چرا گوش و بینی ملای افغان بریده شد؟

Image caption این حادثه در ولایت شمالی بغلان اتفاق افتاده است

بر اساس گزارش ها، والدین یک دختر در ولایت بغلان در شمال افغانستان گوش ها و بینی ملایی را که درصدد تجاوز به دختر آن خانواده بوده، بریدند.

این ملا متهم شده که با اغفال دختر یکی از خویشاوندان خود، می خواسته به او تجاوز کند.

عکس‌های این ملا با گوش و بینی بریده شده و صورت خون آلود بصورت گسترده در شبکه های اجتماعی پخش شد. بازتاب این رویداد در شبکه های اجتماعی - به ویژه فیس بوک- واکنش های متنوعی در میان شهروندان افغان داشت. عده‌ای به ستایش از افراد خانواده دختر پرداختند و اقدام آنان در بریدن گوش و بینی ملا را "شجاعانه" خوانده و برای عبرت دیگران لازم دیدند. عده ای دیگر این کار خانواده دختر را مغایر قانون توصیف کردند و استدلال کردند که افراد نباید اراده شخصی خود را به جای قانون بنشانند.

پس از پخش گسترده عکس‌های ملای متهم به تجاوز، ویدیویی از مردی پخش شد که می گفت عامل این خشونت بوده است. در این ویدیو، مردی که به عنوان پدر دختر معرفی می شود، ماجرای بریدن گوش و بینی ملا را شرح می دهد. او می گوید که به این خاطر به این کار دست زده که اگر به مراجع قانونی شکایت می کرد، مسئولان تنها به زندانی کردن متهم اکتفا می کردند. اما او کاری کرده است که ملا برای یک عمر رنج بکشد و مایه عبرت دیگران باشد.

مجازات تجاوز در سنت افغانی

اتهام تجاوز جنسی از اتهاماتی است که در همه جای دنیا واکنش های آمیخته به نفرت و بیزاری را بر می انگیزد.

اما این اتهام در بافت سنتی جامعه و فرهنگ افغانستان از حد زیر پا گذاشتن حق و امنیت فرد قربانی فراتر می رود و با دلالت ها و معناهای دیگری همراه می شود. در این بافت سنتی، تجاوز بر یک زن تجاوز بر حیثیت و عزت تمام افراد خانواده و گاه تجاوز بر عزت و حرمت طایفه و قوم آن فرد محسوب می شود و ای بسا که در طرف مقابل نیز خانواده و وابستگان و خویشاوندان فرد متجاوز به عنوان "جانب دشمن" پنداشته شوند.

از همین رو، این تصور در میان اکثر مردم افغانستان شایع است که مورد تجاوز قرار گرفتن یک فرد خانواده به معنای "رسوایی" کل خانواده است. در بعضی موارد، خود فردی که قربانی تجاوز جنسی شده مایه رسوایی خانواده تلقی می شود و به همین خاطر مورد آزار و اهانت قرار می گیرد و در مواردی به قتل می رسد. این نگرش به مساله تجاوز جنسی سبب شده که بسیاری از مردم از مجازات بسیار شدید برای تجاوزگران جنسی حمایت کنند.

حال، سوال این است که سقف این مجازات کجاست؟ برای پاسخ دادن به این سوال می توان به دو منبع مراجعه کرد: یکی عرف شایع در میان مردم و دیگری قوانین مکتوب و رسمی افغانستان در این زمینه.

از آنچه در سنت مجازات عرفی افغانستان جاری است نمی توان به پاسخی مشخص و واحد رسید. نوع و درجه واکنش افراد در برابر تجاوز جنسی بسیار متنوع است.

آنچه روشن است این است که اکثر مردم چنانچه امکان و مجال اش را داشته باشند غالبا شدیدترین مجازات را در برابر فرد تجاوزگر اعمال می کنند و گاه دامنه واکنش خود را به خانواده و نزدیکان او نیز گسترش می دهند.

مجازات تجاوز در قانون افغانستان

این روند، در بیشتر موارد با قوانین جزایی افغانستان هماهنگ نیست. علت اش هم این است که در قوانین افغانستان مجازات فرد متجاوز ( بسته به جزئیات تجاوز) معمولا حبس درازمدت است. حتی در " قانون منع خشونت علیه زنان" که در سال ۱۳۸۸ خورشیدی با فرمان تقنینی رئیس جمهور افغانستان نافذ شد و از بسیاری جهات سختگیرانه ترین قانون موجود برای مقابله با خشونت علیه زنان افغان شمرده می شود، مجازاتی که برای فرد متجاوز پیش بینی شده " حداکثر حبس دوام" است.

در ماده هفدهم این قانون چنین آمده: "(۱) شخصی که مرتکب تجاوز جنسی بر زن بالغ گردد، با نظر داشت حکم مندرج ماده (۴۲۶) قانون جزاء به حبس دوام و در صورت فوت مجنی علیها به اعدام محکوم می گردد.

(۲) شخصی که مرتکب تجاوز جنسی بر زن نا بالغ گردد، با در نظر داشت حکم مندرج (۴۲۶)قانون جزاء به حد اکثر حبس دوام و در صورت فوت مجنی علیها به اعدام محکوم می گردد".

اکنون، به نظر می رسد که این مقدار جزا (آن هم پس از طی شدن مراحل قانونی اثبات جرم) در نگاه بسیاری از مردم افغانستان بسیار ناچیز می نماید و نمی تواند آسیب عمیق حیثیتی را که تجاوز جنسی به یک خانواده می زند، تلافی کند.

از سویی دیگر، حبس دراز مدت در کشوری که در قریب به نیم قرن اخیر گرفتار آشوب ها و بی ثباتی های بسیار بوده است گزینه اطمینان بخشی نیست. در این دوره، بسیار بوده اند کسانی که به مدد تغییر رژیم سیاسی و تبعات آن پیش از پایان یافتن دوره محکومیت خود از زندان آزاد شده اند.

بی اعتمادی به قوه قضایی؟

عامل دیگری که سبب می شود عده‌ای قانون را دور بزنند و شخصا وارد عمل شوند، بی اعتمادی گسترده است که در برابر سیستم قضایی افغانستان وجود دارد.

کسانی که معتقد نیستند سیستم قضایی افغانستان عدالت را تامین می تواند، خود را در موقعیتی می یابند که ناگزیر باید خود دست به کار شوند. در ماده چهل و دوم "قانون منع خشونت علیه زنان" آمده است: " مجازات محکومین جرایم خشونت تعلیق، عفو یا تخفیف شده نمی تواند".

ترس از این که سیستم قضایی درست کار نکند و کسی که به جرم تجاوز جنسی زندانی شده بتواند از امکان تعلیق، عفو یا تخفیف مجازات برخوردار شود، سبب می شود که بسیاری راه پرهزینه اما مطمئن تر تلافی جویی شخصی در برابر تجاوزگر را در پیش گیرند.

از روی واکنش هایی که شهروندان افغان در شبکه های اجتماعی در برابر رویداد مورد بحث نشان دادند می توان گفت که وقتی که پای مسایلی چون تجاوز جنسی در میان می آید حتا بخشی از جوانان و تحصیل کرده گان افغان نیز تمایل و اعتماد خود نسبت به روش های سنتی و فراقانونی مجازات را ابراز می کنند.

این وضع می تواند از یک سو ناشی از رسوخ و تسلط بی رقیب ِ فرهنگ سنتی افغانستان حتی در ذهن نسل جوان افغان باشد و از سویی دیگر ریشه در ناامیدی آنان از کارکرد صحیح نظام قضایی کشور داشته باشد.