افغانستان در حسرت ماندلایی که نداشت

در عصری که فرهنگ فرد محوری و تندیس سازی برای انسان ها آهسته آهسته کمرنگ تر می‌شود، نلسون ماندلا شاید آخرین نمادی است که به تنهایی می‌تواند به عنوان الگوی موفق ترین مبارزه یک نسل در مقابل ظلم، تبعیض، بی‌عدالتی و برتری جویی از او یاد کرد.

آنچه که از ماندلا و نزدیک به نیم قرن مبارزه آزادیخواهانه اش در تاریخ ماندگار خواهد ماند، الهام بخشی و تاثیرگذاری است که مبارزات او و همرزمانش برای سایر جوامع به ارمغان آوردند.

از عدم خشونت تا "خشونت کنترول شده"

مدیبا مبارزه خود را علیه آپارتاید، با الهام از آموزه های "مبارزه مسالمت آمیز" و یا "مقاومت منفعل" که مهاتما گاندی در مبارزه اش علیه استعمار انگلیس در هند از آن استفاده کرده بود، در حزب کنگره آفریقای جنوبی آغاز کرد.

در جریان ۱۳ سال مبارزه مسالمت آمیز، مدیبا به سمبول " نافرمانی مدنی" علیه نظام مبدل شد. میان سال های ۱۹۴۸-۱۹۶۱ فعالیت های مدیبا از طریق مبارزه منفعل توانست مزاحمت ایجاد کند. ولی تا آن سال اکثریت رهبران این حزب یا زندانی شده بودند، یا تبعید شده بودند و یا هم کشته شده بودند و این مقاومت آهسته آهسته از هم می گسیخت.

مدیبا از روش مقاومت آرام تا قتل عام شارپویل در سال ۱۹۶۱ که در آن ۶۹ آفریقایی سیاه پوست توسط رژیم به قتل رسیدند استفاده کرد. ولی مقاومت آرام تا زمانی کارگر بود که رژیم در مقابل اینگونه مبارزه به خشونت متوسل شد و به گفته خودش "استفاده از خشونت در مقابل برنامه های رژیم ناگزیر شد". در سال ۱۹۶۱ مدیبا، بعد ازینکه راه مبارزه مسالمت آمیز بر وی و همکارانش بسته شد، با الهام از شیوه کار ماوو زیدانگ و چه گوارا و با پایه گذاری شاخه نظامی حزب گنگره آفریقا "خشونت کنترل شده" را در مقابل آپارتاید آغاز کرد و دست به فعالیت هایی زد که وی آنرا "مقابله با برنامه‌های تبعیض آمیز" رژیم مینامید.

زندان در جزیره رابن

در سال ۱۹۶۴ مدیبا و یک تعداد همرزمشانش به اتهام "خیانت به آفریقای جنوبی" زندانی شدند. در دفاعیه مشهوری که مدیبا در محکمه از خود ارائه کرد تمام مسئولیت را پذیرفت و بدون هراس خود را رهبر فعالیت های "سبوتاژ" در مقابل نظام معرفی کرد و با مسوولیت پذیری و شهامت بی نظیر راهی زندان شد و ۲۷ سال زندگی خود را در آن زندان گذراند.

به گفته خودش وی از شیوه رهبری کار گرفت که بر اساس آن یک رهبر باید "در زمان موفقیت دیگران را وارد صحنه کند ولی در موقع خطر باید پیشگام شود و مسئولیت بپذیرد." آنچه مدیبا را از سایر زندانیان متمایز ساخت، استقامت و اراده متین وی و به تعبیر خودش "خوشبینی" نسبت به فرجام مبارزاتش بود.

همین خوشبینی نسبت به فرجام مبازرات بود که وقتی از زندانی در پریتوریا با هواپیما به جزیره رابن انتقال داده می‌شد، در وسط راه به همرزمانش جاهایی را نشان می‌ داد که از آن می‌توانستند علیه رژیم به مبارزه مسلحانه بپردازند.

۲۷ سال زندان نه تنها او را از صحنه سیاسی و مبارزات آزادیخواهی در آفریقای جنوبی منزوی نساخت بلکه به شهرت وی افزود و در زندان وی عملا به شخص اول این مبارزه تبدیل شد. تا اینکه در نتیجه فشار های داخلی و بین المللی در سال ۱۹۹۱ از زندان رها شد و رهایی مدیبا از زندان عملا شکست رژیم آپارتاید را در افریقای جنوبی به ارمغان آورد.

سرکوب انتقام جویی

آنچه مدیبا را از اکثر رهبران هم عصرش متمایز ساخت این بود که او هیچ گاهی نخواست خواسته ها، انتقام جویی و نگرانی های شخصی اش تاثیری بر شیوه پیشبرد امور آفریقای جنوبی داشته باشد. بعد ازینکه آفریقای جنوبی به آزادی رسید و وی با کسب اکثریت قاطع در راس نظام قرار گرفت، هیچ گاهی از خشونت کار نگرفت و به بزرگترین سمبول پذیرش، عفو و همدیگر پذیری مبدل شد.

مدیبا در یک اقدام بی سابقه در اولین سال پس از رهایی به زندان رابن سفر کرد و زندانبانی را که بیشترین شکنجه را بر او روا داشته بود بدون قید و شرط بخشید. در زمانی که رئیس جمهور آفریقای جنوبی شد، هیچ گاهی انتقام گیری از عوامل رژیم آپارتاید نپرداخت.

در اولین سال ریاست جمهوری خود به میدان بازی راگبی که بازی سفید پوست ها محسوب می‌شد و سیاه ها همیشه از اشتراک در آن منع شده بودند شتافت و لباس راگبی پوشید و در بیانیه افتتاحیه ریاست جمهوری خود آفریقای جنوبی را کشور همه سیاه و سفید و هندی و ملی نژاد ها توصیف کرد و گفت به همان اندازه که مخالف برتریجویی سفید ها در آفریقا بوده و علیه آن مبارزه می‌کرده است به همان اندازه مخالف برتری جویی سیاه ها است و در مقابل آن مبارزه خواهد کرد.

آنچه وی را از سیاستمدار هم عصرش، رابرت موگابه در کشور همسایه اش زمبابوی متمایز ساخت همانا قدرت غلبه وی بر خواسته های شخصی، انحصار طلبی و انتقام جویی بود، خصوصیاتی که رابرت موگابه را از یک رهبر آزادی بخش به یک رهبر مستبد بدل کرد.

عدالت انتقالی و جلوگیری از بحران

پیامد مبارزات و آزادی افریقای جنوبی بیشترین تاثیر گذاری را بر شیوه برخورد با مجرمین جنگی در جوامع پس از جنگ داشت. عدالت انتقالی در افریقای جنوبی، تا امروز، بهترین نمونه برخورد با جنایات جنگی در یک جامعه پس از بحران است.

در موارد قبلی تطبیق عدالت انتقالی در آلمان، آرژنتین، چیلی و کشور های دیگر، محاکمه مجرمین جنگی، به عنوان ابزار اصلی تطبیق عدالت انتقالی، در راس کار قرار داشت و در اکثر این کشور ها تطبیق عدالت انتقالی توام با انتقام جویی و سرکوب گروهی که در جنگ مغلوب شده بود متمرکز بود.

این شیوه عدالت انتقالی بعد ها " عدالت برنده" نام یافت که از سوی برنده جنگ بر بازنده های جنگ تطبیق می‌شد. در آفریقای جنوبی مدیبا اعلام کرد که هیچ کسی برنده و یا بازنده این مبارزه نیست.

انتقام جویی را به شدت سرکوب کرد و قربانیان جنگ و بی عدالتی را در محراق توجه عدالت انتقالی قرار داد.

آفریقای جنوبی بانی تطبیق برنامه عدالت انتقالی به شیوه ای شد که در آن جبران خسارت در مقابل، انتقام جویی، در دستور کار قرار گرفت.

نهاد های دلجویی از قربانیان برای اولین بار برای تطبیق برنامه عدالت انتقالی تاسیس شدند. برای اولین بار در یک جامعه پسا بحران، مجرمین وادار شدند تا به خانواده های قربانیان غرامت بپردازند، پول تحصیل خانواده های قربانیان را بپردازند و یا به خانواده های قربانیان، حقیقت را بگویند.

مدلی را که مدیبا در آفریقای جنوبی بعد از جنگ تطبیق کرد، مدلی بود که در آن توازن میان " ثبات سیاسی و اجتماعی" و " تطبیق عدالت" به بهترین شکل در نظر گرفته شد. آفریقای جنوبی در حالی‌که به خطر بی ثباتی سیاسی و اجتماعی مواجه نشد، با توسل به شیوه های انسانی، عدالت نسبی در آن تامین شد.

پیامد‌های راه دراز آزادی

بدون شک که گام های استوار مدیبا در راه دراز آزادی، بهشت موعود را در پی نداشت. بعد از پیروزی در مقابل آپارتاید جامعه آفریقای جنوبی با چالش های گوناگون روبرو شد. وضعیت اقتصادی سیاه پوستان به اندازه که انتظار می‌رفت رشد نکرد، یک تعداد هواداران و مقامات حزب کنگره به سو استفاده از مقام های نویافته پرداختند، شهروندان سیاه و سفید با هم برابر نشدند و جامعه آفریقای جنوبی کماکان منقسم و جدا بافته باقی ماند.

ولی آنچه را نباید فراموش کرد این است که آفریقای جنوبی و مبارزه خستگی ناپذیر مدیبا و همقطارانش به عنوان یکی از طولانی ترین و پر قربانی ترین مبارزات تاریخ برای رسیدن به عدالت، برابری و حقوق شهروندی مبدل شد.

کاری که در افغانستان نشد

در بیست سال گذشته کشور های زیادی به آزادی رسیدند ولی آفریقای جنوبی یگانه کشوری است که در وضعیت بعد از جنگ فقط عدالت، همدیگر پذیری، کثرت گرایی در آن حرف اول را زد.

در آفریقای جنوبی بعد از آپارتاید مدیبا بحران را مدیریت کرد، انتقام جویی نکرد، عدالت را به نحوی تامین کرد و آن کشور را از خطر کلان بی ثباتی و جنگ داخلی نجات داد. کاری که متاسفانه در افغانستان عملی نشد.

در افغانستان، در اولین سال پس از سقوط طالبان تصمیم گرفتند "ثبات سیاسی و اجتماعی" را بر " عدالت" ترجیع دهند و استدلال کردند که افغانستان بیشتر از تامین عدالت و رسیدگی به قربانیان جنگ به ثبات سیاسی و اجتماعی نیاز مند است و بر آن شدند که حکومت "وسیع البنیاد" برپا کنند.

همان بود که خط فاصل میان گذشته و آینده کشیده نشد، قربانیان جنایات جنگی یک بار دیگر قربانی سیاست مصلحتی شدند، خصومت ها و انتقام جویی های بی مورد از سر گرفته شد، رهبران افغانستان به رهبران قوم ها و منطقه ها تبدیل شدند و درنتیجه افغانستان نه به ثبات سیاسی و اجتماعی دلخواه رسید و نه عدالت در آن تامین شد.

شاید یکی از دلایلی که تصور "بازگشت افغانستان به گذشته" هنوز هم وجود دارد، عدم اجرای عدالت و رسیدگی به قربانیان جنگ در افغانستان پس از طالبان بود.

افغانستان پس از طالبان، چیزهای زیادی برای پیشرفت و ترقی داشت و دارد، حمایت گسترده جامعه جهانی، کمکهای اقتصادی، شوق و علاقه سالهای اول مردم به بازسازی و تغییر، اما آنچه شاید این کشور نداشت، رهبری چون ماندلا بود حسرتی که مردم این کشور همیشه داشته است.

مطالب مرتبط