گام‌های امیدوارکننده سینمای افغانستان

Image caption فیلم های سینمای افغانستان در جشنواره‌های بین‌المللی درخشیده اند

تولید فیلم در افغانستان در چند سال اخیر حرکت امیدوار کننده‌ای داشته است. هر چند این حرکت کند است اما آثار خوبی وجود دارد که نشانه‌ای از توسعه یک سینمای تجربی و منتقدانه است.

روند کیفی تولید فیلم های کوتاه داستانی و مستند هر سال بهتر از سال قبل می‌شود و اگر این روند ادامه یابد و حمایت شود در آینده نه چندان دور شاهد توسعه تولید فیلم های بلند سینمایی خواهیم بود.

اگر سینمای افغانستان را با کشورهایی چون پاکستان، آسیای مرکزی و حوزه کشورهای ثروتمند عربی که بسیاری از آنها حتی چیزی به نام سینما یا تولید فیلم ندارند، مقایسه کنیم، سینمای تجربی و مستقل افغانستان با وجود تنگنای بسیار شدید مالی و کمبود امکانات حرفه‌ای سینما، پیشرفت خوبی داشته و در برخی از جشنواره‌های بین‌المللی درخشیده است.

این در حالیست که دولت افغانستان با وجود ورود سرمایه‌های بسیار هنگفت خارجی، در بیشتر از یک دهه اخیر هیچ حمایتی از هنر سینما نداشته و یک فیلم سینمایی هم تولید نکرده است اما برعکس در دوره حکومت های چپی در دهه شصت خورشیدی که دروازه‌های ارتباطی و فرهنگی افغانستان با دنیای غرب بسته بود، دولت های وقت روی تولید تعدادی فیلم سرمایه گذاری داشتند.

آنچه اکنون به نام سینمای تجربی و اندیشه محور در افغانستان رشد کرده، محصول تلاش خود فیلم‌سازان مستقل در داخل و خارج از این کشور است و این می تواند مهم و ارزشمند باشد.

برگزاری ششمین جشنواره فیلم افغانستان در سوئد در اکتبر گذشته و دومین جشنواره فیلم زنان در ماه نوامبر در شهر هرات، فرصت خوبی را برای نمایش آثار فیلم‌سازان افغان فراهم کرد. نگاهی به چند فیلم این جشنواره‌ها:

فصل معکوس، فیلمی برای تمام نسل ها

فصل معکوس اولین فیلم داستانی رویا حیدری است. رویا سینما را در ترکیه خوانده و در دو فیلم نیز بازی کرده است. فصل معکوس قصه مردی است که در دوران جنگ سلاح بدست داشته و اکنون همه چیزش را از دست داده است. فیلم با تیتراژ عقربه های درون ساعت آغاز می شود و سپس مرد را در اتاقی می بینیم که مشغول تعمیر ساعت رومیزی است.

روی میز یک قبضه کلاشینکوف، گلوله های استفاده نشده و قطعات ساعت دیده می شود. او ساعت را می بندد اما عقربه های آن معکوس می چرخد. میز می لرزد و مرد بی هوش می شود. زمان به عقب و به دوران جنگ برمی گردد.

زنان و مردانی را می بینیم که از جنگ می گریزند و یا در جنگ زخمی و کشته شده اند. مرد در حرکت معکوس فیلم به خانه بر می گردد و سلاح اش را کنار در می گذارد. در خانه زنش به او التماس می کند که به جنگ باز نگردد. دوربین به چشمان مرد نزدیک می شود و وقایع جنگ و کشتار را در ذهنش زنده می کند...

فصل معکوس یک تلنگر تاریخی است، تلنگری که می‌تواند وجدان نیروهای درگیر در جنگ را به بیداری بطلبد. زن در فیلم رویا حیدری نماد عشق، آرامش و امنیت است و این اوست که مرد سلاح به دست را به زندگی عادی بر می‌گرداند.

زنان به مفهوم کلی آن در هیچ جای جهان هیچ جنگی را رهبری نکرده‌اند و در ایجاد هیچ جنگی نقش نداشته اند، بر عکس همیشه مردان بوده اند که جنگ و خشونت را بپا کرده اند اما فیلمساز در فیلمش بر این نکته تاکید دارد که انسان می تواند تغییر کند و هر جنگجوی طالب یا غیر طالب می تواند به انسان مفید تبدیل شود.

فصل معکوس فیلمی است برای تمام نسل های افغانستان. فیلم هیچ دیالوگی ندارد و فقط بر زبان تصویر استوار است.

بخشی از صحنه های اسلوموشن یا بازگشت به دوران جنگ، طولانی به نظر می رسد و می توانست کوتاه شود اما نوع بیان سینمایی و کارگردانی فیلم، نورپردازی و تصویربرداری خوب و حرفه‌ای ادریس صالحی، میزانسن، بازی متفاوت سلام یوسف‌زی و موسیقی زیبای فیلم از نکات برجسته آن است که این اثر را به یک فیلم قوی تبدیل کرده است. رویا حیدری با اولین فیلم کوتاهش نشان داد که سینما را می شناسد و می تواند به یکی از فیلمسازان موفق در سینمای افغانستان تبدیل شود.

ارسطو، ایمان بیاوریم به نسل نو

ارسطو اولین فیلم داستانی معصومه ابراهیمی است. معصومه ابراهیمی فیلم مستند ساخته و نوشتن فیلمنامه فیلم جانشین ساخته همسرش مسعود اسلامی را در کارنامه خود دارد.

فیلم ارسطو در قالب موضوع عشق با نگاه سمبلیک، سه نسل یا طبقه اجتماعی افغانستان را به تصویر کشیده است. گروه مرفه جامعه، گروه متوسط و نسل امروز.

فیلم با تصویر دختر جوانی شروع می‌شود که در تنهایی هایش فلوت می نوازد. پسر جوانی که عکاس است و عاشق دختر، همیشه پنهانی از او عکس می گیرد. دختر جوان دچار افسردگی شدید روحی است و او در خانه‌ای زندگی می کند که دو طیف مختلف جامعه حضور دارند. فیلمساز فضای جامعه افغانستان را بطور سمبلیک در یک اتاق تصویر کرده است که نسل گذشته آن دچار روزمرگی است...

در فصل آخر فیلم ، نسل گذشته تبدیل به مردگانی می شوند که با باورهای کهنه و خاطرات شان در همان اتاق کوچک ثابت و بی جان نشسته اند. اتاق تبدیل به موزه ای می شود که زوج جوان با دختر کوچک شان به همراه دختران و پسران دیگر به تماشای این موزه می آیند.

این فصل فیلم قدری شعاری و به نظر اضافی می آید و به نوعی نسل قدیم را به موزه عبرت تعبیر می کند که دیگر به تاریخ پیوسته اند. فیلم در زمانی که دختر و پسر جوان عامل وصل و تغییر فضای زندگی شده اند در واقع خاتمه یافته و پایان خوشی را همراه با عشق و باور داشتن ترسیم کرده است.

بازی خوب بازیگران، تصویربرداری مسعود اسلامی متناسب با فضای فیلم و کارگردانی خوب از نکات مثبت فیلم ارسطو است. معصومه ابراهیمی از فیلمسازانی است که سینما را جدی دنبال می کند و در کار فیلمنامه نویسی و کارگردانی از خود توانمندی بالایی نشان داده است.

هفتاد ثانیه تا کامیابی، دختری با عشق مسابقه دوچرخه سواری

فیلم هفتاد ثانیه تا کامیابی ساخته خدیجه حقجو است. دختر جوانی در بامیان آرزو دارد تا با دوچرخه اش در مسابقه دو چرخه سواری پسران شرکت کند اما جامعه سنت گرا مانع تلاش او برای این آرزو است.

مادر دختر معتقد است که دوچرخه سواری کار پسران است نه تو، اما او به تلاش خودش ادامه می دهد. دختر در زمستان سخت و برفی و در مسیر مدرسه به تمرین دوچرخه سواری می پردازد، مردان در بازار و کوچه به دید تمسخر به او می بینند و برادرش او را سرزنش می کند....

هفتاد ثانیه تا کامیابی یک فیلم خوش ساخت است. فیلمساز و گروه همکار او تصاویر بکری از طبیعت بامیان را در زمستان به تصویر کشیده اند. کوه‌های مملو از برف، دو چرخه سواری در زمین های لغزنده و خیابان های با درختان پر برف چنار. انتخاب فضای سرد زمستان و تلاش دختر جوان برای رسیدن به هدفش، به بیان موضوع فیلم به‌ خوبی کمک کرده است. تصویربرداری زیبا، کارگردانی خوب و موسیقی مناسب از ویژگی های بارز این فیلم است.

افغانان ساربان در استرالیا، مردانی که خط آهن ساختند

فیلم مستند افغانان ساربان در استرالیا ساخته فهیم هاشمی فیلمساز افغان مقیم آن کشور یک فیلم تحقیقی تاریخی است. فیلم به موضوع مهاجرت کاری تعدادی از افغانها به استرالیا در قرن ۱۸ می پردازد. افغانهایی که با شترهای شان از سرزمین پاکستان امروزی با کشتی به استرالیا رفتند و در ایجاد و گسترش خط آهن در آن کشور نقش مهم داشتند.

فیلمساز به جستجوی این ماجرا می رود و با کارشناسان استرالیایی و تعدادی از بازماندگان افغانهای ساربان به مصاحبه می پردازد. افغانها اولین کسانی بودند که شتر را به استرالیا بردند و این امر نقش مهمی در حمل و نقل کالا و ایجاد راه آهن در آن کشور داشت. فیلم افغانان ساربان یک فیلم خوب تحقیقی است.

فیلمساز تصاویر سیاه و سفید و صحنه های از فیلم های تاریخی آن زمان در استرالیا را که تلاش و زندگی افغان‌ها را نشان می دهد با فیلم خودش ترکیب کرده و به اسناد خوبی از سوی بازماندگان آنها در فیلم پرداخته است. این مستند با وجود برخی ضعف های تکنیکی و تدوین شتاب زده، یک فیلم خوب و دیدنی است.

رقص، انیمیشن ضد جنگ

فیلم انیمیشن کوتاه رقص ساخته محسن حسینی، نقاش، گرافیست و فیلمساز افغان یک اثر انسانی و ضد جنگ است. در کره زمین جنگ است، کودکی در کنار خانه نیمه مخروبه شان و در مقابل تانک گریه می‌کند.

سربازی از تانک پایین می آید و کلاه ضد گلوله اش را پایین می اندازد. تصویر تانک از کادر پاک می شود. کودک با کلاه آهنی سرباز موسیقی می نوازد و سرباز می رقصد. مادر، کودک را به داخل می برد، او دوباره گریه می کند. آن دو بازمانده جنگ اند. باران می بارد و از سقف خانه آب می چکد.

سرباز کلاهش را داخل خانه می اندازد و کلاه کاسه ای می شود برای چکه کردن آب سقف... این فیلم یک تجربه تازه از محسن حسینی است. تجربه نقاشی با ریگ یا ماسه بر روی شیشه و تبدیل شدن آن به یک اثر انیمیشن.

کار خلاقانه‌ای که تاکنون کسی در افغانستان و در تعدادی از کشورهای منطقه با این روش انجام نداده است. فیلم پیام بسیار تاثیر گذار و انسانی دارد. ابزار جنگی می‌تواند تغییر کند و به ابزار شور و شعف و شادی تبدیل شود. این سیاست مداران و رهبران جنگ ها هستند که عشق را از آدم ها و سربازان گرفته اند اما اگر نگاه ها تغییر کند، عشق و آرامش و شادمانی به زندگی باز می‌گردد و جنگی وجود نخواهد داشت.

محسن حسینی نقاش و فیلمسازی است که سبک خاص در کارهایش دارد. تابلو ها و فیلم‌های او آمیزه‌ای از درد، طنز و نگاه انسانی است. او از افرادی است که نقش خلاقانه و مهم در آموزش، ایجاد و گسترش سینمای انیمیشن در افغانستان داشته است.

راه دراز اما امیدوار

سینمای افغانستان هنوز راه درازی در پیش دارد تا به تولید مستمر آثار سینمایی بپردازد. باید در نظر داشت که سینما در مرحله اول یک صنعت است که نیاز به سرمایه گذاری کلان دارد و سپس در خدمت اندیشه، تکنیک و خلاقیت قرار می گیرد.

با این وجود تولید فیلمهای کوتاه داستانی، مستند، انیمیشن و یا حد اقل تولید یک یا دو فیلم بلند سینمایی در سال نشان از تلاش سینماگران مستقل افغان در این عرصه دارد.

نسل جوان در سینمای افغانستان به سرعت در حال رشد است. در عین حال فیلمسازان دیگری نیز به صورت شرکت های کوچک و یا فعالیت انفرادی فیلمهای خوبی را ساخته اند که در فرصت دیگر نیاز به نقد دارد.

باید گفت کار گروهی در فیلمسازی همیشه نتیجه مثبت داشته و این نیازمند همدلی و تلاش مشترک فیلمسازان افغان به دور از کشش های زبانی و قومی رایج در عرصه سیاسی است.