تيمى براى همه ايران

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption نادر محمدخانی و احمدرضا عابدزاده در ملبورن

توی هواپیما نشسته بودم. داشتم از پاکستان به دوبی می رفتم. روز قبلش در خیابان های پیشاور از پشت شیشه فوتبال ایران و استرالیا را تا حدود دقیقه ۷۰ و تا زمانی که ایران دو بر صفر عقب بود، دیده بودم و دمغ از حذف ایران، راهم را کشیده بودم و رفته بودم.

هیچ خبر نداشتم از نتیجه نهایی. در هواپیما خیلی تصادفی یک ایرانی همسفرم شده بودم. تاجر بود و برای واردات آمده بود. همین که سلام و علیک کردیم، گفت "تیم ایران هم که رفت جام جهانی". گفتم "نه بابا حذف شد. خودم دیدم ". گفت "نه مثل این که رفته ، از دوستام شنیدم" . گفتم "ممکن نیست مقابل استرالیا دو صفر عقب بودیم تا دقیقه های آخر" . گفت "می گن تهران غوغا شده ایران برده" ... باور نکردم.تا آن که در هوپیما روزنامه توزیع کردند بین مسافرها. روزنامه را تقریبا قاپیدم و بلافاصله رفتم صفحه ورزشی. اسم ایران در بین تیم های جام جهانی بود. از خوشحالی پریدم هوا و در برابر چشمان حیرت زده مسافران "هموطن" را بغل کرده بودم و غرق بوسه.

روز بعدش به تهران رسیدم. مهرآباد. راننده تاکسی همین که میدان به آزادی رسید. گفت "آقا جات خالی نبودی ببینی چه غوغایی بود" . هنوز خیابان ها پر از بازمانده های یک جشن ملی خودجوش بود... جشنی که حکومت را غافلگیر کرد ..سهم من از آن شادی با تاخیری دو- سه روزه - تنها به هوا پریدنی در آسمان یک غربت بود. اما بعد از آن ده ها بار فیلم های آن روز بخصوص را دیده ام. نمی دانم چه حسی است این شادی عمومی خالص که دیدن هر صحنه اش برای آدم بغض می آورد. جام جهانی و فوتبال می تواند بهانه ای باشد برای این شادی.

بازی های جام جهانی را از همان بچگی دنبال کرده ام. به یک دلیل خیلی ساده. در زمان بچگی های ما، هیچ تفریح دیگری جز فوتبال بازی کردن در زمین های خاکی نبود. آن وقت ها خواندن کیهان ورزشی و دنیای ورزش - تنها نشریات ورزشی آن زمان – بی خطر ترین کار ممکن به شمار می آمد. چرا که هیچ آدمی به خاطر خواندن کیهان ورزشی و دانستن نام چند بازیکن دستگیر نمی شد. تنها خطرش چشم غره های پدر بود که با قایم کردن مجله ها زیر تشک کرسی، خطر این چشم غره ها از بین می رفت.

من این هفته نامه های ورزشی را نمی خواندم . بلکه می بلعیدم. این شد که من به جای تعمیق در ماتریالیسم دیالکتیک هگل، با انواع اقسام نام ها و رکوردها و باشگاه ها آشنا شدم. خیلی چیزهایی را که هیچ وقت به درد نمی خورد، از حفظ بودم. از رکوردهای وزنه برداری گرفته تا پرش با نیزه قهرمانی مثل سرگی بوبکا و تعداد مدال های نادیا کومانچی و تا شماره پیرهن بازیکنان تیم های بوندس لیگای آلمان و لیگ انگلیس.

آن وقت ها به به خاطر پل برایتنر و کارل هاینس رومنیگه طرفدار بایرن مونیخ و طبعا تیم ملی فوتبال آلمان بودم. هنوز هم فوتبال آلمان ها را دوست دارم و دلم می خواهد برنده باشند.

اما در این جام جهانی آرزو می کنم برزیل برنده نهایی باشد و فینال بین آرژآنتین و برزیل. فوتبال برزیل چیز دیگری است . معجونی از شور و حس و خلاقیت. هیچ وقت هم این خلاقیت تمام نمی شود انگار. از پله و سوکراتس و زیکو بگیرید تا رونالدو و ریوالدو و نیمار و همه این نسل تازه تر. برزیل حتی در ضعیف ترین دورانش، زیبا بازی کرده است و این زیبایی است که باعث می شود پای تلویزیون ها بنشینیم و خیره شویم به هنر نمایی بچه های کوچه پس کوچه های ریودو ژانیرو و حومه.

در مورد ایران که ناگفته پیداست چقدر دلم می خواهد این تیم به دور دوم برود و تاریخ ساز شود. به یک دلیل به خصوص. درست است که تیم دروازه بان بزرگی مثل مهدی رحمتی با تجربه را به دلایل غیر فوتبالی در اختیار ندارد و این خسران بزرگی برای تیم ایران خواهد بود، اما تیم ایران این بار واقعا نماینده همه ایران است.

هیچوقت همه اقوام و اتباع ایرانی به این گستردگی در تیم ملی نماینده نداشته اند. این تیم بازیکن عرب دارد، کرد و ترک دارد، گیلک دارد، مازنی دارد، ارمنی دارد . همه ایرانی ها در این تیم نماینده ای دارند. به ویژه ایرانی های مقیم خارج. حالا بازیکنانی از آمریکا و اروپا، به عنوان نسل دوم ایرانی های مقیم خارج در تیم ایران بازی می کنند. اشکان دژ آگه ، قوچان نژاد و مهرداد بیت آشور به همراه دانیل داوری، کسانی هستند که پدران و مادران شان به هر دلیلی نتواتسته اند در ایران بمانند و زندگی کنند. اما حالا فرزندانشان ایران را نمایندگی می کنند.

پیش از این البته با حضور فریدون زندی در جام جهانی قبلی این سد شکسته شده بود. اما ایرانیان مقیم خارج هیچوقت به این گستردگی در تیم های ملی ایران حضور نداشته اند. این یعنی همه ایران. هیچ ربطی هم به حکومت ها ندارد.

کاش ایران خوب بازی کند و ببرد و به دور دوم برود تا شادی بی دریغ و خالص باز به خیابان ها ی وطنم برگردد. حتی اگر باز من در آن جا نباشم.