ماجراهای زندان زنانه کابل

Image caption زندانبانان می‌گویند زندانیان "گردن‌کلفت" گروه‌ها تشکیل داده‌اند و به علاوه اغتشاش و بی نظمی افراد پلیس را لت و کوب می‌کنند

یگانه زندان زنانه پایتخت رو به روی بادام باغ در شمال کابل است. پرونده های مختلفی از خشنونت‌های خانوادگی گرفته تا قتل، زنا، آدم‌ربایی و قاچاق مواد مخدر پای دختران جوان و زنان را به این زندان کشانده‌ است.

این زندان کوچک و اختصاصی اما ماجراهای زیادی دارد، دغدغه ها و روایت های شخصی زندانیان، زندانیان گردن کلفت، رویارویی زندانیان و زندانبانان و روزمرگی های این زندانیان موضوعاتی است که کمتر گزارش شده‌اند.

وضعیت عمومی زندان

Image caption حلقه بیرونی زندان زیر نظر پلیس های مرد و ساختمان اصلی زیر نظر زندانبان زن است

زندان زنانه کابل شش سال پیش از زندان پل‌چرخی؛ بزرگترین زندان دولت افغانستان جدا شد.

در زندان پل‌چرخی گزارش‌هایی هم مبنی بر سو استفاده‌های جنسی از زندانیان زن توسط زندانبانان مرد وجود داشت.

اما حالا زندانیان زن در کابل در زندان اختصاصی زنانه دور از نظر زندانبانان مرد هستند.

البته مسئولیت تامین امنیت زندان زنانه کابل به دوش سربازان و افسران مرد است و ساختمان اصلی زندان که پشت سیم‌های خاردار است، توسط زنان پاسبانی می‌شود.

دیوارهای زندان زنانه به حدی بلند نیست که بتواند ساختمان اصلی زندان را پنهان کند.

وقتی وارد زندان زنانه کابل شدیم، سه چهار سرباز مرد که در ورودی بزرگ و آهنین زندان مشغول غذاخوردن بودند، ما را بازرسی کردند. در چهارسوی محوطه زندان روی برج های امنیتی هم، سربازان مرد دیده می شدند.

از در ورودی تا ساختمان اصلی زندان راه زیگزاک است که پیاده حدود ده دقیقه وقت می‌گیرد. ساختمان زندان زنانه سه طبقه است که در طبقه بالا زندانیان خطرناک، طبقه میانه زندانیانی با جرایم متوسط و طبقه پایینی که زندانیان عادی نگهداری می‌شوند.

نهادهای ناظر می‌گویند که در کنار سایر زندان های کشور، زندان زنانه هم از بی عدالتی ‌ها، رفتار تبعیض آمیز با زندانیان و بی توجهی به پرونده های زندانیان مستثنی نیست.

شمس الدین شمس مسئول نهاد حقوقی-مدنی عدالت که در زمینه نظارت از وضعیت زندان های افغانستان فعالیت می‌کند هنگام بازدید از زندان زنانه کابل گفت: "افراد و اشخاصی مثل دادستان و وکیل مدافع وقت و بی وقت وارد زندان می شوند."

او می‌گوید که این افراد اغلب وسایل و اجناسی را از بیرون وارد زندان می‌کنند و در اختیار زندانیان قرار می‌دهند. از جمله تلفن همراه و سیم کارت.

زنان زندانی در کابل، به تلفن های همراه دسترسی دارند و با دوستان و اقارب خود به راحتی در تماس هستند. در مواردی به خبرنگاران و رسانه ها نیز زنگ می‌زنند. این تسهیلات به طور غیرقانونی فراهم شده است که عمدتا در اخیتار زندانیان خطرناک است.

آقای شمس تاکید کرد که زمان و مکان ملاقات دادستان ها و وکلای مدافع با زندانیان، باید مشخص باشد چون از نظر آنان، ورود این افراد به زندان زنانه، سوال برانگیز است.

خالده دختر جوانی که به خاطر فرار از خانه زندانی شده می‌گوید هنگامی که مشغول دفاع از پرونده اش در دادگاه بود دادستان پرونده اش از او خواست که اگر با او بخوابد، کاری می‌کند که آزاد شود. می‌گوید حاضر شد بیاید زندان ولی هم خوابی با دادستان را قبول نکند.

خالده مدرکی برای اثبات این ادعای خود ندارد و مسئولان زندان و دادستانی هم ادعای او را تائید نمی‌کنند.

۵۶ کودک هم در زندان زنانه کابل در کنار مادران شان هستند.

زهرا، زندانیِ که ۲ سال را در این زندان گذرانده و قرار است ۱۲ سال دیگر هم بماند، می‌گوید پروای خودش را ندارد اما در مورد آینده پنج فرزندش که در این زندان با او هستند، نگران است. او می‌گوید دولت روزی پاسخگوی سرنوشت فرزندانش خواهد بود.

Image caption پنجاه و شش کودک در کنار مادران خود در زندان زنانه کابل زندگی می‌کنند

در افغانستان نگهداری کودکان در زندان در کنار مادران زندانی جایگاه قانونی ندارد و در قوانین این کشور در مورد وضعیت و سرنوشت کودکانی که والدین شان راهی زندان می‌شوند هم چیزی گفته نشده است.

اما به اساس طرزالعمل ها، مادران زندانی می توانند فرزندان خود را از نوزادی تا هجده سالگی در زندان نگهداری کنند و پس از رسیدن به سن بلوغ این کودکان باید به پرورشگاه منتقل شوند.

یوسف حلیم، معاون وزارت عدلیه افغانستان می‌گوید، کودکان بنا به در خواست مادران شان در زندان نگهداری می‌شوند و بیشتر در مورد زندانیانی صدق می‌کند که در بیرون کسی را ندارند که از کودکان شان سرپرستی کند و یا هم در مورد تربیت فرزندان خود هراس دارند.

هرچند دولت در زندان ها مهد کودک و مدرسه ایجاد کرده اما مسئولان می‌پذیرند که فضای عمومی زندان بر وضعیت روحی و روانی و طرز تفکر کودکان تاثیر مستقیم دارد.

آقای حلیم می‌گوید که زندان جای افراد شایسته جامعه نیست و عملکردهای ناشایست این افراد در زندان کودکان را عقده‌ای، با طرز دید محدود و پرورش ناقص به بار می‌آورد.

چه بسا در زندان زنانه کابل که دختران جوان و زنان همه روزه با خود و با زندانبانان دست به گریبان هستند و کودکانی که در این زندان بزرگ می شوند، هر روز شاهد دعوا و درگیری هستند.

زندان زنانه کابل ۲۴ اتاق دارد. ساختمان این زندان بیشتر شبیه ادارات دولتی است؛ با یک ورودی کوچک که به اتاق زندانبانان منتهی می شود.

Image caption در اتاق های زندان، پیام هایی در مورد اضرار بیماری ایدز نصب است

به دلیل کمبود جا هشت تا نُه زن و دختر جوان یک اتاق دارند. زندان زنانه کابل در کنار ۲۱۵ زندانی داخلی، ده زندانی خارجی هم دارد، چهار شهروند پاکستان و چهار شهروند ایران که به جرم قاچاق مواد مخدر زندانی شده‌اند.

جای تنگ تابستان ها، زندان زنانه را برای زندانیان غیرقابل تحمل می‌کند. جدا از این، مسئولان می‌گویند که زندانیان هم توجهی به نظافت خودشان ندارند.

اما زندانیان هم شکایت های خود را دارند، می‌گویند مسئول بی‌نظافتی در زندان مسئولان است چون روی‌جایی های کهنه را عوض نمی‌کند، غذای درست نمی‌دهند و امکانات لازم برای تمیزکاری را در اختیار آنها قرار نمی‌دهند.

نهاد مدنی-حقوقی عدالت گفته است که بی توجهی به بهداشت در زندان زنانه کابل، سبب شده که برخی از زندانیان دچار بیماری های ساری و خطرناک از جمله توبرکلوز، بیماریهای کلیه‌ای، اعتیاد به مواد مخدر و رماتیسم شده اند.

یکی از زندانیان زن به بی‌بی‌سی گفت که ارایه خدمات بهداشتی زندان ضعیف است و داروخانه مجهز ندارد. این زندانی گفت که بیشتر زندانیان دچار مشکلات روحی-روانی شده‌اند و مقام های زندان و دولت با این بیماری ها به عنوان یک مساله عادی برخورد می‌کنند.

نعمت‌الله حقیقی از مسئولان وزارت امور داخله افغانستان چهار ماه پیش هنگام بازدید از این زندان گفته بود در این زندان زنان و دخترانی به طور غیرقانونی بازداشت و محاکمه شده اند.

در روزهای اخیر تعدادی از زندانیان زندان زنانه کابل، اعتصاب غذا کردند.

این زندانیان گفتند که دلیل اعتصاب شان "بی توجهی دولت" به پرونده های شان است.

زهرا یکی از این زندانیان گفت که دولت افغانستان زندانیان خطرناک را از زندان بگرام رها می‌کند، افرادی که در حملات انتحاری دست دارند را بدون محاکمه رها می‌کند اما حاضر نیست که پرونده های زنان زندانی را بازنگری کند و در مجازات آنان تخفیف قایل شود.

یکی از زندانیانی که در جمع اعتصاب کنندگان بود، آن طوری که مسئولان زندان می‌گویند، به دلیل این که دادگاه حکم اعدام را علیه او صادر کرده اعتصاب کرده است.

Image caption نهادهای ناظر می‌گویند که پرونده هایی هم است که حتی ده سال بی سرنوشت مانده

اما یکی از زندانیان در تماسی به بی‌بی‌سی گفت که دلیل اعتصاب او حکم دادگاه نه که تطبیق نشدن حکم دادگاه است. این زندانی مدتی است که در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می برد ولی این حکم اجرا نشده است.

مسئولان نهاد حقوقی-مدنی عدالت هم گفته اند که در جریان بررسی های شان در زندان زنانه کابل، در یافته اند که افرادی در زندان زنانه هستند که پنج تا شش سال از صدور حکم اعدام شان گذشته اما این حکم نه اجرای شده و نه لغو شده. چنین وضعیتی برای این زندانیان غیر قابل تحمل است. سالها کسی هرشب با این فکر بخوابد که فردا اعدام خواهد شد.

زنان گردن کلفت

Image caption در زندان زنانه کابل، زندانیان از دست زندانبان ها و زندانبان ها از دست زندانیان به تنگ آمده اند

در زندان زنانه کابل، پلیس از دست زندانیان به تنگ آمده است.

در وسط راهروی طبقه پایین این زندان، اتاق شیشه‌ای ویژه زندانبانان است، این اتاق اگرچه برای تبدیل شیفت، نگهداری وسایل و استراحت زندانبانان در نظر گرفته شده اما زندانبانان گاهی از آن برای حفاظت خود از حمله زندانیان استفاده می‌کنند.

در زندان، دختر جوانی بود که دندان‌هایش ریخته و دستش زخمی بود، این دختر جوان به دلیل فرار از خانه و سفر با یک پسر "نامحرم" از بدخشان به کابل، زندانی شده است.

از او پرسیدم که دندان ها و دستش را چه شده؟

دختر با زیرکی گفت که با زندانبانان دست به گریبان است. او گفت وقتی زندانیان بین هم دعوا می‌کنند، زندانبانان از او می‌خواهند که دخالت کند و سمت یکی از طرف ها را بگیرد.

او می‌گوید که مشکل روحی پیدا کرده و گاهی خودزنی می‌کند. "یک بار فرار کردم ولی گرفتار شدم، مرا آوردند دست بند زدند و تا ناوقت دست بند در دستم بود حتی غذا را هم خودشان می‌دادند. با زندانبانان جنگ کردم وقتی زورشان به من نرسید، به صورتم سپری زدند و فکر می‌کنم چشم‌هایم ضعیف شده."

اما درگیری‌های زندان زنانه کابل، به آن‌چه قابله می‌گوید پایان نمی‌یابد. کار به جایی کشیده که زندانبان ها از ظلم زندانیان می‌گویند.

Image caption زندبانبان می گویند که زندان توسط زندانیان اداره می‌شود

او گفت: "زندانیان حتی از وزیر نمی‌ترسند، یک روز یکی از زندانیان حمله کرد، من خودم نشستم و درها را قفل کردم و با کیبل آمد که مرا بزند که زندانی ها نجاتم دادند، زندان به امر زندانی ها می چرخد، هرکاری می‌خواهند می کنند."

خانم فریده افسر مسئول کنترل ساختمان زندان زنانه می‌گوید که یکی از زندانیان تلاش کرده او را خفه کند. او گفت زندانیان از زندانبان ها تقاضاهای غیرقانونی می کنند و در صورتی که خواست شان برآورده نمی‌شود جنجال به پا می‌کنند.

Image caption خانم فریده می‌گوید یک زندانی به سوی او لیوان شیشه‌ای پرتاب کرد که به دیوار خورد

خانم فریده در حالی که نشانی اصابت یک لیوان شیشه‌ای را به دیوار نشان می‌داد گفت: "موارد متفاوتی داشتیم، که زندانیان به زندانبانان حمله کرده اند با لیوان شیشه‌ای به طرف من پرتاب کردند که به سر من نخورد. روی کارمندان ما آب جوش پاشیده‌اند."

او می‌گوید که تعدادی از زندانبانان هستند که بقیه را برای برپا کردن آشوب تحریک می‌کنند و با مقام های بالا ارتباط دارند.

فریده از افسران با سابقه در زندان زنانه است، او همچنین گفت: "یک زندانی داریم که گردنم را بریده بود، هنوز پرونده اش در دادستانی است، کارمندان ما را چندین بار لت و کوب کرده اند."

در زندان زنانه کابل دوربین مداربسته نصب نیست که اتهام‌های زندانیان و زندانبان ها را علیه یکدیگر ثابت کند.

زبیده از دیگر زندانبان های این زندان به بی‌بی‌سی گفت که جنگ بین زندانیان اغلب از دعوا روی شماره تلفن یک پسر شروع می‌شود و گاهی به چاقو کشی و درگیری فیزیکی می‌انجامد.

Image caption مدیر زندان زنانه کابل می‌گوید اگر با زندانیان مثل اعضای خانواده برخورد نکنند، وضعیت بدتر می‌شود

این زن میان سال گفت: "این حرفا دروغ است، در یک خانه اگر تنها مادرشوهر و عروس هم باشد بین هم توافق نمی‌کنند، آفرین این همه زندانی که در یک بند زندگی می‌کنند، من نمی‌گم که درگیری نمی‌شود، دعوا بین زندانیان صورت می‌گیرد و این دلایل مشخصی دارد."

زرفشان نایبی مسئول زندان زنانه کابل است. او می‌گوید در کنار این که با زندانیان رفتار قانونی می‌کنند اما بیشتر مجبور هستند که از مدارا کار بگیرند.

او گفت: "شیوه رفتار ما در زندان زنانه با زن ها مدارا است اگر مدارا نکنیم و مثل اعضای خانواده رفتار نکنیم، وضعیت دشوار می‌شود."

او می‌گوید که پیش از این از انفرادی ها استفاده می‌کردند و هنوز هم یکی از زندانیانی که مدت حبس اش تکمیل شده به دلیل حمله به زندانبان ها زندانی است.

قصه‌های زندانیان

زندانیان زن در کابل در کنار فعالیت‌ها و دعواهای روزمره و بچه داری، دل مشغولی های دیگری هم دارند؛ صنایع دستی تولید می‌کنند، به کلاس‌های سوادآموزی، کامپیوتر و خیاطی می‌روند، مشغول فراگیری حرفه آرایشگری هستند و با قالی بافی در درون زندان، پول در ‌می‌آورند.

در مقابل ساختمان زندان هم میدان والیبال است که برای ورزش این بانوان در نظر گرفته شده است. این زنان قصه های ناگفته ای در مورد این که چه گونه پایشان به زندان کشیده شد؛ دارند، این جا روایات شخصی زندانیان را از زبان خودشان می‌خوانید.

Image caption غزاله نادر کارمند سابقه اداره انترپول وزارت داخله حالا پشت میله های زندان است

من مدیر بخش انترپل در بندر اشکاشم بدخشان و بندر تورغندی هرات بودم البته قبل از این که به زندان بیافتم.

من در بخش‌های مختلف وزارت امور داخله مورد آزار و اذیت کارمندان مرد وزارت قرار می‌گرفتم، حتی پلیس‌های زنی که به نظر من از لحاظ اخلاقی ضعف داشتند اذیتم می‌کردند. سعی شان این بود که یا باید وارد گروه ها شوم و با آن ها رابطه برقرار کنم یا این که اذیت های شان را تحمل کنم.

چند بار از آن ها شکایت کردم یک بار هم با یک نفر درگیر شدم و مشخصا از او هم شکایت کردم ولی نتیجه نداد.

من برایشان گفته بودم که به هر قیمتی شکایت می‎‌کنم، شکایتم به بخش جنسیت وزارت رسید.

وکیل مدافعم گفت به شرطی مرا بی گناه ثابت می کند که با او بخوابم. من تن ندادم و حتی نزد دادستان کل رفتم و گریه کردم، می خواستم پرونده ام را به دادستانی امنیت ملی ارجاع کنند و دعوایم را از طریق امنیت ملی پیش ببرم ولی نشد و بدون حکم دادگاه من را به زندان فرستادند.

پس از دو سال پرونده و پرونده بازی، به من گفتند که باید زندان را تحمل کنم. سه ماه در زندان بودم و بعد از سه ماه دادگاه‌ام برگزار شد و من به جرم فساد اداری حالا هشت ماه است که در زندان هستم.

حالا با افرادی زندگی می کنم که روزی خودم به دنبال گرفتاری شان بودم. این ها به من جا نمی دهند و از اتاق ها بیرون می کنند. من با لباس ها و رختم در راهروهای زندان می خوابم. شوهرم هم در خارج است.

در لغمان زندگی می کردم، یک روز به شهر رفتم در شهر با یک زن برخوردم، شهر بیروبار بود و وسط روز. آدرس یک خانه و نشانی یک کودک را برایم داد و گفت که اگر کودک را برایش بیاورم به من ده هزار افغانی (۲۰۰ دلار آمریکایی) می‌دهد.

Image caption جرم بیشتر زنان زندانی، فرار از خانه است

من هم نفهمیدم و کودک را از آدرسی که گفته بود برایش آوردم. این را می فهمیدم که اگر کودک کسی را بدون اجازه بگیرم، دچار مشکل خواهم شد ولی زن برایم گفته بود که کسی به من کاری ندارد.

به من گفته بود که کودک را ازم می‌خرد. ولی نمی دانم کسی به پدر و مادر کودک گفته بودند که بچه شان را من دزدیده ام. مرا غافلگیر کردند و بازداشت شدم. در وسط چهارراه گرفتارم کردند.

یک ماه در زندان امنیت ملی بودم و چهار شب هم در نظارت خانه ماندم. سرانجام دادگاه شد و مرا به جرم آدم ربایی محکوم به تحمل زندان کردند. من گناهی نداشتم فقط همین که از روی مجبوریت و بی پولی این کار را کردم.

حالا هم شوهرم تکلیف اعصاب دارد. یک نوزاد شیرخور هم دارم.

از وقتی که این اتفاق ها افتاده نه من از خانه خبر دارم و نه هم کسی از اعضای خانواده از من خبر گرفته که من کجا هستم. هیچ کسی هم به دیدن من نیامده.

هجده سال با شوهرم زندگی کردم، خانه ما در قندهار بود. بی آن که مادر، پدر و خواهر و بستگانم را ببینم با شوهرم زندگی می کردم، چون شوهرم اجازه نمی‌داد.

شوهرم علیه من از انواع خشونت کار گرفت. با چاقو و خشت/آجر می‌زد. من سه بار فرار کردم از دستش ولی پلیس بازداشتم کرد و ملامت شدم.

برایشان گفتم که بازداشت نکنید چون من "پشتانه" (وابسته به قوم پشتون) هستم و اگر زن پشتون ها یک شب هم در زندان بماند یا این که اگر زن شان طلاق کند، مردم تصور بد می کنند و طعنه می دهند.

حالا این جا هستم نه دوست پسر داشتم، نه با کسی زنا کردم و نه هم با کسی فرار کردم خودم آمدم و از دست شوهرم خودم را به دولت تسلیم کردم و گفتم که نمی خواهم برگردم، بالاخره دادگاه برگزار شد و من را زندانی کردند.

از وضع من کسی خبر ندارد. کودکانم در خانه مانده و شوهرم هم طلاق نمی دهد حالا می خواهم که اگر رها شدم شوهرم طلاقم دهد که زندگی خود را از سر شروع کنم.

من هشت فرزند دارم، دو دخترم ازدواج کرده‌اند، یک پسر هجده ساله هم دارم، خودم می‌فهمم که این کار برای من لازم نبود ولی شوهرم کارهای بدی بر من تحمیل می‌کرد. می‌گفت زن می گیرم، یک دخترم را در ۱۲ سالگی و دختر دیگرم را در ۱۳ سالگی به شوهر داد به آدم های نااهل.

دخترانم را در بدل پول به شوهر می داد،خانه و دخترانم را فروخت. خودش هم در خانه کارهای بد می‌کرد، پیر بود ولی فیلم های پورن می دید.

شش بار از خانه بیرونم کرد ولی من برگشتم، بار آخر گفت که اگر گیرم بیاورد مرا می کشد. دیگر برنگشتم.

Image caption در زندان زنانه کابل، زندانیانی هم هستند که خانواده هایشان از آن ها بی خبر است

مدتی بعد با هم نکاح کردیم که یک بچه هم از او به دنیا آورده ام ولی بعد از یک سال شوهرم دوباره پیدا شد و با پلیس آمد و بازداشتم کردند. حالا چهار ماه است که در زندان هستم و دوران دادگاه من تکمیل نشده است.

شوهر اولی‌ام می گوید که به شوهر جدیدم تهمت کنم و به دادگاه بگویم که اختطافم کرده تا مرا دوباره به خانه اش برگرداند. ولی من نمیتوانم که این بچه را جزا بدهم و بگویم که مرا ربوده است، او این کار را نکرده و اگر تهمت کنم بیچاره پسر ۲۱ ساله، از یک سو به زور با من نکاح کرد و جزا دید حالا هم اگر تهمت کنم جزا می بیند، شوهر اولم باید جزا ببیند که مرا از خانه کشیده است.

از دولت می خواهم که شوهر اولم را بازداشت کند نه دومم را. می خواهم زمینه طلاقم را با شوهر اولم فراهم کند.

نامزد داشتم در فیض آباد، یک پسر که در کابل زندگی می کرد و به بدخشان می‌آمد برایم زنگ می‌زد، پنج ماه با هم حرف می زدیم. می‌گفت که با من ازدواج می‌کند ولی من رد می کردم و می گفتم که نامزد دارم.

نامزد من زن داشت یک روز این پسر ساعت ۱۲ روز آمد و مرا از خانه فرار داد و به کابل برد. در کابل بازداشت شدم و دو ماه در نظارت خانه بودم، دولت مرا به بدخشان بازگرداند و پنج ماه در بدخشان بودم ولی دوباره به کابل انتقالم دادند.

حالا هفت ماه است که در کابل هستم. قاضی در دادگاه مرا به دلیل فرار از خانه، زندانی کرد. ببینید که دولت با من چه کرده است. من جرمی نکرده ام فقط از خانه فرار کردم چون نامزدم زن داشت و آرزو داشتم که با یک پسر ازدواج کنم.