'روابط استراتژیک' کابل با پکن؛ غنی در پی چیست؟

حق نشر عکس Getty
Image caption اشرف غنی در دیدار با شی جین پینگ، همتای چینی‌اش گفته که روابط استراتژیک با پکن، از اولویت‌های سیاست خارجی کابل است

محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان در نخستین سفر خارجی‌ خود به چین، روابط استراتژیک با پکن را از اولویت‌های سیاست خارجی‌اش خوانده است.

در حالی که افغانستان با رقبای اصلی چین ــ آمریکا و هند ــ پیمان استراتژیک امضا کرده، آقای غنی با اولویت دادن به روابط استراتژیک با چین در پی چیست؟ هدف او از عنوان کردن این موضوع هرچه باشد، با انتخاب چین به عنوان مقصد اولین سفر رسمی خود به خارج، به آن اهمیت ویژه‌ای بخشیده است.

هرچند گفته‌ شده که این سفر از هفته‌ها پیش برنامه‌ریزی شده بود و تعمدی در کار نبوده، اما در یک ماهی که از آغاز کار آقای غنی می‌گذرد، به جز سفر حج عمره به عربستان سعودی، که وعده انتخاباتی‌اش بود، به هیچ کشور دیگری سفر نکرده و انتخاب چین به عنوان هدف نخستین سفر خارجی او، می‌تواند پیام خاصی داشته باشد.

احتمالاً این پیام همان بود که او در دیدار با همتای چینی‌اش، شی جین پینگ در پکن عنوان کرد: ارتقای روابط با چین در سطح استراتژیک در سیاست خارجی افغانستان. هنوز محتوای چنین روابطی تصریح نشده، اما مبارزه با تروریسم، جرایم سازمان‌یافته و مواد مخدر بخشی از آن خوانده شده است.

حق نشر عکس Getty
Image caption از آقای غنی در پکن استقبال گرمی صورت گرفت

جایگاه چین

هرچند آقای غنی جایگاه چین را در " پنج حلقه" سیاست خارجی خود، در میان شش کشور همسایه افغانستان در حلقه اول قرار داده و به آنها "اولویت‌" قایل است، اما آمریکا را با آن که در حلقه سوم جای داده، قبلاً با امضای پیمان همکاری امنیتی با این کشور در نخستین روز کاری‌اش در مقام رئیس جمهوری، این پیام را کاملاً تصریح کرد که روابط استراتژیک با آمریکا اولویت درجه یک سیاست خارجی او است.

پیش از این، افغانستان با کشورهایی مانند بریتانیا و فرانسه و به‌ویژه هند، رقیب منطقه‌ای چین، توافقنامه‌های استراتژیک امضا کرده که دولت آقای غنی به آنها هم پایبند و ناگزیر به اولویت دادن به آنها خواهد بود، چرا که این کشورها از حامیان اصلی افغانستان در مسایل امنیتی و اقتصادی هستند.

بنابراین، روابط استراتژیک با چین در بالاترین سطح خود تنها می‌تواند "یکی از اولویت‌ها" در سیاست خارجی دولت آقای غنی باشد که در درجات پایین‌تری نسبت به متحدان غربی افغانستان قرار خواهد گرفت. منظور از همکاری چین در سه زمینه امنیتی یاد شده از مبارزه با تروریسم، درگیر شدن آن به صورت مستقیم نیست.

دلیل این امر آن است که چین از آغاز مبارزه با تروریسم در سال ۲۰۰۱، که ابتکار آن به دست ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا بود، در این مبارزه سهم نگرفت. توجه چین در این مدت عمدتاً معطوف به جلوگیری از سازمان‌دهی ناراضیان مسلمان اویغوری بود که از حمایت گروه‌های شورشی در افغانستان و پاکستان سود می‌بردند.

به این ترتیب، در مورد مسایل امنیتی بیشتر از آن که افغانستان انتظار همکاری داشته باشد، این چین بوده که در مبارزه با جدایی‌طلبی اویغورهای ایالت سینکیانگ خواستار همکاری افغانستان در جلوگیری از نفوذ هواداران آنها از طریق کوههای پامیر به این ایالت غربی‌اش بوده است.

بدخشان افغانستان با سینکیانگ ۸۵ کیلومتر مرز مشترک دارد. در دو سال اخیر گروه طالبان به مناطق استراتژیک این ولایت پیوسته حمله کرده است. گفته می‎شود که هدف این گروه زمینه‎سازی برای نفوذ جدایی‎طلبان اویغور و افراطگرایان اهل آسیای میانه به ترکستان چین و آسیای میانه است. حضور آنها در کنار طالبان تهدیدی برای منافع چین شمرده می‎شود.

حق نشر عکس MOD
Image caption حضور نظامی آمریکا در افغانستان، حلقه محاصره چین را تنگ‌تر می‌کند

رابطه اقتصادی برای 'تعادل'؟

موضوع دیگر مسایل دوجانبه به‎ویژه همکاری‎های اقتصادی است. در سفر آقای غنی چهار سند در این زمینه امضا شد. دومین قدرت اقتصادی جهان در چند زمینه مشخص تجاری، بازسازی و استخراج معادن همکار این همسایه فقیرش است. شرکت‌های چینی در راهسازی و استخراج مس، نفت و گاز افغانستان برای سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری برنامه‌ریزی کرده‌اند.

عبدالغفور لیوال رئیس مرکز مطالعات استراتژیک منطقه‌ای اکادمی علوم افغانستان می‌گوید در این سفر آقای غنی با تقویت روابط اقتصادی کشورش، به دنبال ایجاد "تعادل" در روابط خود با "قدرتهای بزرگ"، از جمله چین، هند و آمریکا است.

به باور او، در روابط افغانستان با آمریکا و هند مسایل امنیتی و سیاسی در کانون توجه است. به گفته آقای لیوال، دولت افغانستان با قرار دادن اقتصاد در محوریت روابطش با چین و جذب سرمایه‌های چینی، در پی آن است که در سیاست خارجی خود بین این سه قدرت تعادل برقرار کند.

هرچند این نظر در کابل طرفدار دارد، اما عده‌ای دیگر به دو دلیل مخالف آن هستند: ۱- کل همکاری‌های اقتصادی چین در حدی نیست که افغانستان آن را در برابر روابط استراتژیک با آمریکا قرار دهد و ۲- متوازن کردن روابط چین با روابط آمریکا دنباله رویکرد رئیس جمهوری پیشین افغانستان است که ظاهراً آقای غنی قصد پیروی از آن را ندارد.

حامد کرزی هرگاه روابطش با آمریکا و ناتو پرتنش می‎شد، در سخنرانی‌های علنی خود از نزدیکی با روسیه و چین سخن می‌گفت. آقای کرزی دو سال پیش "همکاری استراتژیک با چین" را مطرح و از آن به عنوان معادله‌ای در روابطش با غرب استفاده کرد.

ولی ذاکرحسین ارشاد استاد علوم سیاسی می‌گوید که اشرف غنی با رویکرد آقای کرزی به پکن نرفته و در برقراری روابط با قدرت‌های رقیب، الگوهای کلاسیک و ایدئولوژیک هم مورد توجه او نیست که براساس آن جمع بین اضداد در سیاست خارجی امکان‌پذیر دانسته نمی‌شد.

به گفته آقای ارشاد، بر پایه رویکردهای جدید، قاعده بازی به صورت "برد-برد" در نظر گرفته می‌شود که براساس آن داشتن روابط استراتژیک با چین در سیاست خارجی دولت آقای غنی به معنای نادیده گرفتن روابط با آمریکا و هند به عنوان رقیبان نظامی چین نخواهد بود.

حق نشر عکس
Image caption دو سال پیش کرزی با همتای چینی خود، هو جین تائو بر "همکاری و مشارکت استراتژیک" بین افغانستان و چین تاکید کردند

'اژدهای خفته'

گذشته از این مسایل، چین قدرتمندترین کشور جهان است که با افغانستان مرز مشترک دارد. کابل نمی‌تواند در سیاست خارجی خود چین را نادیده بگیرد. به‌ویژه پس از امضای توافقنامه امنیتی با آمریکا، دولت آقای غنی باید به همسایه شرقی خود اطمینان دهد که از موقعیت ژئواستراتژیک افغانستان علیه چین استفاده نخواهد شد.

براساس این توافقنامه ۹۸۰۰ سرباز آمریکایی در افغانستان باقی خواهند ماند. قلمرو هوایی این کشور از قبل توسط این نیروها کنترل می‌شود. این موضوع نمی‌تواند از دید چین دور بماند – کشوری که قبلاً با حضور نیروهای نظامی آمریکا در ژاپن، کره جنوبی، تایلند، سنگاپور، استرالیا، دریای هند و همچنین قیرغیزستان محاصره شده است.

حضور نظامی آمریکا در افغانستان، این محاصره را تنگ‌تر می‌کند. آقای غنی که با امضای توافقنامه امنیتی با واشنگتن، زمینه حضور درازمدت نظامی آمریکا را در کشورش فراهم کرده، به نظر می‌رسد در پی آن است که اطمینان‎های لازم را به چین بدهد تا "اژدهای خفته" به غرش درنیاید.

با این حال، آقای غنی با ارتقای روابط دولتش با چین تا سطح استراتژیک، تلاش دارد که ضمن حفظ منافع اقتصادی کشورش در این روابط، چین در تامین ثبات در منطقه و افغانستان هم نقش بازی کند. افغانها فکر می‌کنند که چین با تشویق پاکستان، متحد منطقه‌ای‌اش، می‌تواند این نقش را به‌خوبی بازی کند.

دولت افغانستان از رویکرد پاکستان در مبارزه با تروریسم و کم‌کاری آن در زمینه‌سازی برای مصالحه با شورشیان انتقاد می‎کند. حالا کابل امیدوار است که چین با استفاده از نفوذش بر پاکستان، این کشور را تشویق کند که در هر دو زمینه مورد نظر افغانستان تلاش بیشتری به خرج دهد.

مطالب مرتبط