از عشق و طالبان و جنگ در فصل افغانستان

فصل نمایش فیلم‌هایی درباره افغانستان از برنامه آپارات، در فرصتی دوماهه هم‌زمان با دوران برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ، فرصتی فراهم آورد برای ارائه تصویری از افغانستان در دو دهه گذشته.

تصویری از دوران طالبان، جنگ، عشق، مواد مخدر، وضعیت زنان، پناهندگان و تصویری از بهار که در سرزمینی که به تدریج در حال تجربه کردن اندکی آرامش است.

جایی که قلب می‌تپد

Image caption خزر فاطمی در این فیلم سراغ ریشه‌های خودش در افغانستان می‌گردد.

این فصل با فیلمی درباره بازگشت به افغانستان آغاز شد. به جایی که قلب یک دختر کرد ایرانی در آنجا می‌تپد.

جایی که دل من می‌تپد، حکایت سفر کارگردان این فیلم به افغانستان است. او در این سفر به سراغ خانه قدیمی و مدرسه و دوستان قدیمی‌اش می‌رود و در طول این سفر با اتفاقاتی روبرو می‌شود.

معمولا تصویری که در اغلب رسانه‌ها از افغانستان ارائه می‌شود، تصویر کشوری جنگ‌زده است که در آن هنوز خشونت و تعصب‌های سنتی قومی و مذهبی و به شدت حاکم است و معمولا تصویر زندگی، رفاقت‌ها و لبخند‌ها به چشم نمی‌آید یا کم‌رنگ هستند.

دلیل آن هم این است که گفته می‌شود به خاطر مشکلات ناشی از جنگ و نبود امنیت هنوز هم که هنوز است، برخی افغان‌ها از سرزمین‌شان به کشورهای دیگر پناه می‌برند و یا تمایلی به بازگشت به افغانستان نشان نمی‌دهند.

ولی همیشه هم اوضاع این کشور به این شکل نبوده است.

افغانستان کشوری است که روزگاری مقصد پناهنده‌ها بوده و از جاهایی مثل ایران عده‌ای هم بودند که به افغانستان پناه بردند و در آنجا زندگی کردند.

شماری از ایرانی‌ها در اواخر دهه هشتاد میلادی و بعد از شدت گرفتن بگیر و ببند گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی در ایران، مجبور به خروج از ایران شدند و به افغانستان پناهنده شدند.

خزر فاطمی در این فیلم سراغ ریشه‌های خودش در افغانستان می‌گردد.

این فیلم، سفری است که گاهی شاعرانه می‌شود، گاهی لحن گزارشی می‌گیرد و گاهی پر از حس نوستالژی می‌شود.

فیلم دو لایه دارد؛ در لایه اولش، یک قصه شخصی در جست‎وجوی ریشه‌ها و یک دوست قدیمی و در لایه دیگرش تصویری از افغانستان امروز و مردم این کشور را روایت می‌کند.

خزر فاطمی، سازنده این فیلم، نسل دوم یکی از خانواده‌های کرد ایرانی است که در تبریز به دنیا آمده است، در افغانستان بزرگ شده و حالا در سوئد، خبرنگار و گوینده تلویزیون است.

خانم فاطمی در زمینه‌های روزنامه‌نگاری و رقص تحصیل کرده است و فیلم 'جایی که قلب می تپد' اولین تجربه مستند سازی اوست.

وقتی بهار به افغانستان می‌آید

حق نشر عکس aparatnorouz
Image caption این فیلم یک شخصیت محوری دارد که از طریق او و خانواده‌اش، بیننده با آداب و رسوم مردم نواحی مختلف افغانستان در آستانه نوروز آشنا می‌شود.

هم‌زمان با ایام نوروز، آپارات به خانه‌های مردم افغانستان رفت؛ با فیلمی که عطر و بوی بهار داشت.

'وقتی بهار می آید' ساخته رحمان عالمی گزارشی از تدارکات ایام عید در افغانستان است که فیلم‌سازش تلاش کرده آن را به سطح یک مستند قابل قبول و ارزشمند و تصویری از زمانه خودش تبدیل کند.

این فیلم یک شخصیت محوری دارد که از طریق او و خانواده‌اش، بیننده با آداب و رسوم مردم نواحی مختلف افغانستان در آستانه نوروز آشنا می‌شود.

رحمان عالمی مستندساز، دارای لیسانس در رشته علوم و معارف دینی و فارغ التحصیل رشته سینما با گرایش کارگردانی مستند از مرکز اسلامی آموزش فیلم‌سازی باغ فردوس در تهران است.

او تحصیلاتش را در رشته رسانه و با گرایش ویراستاری درکشور فنلاند تا سطح فوق لیسانس تکمیل نمود و تا کنون بیش از ۱۵ فیلم مستند کوتاه و بلند ساخته است که تعدادی از فیلم‌هایش در تلویزیون ملی فنلاند و ایران و فیستوال‌های بین المللی فیلم به نمایش درآمده و جوایزی نیز نصیب کارگردانش کرده است.

از مهم‌ترین فیلم‌هایش می‌توان به فیلم 'مادر وطن' از مجموعه فیلم‌های 'روایت هجر' (۱۹۹۹)، 'تجارت استخوان' ( ۲۰۰۲)، بچه‌ها ساکت (۲۰۰۲)، بودا (۲۰۰۳)، باید فروخت (۲۰۰۷) و بازگشت به افغانستان( ۲۰۰۸) اشاره کرد.

زنی با رویای ریاست جمهوری

حق نشر عکس aparatfiveafternoon
Image caption این فیلم داستانی خطی و ساختاری مستندگونه دارد و سومین ساخته سازنده‌اش در مقام کارگردان است

انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، فرصت مناسبی بود برای دیدن فیلم درخشان 'پنج عصر' ساخته سمیرا مخملباف .

'پنج عصر' فیلمی درباره رویاهای زن افغان و مشکلات و مصائب‌اش در یک جامعه به شدت مرد‌سالار و سنتی و جنگ زده است.

دختر جوانی می‌کوشد پس از فروپاشی طالبان در افغانستان از آزادی به دست آمده در دوران جدید، بــرای رشد اجتماعی خود به عنوان یک زن، عالی‌ترین بهره را ببرد.

او که به دور از چشم پدرش در مدرسه ثبت نام کرده، می‌خواهد رئیس جمهور آینده افغانستان شود.

این فیلم داستانی خطی و ساختاری مستندگونه دارد و سومین ساخته سازنده‌اش در مقام کارگردان و اولین فیلم سینمایی ساخته شده در افغانستان پس از دوره طالبان است که در سال ۲۰۰۳ در بخش مسابقه اصلی کن حضور یافت و برای دومین بار کارگردانش را موفق به دریافت جایزه ویژه هیات داوران جشنواره کن کرد.

سمیرا مخملباف، کارگردان جوان ایرانی متولد ۲۶ بهمن ۱۳۵۸ در تهران است.

وی در سن ۱۷ سالگی فیلم سینمایی 'سیب' را ساخت و به عنوان جوان‏‌ترین کارگردان جهان در بخش رسمی فستیوال کن (۱۹۹۸) حضور یافت.

در سال ۱۹۹۹، سمیرا دومین فیلم سینمایی خود را به نام 'تخته ‏سیاه' ساخت و در سال ۲۰۰۰ وقتی که وی ۲۰ ساله بود در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن حضور یافت و جایزه ویژه هیات داوران را از آن خود ساخت.

روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۴ او را به عنوان یکی از ۴۰ کارگردان برتر جهان معرفی کرد.

از عشق و حاملگی

حق نشر عکس aparatwajma
Image caption 'وژمه، غزلنامه عشق افغانی' تصویری از یک رابطه خارج از ازدواج در یک جامعه سنتی و محدود است.

از خشونت از علیه زنان در ایران و افغانستان زیاد گفته شده ولی وقتی پای عشق و عاشقی دوران جوانی به میان می‌آید موضوع ابعاد دیگری به خود می گیرد.

'وژمه، غزلنامه عشق افغانی' یک درام عاشقانه درباره عشق و دوران عاشقی پسران و دختران جوان است.

این فیلم به سراغ یکی از تابوها و موضوعات ممنوعه در افغانستان می رود. قصه‌ای که البته برای ایرانی‌ها هم بسیار آشناست.

این فیلم هم تصویر دیگری از جامعه امروزی افغانستان را به دست داد.

وژمه دختر جوان کابلی است که با مصطفی یکی از اقوام دور آشنا می‌شود و به او دل می‌بازد. مصطفی در یک رستوران کار می‌کند.

وژمه در دانشگاه در رشته حقوق قبول می‌شود و رابطه‌اش با مصطفی نزدیک‌تر می‌شود.

وژمه متوجه می‌شود که از مصطفی حامله است اما مصطفی نمی‌پذیرد که حاملگی نتیجه نزدیکی آن دو است و به وژمه شک می‌کند.

پدر وژمه که دور از خانه از راه خنثی‌سازی مین امرار معاش می‌کند مطلع می‌شود و به خانه برمی‌گردد. وژمه که مصطفی او را ترک گفته ،روزگار سختی را به تنهایی از سر می‌گذراند.

'وژمه، غزلنامه عشق افغانی' تصویری از یک رابطه خارج از ازدواج در یک جامعه سنتی و محدود است.

نمونه‌های مشابه موضوع این فیلم را در ایران هم زیاد می‌توان یافت.

فیلم قصه ساده و گیرایی دارد و بازی بازیگرانش دلنشنین است.

فیلم‌ساز در این فیلم با تکیه بر تجربه‌اش در مستند‌سازی تلاش کرده بود که لحنی مستند را در فیلم به کار بگیرد و تا حدود زیادی هم موفق شده باور مخاطب‌اش را به دست آورد.

نمایش این فیلم در آپارات با واکنش های بسیار متفاوت مخاطبان روبه رو شد. بسیاری آن را تحسین کردند و گروهی هم آن را خلاف هنجارهای اجتماعی جامعه افغنستان خواندند و این برنامه را به سبب نمایش فیلم نکوهش کردند.

برمک اکرم، کارگردان این فیلم متولد سال ۱۳۴۵ در کابل و بزرگ شده و فارغ التحصیل هنر در پاریس است.

او فیلم‌های مستند زیادی ساخته و تلاش کرده که در زمان طالبان به افغانستان برود و فیلم بسازد.

اولین فیلم بلند او 'بچه کابل' دارد که در جشنواره فیلم ونیز به نمایش در آمده و جوایز متعددی را نصیب خود کرده است.

برمک اکرم با فیلم 'وژمه' نیزحضور چشم‌گیری در جشنواره‌ها داشته و در سال ۲۰۱۳ برنده جایزه بهترین فیلمنامه در بخش سینمای جهانی در جشنواره ساندس شده است.

این فیلم همچنین در سال ۲۰۱۳ به عنوان نماینده افغانستان به مراسم اسکار معرفی شده بود.

خانه بهتر است یا پناهگاه؟

حق نشر عکس aparatnotathome
Image caption 'در خانه و دور' یک فیلم داستانی است که به شدت زیادی به مستند پهلو می‌زند و مرز بین مستند و داستانی را می‌شکند.

'در خانه و دور' روایت زندگی این روزهای کابل است؛ یک روز از زندگی خانواده‌ای که سال‌های طولانی تجربه مهاجرت و زندگی در ایران را داشته‌اند.

در حال و هوای روزهای نزدیک به ۲۰۱۴ و خروج نیروهای نظامی آمریکایی و انتخابات پیش رو، موجی از ترس همه جا را فراگرفته و سبب مهاجرت و ترک پایتخت شده است.

این فیلم تصویری است از دو زندگی؛ یکی در افغانستان در همین روزها و دیگری اردوگاه پناهندگی در آلمان.

معمولا به دلیل محدویت‌های سنتی موجود در جامعه افغانستان، تصویر روشنی از روابط درون یک خانواده افغان به بیرون ارائه نمی‌شود و غالبا این بخش پنهان می‌ماند.

اما شهربانو سادات، فیلم‌ساز جوان افغان در فیلم مشترکش با یک فیلم‌ساز آلمانی مقیم دانمارک، به سراغ این موضوع رفته و تمرکزش را بر روی زندگی خانوادگی در افغانستان گذاشته است.

همتای دیگر او کاتیا ادومیت، هم در سوی دیگر جهان به سراغ زندگی پناهندگان در یک اردوگاه پناهندگی در آلمان رفته و تصویری از این وضعیت را ثبت کرده است. حاصل ترکیب این دو نگاه فیلم 'در خانه و دور' است .

'در خانه و دور' قصه یک خانواده افغان را روایت می‌کند که در حال و هوای این روزهای کابل در حال کوچ‌کشی از خانه‌ای به خانه دیگر هستند.

روابط خانوادگی اینها به گونه‌ای از هم گسسته است. پدر احساس می‌کند، اقتدار مردانه خود را در خانواده از دست داده است. سکینه دختر بزرگ خانواده کار می‌کند و مسئولیت تامین مخارج خانواده را برعهده دارد. شریفه دختر دیگر در جستجوی کار است تا از بار مشکلات خانواده بکاهد. کامله انگلیسی می‌خواند و زر کوچک‌ترین دختر خانواده غرق در دنیای کودکانه خود، نگران مرغ بیمارش است.

'در خانه و دور' یک فیلم داستانی است که به شدت زیادی به مستند پهلو می‌زند و مرز بین مستند و داستانی را می‌شکند.

فیلم نگاهی آرام و مشاهده‌گر به اطرافش دارد.

این فیلم یک تدوین موازی از دو فیلم با دو موضوع و جغرافیای ظاهرا متفاوت اما در عین حال مرتبط است.

تصویری از وضعیت زن افغان در فضای زندگی واقعی در خانه و از یک نگاه دیگر، تصویری از همین وضعیت دور از جنگ و انفجار و حوادث بیرونی.

فیلم البته این طور به نظر می‌رسد که مشکلات معمول فیلم‌های با روایت‌ها و کارگردانی‌های متفاوت را هم دارد.

شهربانو سادات متولد ۱۳۶۹ در تهران، فیلم‌ساز افغان مقیم کابل است.

پس از سقوط طالبان او از ایران به همراه خانواده‌اش به افغانستان باز‌می‌گردد و تحصیلاتش را در بامیان و سپس در رشته سینما و تاتر دانشگاه کابل ادامه می‌دهد.

او قبل از اتمام دانشگاه آن را رها می‌کند و با شرکت در یک کارگاه فیلم‌سازی در افغانستان شروع به ساخت فیلم‌های مستند و کوتاه می‌کند.

در سال ۲۰۱۰ فیلمنامه فیلم بلند او 'گرگ و گوسفند' در بخش سینه فونداسیون جشنواره کن پذیرفته می‌شود و در ادامه اولین فیلم کوتاهش 'یک وارونه' در بخش برگزیده دو هفته کارگردانان جشنواره کن در سال ۲۰۱۱ به نمایش درمی‌آید و در پی آن در سال ۲۰۱۲ وی در کارگاه فیلم‌سازی جشنواره فیلم سی پی اشتاکس دانمارک با کاتیا ادومیت کارگردان دیگر این فیلم آشنا می‌شود و این دو به همراه هم این ایده را به پیش می‌برند.

کاتیا ادومیت فیلمساز آلمانی‌تبار ساکن دانمارک است که در نیوزلند، آلمان و دانمارک در زمینه فیلم‌سازی فعالیت داشته است.

او را بیشتر به خاطر نویسندگی و کارگردانی مشترکش در این فیلم و نیز فیلم 'شب کوچک شکارچی'(۲۰۱۲) و تهیه‌کنندگی فیلم 'وزن فیلها' (۲۰۱۳) می‌شناسند.

ظاهر و جبار؛ نسل افیون

حق نشر عکس aparataddicted
Image caption فیلم خیلی سریع ما را با شخصیت‌های اصلی‌اش آشنا می‌کند؛ نوجوان‌هایی که شبیه بزرگترها رفتار می‌کنند.

برای افغان‌ها جنگ سی‌ساله داخلی و خارجی، ویرانگرترین اتفاق‌ها بوده، اما شاید برابر با همین میزان ویران‌گری را هم مواد مخدر برای مردمان این سرزمین به ارمغان داشته است.

افزایش استفاده از مواد مخدر و پایین آمدن وحشتناک سن اعتیاد در ایران و افغانستان، دلایل خیلی متفاوتی می‌تواند داشته باشد؛ از بیکاری و فشار مشکلات زندگی گرفته تا فقر و جنگ، ولی پذیرفتن این که کودکان هم درگیر اعتیاد شوند، خیلی سخت است.

فیلم 'معتادین در افغانستان' که پرده از یک واقعیت تکان‌دهنده در این کشور برمی‌دارد.

یک مستند مشاهده‌گر درباره زندگی دو نوجوان افغان، ظاهر و جبار است که به مواد مخدر اعتیاد دارند.

فیلمساز با تمرکز بر روی یک خانواده و بدون پراکنده‌گویی، پرده از واقعیتی تلخ و تکان‌دهنده برداشته است؛ واقعیتی که در لابه لای خبرهای مربوط به جنگ و رخداد‌های سیاسی در این کشور، کمتر به چشم می‌آید، اما وقتی هم دیده می‌شود، گاهی غیر قابل تحمل به نظر می‌آیند.

در فیلم به خوبی چرخه تکرارشونده فقر و اعتیاد، تاثیرش را نشان می‌دهد. همچنین خیلی سریع ما را با شخصیت‌های اصلی‌اش آشنا می‌کند؛ نوجوان‌هایی که شبیه بزرگترها رفتار می‌کنند.

جاوید تیمن کارگردان این فیلم زاده قندهار است.

وی از دهه نود میلادی پس از وقوع جنگ داخلی در افغانستان به بریتانیا مهاجرت کرده و در رشته نقاشی متحرک از انگلستان و کارشناسی ارشد کارگردانی فیلم از مدرسه بین المللی ایکار پاریس تحصیل کرده است.

او پس از ساخت چند فیلم کوتاه و پس از شانزده سال در ۲۰۰۸ به افغانستان بازگشت و مستند بلند 'معتادین در افغانستان' را ساخت که موفق به شرکت در چندین جشنواره معتبر بین المللی همچون ایدفا سال ۲۰۰۹ و به دست آوردن جوایزی از جشنواره‌های دیگر شده است.

از فیلم‌های دیگر او می‌توان به 'دکتر مسافر' و 'صدای یک ملت؛ سفر به افغانستان' اشاره کرد.

دختر پسرپوش، حوری یا غلمان برای طالبان

حق نشر عکس aparatosama
Image caption 'اسامه' یک تراژدی تلخ از سرنوشت یک دختربچه است در جایی که قدرت و سنت و مذهب به هم پیوند می‌خورند و حق تصمیم‌گیری حتی در شخصی‌ترین امور را از انسان‌ها می‌گیرند.

وقتی صحبت از دوره طالبان و تفکر طالبانی می‌شود منظور چیست؟

در آستانه خروج نیروهای خارجی از افغانستان و تحولات سیاسی در این کشور، چرا گروهی از افغان‌ها از احتمال بازگشت طالبان و یا فرهنگ طالبانی به این کشور ابراز نگرانی می‌کنند؟

وقتی حکومت طالبان در افغانستان سرنگون شد، تازه امکانی برای نفس کشیدن سینما در این کشور به وجود آمد.

صدیق برمک ، فیلم‌ساز شناخته شده افغان به همراهی دوستان و همکاران ایرانی‌اش، پس از شش سال رکود در سینمای افغانستان، اولین فیلم بلند سینمایی در افغانستان پس از طالبان را ساخت و سعی کرد گوشه‌هایی از سال‌های سیاه حکومت طالبان بر این کشور را بر پرده سینما باز ازی کند.

این فیلم داستان زندگی یک دختر بچه را در دوران طالبان روایت می‌کند که برای بیرون آمدن از خانه و سیر کردن شکم خود و مادرش، مجبور است مانند پسرها لباس بپوشد.

'اسامه' یک تراژدی تلخ از سرنوشت یک دختربچه است در جایی که قدرت و سنت و مذهب به هم پیوند می‌خورند و حق تصمیم‌گیری حتی در شخصی‌ترین امور را از انسان‌ها می‌گیرند.

فیلم قصه تکان دهنده ای دارد و در آن فضاهای دوران طالبان و دلهره‌هایش خوب باز‌سازی شده است. ظرافت‌های شاعرانه، نمادین و بسیار زیبایی هم در فیلم دیده می‌شود مثل صحنه‌ای که دختر موهایش را در گلدان می‌کارد یا صحنه‌ای که ملا تنها حق انتخابی که به زن می‌دهد ، حق انتخاب نوع قفل‌اش است .

صدیق برمک، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده افغان متولد ۱۶ شهریور ماه ۱۳۴۱ در استان پنجشیر افغانستان است.

نخستین گام‌های سینمایی‌اش را در آریانا فیلم زمانی گذاشت که هنوز دانش آموز لیسه نادریه بود.

آکادمی سینمایی مسکو را در سال ۱۹۸۷ به پایان برد. چند فیلم کوتاه داستانی و سه مستند کار‌هایی است که در مراحل مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی افغانستان، به انجام رسانیده است.

اسامه نخستین فیلم بلند سینمایی‌اش است که پس از سقوط طالبان روی پرده رفت و جوایز سینمایی زیادی را برای افغانستان به ارمغان آورد.

جنگ تریاک را در سال ۲۰۰۸ به پایان رساند.

او با تهیه‌کنندگی شش فیلم بلند و کوتاه، ایجاد اتحادیه سینماگران افغانستان، نشر نخستین مجله سینمایی در کشور، ،فعالیت‌هایی در جهت فراهم‌آوری زمینه‌های آموزش و ساخت فیلم برای سینماگران جوان، داوری در جشنواره‌های متعدد بین المللی و آموزش سینما در دانشگاه کابل کار هایی است که در طی این سال‌ها با همکاری دوستان سینماگرش انجام داده است.

از فیلم‌های او می‌توان به دایره(۱۹۸۵)، بیگانه ( ۱۹۸۶)، اسامه (۲۰۰۳) و جنگ تریاک (۲۰۰۸) اشاره کرد.

فیلم‌های صدیق برمک در جشنواره‌های بسیاری به نمایش در‌آمده و برنده جوایز معتبری از سراسر جهان شده است.

فیلم اسامه برنده جایزه گلدن گلاب ۲۰۰۴ و نیز دوربین طلایی جشنواره کن در سال ۲۰۰۳ شده است.

سفر قندهار برای نفس

حق نشر عکس aparatkandahar
Image caption در روزهایی که هیچ تصویری از طالبان و افغانستان در بیرون دیده نمی‌شد، ناگهان نام این فیلم در همه دنیا پیچید.

فیلم سفر قندهار پایان بخش سفر دوماهه آپارات به افغانستان بود.

در دورانی که نام طالبان و افغانستان بر سر زبان‌ها افتاد و سرنگون کردن حکومت طالبان در افغانستان تبدیل به مساله‌ای جهانی شد، خیلی‌ها حتی سیاستمداران و تحلیل‌گران غربی نمی‌دانستند که افغانستان چگونه جایی است و طالبان اصلا چگونه مرامی دارند.

در روزهایی که هیچ تصویری از طالبان و افغانستان در بیرون دیده نمی‌شد، ناگهان نام یک فیلم در همه دنیا پیچید.

محسن مخملباف فیلم‌ساز نام آشنای ایرانی، قبل از آن که حوادث یازدهم سپتامنبر سال ۲۰۰۱، نام طالبان و افغانستان را به روی زبان ها بیاندازد، فیلم'سفر قندهار' را درباره جهل و نادانی و جنگ و شرایط زنان و آوارگان در افغانستان ساخت و خطرهای بنیاد‌گرایی و میزان سرایتش در این منطقه از جهان را به تصویر کشید.

سفر قندهار ساخته سال ۱۳۷۹ است و در نزدیکی مرز ایران و افغانستان ساخته شده است.

این فیلم سه ماه قبل از یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ برای اولین‌بار به نمایش درآمد و ناگهان بعد از حادثه یازدهم سپتامبر به شدت مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفت.

مقامات سیاسی جهان به دیدن این فیلم نشستند و صدها سینما در شهرهای مختلف جهان فیلم را برای مردم عادی به نمایش درآوردند.

'سفر قندهار' در جشنواره‌های سینمایی هم درخشید و جوایز بسیاری را برای سازنده‌اش به همراه آورد.

این فیلم در سال ۲۰۰۵ به انتخاب مجله تایم به عنوان یکی از صد فیلم برتر تاریخ سینمای جهان معرفی شد.

فیلم تصویری است از سیستم اجتماعی افغانستان در دوره تسلط طالبان.

نفس دختر روزنامه‌نگار جوان افغان که مدتی است به کانادا مهاجرت کرده، از خواهر کوچک خود که در افغانستان مانده است نامه‌ای دریافت می‌کند که به دلیل ناامیدی از زندگی در افغانستان کنونی به هنگام کسوف خورشید قصد خودکشی دارد.

نفس تصمیم می‌گیرد برای نجات خواهر خود تا قبل از کسوف به قندهار برسد.

'سفر قندهار' تصویری از رنج مردم افغان دردوره گسترش بنیادگرایی در منطقه است.

فیلمی متفاوت با فیلم‌های دیگری که محسن مخملباف تا آن زمان ساخته بود با تصاویر شاعرانه و در بسیاری از بخش‌ها و درعین حال مستندوار.

فیلم‌ساز در این فیلم از شیوه روایت‌گویی مدرن برای گفتن قصه‌اش استفاده کرده و مساله محدودیت زنان، اختلافات قومی، فقر و جنگ را در زندگی افغان‌ها در قالب سفر نفس به سرزمین‌اش، به تصویر کشیده است.

تصویری که در زمان خودش جهان را با جایی به نام افغناستان و مساله بنیادگرایی مذهبی آشنا کرد.

محسن مخملباف سینماگر و داستان نویس شناخته ایران، فعالیت سینمایی خود را از پس از انقلاب و به صورت تجربی آغاز کرد و در دوره‌های مختلف کاری‌اش، فیلم‌های متفاوتی را در بیش از سی سال گذشته ساخته است.

از فیلم های ایدیولوژیک و مذهبی اولیه که مورد حمایت و توجه نهادهای حکومتی در ایران بود تا فیلم های فلسفی، تابو شکن و متفکرانه‌ای که موجبات تکفیرش در همان حکومت را فراهم آورد و سبب شد که او امکان و اجازه فیلم ساختن در ایران را از دست بدهد و از سرزمین اش مهاجرت کند.

او در طول این سال‌ها ۱۹ فیلم بلند سینمایی و هشت فیلم کوتاه و مستند ساخته، داستان‌ها و رمان‌ها و فیلم‌نامه‌های بسیار نوشته همچنان در خارج از ایران مشغول فیلم‌سازی است.

فیلم‌های او برنده حدود ۴۴ جایزه بین المللی از جشنواره‌های مهم شده‌اند.

او به جز اینها خانواده‌اش را به شکلی ابتکاری در مدرسه فیلم‌سازی خانگی‌اش تعلیم داده و همه اعضای خانواده‌اش فیلم‌ساز شده‌اند.

او برای روش منحصر به فردش در آموزش فیلم‌سازی مورد توجه قرار گرفته و به رغم آن که خودش مدرسه را به پایان نرسانده است، اما دانشگاه‌های معتبر بسیاری به او به خاطر روش آموزش و همچنین آثارش دکترای افتخاری داده‌اند.

نگاهی به یک فصل

فیلم های انتخاب شده برای این فصل آپارات ترکیبی از آثار فیلم‌سازان جوان و باتجربه افغان و ایرانی را داشت.

تلاش بر این است که چهره‌های تازه‌تری از سینماگران افغان در این برنامه معرفی شوند. اما بسیاری از فیلم‌سازان مستقل افغان به دلیل مشکلات معیشتی و نداشتن بودجه لازم برای تولید فیلم‌های مستقل، به شبکه‌های تلوزیونی داخل افغانستان و نیز سازمان‌های غیردولتی فعال در زمینه حقوق بشر در افغانستان پیوسته‌اند و بیشتر درگیر برنامه‌های تلویزیونی و گزارش‌های خبری شده‌اند.

همین باعث شده است که تولید فیلم‌های مستقل و دارای ارزش‌های بصری به کندی پیش برود و کمتر شاهد ساخته شدن این فیلم‌ها و یا دست کم عرضه آنها باشیم.

با این حال نمایش فیلم‌های افغانی در برنامه آپارات به صورت غیر متمرکز همچنان ادامه خواهد داشت و پایان این فصل به معنای پایان نمایش فیلم‌هایی درباره افغانستان در آپارات نیست.

کما این که پیش از این فصل هم آپارات عرصه معرفی فیلم‌سازان جوان از افغانستان بوده است.