جهش در سینمای نسل نو افغانستان

Image caption بازی مرتضی علوی در نقش امیر علی، در فیلم آخرین رئیس جمهور، بسیار قوی و جا افتاده است

فیلم هایی که در یک سال اخیر در افغانستان ساخته شده اند نشان می‌دهند که سینمای افغانستان در بخش فیلم کوتاه و مستند از جهش و رشد بسیار امیدوار کننده برخوردار شده است، جهش هم از نگاه محتوا و هم از نظر ساختار تکنیک و استفاده درست از ابزار سینما.

هر چند این جهش شامل تمام فیلم ها نیست اما هستند فیلمسازانی که می توان این رشد و تغییر را در فیلم های شان به خوبی دید. سینمای کوتاه و مستند، بنیان و پایه سینمای حرفه ای در دنیا است و اگر این بنیان و پایه، زبان سینما و نگاه ژرف و عمیق را در خود داشته باشد، می توان به رشد سینمای حرفه ای در میان نسل نو امیدوار بود.

جشنواره فیلم افغانستان در سوئد که امسال پنجمین دوره خود را پشت سر گذاشت، فرصت خوبی برای نمایش فیلم هایی است که نگاه جدی به سینما دارد. این جشنواره به صورت غیر رقابتی است و تنها جشنواره فیلم افغانستان است که طی پنج سال اخیر به طور مرتب و بدون وقفه برگزار شده است. نگاهی می اندازیم به چند فیلم این جشنواره که امسال به نمایش در آمد.

همه نامزد ریاست جمهوری

فیلم کوتاه داستانی آخرین رییس جمهور، ساخته جمیل جاله یک طنز تلخ سیاسی اجتماعی است. امیر علی که پسر کوچک خانواده است پدرش به او گفته بود که می تواند دنیا را تغییر دهد و پدر که حالا مرده است از میان یازده فرزند به امیر علی بیشتر از سایر پسران خود باور داشته است.

در تمام شهر جنب و جوش انتخابات ریاست جمهوری برپا است. ده برادر خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرده اند و از سر حسادت امیر علی را همچون یوسف مصر در چاه می اندازند.

دختری که امیر علی او را دوست دارد نجات اش می دهد. بیش از ۳۲ میلیون نفر خود را در کشور کاندیدای ریاست جمهوری کرده اند و از تمام جمعیت افغانستان فقط امیر علی است که باقی مانده است. برادران ، امیر علی را تا مرز دیوانگی معتاد می کنند اما او هنوز باور دارد که می تواند دنیا را تغییر دهد.

فیلم قصه امروز افغانستان است و دنیای سیاست در این کشور. برادران امیر علی سیاست مداران و نمایندگان قومی امروز افغانستان اند. آنان بعد از معتاد کردن امیر علی تلاش دارند تا رای او را هم بدست آورند.

در اینجا هیچ کس دوست امیر علی نیست، دختری که او را نجات داده نیز فقط به گرفتن رای امیر علی نیاز داشته است. آخرین رئیس جمهور از جمله فیلم های کوتاهی است که قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی را دارد.

بازی مرتضی علوی در نقش امیر علی بسیار قوی و جا افتاده است. استفاده از نشانه های گرافیکی روی برخی تصاویر می تواند قابل حذف باشد اما فیلم از فیلمبرداری، کارگردانی و موسیقی بسیار خوبی برخوردار است. آخرین رییس جمهور در دومین جشنواره فیلم حقوق بشر افغانستان جایزه بهترین فیلم کوتاه و بهترین بازیگر مرد را دریافت کرده بود.

سال ۲۰۱۴، سال مبهم و ناشناخته

Image caption لینا علم در فیلم ناشناخته بازی قابل قبولی ارائه داده

فیلم داستانی ناشناخته، ساخته عبدالفغار فیض‌یار به نگرانی های مردم در خصوص سال ۲۰۱۴ و خروج نیرو های بین المللی از افغانستان می پردازد. فیلم اضطراب و ترس زنی را ترسیم می کند که در یک موسسه کار می کند و قرار است آن موسسه در سال ۲۰۱۴ بسته شود.

زن که دو فرزند دارد و شوهرش نیز معلول جنگ است از تکرار جنگ های داخلی و بازگشت طالبان می هراسد. فیلم در یک تدوین بسیار خوب، واقعیت زمان حال و آینده را در ذهنیت زن به تصویر کشیده است.

آخرین گروه از نیرو های بین المللی از افغانستان خارج می شوند. درگیری بین گروه های نظامی شروع می شود و مردم به زیرزمین ها پناه می برند و در نهایت طالبان وارد شهر می شوند.

زن کابوس می بیند که افراد طالبان به زیر زمین هجوم می آورند. او باید برای طالبان برقصد و بدنش را در اختیار آنان قرار دهد. این صحنه یکی از قوی ترین صحنه های فیلم است، رقص بازیگر، نور، صحنه و ترکیب نما ها بی نهایت موزون و سینمایی است.

فیلم بین واقعیت و دنیای مبهم و ناشناخته ای به نام ۲۰۱۴ در افغانستان تمرکز دارد. دنیایی که می تواند ادامه اوضاع فعلی این کشور باشد و هیچ اتفاقی نیفتد و دنیایی که شاید هم کابوس گذشته در آن تکرار شود.

لینا علم در نقش محوری فیلم، بازی بسیار گیرایی را ارائه داده است، او بازیگر توانایی است که در فیلم های حرفه ای با کارگردانان اهل اندیشه خوب درخشیده است. حسن فاضلی هم بازی بسیار زیبایی را در این فیلم دارد.

پایان عشق، تصویر تنهایی یک زن

پایان عشق ساخته غفار آزاد، داستان تنها شدن زنی است که نظامیان خارجی عشق زندگی اش را در شب عروسی شان ازمجلس جشن و سرور دستگیر و با خود می برند. زن در انتظار آزادی شوهرش است اما از رهایی او خبری نیست.

برادرش برای او زمان تعین می کند که باید هر چه زود تر طبق رسوم با برادر شوهر خود ازدواج کند. زن در منولوگ درونی می گوید: برادرم، او هم مرا درک نکرد! او و بستگان اش بر روی آرامگاه شوهرش جمع شده اند اما زن هنوز در انتظار بازگشت عشق اش است و هر لحظه با یاد او نفس می کشد و در منولوگ هایش زمزمه می کند:

دست های ترا دوست دارم

که در شب های تاریک بر کمرم حلقه زند.

بغلم کن، مرا ببوس

و به چپ و راست بپیچانم

که دلم برای تو و عشق بازی تنگ شده است.

فیلم کوتاه پایان عشق یک فیلم تکان دهنده و عمیق است. فیلم بین واقعیت و فضای شاعرانه ترسیم شده و کارگردان تصاویر بسیار پر معنا و زیبایی را خلق کرده است. صحنه ای که زن در آب فرو می رود و می خواهد خودکشی کند یک صحنه ماندگار در سینمای فیلم کوتاه در افغانستان است.

این صحنه می توانست پایان فیلم باشد اما کارگردان پایان باز را برای فیلم اش انتخاب کرده است.

غفار آزاد در کارنامه خود فیلم کوتاه نامه به روشنی را دارد و فیلم پایان عشق، نیز ادامه همان فضای شاعرانه و ساختار شکن است که او دنبال می کند. غفار آزاد یکی از فیلمسازان خلاقی است که می توان به فیلم های بعدی او در سینمای افغانستان بسیار امید داشت.

جانشین، سرنوشت دو خواهر

جانشین فیلم کوتاه داستانی ساخته سید مسعود اسلامی است. فیلم با نوای محزون ویولون شروع می شود و تصویر دختر جوانی که پشت به دوربین در قاب پنجره ایستاده است.

Image caption فیلم جانشین،به ظاهر قصه معمول و رایج دارد اما ساختار بیانی و تکنیک سینمایی آن کاملا متفاوت با فیلم های ازین دست در سینمای افغانستان است

او نادیه است که پدرش او را به ازدواج مرد مسن در می آورد. نادیه به دلیل فرار و پس از چند روز با چهره کبود و کتک خورده به خانه پدر فرستاده می شود.

او از خود دفاع می کند اما پدر نیز او را با سیم اتو می زند. پدر یا باید هزینه های قبلی را بپردازد و یا دختر دومی را به ازدواج مرد مسن در آورد.

نسرین دختر کوچک خانه باید جانشین خواهرش نادیه شود تا خانواده از تنگنای موجود بیرون آید. فیلم به ظاهر قصه معمول و رایج دارد اما ساختار بیانی و تکنیک سینمایی آن کاملا متفاوت با فیلم های ازین دست در سینمای افغانستان است.

موسیقی فیلم، تدوین قوی بر اساس روایت غیر خطی و فیلمبرداری خوب از ویژگی هایی است که این فیلم را متفاوت ساخته است. بازی دو دختر نوجوان پروین و نسترن حسینی در نقش نادیه و نسرین بسیار خیره کننده و حرفه ای است و از نکات قوت فیلم محسوب می شود.

زنی که کافر شهرش نامیدند

مستند تقدیر شکسته یک شعر ، ساخته نعمت و رحمت حیدری، نگاهی دارد به اندیشه، زندگی و تنگنا های سنتی موجود برای یک خانم شاعر در افغانستان.

کریمه شبرنگ شاعر جوانی است که آثار او به تابو شکنی در جامعه سنتی افغانستان می پردازد. اشعار او بیانگر احساس درونی، غریزی و عشق زن به جنس مخالف و به زندگی است، نگاهی که بیان آن از نظر اندیشه رایج دینی و افکار سنتی در افغانستان، گناه است.

کریمه را مردم شهرش کافر می نامند و او ناچار می شود برای زندگی از بدخشان به کابل بیاید. خانواده او یک خانواده مذهبی است اما از دختر شان حمایت می کنند و کریمه در کابل با برادرش زندگی می کند. کریمه شبرنگ شاعری است با روح پاک و بی آلایش. تاکنون از او دو مجموعه شعر به نام های: فراسوی بد نامی و پله های گناه آلود، به چاپ رسیده است.

راز چشم های دردمندت را تفسیر می کنم

در مسیر کهکشان ها و ابر های دلگیر

بگذار آسمان بگرید به سرنوشت من

به سر نوشت تو

بگذار دکمه های پیرهنت باز باشد

و نگذار روزه دار بمانم گرمی آغوشت را.

تقدیر شکسته شعر، نام جالبی برای این فیلم نیست. فیلم هر چند از نظر تکنیک و ساختار بسیار آماتور و ضعیف است و بیان تصویری ندارد اما به دلیل اهمیت موضوع ارزش دیدن دارد.

نان آوران کوچک خانه

مستند خشت و خیال، ساخته صدیقه رضایی، روایت مستند از زندگی کودکانی است که در کوره های خشت پزی در غرب کابل کار می کنند.

عبدالله کارگر نوجوانی است که کار سنگین و طاقت فرسا در محیط خشن آرامش کودکی و درس و تحصیل را از او ربوده است. بچه های کوچک تر از او نیز بر روی کوره آتش کار می کنند.

آنان از آرزو های شان می گویند که دوست دارند چه کاره شوند، آرزوی که برای شان خیالی بیش نیست و واقعیت موجود همان خشت و زبانه های آتش در درون کوره ها است.

بچه ها پس از یک هفته کار در کوره به خانه باز می گردنند. مادر و کودکان خردسال خانواده منتظر آمدن نان آوران کوچک اند. فیلم با وجود ضعف تکنیکی و اضافی بودن بخش آغازین ، سخت تاثیر گذار است وشرایط دشوار کار کودکان را در جامعه طبقاتی افغانستان نشان می دهد.

وژمه، قربانی یک عشق

فیلم وژمه ساخته برمک اکرم کارگردان افغان مقیم فرانسه، یک درام اجتماعی است که به عشق و دلداگی دو جوان پرداخته است.

وژمه و مصطفی که در یک محل زندگی می کنند با هم رابطه دوستانه برقرار کرده اند. وژمه دانشجو است و مصطفی در یک رستوران کار می کند. آن دو به گشت و گذار می روند، با ترس و اضطراب همدیگر را در خانه نوازش می کنند، می بوسند و مصطفی همیشه ازعشق و دلداگی خود به وژمه حرف می زند.

در یک اشتباه، وژمه از مصطفی حامله می شود اما مصطفی به عشق خود خیانت می کند و می گوید رابطه ما فقط یک رابطه دوستانه بود. مادر وژمه مطلع می شود و پدر که کارمند یک موسسه ماین پاکی است به شهر باز می گردد.

اولین برخورد پدر اعمال خشونت است. راه حل منطقی برای مشکل وژمه لحاظ نمی شود چرا که فرهنگ سنتی جامعه و باور های تفسیر شده از دین، وژمه را مقصر و خطا کار می داند و این خود عامل اصلی اعمال خشونت علیه وژمه و امثال او است.

فیلم لذت جویی مرد و قربانی شدن یک زن را در جامعه سنتی نشان می‌دهد که در آنجا قوانین بیشتر به نفع مردان است. مصطفی با برخورد خشن پدر وژمه روبرو می شود و گویا او تصمیمی برای ازدواج با دخترش ندارد. سقط جنین نیز در افغانستان جرم است و خانواده وژمه به خاطر حفظ آبرو، دختر شان را برای سقط جنین به هند می فرستند.

Image caption موسیقی فیلم می توانست بهتر از این در خدمت بیان دراماتیک فیلم قرار گیرد. بازی وژمه بهار و مصطفی حبیبی با توجه به تازه کار بودن شان در عرصه بازیگری بازی خوبی است.

در آغاز فیلم، بیننده احساس می کند که عشق وژمه و مصطفی با موانع سنتی خانواده و اجتماع روبرو خواهد شد اما بعد شخصیت مصطفی تبدیل شخصیت منفی قصه می شود، آدم منفی که نظر به چهره، بازی و پیش زمینه های قبلی شخصیتی، برای تماشاگر زیاد قابل قبول نیست.

عاشق شدن و عاشق بودن دختران و پسران جوان در جوامع سنتی چون افغانستان دشواری ها و رنج های خود را دارد اما فیلم وژمه به نوعی فشار و سخت گیری خانواده های افغان روی دختران جوان شان را بیشتر می کند و فیلم می تواند به نوعی به نفع مراکز قدرت دینی و سنتی در جامعه تبدیل شود.

فیلم وژمه از نظر تصویربرداری متکی به حرکت های بسیار معمول دوربین است. تنظیمات دوربین بیشتر روی اتومات بوده و ظرافت های تصویربرداری در فیلم رعایت نشده است.

موسیقی فیلم می توانست بهتر از این در خدمت بیان دراماتیک فیلم قرار گیرد. بازی وژمه بهار و مصطفی حبیبی با توجه به تازه کار بودن شان در عرصه بازیگری بازی خوبی است.

برمک اکرم معتقد به سینمای رئالیسم است و در فیلم وژمه نیز پایبند همین سبک و ساختار است اما به باور نگارنده بچه کابلی اولین فیلم سینمایی برمک اکرم قوی تر از فیلم دوم او است.

مطالب مرتبط