اسپوژمی 'دخترک انتحاری' نمی‌خواهد به خانه برگردد

قرار بود یک حمله کننده انتحاری باشد و ممکن بود الآن دیگر زنده نباشد. این کوتاه ترین نسخه داستان اسپوژمی دختر ده ساله افغان است.

داستان او در چند روز گذشته بارها در رسانه های مختلف جهان شنیده شده است، اما با روایت هایی متفاوت و گاه ضد و نقیض.

صدیق صدیقی، سخنگوی وزارت داخله افغانستان به رسانه ها گفته بود که برادر اسپوژمی و مردی دیگر در ولسوالی خان نشین ولایت هلمند به زور جلیقه انتحاری به تن‌اش کردند، از او خواستند شب از رودخانه بگذرد، در خانه ای متروک بماند و صبح جلیقه را در پاسگاه پلیس در آنسوی رودخانه منفجر کند.

به گفته آقای صدیقی، اسپوژمی وقتی وارد آب سرد رودخانه شد از ترس فریاد کشید و پلیس صدایش را شنید و او را بازداشت کرد. برادرش در این فاصله جلیقه انتحاری را از تن او در آورد و فرار کرد.

در روایتی دیگر خود اسپوژمی می‌گوید که بعد از اینکه جلیقه انتحاری را به تن اش کردند به داخل آب رودخانه رفت، از سرما وحشت کرد و بیرون دوید و با برادرش به خانه بازگشت. پدر و برادرش در خانه او را کتک زدند و بعد او فرار کرد و پیش پلیس رفت.

و در تازه ترین روایت، اسپوژمی در مصاحبه با بی‌بی‌سی گفته که برادرش او را وادار کرد با جلیقه انتحاری شب را در صحرا بماند تا صبح جلیقه را در پاسگاه پلیس منفجر کند، او آنجا خوابید و پلیس او را پیدا کرد.

با تمام داستان های موجود هنوز شواهد قطعی وجود ندارد که مشخص کند اسپوژمی در زمان دستگیری جلیقه انتحاری حامل مواد منفجره به تن داشته است یا نه.

برادر این دختر یکی از فرماندهان و افراد با نفوذ طالبان در ولسوالی خان‌نشین ولایت هلمند است.

عبدالغفور، پدر اسپوژمی گفته که اگر دخترش به خانه برگردد، او را به منطقه ای دیگر از افغانستان منتقل خواهد کرد تا از خشم برادرش و دیگر فرماندهان طالبان در امان بماند.

اما اسپوژمی می گوید که حاضر نیست به خانه برگردد. او می گوید پدرش هم می خواسته او جلیقه را بپوشد و وقتی او مخالفت کرده او را کتک زده است.

کودکان انتحاری

آنچه در داستان اسپوژمی بیش از همه واقعی است، ماجرای کودکان افغان و سهم آنها از حملات انتحاری در افغانستان است.

به کار گرفتن کودکان در حملات انتحاری در افغانستان اتفاق تازه ای نیست.

در ماه ژوئن سال ۲۰۰۷ میلادی داستان جمعه گل، کودک شش ساله افغان از ولایت غزنی افغانستان جهان را بهت زده کرد. طالبان به جمعه گل یک جلیقه حاوی مواد منفجره بستند. به او گفتند هر وقت نیروهای پلیس و آمریکایی را دید دکمه جلیقه را فشار بدهد و با انفجار جلیقه از آن گل و غذا بیرون خواهد زد.

کودک شش ساله خطر را حس کرد و وقتی به نیروهای ارتش ملی افغانستان رسید از آنها کمک خواست. او حس کرده بود به او بمب بسته اند.

نیروهای ارتش افغان جلیقه را از تن جمعه‌گل بیرون آوردند. آن اتفاق باعث شد ریش سفیدان غزنی در تقبیح این کار طالبان شروع به همکاری با نیروهای ناتو کنند.

در طول سال گذشته نیروهای افغان و خارجی در افغانستان چهل و یک کودک را شناسایی کردند که طالبان می‌خواستند در عملیات انتحاری از آنها استفاده کنند. این کودکان شش تا یازده ساله بودند.

محققان مطالعات امنیتی دانشگاه ماساچوست اخیرا تحقیقی درباره استفاده از کودکان در حملات تروریستی در پاکستان انجام دادند. آنها می‌گویند شورشیان در افغانستان و پاکستان برای استفاده از کودکان از شورشیان اسلام گرا در عراق پیروی می کنند.

در این تحقیق آمده است که خیلی وقتها این کودکان اصلا نمی دانند که دست به چه کاری می‌زنند. آن عده از کودکانی که از موضوع با خبر می شوند به شدت با آن مخالفت می کنند. در خیلی از موارد برای آنکه آنها بدون مخالفت حملات را انجام دهند به این کودکان مواد مخدر و روان گردان می‌دهند.

در پاکستان خانه ای هست به نام سباوون برای بازپروری و مراقبت از کودکانی که از دست شورشیان تندرو فرار کرده اند.

گروه طالبان همواره ادعای استفاده از کودکان را برای عملیات انتحاری رد کرده و گفته است که این گروه به اندازه کافی داوطلب بزرگسال برای انجام عملیات انتحاری دارد و نیازی به استفاده از کودکان نیست. این گروه می‌گوید استفاده از کودکان خلاف شریعت اسلام و حقوق بشر است.

اما در سندی که بعد از کشته شدن اسامه بن لادن در خانه اش در ابیت آباد پاکستان کشف شد به صراحت به این موضوع اشاره شده بود که طالبان در افغانستان به دنبال آموزش نیروهای بسیار جوان است.

اسپوژمی چه می خواهد؟

اسپوژمی دختر خردسالی است که می گوید مورد خشونت قرار گرفته است. می گوید می‌خواستند او را وادار کنند جلیقه انتحاری اش را منفجر کند. می‌گوید نمی خواهد به خانه برگردد، نمی‌خواهد بمیرد.

هر بار که اسپوژمی داستان را تعریف کرده با دفعات قبل اندکی متفاوت بوده. او کودکی است که ذهن اش در ده سالگی درگیر خشونت،حمله انتحاری، مواد منفجره و گفتگوی با رسانه ها برای آشکار ساختن حقایق زندگی پیچیده‌اش است.

در تحقیقات برای به دست آوردن دقیق ترین روایت از داستان اسپوژمی آنچه بیش از همه حقیقی می نماید این است که اسپوژمی بیش ازهمه به دنبال امنیت است.

امنیتی که بعد از خاموش شدن دوربین ها و رفتن خبرنگاران و کم رنگ شدن خبر، هنوز هم معلوم نیست به دست آمده باشد.

حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان اتفاقی که برای اسپوژمی افتاده را تقبیح کرده و گفته تنها در صورتی که ریش سفیدان روستا امنیت او را تضمین کنند او را به خانواده اش بر می گرداند.

اسپوژمی اما گفته نمی خواهد برگردد. او خانه ای امن می خواهد. بدون شک کودکان بسیار دیگری در شرایط مشابه اسپوژمی خواهان چنین خانه ای هستند.