اشرف غنی با چه چالش‌های برای تطبیق تئوری اصلاحات روبرو است؟

Image caption آقای احمدزی هفته گذشته رسما قدرت را در افغانستان تحویل گرفت

اشرف غنی احمدزی، رئیس جمهور افغانستان نام آشنا برای دولتها، مراکز علمی و سیاست گذاری منطقه و غرب است. او سالها قبل تئوری "اصلاحات در دولت‌های ناکام" را نوشت و مدت‌های زیادی نیز این تئوری را در مدیریت‌های کلان موسسات معتبر بین‌المللی و در کابینه دولت قبلی افغانستان تطبیق کرد.

بر عکس بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران که فرصت تطبیق نظریات شان را در عمل پیدا نمی‌کنند، آقای احمدزی فرصت یافت تا سُکان رهبری یکی از ناکام ترین کشورهای جهان را به عهده گیرد و اصلاحات را در قلب این ادارات رهبری نماید. آقای غنی دولت ناکام افغانستان را چگونه مدیریت و اصلاح خواهد کرد؟ سالها بعد وقتی او مثل هر سیاست مدار دیگر از دنیای سیاست خدا حافظی کند، تاریخ و مردم افغانستان او را چگونه قضاوت خواهند کرد؟

چالش های پیش رو

دولت وحدت ملی به رهبری اشرف غنی میراث سنگین و مشکلات عمیق از دولت قبلی تحویل گرفته است. جنگ افغانستان به یکی از طولانی ترین نبردهای تاریخ معاصر تبدیل شده است که هزینه سنگین مالی و انسانی آن را مردم افغانستان و کشورهای متحد آن به صورت روزانه در گوشه و کنار این کشور پرداختند.

تلاش‌های قبلی برای ختم جنگ و مدیریت اصلاحات در اداره‌های این کشور شکست خورده است. نهادهای دولتی افغانستان کارآیی و اعتبار خود را نزد نهادهای مالی و کمک دهنده از دست داده است و خزانه ملی عاجز از پرداخت ضروری ترین مصارف روزانه دولت است.

هم زمان با افزایش تکان دهنده هزینه انسانی و مالی جنگ، حمایت از ادامه کمک‌ها به افغانستان، میان مردم و رسانه‌های کشورهای کمک کننده بشدت کاهش یافته‌است.

روزنامه نیورک تایمز درسر مقاله اول اکتبر خود به تندی از هزینه جنگ و سوء مدیریت مصرف کمک‌های آمریکا در افغانستان انتقاد کرد. مطابق این سرمقاله "مصرف مالی این کشور برای بازسازی افغانستان بیشتر از تمام مصارف آمریکا به ۱۶ کشور اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم بوده است".

براساس نوشته این روزنامه، از مجموع کمک‌های که به افغانستان تاکنون انجام شده ۱۰۴ میلیارد دلار آن مفقود و حساب داده نشده‌است. در کنار استفاده نادرست از کمک‌های خارجی و ناکامی دولت قبلی در مبارزه با فساد، دورنمای تاریک جنگ نیز باعث سرخوردگی میان متحدین بین‌المللی افغانستان شده است.

یکی از چالشهای دیگر در این سالها روابط خارجی افغانستان با آمریکا بود که بشدت آسیب دیده است. در سالهای آخر رئیس جمهور کرزی از تمام فرصت‌های ممکن استفاده کرد تا نقش آمریکا در افغانستان را به چالش بکشد. علت اینکه چه عوامل باعث رو گردانی رئیس جمهور کرزی از متحد استراتژیک او شده که گفته می‌شود نقش کلیدی در به قدرت رسیدنش داشت، تاکنون مشخص نیست. اما سیاست مبهم و رویارویی او با آمریکا هزینه سنگین برای افغانستان بجا گذاشته است.

یکی از موارد که در دولت جدید باید مورد توجه قرار گیرد ترمیم دوباره سیاست خارجی افغانستان با جامعه جهانی و بخصوص آمریکا است.

اولویت‌های سیاست خارجی

به عنوان اولین گام جهت اعتماد سازی، دولت وحدت ملی افغانستان باید دکترین سیاست خارجی افغانستان را تهیه و عملا تطبیق نماید.

دولت‌ها بر اساس منافع ملی، ظرفیت‌های داخلی و با درک و محاسبه درست از منافع کشورش و کشورهای طرف مقابل، سیاست‌های خارجی خود را تدوین می‌کنند.

نقش توازن قدرت اقتصادی و جایگاه ژئوپولیتیک کشورها، تعیین کننده جایگاه آنها در سطح بین‌الملل است. باتوجه به این موضوع افغانستان در موقعیت استثنایی قرار دارد، براساس توازن قوا، افغانستان در موقعیت ضعیف نسبت به کشورهای دیگر قرار می‌گیرد.

در این مرحله تنها راهکار بیرون رفت از بحران و جلب اعتماد و حمایت بین‌المللی برای افغانستان استفاده از سیاست فعال و ابزار‌های نرم سیاسی است. جنگ علیه تروریسم و قربانی سنگین که مردم افغانستان و آمریکا برای بازسازی و آینده افغانستان پرداخت نموده‌اند، دلیل قانع کننده و نقطه وصل منافع دراز مدت هردو کشور است. اما تعریف این منافع مشترک و تبدیل آن به گفتمان مسلط در روابط خارجی هردو کشور به ظرفیت و توانایی سیاست خارجی افغانستان و گردانندگان آن مربوط می‌شود.

نظام سیاسی آمریکا فرصت‌های گوناگون به مردمش داده است تا از مجاری مختلف بر تصمیم دولت نظارت کنند و افکارشان را در تصمیم‌های کلان سیاست خارجی انعکاس دهند. در کنار نهاد رسمی همانند ریاست جمهوری، سنا و کنگره، سازمان‌های غیر دولتی، جامعه مدنی، لابی‌های قدرت، مراکز تحقیقاتی و مراکز علمی نقش مهم در شکل دهی افکار عمومی و تاثیرگذاری روی سیاست خارجی این کشور دارند.

کشورهای همجوار افغانستان و منطقه از جمله هند و پاکستان به خوبی با این ویژه‌گی نظام سیاسی آمریکا آشنایی دارند و استفاده لازم را از آن می‌برند، این کشورها با بکارگیری ظرفیت‌های نمایندگی‌های سیاسی و کارشناسان نخبه شان حضور همیشه در این مراکز دارند.

اما دولت افغانستان در گذشته در این زمینه کمتر فعال بوده‌است. آقای احمدزی در اولین سخنرانی خود در مراسم تحلیف نکات مهم درباره سیاست خارجی افغانستان بیان داشت. اما تطبیق این برنامه در عمل و استفاده از ظرفیت‌های انسانی در ساختار حکومت آینده مهم‌ترین شاخص برای محک زدن جدیت و صداقت آقای احمدزی است.

یکی از مهم‌ترین تصمیم‌ها برای تطبیق سیاست خارجی جدید، سفیران افغانستان در کشورهای خارجی و آمریکا است. سفارت افغانستان در تمام کشورها، مخصوصا آمریکا نقش مهم در بازسازی روابط دو کشور و جلب کمک‌های مالی و سیاسی آمریکا به افغانستان دارد.

نمایندگان سیاسی افغانستان در خارج از این کشور باید آشنایی کامل با منافع مشترک هر دو کشور، نقش سازمان‌ها و بازیگران غیر رسمی که سیاست خارجی آمریکا و سایر کشورها را شکل می دهند داشته باشند و توانایی تبیین سیاست خارجی منافع تاریخی مردم افغانستان را نیز دارا باشند.

تصمیم روزهای آینده آقای احمدزی ثابت خواهدکرد که آیا او می‌تواند از تمام موانع و حلقات که معمولا بر تصمیمات رئیس جمهور تاثیر گذارند، بگذرد، و افغانستان را به " اتحاد قاره‌ای" و نبض سیاست منطقه و جهان وصل کند؟

مطالب مرتبط