نظام آموزشی افغانستان؛ از ظهور تا فروپاشی و تلاش برای نوسازی

اخیرا کتابی زیر عنوان "تعلیم و تربیه در افغانستان: تحولات، تاثیرها و میراث ها" به زبان انگلیسی به طور همزمان در بریتانیا و آمریکا منتشر شده است.

این کتاب تحولات در نظام آموزش ابتدایی در افغانستان، از پیدایش و ظهور و نوسانات آن تا قرار گرفتن در آستانه فروپاشی در جریان مناقشات و تلاشها برای احیا و نوسازی آن را بررسی کرده است.

این اثر رساله دکترای یحیی بیضا پژوهشگر افغان از دانشگاه آکسفورد است که با تغییراتی به صورت کتاب منتشر شده است.

انتشارات "راتلیج" ناشر کتاب، آن را پژوهشی جامع و به‌روز در مورد تاریخ تعلیم و تربیه در افغانستان از ۱۹۰۱ به اینسو، توصیف کرده که نشان می‌دهد چگونه آموزش مدرن در افغانستان ظهور کرد و چه راه­های پر خم و پیچ، نوسان و بی ثباتی­هایی را در مسیر رشد خود پیمود.

این کتاب با ارزیابی مسایل کلیدی تاریخی و بررسی آنها در قالب تحولات آموزشی امروزی، نگاهی تحلیلی به مسایل دین، مدرنیته، عصبیت قومی، قبیلوی، اشغالگری نظامی، جنگ و امداد بین المللی داشته و اثرات آنها را بر نظام آموزش و پرورش در افغانستان به بحث می‌گیرد.

نویسنده بر این نظر است که درک جامع از این عناصر که تاثیر مستقیم بر تحولات مربوط به تعلیم و تربیه و سیاستگذاری در این عرصه داشته، می­تواند روش بدیلی را برای یافتن راه حل علمی به منظور بهبود و انجام اصلاحات در نظام آموزش ابتدایی در افغانستان ارائه کند.

این اثر با طرح دیدگاهی جدید در مورد عصبیت‌ها و مناقشات در افغانستان و تاثیر آن بر نظام تعلیم و تربیه، منبع با ارزشی برای دانشجویان و پژوهشگران علاقمند به مسایل مرتبط به سیاست­گذاری، اصلاحات اجتماعی و سیاسی در آسیای میانه و مطالعات اسلامی است.

موضوعات کلیدی

مسایل مهم مربوط به نظام آموزش ابتدایی در افغانستان در این اثر در سه بخش آمده است؛ در بخش نخست به مسایلی چون تعلیمات عمومی، آموزش دختران، تعلیم و تربیه فنی و حرفه ای، تحصیلات عالی، وضعیت آموزش معلمان و بحث زبان در رابطه به تعلیم و تربیه پرداخته شده است.

در بخش دوم، هر فصل کتاب با تحلیل از مسایل سیاسی و اجتماعی هر دوره شروع شده و سپس تحلیلی از میزان و نحوه رشد تعلیم و تربیه در دوره های مختلف ارائه شده است. در این فصلها همچنین عناصر کلیدی اثرگذار بر رشد تعلیم و تربیه در هر دوره مورد ارزیابی قرار گرفته است.

بخش سوم کتاب ترکیبی است از تحلیل تاریخی و معاصر مسایل کلیدی بین‌المللی، ملی، سیاسی و تاریخی از اواخر قرن ۱۹ میلادی (یا نیمه دوم قرن ۱۳ هـ ش) تا امروز و اثرات آن بر جریان تعلیم و تربیه در افغانستان.

Image caption یحیی بیضا پژوهشگر افغان، نویسنده کتاب تعلیم و تربیه در افغانستان

در این بخش به عواملی چون دین، حضور خارجی از تهاجم بریتانیا تا اشغال نیروهای اتحاد شوروی در دهه ۱۹۸۰ و بعد اعزام نیروهای بین المللی به افغانستان در دهه اخیر، جنگهای داخلی، مدرنیسم، مسایل قومی و زبانی که از نظر نویسنده نقشی اساسی در تحولات مربوط به تعلیم و تربیه و رشد آن در افغانستان داشته اند، نگاهی تحلیلی شده است.

سر فصل های کتاب

فصول اولیه کتاب شامل دلایل تدوین اثر، روش علمی تحقیق، نقد رساله های عمده در رابطه به معارف افغانستان، تحلیل و بررسی تاثیر عوامل تاریخی، سیاسی و بین المللی در سیاستگذاری های داخلی افغانستان است. ظهور تعلیم و تربیه مدرن از ۱۹۰۱ میلادی (یا ۱۲۸۰ خورشیدی) تا ۱۹۱۹ میلادی (یا ۱۲۹۷ خورشیدی) یا پایان دوره امارت امیر حبیب الله در فصل سوم ارزیابی شده است.

مدرنیزه سازی معارف از شروع حکومت شاه امان الله تا سقوط امارت ۹ ماهه حبیب الله کلکانی، سیاست قبیلوی و معارف گزینشی یا انتخابی از ۱۹۲۹ تا ۱۹۷۸ (۱۳۰۸ تا ۱۳۵۷ خورشیدی) معارف، جنگ و مهاجرت و اثرات آن بر وضعیت تعلیم و تربیه در افغانستان از ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲ (۱۳۵۷ تا ۱۳۷۱ خورشیدی) مسایل مهم فصول میانی کتاب را تشکیل می‌دهد.

فصل هفتم، فروپاشی معارف عنوان یافته است و وضعیت و نوسانات معارف را از ظهور نیروهای مجاهدین تا سقوط طالبان (از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۰ خورشیدی) را در بر می‌گیرد. ارزیابی اثرات جنگ و مناقشات داخلی بر نظام آموزش ابتدایی، که آن را در آستانه نابودی کامل قرار داد، در این بخش مورد توجه نویسنده بوده است. در بخشهای پایانی مسایل مربوط به نظام آموزشی افغانستان در دوره اخیر زیر عنوان "بازسازی و توسعه دوباره تعلیم و تربیه" بررسی شده است.

این اثرمنبعی ارزشمند برای مطالعه آموزش و پرورش نه تنها در افغانستان بلکه همچنین برای دیگر کشورهایی است که دوران پس از جنگ را تجربه می کنند و در آنها ارتباطات پیچیده میان دین، سیاست، قبیله گرایی و زبان تاثیر مستقیم روی همه ابعاد زندگی اجتماعی مردم، از جمله عرصه آموزش دارد.

«تعلیم و تربیه در افغانستان» خواننده را وادار می کند که از خود بپرسد چرا و تا چه زمانی میراث های گذشته زندگی چندین نسل را تحت تاثیر خود قرار می دهد. پیام نویسنده این است که افغانستان به عنوان یک ملت باید از گرداب چرخه باطل و خاطرات تلخ گذشته عبور کند و با شکستن تابوها در عرصه آموزشی، راهی نو پیش پای نسل آینده قرار دهد.

توصیه ها و پیشنهادات

دکتر یحیی بیضا در پایان اثر پیشنهاداتی را به منظور بهبود نظام آموزش و پرورش در افغانستان ارانه می کند که برخورد علمی و عقلانی با مسایل تعلیم و تربیه، مدرن سازی نظام آموزشی، تکیه بیشتر بر منابع داخلی و کاهش اتکا به امداد بین المللی، تلاش برای پرهیز از برخورد سیاسی با مسایل آموزشی، ارزیابی مسایل زبانی در بستر علمی در عرصه مسایل آموزشی، دادن اولویت ویژه به تعلیم و تربیه در سیاستگذاری داخلی از موارد عمده آن است.

به نظر نویسنده، سیاستمدران افغانستان باید توجه کنند که دوران حضور نظامی خارجی در افغانستان دیر یا زود به پایان می رسد، اما معتقد است که دوره «اشغال علمی، اقتصادی و تکنولوژی» تازه شروع شده است، و از این رو لازم است در این کشور روی تعلیم و تربیه و تولید نیروهای علمی و فکری سرمایه گذاری شود تا تعامل فرهنگِی، علمی و آموزشی این کشور با دنیای خارج صرفاً جریانی یک طرفه نباشد. از نظر وی، دستاوردهای یک دهه گذشته در عرصه آموزشی، علارغم عدم توازن بین رشد کمی و کیفی آن، ارزشمند است و نباید از دست برود.

آقای بیضا در عین حال سیستم رقابتی کنکور را ضربه ای شدید به نظام تعلیم و تربیه می داند، چرا که در اثر آن دیپلمه هایی با کمترین نمره وارد به دانشگاه ها و مراکز تربیت معلم راه می یابند؛ و به این ترتیب، چه بسا افرادی با کمترین استعداد معلمان نسل نو و نیروهای علمی آینده این کشور می شوند.

نویسنده در پایان تأکید می کند که پیشنهادات مطرح شده، جنبه توأمان علمی و عملی دارد و اگر اراده عزم و اصلاح وجود داشته باشد، تحقق آنها در شرایط کنونی افغانستان با برنامه ریزی و تلاش متولیان امور آموزشی میسر است.

با این وصف، درنظرداشت ذایقه مخاطب انگلیسی زبان در هنگام تدوین اثر باعث شده است که علارغم تلاش نویسنده برای طرح توصیه هایی قابل اجرا در عرصه آموزش و پرورش افغانستان، طیف وسیعی از مخاطبان در این کشور، اعم از متولیان امور فرهنگی و آموزشی و یا خوانندگان عادی، به طور ناخواسته نادیده گرفته شوند.

روشها و چالشهای پژوهش

در این اثر به منظور ارزیابی علمی رشد تعلیم و تربیه در افغانستان و ارائه راه حل های عملی برای بهبود وضعیت آموزشی، مسایل در چهارچوب تحولات و سیاست های ملی برهه های تاریخی، تحلیل و سیاست کلی هر دوره در بستر تاریخی و سیاسی و شرایط بین المللی همان دوره ارزیابی شده است.

روش علمی کتاب پژوهش کیفی است و در آن از «مطالعه موردی» و شیوه جمع آوری اطلاعات با متد "تجزیه و تحلیل تفسیری" ااستفاده شده است.

جنگ و ناامنی در افغانستان و بی ثباتی سیاسی از چالشهای مهم برای پژوهش در مسایلی آموزشی افغانستان است. نویسنده اشاره می کند که اثر غیرمستقیم جنگ نظیر به یغما رفتن کتابخانه ها و منابع علمی ملی و حتی شخصی افراد بوده و به همین دلیل وی برای یافتن اسناد معتبر تاریخی با دشواریهای زیادی مواجه شده است. زد و بندهای سیاسی در سطوح آموزشی و نبود کادر علمی از دیگر دشواریها در جریان کار روی این اثر بوده است.

با این وصف نویسنده می گوید که از منابع موجود در کتابخانه های دانشگاه های اکسفورد و لندن، کتابخانه ملی بریتانیا، کتابخانه دفتر یونسکو در پاریس، کتابخانه های کابل و کتابخانه های شخصی اهل قلم در اروپا و افغانستان به شکل گسترده در جریان تحقیق سود برده است.

مشخصات کتاب:

نام کتاب: تعلیم و تربیه در افغانستان تحولات، تاثیرها و میراث ها از ۱۹۰۱م تا حال

(عنوان انگلیسی: Education in Afghanistan: Developments, Influences and Legacies Since 1901)

نویسنده: دکتر یحیی بیضا

ناشر: انتشارات راتلیج، با نشر همزمان در بریتانیا و آمریکا

تاریخ نشر: تابستان ۲۰۱۳

مطالب مرتبط