پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

شوربایی که عاصی نخورد؛ گفتگو با میترا عاصی

میترا عاصی همسر عبدالقهار عاصی شاعر معروف افغان، که اکنون در نروژ/ناروی زندگی می‌کند در گفتگو با شهباز ایرج روزی را به یاد می‌آورد که عاصی کشته شد.

او گفت آن روز شوربا پخته بود و عاصی شوربا را بسیار دوست می‌داشت اما آن طعام ناخورده ماند و عاصی که در یک عصر پاییزی برای دیدن دوستی از خانه بیرون شده بود، هیچگاه به خانه باز نیامد.

او گفت عاصی در آخرین روز زندگی اش، صبح وقتی از خواب بیدار شد به همسر گفت که خواب بدی دیده است، نگران بود، برخاست و کتاب شعرهای میرزا بیدل را باز کرد، غزلی خواند و لحظه‌ای خاموش ماند و آرام شد.

بعد رفت بر سر کار؛ عاصی کارمند انجمن نویسندگان در کابل بود.

عصر وقتی برگشت به همسر خود گفت که می‌خواهد به دیدن دوستی برود، اما میترا مانع شد چون اوضاع امنیتی خوب نبود و هر لحظه راکت‌هایی که گروه‌های مجاهدین شلیک می‌کردند در مناطق اطراف به زمین می‌خورد.

اما این شاعر آن روز به زن گفت که حاضر نیست حرفش را بشنود، میترا چیزی نگفت و زمانی که عاصی از خانه‌ بیرون می‌شد همسر به او گفت حتما شام به خانه برگردد که شوربا می‌پزد چرا که می‌دانست او شوربا/آبگوشت را خیلی می‌پسندید.

در این گفتگو میترا عاصی از دلایل سفر شان به ایران و بازگشت از ایران می‌گوید و این که فرهاد دریا در نظر داشته آنها را کمک کند تا به غرب بروند.