هیج نامزدی از فرهنگ نگفت؛ حالا به که رای دهم؟

نزدیک به شش هفته از آغاز مبارزات انتخاباتی می‌گذرد، در این مدت افغانها شاهد برگزاری مناظره های انتخاباتی، شعارها و برنامه های نامزدان بودند. برنامه های انتخاباتی نامزدان، چگونه بوده، چه تاثیری بر شهروندان گذاشته است و در کل حالا شهروندان نسبت به انتخابات آینده چه حسی دارند و چگونه به آن نگاه می‌کنند؟ 'من و انتخابات' سلسه یادداشت هایی است برای بازتاب حس و نظر شماری از افغانها در مورد انتخابات ۱۳۹۳

منوچهر فرادیس

نویسنده

Image caption به‌عنوان شهروند عادی کشور می‌توانم به یکی از نامزدان رای دهم، اما به عنوان یک فرهنگی، نمی‌توانم رای‌ام را به صندوق هیج یک از نامزدان بریزم

دغدغۀ مردم این روزها انتخابات و امضای پیمان امنیتی میان کابل - واشنگتن است.

شکی وجود ندارد که انتخابات روندی است دموکراتیک و برای کشور‌هایی مثل کشور ما، روندی است که برای مدنی شدن مردم بسیار مثبت است و باید در انتخابات اشتراک کرد.

مثل بقیۀ شهروندان کشورم، نگرانی‌ها و خوش‌بینی‌هایی درباره آینده آن دارم، اما صادقانه بگویم که در این انتخابات به عنوان یک فرهنگی و کسی‌که کارش و دغدغۀ ذهنی‌اش مسایل فرهنگی است، نگاه مثبت به نامزدان این دور انتخابات ریاست جمهوری ندارم.

تا حالا هیچ‌یک از نامزدان ریاست جمهوری برنامه فرهنگی‌شان را در مناظره‌ها و پیکارهای انتخاباتی‌ بیان نکرده‌اند. انتظاری ندارم از این پس نیز بیان کنند، چون اگر برنامه ای در این زمینه داشتند، تاحالا حرفش زده شده بود.

درباره اقتصاد، سیاست خارجی، معادن و بقیه پدیده‌ها، نامزدان به‌صورت کلی یا با تفصیل حرف‌هایی داشته‌اند؛ اما درباره مسایل فرهنگی و این‌که مسایل فرهنگی در کجای دولت‌شان قرار خواهد داشت، هیچ‌یک از نامزدان ریاست جمهوری حرفی نزده‌اند. برای من بعنوان یک نویسنده، این سکوت یک نگرانی جدی است.

به‌عنوان شهروند عادی کشور می‌توانم به یکی از نامزدان رای دهم، اما به عنوان یک فرهنگی، نمی‌توانم رای‌ام را به صندوق هیج یک از نامزدان بریزم.

از نگاه سیاست‌گذاری‌ها درباره مسایل اقتصادی، مبارزه با فساد اداری، تامین امنیت، سهم دادن به زنان در کابینۀ آینده در برنامۀ انتخاباتی نامزدان تفاوت‌هایی را دیده می‌توانیم؛ اما در بخش فرهنگی، توسعۀ پدیده‌های فرهنگی، کمک به حوزه چاپ و نشر، سینما و تاتر، حمایت از مؤلفان و آفرینش‌گران هنری، اصلا تفاوتی را میان هیچ‌یک از نامزدان این دور انتخابات ریاست جمهوری نمی‌بینم. همه این عرصه را نادیده گرفته اند.

هیچ نامزدی درباره توسعه فرهنگی، ساختن‌ نهادهای حامی هنرمندان، اصلاح نظام آموزشی، اصلاح نظام تحصیلات عالی، نه حرفی زنده‌اند و نه برنامه‌ای دارند. اگر با دقت بیشتر به این مساله نگاه کنیم، سکوت نامزدان در این زمینه یک فاجعه است.

در نظام آموزش و پرورش ما (وزارت معارف) اصلاحتی آمده که قابل ستایش است، اما اصلا کافی نیست و می‌توان گفت که هنوز در اول راه هستیم. نظام تحصیلات عالی ما اصلا اصلاح نشده و اغلب برنامه‌های آن مربوط به چند دهه پیش است.

همۀ ما می‌دانیم که نامزدان شعارهای دهن‌پُرکنی می‌دهند که به آن باور ندارند؛ اما سوگ‌مندانه باید گفت که در مسایل آموزش و پرورش، در مسایل فرهنگی، در مسایل توسعۀ علمی دانشگاه‌های دولتی، حتی در حد شعار هم شاهد حرفی از نامزدان نیستیم. تنها چیزی‌را که در این انتخابات می‌بینیم که با انتخابات‌های پیشین فرق دارد، شاهد حضور چند جوان تحصیل کرده و آگاه، در بعضی از ستادهای انتخاباتی هستیم.

حقیقتش من نگران پیمان امنیتی و امضا شدن و نشدن آن نیستم، نگران انتخابات نیستم که برگزار می‌شود یا نمی‌شود، چون معلوم است که در نهایت پیمان امضا می‌شود، رییس جمهور فعلی راهی جز برگزاری انتخابات ندارد، اما من جدا نگران فردای کشورم هستم.

کشوری‌که این دور انتخاباتش، میان نامزدان خوب و بد نیست. در واقع انتخابات میان نامزدان بد و بدتر است. نامزدانی که احساس نمی‌شود اینان برای سازنده‌گی و توسعه کشور برنامه‌ای داشته باشند، نامزدانی‌که توانایی مدیریت کشوری را داشته باشند.

در کنار این مسئله، من نگران مسایل فرهنگی و زبانی در کشورم هستم. اغلب این نامزدان زبان انگلیسی را بر زبان‌های رایج در کشور، ترجیح می‌دهند. اغلب این نامزدان وابسته‌گی و علاقه‌ای به گذشته فرهنگی کشور ندارند. سوگ‌مندانه باید گفت هر یک از این نامزدان که پیروز شوند، شاهد تداوم نظام کنونی در زمینه مسایل فرهنگی خواهیم بود. نظامی که فرهنگ را کاملا فراموش کرده و آن را به حاشیه رانده است.

اما قابل پیش‌بینی است که هیچ‌یک از نامزدان این دور ریاست جمهوری، صبر و حوصله رییس جمهور فعلی را در زمینه آزادی بیان، که فعلا لااقل در محدوده شهر کابل وجود دارد، ندارند.

درباره آینده آزادی‌ چاپ و نشر در کشور، نه تنها که خوش‌بین نیستم، احساس نگرانی هم می‌کنم. فکر نمی‌کنم همین آزادی بیان و آزادی چاپ و نشر کتاب که حالا وجود دارد، با کسی‌که بعد از رییس جمهور فعلی سرکار می‌آید، محفوظ بماند و کسی سد راهش نشود. نگرانی‌های من این‌ مسایل اند.

به‌عنوان یک فرهنگی، بعنوان یک نویسنده و بعنوان یک ناشر، گاهی آرزو می‌کنم کاشکی رئیس جمهوری آینده به مسایل فرهنگی توجه می‌کرد، نامزدان که از مسایل فرهنگی حرفی نزدند، حالا چه می‌شود من بعنوان یک فرهنگی، به این نامزدان پیشنهاد کنم که اگر پیروز انتخابات شدند به این مسایل توجه کنند.

شاید آنها خواندند، شاید یادداشت کردند و شاید شعار گونه هم که شده در انتخابات بعدی و بعدی و بعدی، مسایل فرهنگی نیز در برنامه های نامزدان گنجانیده شد:

۱.سپردن وزارت اطلاعات و فرهنگ و تمامی ریاست‌های آن به افرادی که کارشان و شغل‌شان مسایل فرهنگی است.

۲. تخصیص بودجۀ قابل توجه به وزارت اطلاعات و فرهنگ.

۳. ایجاد یک جایزۀ بزرگ ملی کتاب، و اهدای جوایز نقدی بزرگ به مؤلفان برجسته و پژوهش‌گران.

۴. حمایت از ناشران کشور با خریدن هر سالۀ کتاب از آنان و پخش این کتاب‌ها به کتاب‌خانه‌های عامه و دانشگاه‌های کشور.

۵. به‌وجود آوردن یک مطبعه بزرگ دولتی برای دادن یارانه/ سوبسید در چاپ کتاب به ناشران کشور تا مجبور نباشند کتاب‌شان را در خارج از کشور به چاپ برسانند.

۶. برداشتن مالیات از ناشران و کسانی که کتاب به کشور وارد می‌کنند.

من فکر می‌کنم با در نظر گرفتن این پیشنهادات، رییس جمهور آینده می‌تواند نقش مثبتی در توسعۀ فرهنگ کشور داشته باشد.

اما با تاسف شک دارم که برای نامزدان فعلی ریاست جمهوری کشور، این مسایل به قول وزیر اسبق فرهنگ، "قصه مفت" نباشد.

همین است که مانده ام که من، "من فرهنگی" به کدام یک از نامزدان رای دهم؟ با چه توجیهی؟