسوی به بلخ برگشته ام تا برخی از قدیمی ترین و باشکوه ترین و مهم ترین مناطق تاریخی جهان را ببینیم. منطقه ای که نه تنها به گذشته افغانستان روشنی بخشیده، بلکه به پیشرفت تمدن بشری از هند تا چین و ورای آن کمک کرده است.

باختر یا شهر قدیمی بلخ، گنجینه خانه رازهای تاریخ افغانستان است. در این دشت بود که اسکندرکبیر با ا رتش خود به آن حمله کرد، پادشاه بلخ را کشت و با رخسانه دختر زیبای او ازدواج کرد. هزار و پانصد سال بعد از آن چنگیز خان مغل، از اینجا گذشت و شهرهای آباد آن را ویران کرد. شهرهایی که محل تلاقی فرهنگها و زبان های مختلف بود.

زرتشت پیامبر، ۳۵۰۰ سال پیش اینجا زندگی کرد و شاید همین جا هم از دنیا رفته باشد. مولانای رومی، شاعر پارسی قرن سیزدهم میلادی اینجا در بلخ متولد شد. بلخ زمانی با تمدن بابل رقابت می کرد.

گله های شتر با بار پنبه های تازه چیده شده، در کناره صحرای سوخته می خرامند. در مقابل دیواره های گلی بلندی که وادی بلخ را در برابر بادهای سوزان بیابان های اطراف حفظ می کنند.

داده های مربوط به قرن هفتم و دوازدهم میلادی این شهر را مرکز مذهب و علم و تجارت معرفی می کند. با روابط محکم و مهم با هند و چین.

شهر درسال ۱۲۲۰ میلادی توسط چنگیز خان غارت و تخریب شد و بعد از آن توسط حاکم ترک تیمور لنگ. مارکو پولو زمانی که از اینجا گذشته بود آن را شهر عظیم و باشکوه خوانده بود.

باستان شناسان فرانسوی اینجا آمده اند تا از دیوارهایی که زمانی دژ شش ضلعی را در بر می گرفت نمونه برداری کنند. این دژ یا قلعه که شکلش تنها در عکس های ماهواره ای قابل تشخیص است در موقعیتی قرار داشت که هم از نظر دفاعی و هم از نظر نزدیکی به آب استراتژیک محسوب می شد.

آنها در زیربنای دژ حفاری های عمیقی می کنند تا با نمونه برداری از سنگ و گل تهداب این دیوارها، قدمت تاریخی این بنا را به دست بیاورند. دانشمندان فعلا حدس می زنند که این قلعه در ۲۵۰۰ سال پیش بنا شده است.

Image caption این بنا در قرن دوازدهم ساخته شده و در حمله چنگیز خان آسیب دید.

در نزدیکی دولت آباد روستای کوچک زادیان واقع است. با مردمانی مهمان نواز. فقط می‌توانیم با یک پلیس مسلح به آنجا برویم چون طالبان در این منطقه فعال اند.

دختران کوچک با روسری های رنگی که دارند سر پمپ آب دعوا می‌کنند اما به محض دیدن دوربینم پا به فرار می گذارند. مردان با لباس های سنتی و دستار از سایه دیوارهای باغ به استقبال ما می آیند.

سرم را که بالا می آورم، دهانم از تعجب باز می ماند. مناره‌‌ای با آجرهای رسی بر فراز سر ما ظاهر می‌شود که آسمان آبی فیروزه‌ای در پس‌زمینه آن قرار گرفته است.

این مناره ها در قرن دوازدهم میلادی ساخته شده اند، هنوز نامی ندارند. چنگیز در حمله به بلخ آنها را ندید، و همه کسانی که از این گوشه دنیا دیدن کرده اند هم هنوز آن را ندیده اند.

در باغ چشمه شفا، یک سنگ عظیم شبیه یک سندان به چشم می‌خورد. این سنگ نشانه‌ای بجا مانده از شهری است که موبدان زرتشت و پیروان آنها 600 سال قبل، اینجا آیین‌های مذهبی‌شان را بجا می آوردند.

در طاق محراب یک حفره برای روغنی وجود دارد که شعله‌ای را پیوسته روشن نگه‌می‌داشت و این شعله در سراسر دره قابل دید بود. فرانسوی‌ها می‌خواهند پی ببرند آیا اینجا محل ازدواج اسکندر با رخسانه بوده‌است یا نه؟

باستان شناسان فرانسوی تقریبا برای بیش از صد سال در بلخ کار کرده اند. فعالیت آنها با جنگ های مختلف دچار وقفه شده است آخرین بار در زمان طالبان پژوهش های آنان قطع شد. طالبانی که عقیده داشتند تاریخ فقط با اسلام در قرن هفتم میلادی، آغاز شده است.

در حقیقیقت در افغانستان، اسلام جایگزین آیین بودا شد. طالبان در سال ۲۰۰۱ با تخریب مجسمه های عظیم‌الجثه بودا سعی کردند تاریخ افغانستان را تحقیر کنند.

امروز باستان شناسان نقش و پیشینه افغانستان را برای گسترش ثروت و فلسفه، بر بخش بزرگی از جهان برای هزاران سال تائید می کنند.

برای آنها، عظمت گذشته مثالی امید بخش برای آینده است و در بلخ، آنها خشونت امروز را نمی بینند ولی داستان های دوران باستان را می بینند.

بلخ باستان یکی از قدیمی ترین شهرهای جهان است. هر آنچه از این شهر باقی مانده تلی از خاکی است و دیوارهایی که حالا با حفاری های پر از محنت از دل خاک سر بیرون می آورند. در هفت سال گذشته بیست متر از زیربنای این دیوار از زیر خاک سر بیرون آورده اند.

از بالای دیوارها می‌توان حیاط‌های این روستای تازه را دید. از اینجا می‌توان گیره‌های لباس، کودکانی‌که سگ‌ها را دنبال می‌کنند و مرکبانی‌که ارابه‌ها می‌کشند، را می‌تواند دید.

هرآنچه پس از پایان جنگ و خروج نیروهای خارجی از افغانستان در بلخ واقع شود، به زودی جزء تاریخ طولانی افغانستان خواهد شد.

مطالب مرتبط