نوروز و حکایت 'مزار' و 'بهار' در افغانستان

Image caption مراسم با شکوه نوروز در افغانستان هر سال در شهر مزار شریف برگزار می‌شود

نوروز در افغانستان رنگ و بوی دیگری دارد. یکی از جلوه های متفاوت این سنت تاریخی، برگزاری جشن پرشکوهی در بلخ باستان است؛ جایی که عده ای می گویند پیکر علی فرزند ابی طالب در آنجا خوابیده است. استان بلخ را از همین جهت "مزار شریف" نامیده‌اند.

پرسشی که مطرح می‌شود این است که چرا در افغانستان این مناسبت را در بلخ و آن هم در کنار مرقدی که ادعا می‌شود مربوط به امام اول شیعیان و خلیفۀ چهارم اهل سنت بوده است، برگزار می‌نمایند؟

پیشینۀ برگزاری نوروز در بلخ از مرز تاریخ تا ژرفای اسطوره امتداد یافته است تا جایی که فردوسی، بیرونی، طبری و دیگران این مراسم را به جمشید، پادشاه پیشدادی نسبت داده‌اند که از آن زمان تا امروز پیوسته تجلیل شده است.

جوامع بشری دارای سنت‌های سخت جانی اند؛ سنت‌هایی که در مسیر تاریخ چهره بدل کرده و در قالب‌های نوی باز سازی می‌شوند که می‌شود آن را «تناسخ فرهنگی» نامید.

با آنکه نوروز با هیچ آیینی پیوند ندارد ولی گاهی با اعتراض مفتیان حاشیه نویس فقه اسلامی روبر شده است. گروهی از دینمداران بخاطر آنکه توانسته باشند گرایش نوروزستیزانۀ دینی را بی اثر سازند، کوشیده‌اند این سنت را با ارزش‌های دینی پیوند داده و یا به عبارت دیگر آن را مسلمان سازند.

آنها توانسته‌اند با بخشیدن رنگ و بوی مذهبی به نوروز، بقا و استمرار این سنت کهن را در جوامع دینی بیمه کنند.

تاریخ نویسان را باور بر این بوده که یکی از بزرگترین عبادتگاه‌های باستانی آیین بودا در شهر کنونی مزار شریف موقعیت داشته‌است که آن را "نواویهارا" می نامیدند.

زائر مشهور چینی "هیوان تسنگ" که در نیمۀ اول قرن هفتم میلادی به بلخ آمده بود، از وجود این معبد و موی، جاروب و لوازم شخصی بودا در قلمرو افغانستان کنونی خبر داده است.

برگزاری نوروز در شهر مزار بهانه‌ای بوده برای پاسداری از یک سنت کهنسال در یکی از گهواره های نخستین آن. در نوروز پرچمی را در کنار مزار علی بن ابی طالب بر افراشته و آن را «جَنده سخی» می‌نامند. بر افراشتن آن پرچم در آن روز بیشتر از آنکه پیوندی به علی داشته باشد، نشانی از پرچم کاویانی است.

Image caption مهمترین رازی که بقای نوروز را تا امروز تضمین کرده طبیعت زیبای حوزۀ بلخ بوده‌است

طوری که ادیب افغانستان، صلاح الدین سلجوقی باور داشت، شهر بلخ در فراز و فرود تاریخ خویش ادیان مختلفی را تجربه کرده است. زردشتیان، بودائیان و مسلمانان هر کدام به نوبۀ خویش آمده و عبادتگاه‌ها و مراکز مذهبی بزرگی را در آنجا ایجاد کردند؛ عبادتگاه هایی که شعاع جاذبۀ شان تا هند و چین و عراق امتداد یافته بود. جشن نوروز در بلخ بازتاب دهندۀ ارزش‌های سمبولیک این ادیان است.

مهمترین رازی که بقای نوروز را تا امروز تضمین کرده، طبیعت زیبای حوزۀ بلخ بوده است. طبیعت هم از این مناسبت فرهنگی تجلیل کرده و همزمان با فرا رسیدن فروردین، دشت و وادی بلخ را لاله و شقایق مزین و فضای آن را معطر می‌سازد؛ تا جایی که جشن نوروز را "میلۀ گل سرخ" نیز نامیده اند. هم "میله" و هم "جنده" واژه‌هایی هندی اند که بیانگر تأثیر فرهنگ آن تمدن بر این سنت بوده است. در نوروزِ بلخ باستان، تاریخ، جغرافیا، آیین زردشت، سنت بودا، مفاهیم اسلام، اسطوره، انسان، طبیعت و فرهنگ‌های گوناگون منطقه آشتی کرده و بهم می آمیزند.

اینکه چرا مردم در این روز به "مزار" و یا مزار ها می‌روند، گذشته از "مزار" به "زائر" هم تعلق می‌گیرد. مردم عادت دارند در آغاز هر سالی آمال و آرزوهای شان را در جایی که برایشان ارزش معنوی داشته است، تحکیم بخشیده و برای ایجاد تحولی در خویش تعهد کنند. این تحول از همان زمان و در همان مکانی آغاز می‌شود که ریشه در تاریخ، فرهنگ و اعتقاد شان دارد. اگر چنین مکان مقدسی هم وجود نداشت سمبولی برایش می آفرینند تا این نقش را بازی کند.

یکی از سنت‌های نوروزی در افغانستان، رفتن به گورستان‌ها است. چون جای خالی مردگان در مناسبت‌های خوشی بیشتر احساس می شود. زردشتی‌ها روز نوروز را نوروز مردگان گویند که به باور آنها فروهر ها "ارواح مردگان" سالی یکبار در طلیعۀ فروردین "ماه فروهرها" به زمین بر می‌گردند.

پیوند میان گورستان و نوروز در قدم نخست ریشه‌ای زردشتی داشته‌است. اما نوروز خود به هیچ دینی رابطه نداشته و شواهد محسوس تاریخی گواهی می‌دهند که تمدنهای خاورمیانه قرنها پیش از زردشت این روز را تجلیل می کردند. این از یکسو و از سوی دیگر تصوف رایج که ریشه‌های ژرفی در تاریخ افغانستان دارد، اهمیت بزرگی به نقش مردگان در زندگی مردم قایل است.

برگزاری نوروز در زیارتگاه‌ها، ویژۀ بلخیان نیست، بلکه کابلیان نیز سال نو خود را در جاهایی که زیارتهای مشهوری در آن موقعیت دارد تجلیل می‌کنند. کارتۀ سخی، شاه شهید، شهدای صالحین و بی بی مهرو از مراکز تجلیل نوروز در کابل به شمار می‌روند. مردم عادت کرده‌اند تا این جشن را در کنار "مزار" یکی از شخصیت‌های بزرگ دینی جشن بگیرند و اگر مزاری هم نیافتند آن را بیافرینند.

Image caption کارتۀ سخی، شاه شهید، شهدای صالحین و بی بی مهرو از مراکز تجلیل نوروز در کابل به شمار می‌روند

جشن نوروز در قلمرو کنونی افغانستان از قرنها بدینسو رنگ و بوی اسلامی داشته تا آنکه طالبان آمدند. آنها نه تنها همه مظاهر نوروزی بلکه سالنمای شمسی را نیز حرام و غیر قانونی اعلام کردند. طالبان تندیس بامیان را نیز در آستانۀ نوروز انفجار دادند. در همین برهۀ تاریخ افغانستان بود که تعادل میان سالنمای شمسی و قمری بر هم خورد و جنگ آفتاب و مهتاب آغاز شد. افتادن سایۀ یکی بر دیگر انسجام فرهنگی و اجتماعی را بر هم زد و آسمان جامعه را "خسوف" و "کسوف" فرا گرفت که آثار زیانبار آن تا هنوز باقی است.