هرمنوتیک و پایان ناپذیری سلسله تأویل

Image caption سید حسین اشراق، نویسنده و پژوهشگر افغان

سید حسین اشراق، نویسنده و پژوهشگر افغان، کتابی به نام "هرمنوتیک و پایان ناپذیری سلسله تأویل" به نشر رسانده که در نوع خود اولین تحقیق نظام‌مند علمی پیرامون دانش هرمنوتیک در جامعه علمی افغانستان است که پیدایش هرمنوتیک را همراه با تحول و تکامل آن در شش فصل به بحث گرفته‌است.

در فصل اول کتاب، نویسنده به سابقه هرمنوتیک و تعاریف متفاوتی که از آن تا اکنون صورت گرفته‌است، می‌پردازد و نظریات گوناگونی را که در این زمینه مکتوب شده، در یک زنجیره تعاملی مورد بحث قرار می‌دهد.

به نظر وی سابقه هرمنوتیک را می‎توان در متون هرمنوتیسم در مصر باستان ردیابی کرد که نه تنها در آثار عرفانی و فلسفی بلکه در کسوت اندیشه و جنبش‎های اجتماعی، فرهنگی و نگرش های دینی بر سرنوشت اندیشه بشری اثر گذاشته‌است.

اما وظیفه هرمنوتیک در یک چشم‌انداز کلی، تأویل متون نوشتاری، گفتاری، پیام‌ها، نشانه‌ها، رویدادها و رمز‌گشایی به منطور فهم بهتر یک اثر دانسته می‌شود.

نویسنده با مراجعه به هومبولت، فیلسوف و زبان‌شناس آلمانی، زبان و اندیشه را دو عنصر یک پارادایم می‌داند که در تعامل مشترک، سیطره انسان را بر جغرافیای هستی قایم ساخته و دنیای انسانها را شکل می‌بخشد.

از این چشم‌انداز هرکس به اندازه ظرفیت زبان خود می‌اندیشد و بیرون از ظرفیت زبانی خود نمی‌تواند با پدیده‎های هستی در تعامل قرار بگیرد.

در فصل دوم کتاب، هرمنوتیک مدرن، جغرافیای جدید و افق‌های تازه آن مورد بحث قرار گرفته‌است.

در این فصل نویسنده با مراجعه به اندیشه‌های فردریک نیچه و نفی مطلق‌گرایی، ویتگنشتاین و بازی‌های زبانی، هایدگر و تحلیل زمان‌مند، گادامر و هرمنوتیک به مثابه نگرش‌های چند بعدی و همچنین با مراجعه به اندیشه‌های هابرماس، ژاک دریدا، پل ریکور، رولان بارت، ولفگانگ آیزر و هانس روبرت که در عرصه هرمنوتیک به اندیشه‌ورزی پرادخته‎اند، ابعاد و لایه‌های متفاوت اندیشه و نگرش هرمنوتیکی را به بحث گرفته و تصویر روشنی از فهم هرمنوتیک مدرن ارایه داده‌است.

در این فصل، نویسنده بیشتر روی اندیشه‌های گادامر تمرکز کرده که یکی از نظریه‌پردازان تأثیر‌گذار در این عرصه می‌باشد.

زمان‌مندی فهم، تاریخ‌مندی فهم، حلقه‌ای بودن فهم، ادغام افق‌ها، کاربردی بودن فهم، تکثر معنی متن، بازی بودن فهم و پایان ناپذیری تأویل، عناصر مهم یک پارادایم اند که چهارچوب نگرش و دانش هرمنوتیکی گادامر را شکل بخشیده‌اند.

فصل سوم کتاب، به هرمنوتیک پسامدرن می‌پردازد که نفی داعیه مثبت‌گرایی در مرکز آن قرار دارد و اندیشه‌های فردریک نیچه و مارتین هایدگر آغاز ورود آن را در جغرافیای دانش هرمنوتیکی نشانه‌گذاری می‌کنند.

در این فصل نویسنده با مراجعه به نظریات میشل فوکو به عنوان آغاز‌گر بحث تبار‌شناسی در بستر هرمنوتیک مدرن، این بحث را دنبال نموده و از لایه‌های متفاوت هرمنوتیک پسامدرن رمز گشایی می‌نماید.

حق نشر عکس eshraagh
Image caption این اثر بدون تردید یکی از معدود کارهای پژوهشی در افغانستان است که با رعایت قواعد مسلط بر نظام تحقیق به نشر رسیده

بحث مهمی که در این فصل به آن پرداخته شده‌، هرمنوتیک حقوقی و عدم قطعیت متن است که به نظر نویسنده یکی از ویژگی‌های برجسته هرمنوتیک حقوقی و روش‌شناسی به حساب می‌آید که برای انطباق متن حقوقی با شرایط متفاوت ناتعریف شده ارائه شده‌است.

از این چشم‌انداز وظیفه هرمنوتیک در تأویل متون حقوقی آن است که به چیزی بیشتر از متون مکتوب شده توجه کند.

در فصل چهارم کتاب به هرمنوتیک و الهیات آزاداندیش پرداخته شده که ویژگی‌های عمده آن با توجه به نیازمندی‌های دنیای معاصر مورد بحث و تعمق قرار گرفته‌است.

نویسنده معتقد است که جریان الهیات آزاداندیش، به دنبال اسطوره‌زدایی از قداست دینی و عریان‌سازی رموز کتاب مقدس در پرتو داده‌های هرمنوتیک، وارد مباحث فلسفی شده‌است.

نویسنده با استناد به اندیشه‌های متفکرین این عرصه، تاکید می کند زبان دین خصوصیات نمادین دارد و از آنجایی که نمادها معطوف به امر غایی هستند، برای درک و فهم آن باید از تجارب تأویل بهره جست و پیامهای نهفته در آن را باید با زبان معاصر رمزگشایی کرد.

در فصل پنجم، تمدن اسلامی از تأویل گرایی تا هرمنوتیک مورد بحث قرار گرفته که در واقع یکی از مباحث مهم این کتاب است. در این فصل نویسنده با مراجعه به متون کهن و داده‌های فکری متفکران جهان اسلام، به بحث پیرامون گرایش‌های هرمسی و تعلیمات معنوی تأویل‌گرا پرداخته‌است.

نویسنده از جریان معتزله به عنوان یک رخداد بسیار جدی فکری در زمینه تأویل متون دینی اسلام نام می‌برد و پرداخت‌های فکری سایر اندیشمندان نامبرده را در این زمینه، انسجام بخش جریان تأویل‌گرایی هرمنوتیکی در جغرافیای تفکر و اندیشه‌های اسلامی می داند.

در فصل ششم، در رابطه با جهان اسلام، تقارن هرمنوتیک و نواندیشی سکولار بحث و تحلیل شده‌است. نویسنده معتقد است که علیرغم دیرهنگام وارد شدن دانش هرمونیک در ادبیات اجتماعی و فلسفی جهان اسلام، این پدیده با سرعت شگفت‌انگیزی وارد نگرش فلسفی مسلط بر متون دینی و باورهای اعتقادی شده‌است.

او معتقد است که راه مباحث هرمنوتیک در جهان اسلام از اواخر قرن بیستم بدینسو گشوده شده که تا کنون آثار فراوانی نیز در این حوزه نوشته شده‌است.

مباحث مطرح شده در این فصل، عمدتا نظریات و پرداخت‌های فکری دکتور فضل‌الرحمن ملک، اندیشمند معاصر، محمد ارکون، اندیشمند الجزایری، حامد ابوزید، اندیشمند مصری، محمود شبستری، متفکر ایرانی و فرید ایساک، متفکر آفریقای جنوبی است که قرائت هرمنوتیکی را وارد ادبیات اسلامی کرده‌است.

کاستی‌ها

مباحث مطرح شده در کتاب هرچند پرداخت‌های تئوریک است اما با زبان پیچیده بیان شده‌است که فهم آن برای مخاطبانی که تسلط کامل بر موضوع نداشته باشند، دشوار می‌نماید.

علاوه بر فهم دشوار، نظریات و اندیشه‌های مطرح شده در مواردی به شکل روایت بیان شده که گاهی کمتر فهم مستقل نویسنده را از موضوع مورد بحث،به مخاطب ارائه می‌کند.

بطور مثال سیر تکامل و تحول نگرش هرمنوتیکی در جهان اسلام بحث بسیار مهمی‌ست، اما چیزی که در این میان کمبودش احساس می‌شود، پرداختن به تأثیرات عملی و بالفعل نگرش هرمنوتیکی در آموزه‌های اسلامی و تاثیر آن بر تحول و دگرگونی آموزه‌های اسلامی‌است.

نویسنده می‌توانست این بحث را با دقت بیشتری پیرامون دگردیسی‌های حاصل از ورود اندیشه‌های هرمنوتیکی در جهان اسلام به تحلیل گرفته و فرایند این دگردیسی را با نمونه‌های مشخص‌تر در اختیار مخاطب قرار دهد.

شناسنامه کتاب

نام کتاب: هرمنوتیک و پایان ناپذیری سلسله تأویل

نویسنده: سید حسین اشراق

ناشر: انتشارات سعید و موسسه مطالعات و تحقیقات نبراس، کابل، افغانستان

شمارگان: ۱۰۰۰۰