نمی‌توان از انتخابات افغانستان انتظار معجزه داشت

مبارزات انتخاباتی در افغانستان کم‌کم به آخرین روزهای خود نزدیک می‌شود. در مدتی که از آغاز این مبارزات می‌گذرد، افغان‌ها شاهد برگزاری مناظره‌ها، شعارها و برنامه‌های نامزدان بودند. برنامه‌های انتخاباتی نامزدان چگونه بوده، چه تاثیری بر شهروندان گذاشته است و در کل حالا شهروندان نسبت به انتخابات آینده چه حسی دارند و چگونه به آن نگاه می‌کنند؟ 'من و انتخابات' سلسه یادداشت‌هایی است برای بازتاب حس و نظر شماری از افغان‌ها در مورد انتخابات ۱۳۹۳

نعمت الله اندر

عضو اکادمی علوم افغانستان

Image caption قانون ستیزی و قانون گریزی اکنون جزء فرهنک شده و علاوه بر آن عقب گرایی و عقب ماندگی فرهنگی نیز به یک عادت در جوامع عقب مانده تبدیل شده است. باتوجه به این نمی‌توان از انتخابات افغانستان انتظار معجره را داشت.

انتخابات واژه دلپذیر و گوش نواز است. انتخاب از انتصاب بهتر است، زیرا در انتخاب نظریات عموم انعکاس می‌یابد. انتخاب در نهایت کاریست بجا و در نهایت عملی است، به نفع مردم و جامعه بشری. اما این روند مشکلات زیادی نیز دارد. بطور مثال در کشورهای رو به توسعه و عقب مانده اغلب موضوعات و مسایل سنتی و بومی حکم فرماست که در تقابل با انتخابات و این روند خود یکی از چالشها است.

در این کشورها انگیزه سیاسی واحد موجود نیست. کسانیکه خود را به عنوان پیشگامان مطرح می‎کنند از حیله، نیرنگ، احساسات مردم، زر و زُور استفاده برده و جایگاه دلخواه خود را بدست می‌آورد.

ارگ نشینان و حکمرانان افغانستان به ندرت حاضر شده تا قدرت را به دیگران به طور صلح آمیز تسلیم نمایند. اگر این کار هم احیانا انجام داده در عقب آن زُور پنهان داخلی و یا خارجی مشاهده شده و تاریخ افغانستان نشان می‌دهد که به جزء محمد ظاهر شاه کمتر زمامداری از ارگ(کاخ) ریاست جمهوری جان سالم برده‌اند.

انتخابات ریاست جمهوری افغانستان و تیم‌های انتخاباتی که در این انتخابات دور یک محور جمع شده گواه این است که این تیم‌ها غیر متجانس بوده، هر گروه و جریان برای بدست آوردن لقمه چرب و چوکی(صندلی) تلاش می‌کنند و بیشتر به فکر منافع شخصی است تا رفاه عمومی مردم کشور.

در ۱۲ سال گذشته نیز دموکراسی قلابی و نمایشی بوده‌است.

آنانیکه امروز از ایجاد دموکراسی، عدالت، حاکمیت قانون، شایسته سالاری، حقوق بشر و سایر واژه‌های دلکش حرف می‌زنند در گذشته نیز به نحوی شریک نظام کنونی بوده و در دستاوردهای نظام فعلی شریک هستند.

گفته‌های کنونی این افراد نشان دهنده این است که وحدت و مشارکت ملی که تاکنون آنان از او حرف زده نمایشی بوده است. یا اینکه تمام آنچه بیان شده در راستایی منافع چند گروه و خانوادهای خاص بوده است.

شعار عدالت انتقالی در ۱۲ سال گذشته مسکوت ماند و خیلی از زمامداران نیز ملت را با وعده های چرب و نرم و با شعار دموکراسی فریب داد ولی تغییر در وضعیت زندگی مردم ایجاد نشد و تنها عده ای که در قدرت بودند از آن سود بردند.

قانون ستیزی و قانون گریزی اکنون جزء فرهنک شده و علاوه بر آن عقب گرایی و عقب ماندگی فرهنگی نیز به یک عادت در جوامع عقب مانده تبدیل شده است. باتوجه به این نمی‌توان از انتخابات افغانستان انتظار معجره را داشت. ولی ترسم از این است که این انتخابات به نفع کسانی باشد که در ۱۲ سال گذشته نیز به تاراج دارایی مشغول بودند و باز هم زمینه برای تحقق اهداف آنان فراهم شود.

دین اسلام نیز انتخاب را به عنوان حق قانونی بشر پذیرفته و برای مسلمانان هدایت داده که در انتخاب امیر و حاکم شایسه سالاری را در نظر گیرد. در جوامع غربی نیز اصل شایسته سالاری مهم دانسته شده اگرچه در آنجا هم زر و زُور تاحدی نقش داشته است. مثال‌های زیادی را از کاستی‌های انتخابات در غرب هم داشته‌ایم. ولی در کشورهای عقب مانده این کاستی‌ها به عنوان یک خصلت و اصل تبدیل شده است.

در کشورهای عقب مانده مثل افغانستان، مسایل از قبیل سمت، قبیله، قوم، مذهب، اندیشه فکری، منفعت مادی، خود کامگی و سایر موارد منفی به عنوان یک امتیاز در نظر گرفته می‌شود. با استعمال واژه‌های عوام فریبانه مردم را به پای صندوق های رای دهی می‌آورند و بعد از رای گیری توذه جامعه که رای داده اند، به فراموش تبدیل می‌شوند.

بعد از انتخابات کسانی که از صندق رای بیرون می‌آیند، فقط و فقط در جستجوی منافع مادی، زر اندوزی و تصاحب کرسی‌های با نفوذ دولت بر می‌آیند و تمام آنچه را شعار داده بودند، به فراموشی می سپارند.

مطالب مرتبط