بی بی گل، زنی فرمانده در جامعه مرد سالار

Image caption بی بی گل در دهه شصت خورشیدی در جریان جنگ علیه نیروهای شوروی فرمانده بود

در جامعه سنتی افغانستان که زنان عمدتا در حاشیه بوده اند، گاهی به استثناهایی جالبی برمی‌خوریم. مواردی که زنان توانسته اند بر تمامی موانع فرا راه حضور اجتماعی، غلبه کنند بلکه نقش رهبری کننده داشته باشند. بی بی عایشه مشهور به بی بی گل یکی از چنین زنانی است.

او در روستایی در ولسوالی خیوه ننگرهار در جریان درگیری های ضد شوروی، رهبری گروهی از مردان را برعهده داشت. او شش فرزندش را در جنگ‌ها از دست داد.

این زن بی سواد و مسن در میان روستا نشینان به 'فرمانده و قهرمان' مشهور بود. او از معدود زنان افغانی بود که به عنوان بزرگ قومی در حل منازعات و مناقشات نقش ایفا می کرد.

خیوه در سوگ بی بی گل

Image caption بی بی گل شش فرزندش را در جنگهای چهار دهه اخیر از دست داد

بی بی گل ۸۱ ساله اوایل هفته جاری در کابل در گذشت.

او را در زادگاهش ولسوالی خیوه به خاک سپردند. بی بی گل بین مردم از اعتبار و محبوبیت خاصی برخودار بود به همین دلیل در مراسم خاکسپاری اش، تعداد زیادی از مردم شرکت داشتند.

بی بی گل را بهار سال گذشته در ولسوالی خیوه دیدم. زنی با جسم ضعیف و لاغر اما با انرژی و پر تلاش.

او میزبان شماری از زنان روستا بود تا به آنها در مورد نقش زنان در خانواده بگوید. موفق نشدم تا با او مصاحبه کنم . اما چیزی که از او برایم یادگار ماند دو عکسی است که همان روز از او گرفتم.

او یکی از میلیون ها زن افغان بود که در غم از دست دادن فرزندانش داستان مشابه دارند.

بی بی گل در میدان جنگ

بی بی گل در دهه شصت در جریان درگیری علیه قشون سرخ شوروی تفنگ در دست داشت و در کوه های دره نور و خیوه همپای مردان می جنگید.

او به گروه های مجاهدین نان و دوا می رساند و لباس آنها را می شست.

از میان شش فرزندش که در سالهای جنگ کشته شدند، او تنها جسد یکی از آنها را که در جنگ علیه شوروی کشته شده بود با دستانش به خاک سپرد. اما پنج فرزند دیگرش را تا دم مرگ ندید و یک عمر در انتظار نشست. تنها نام یکی از فرزندانش اخیرا در فهرست پنج هزار قربانی که بعد از کودتای هفت ثور در پولیگون زندان پلچرخی اعدام شده بودند، دیده شد. پنج فرزند بی بی گل، پس از کودتای هفت ثور ۱۳۵۷ بازداشت شدند.

بی بی گل سی سال تمام برای به محاکمه کشاندن قاتلان فرزندانش تلاش کرد.

بی بی گل از زبان بازماندگانش

نیک محمد پسر بی بی گل می گوید که مادرش نماد قهرمانی و تلاش بود.

او گفت: "مادرم نقش یک بزرگ قوم، یک قوماندان/فرمانده جنگ و یک رهبر خوب را داشت. او بارها در حل منازعات و مناقشات قومی نقش ایفا کرد و همیشه در کنار مردم زندگی می کرد. فقیر و نادار بود و در روستای فقیرانه زندگی می کرد."

از نادیه نوه بی بی گل از خاطرات مادربزرگش چنین قصه می کند: "من از مادربزرگم آموختم که زنان از مردان کم نیستند و در مواردی حتی یک گام پیش عمل می کنند و این چیزی بود که من در زندگی مادر کلانم عملا دیدم."