نا امنی های کابل: 'شاید قربانی بعدی من باشم'

حق نشر عکس AP

افزایش حملات خونین انتحاری و ادامه انفجارهای پی‌هم در کابل پایتخت افغانستان، نفس را در سینه‌های پایتخت نشینان حبس کرده است.

هرچند بسیاری ها می‌گویند که این نوع حملات برای آنها عادی شده و تسلیم نخواهند شد اما تعدادی دیگر اعتراف می‌کنند که حالا از گشت و گذار در شهر می‌ترسند و وقتی از خانه بیرون می‌‎شوند نمی دانند سالم بازخواهند گشت یا نه.

این موضوعات فضای شبکه‌های اجتماعی را در افغانستان پر کرده و به بحثی داغ تبدیل شده است.

'شاید دفعه بعد نوبت من باشد'

اخیرا و به دنبال حمله‌ هدفمند شورشیان به مرکز فرهنگی فرانسه در کابل منجر به ایجاد فضای ترس میان هنرمندان و فرهنگیان و به ویژه غیرنظامیان شده و با واکنش‌های شدید فعالان مدنی و کاربران شبکه‌های اجتماعی همراه بوده است.

برخی از کاربران افغان در فیسبوک نوشته اند که شاید قربانی حملات بعدی یا انفجارهایی که در پایتخت روی میدهد شوند.

کاوه آیرک از هنرمندان افغان پس از انفجار انتحاری در مرکز فرهنگی فرانسه در فیسبوک خود نوشت: "چیزی نمی توانم بنویسم جز اینکه امروز به نمایش تئاتر در لیسه استقلال نرسیدم و بعد تلفن دوستان که انتحار شده است آن هم در داخل لیسه استقلال."

او با شدت از عملکرد سیاست مداران افغان در برابر گروه طالبان و سایر شورشیان انتقاد کرده و نوشته که: "اینجا هر روز وحشت است و انتحار. یا زنگ می‌زنی یا زنگ می‌زنند که حالت خوب است؟ دیگر در این کشور هیچ چیز حرمت ندارد. همه در خون غلط می‌زنیم و سیاست کثیف ما را می بلعد…"

کمتر اتفاق افتاده که رویدادی امنیتی چنین نا امیدی در دل‌ها ایجاد کند. هم در میان طبقه روشنفکر و هم بین مردم عادی که وقوع حملات و انفجارها جزئی از زندگی شان شده است. اما دیگر حرف، حرف نا امیدی است.

فایقه سلطانی از دیگر کاربران شبکه اجتماعی فیسبوک که پیش از انفجار در مرکز فرانسه، بارها به این مرکز رفته در صفحه‌اش نوشته: "مرا ببخشيد هر لحظه امكان دارد كشته شوم."

وصیت‌های پیش از مرگ در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که انفجارها و حملات انتحاری بیش از حد به زندگی افغان‌ها نزدیک شده و روزگار را بر آنها تلخ کرده است.

سیروس مولایی از دیگر کاربران افغان فیسبوک نوشته: "همه ترسيده‌اند، ديگر در فيسبوک هم پرسه نمی‌زنند. چون امكان وقوع يک انفجار در فيسبوک هم برای شان دور از واقعيت نیست..."

'رئیس جمهوری استعفا کند'

انتقادها تنها از شرایط بد امنیتی نیست، از سیاست‌های دولت در سیزده سال گذشته نیز هست.

حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان در سیزده سال حکومت خود با گروه طالبان راه مدارا در پیش گرفت و پیوسته شورشیان را "برادران ناراضی" خطاب کرد. این رویکرد خشم فعالان مدنی و جوانان افغان را همراه داشت و هنوز هم بسیاری از سیاست‌های دولت در برابر گروه طالبان راضی نیستند.

پس از آنکه محمد اشرف غنی زمام امور را به دست گرفت، کابل به طور اوسط هر یک روز در میان، انتحار یا انفجاری را شاهد بوده است.

محمد ظاهر قادری از کاربران افغان با اشتراک گذاری عکسی از رئیس جمهوری در کنار پیرمردی، در فیسبوکش نوشته: "آقای رئیس جمهور! این پیر مرد را مخالفان سیاسی‌ات زخم زده، آیا هنوز هم خونخواران قرن را که هر روز گلوی طفل، زن و مرد بی‌گناه این کشور را تیغ می‌زند مخالف سیاسی می‌دانید، آیا می شود بگویید این تعریف در کدام کتاب سیاسی است که هیچ مرد قلم به دست آنرا تا اکنون نخوانده..."

آقای غنی طالبان و دیگر گروه های شورشی را "مخالفان سیاسی" خوانده و این رویکرد او انتقادهایی را در شبکه های اجتماعی برانگیخته است.

سید مهدی حسینی از رونامه‌نگاران در کابل در صفحه فیسبوک خود نوشته: "بدون چون و چرا، غنی باید استعفا دهد..." تعدادی از کاربران دیگر نیز با تغییر نمایه فیسبوک‌های خود به "استعفا"، مثل مهدی حسینی خواستار کناره گیری مقامات ارشد دولتی و نهادهای امنیتی شده‌اند.

در بسیاری از جوامع ناتوانی نیروهای امینتی در تامین امنیت و ضعف دولت در برقراری ثبات می‌تواند حاکمان را به چنین مرحله‌ای برساند اما در افغانستان حکومت از مردم خواسته که شکیبا باشند و به صلح و دیپلماسی و راه‌های مسالمت آمیز رسیدن به صلح فرصت دهند.

کنایه‌ها

نه تنها در کابل، پایتختی با حدود بیش از پنج میلیون جمعیت، بلکه در بسیاری از ولایت‌های افغانستان نا امنی ها در ماه‌های اخیر افزایش یافته و همزمان با خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان، چالش‌های امنیتی بیشتر شده است.

بی سرنوشتی کابینه، نبود وزیران در وزارت‌خانه‌ها و سرپرستی مسئولان ولایتی و امنیتی به انتقادهای مردم علیه دولت افزوده است. تشکیل کابینه، فساد در اداره و رویارویی مسئولان با این واژه ها با کنایه و طعنه کاربران افغان همراه بوده است.

رویا از دختران جوانی که در کابل زندگی می‌کند در صفحه فیسبوک خود نوشته: "شاید مرده‌ایم و حواس مان نیست." یا مرتضی جلالی کاربر دیگر شبکه‌های اجتماعی نوشته: "ما خو تا حال زنده‌ هستیم، شما چطور؟"

حکومت وعده کرده که با تدابیری که برای بهبود امنیت در دست دارد، وضعیت را از حالت کنونی بیرون کند.

اما کاربرد عبارات "محکوم می‌کنیم"، "تقبیح کرد"، "تسلیت می‌گوییم"، "تحقیقات ادامه دارد" و عبارات مشابه که در خبرنامه‌های دولتی پس از وقوع هر رویداد، پخش می‌شود؛ از دیگر مواردی است که شهروندان افغان به آن انتقاد دارند و کاربران افغان شبکه های اجتماعی نیز را چندان شاد نکرده است.

فهیم فخری در صفحه فیسبوک خود نوشته: "پیام تسلیت و تقبیح به چه درد می خورد؟ مردم هر روز به خاک و خون کشیده می‌شوند انگار نه انگار، این را هم اشرف غنی و هم داکتر عبدالله بدانند که خون همین کسانی که هر روز ریخته می شود فردا دامن گیر هر دو شان خواهد بود..."

از ایجاد حکومت وحدت ملی بیش از سه ماه می‌گذرد. حکومت وعده کرده بود که در صد روز نخست تلاش خواهد کرد که وعده‌های خود را عملی کند.

اما عصمت کوهسار روزنامه نگار افغان در صفحه فیسبوک خود نوشته: "در كار نامه های ١٠٠روز نخست حكومت وحدت ملي ثبت نماييد: پايتخت خط اول جنگ!"

کابل هنوز زنده است

شمار دیگر هم هستند که کاری به کار دولت ندارند. این دسته بیشتر نهادهای مدنی و شهروندان عادی را به بی تفاوتی متهم می‌کنند و از آنها انتقاد می‌کنند که چرا در برابر چنین رویدادهایی صدایی بلند نکرده‌اند.

شهزاده نور در صفحه فیسبوک خود نوشته: "خاموشی این ملت برایم هر لحظه درد آور است، نابودی ومرگ تدریجی عزیزان خود را می‌بینیم، خاموشانه منتظر مرگ خود هستیم، نه احساس مانده نه عاطفه نه غرور و غیرت. مردم ما به قدرت خود نمی‌داند که همین اربابان قدرت را نه با اسلحه بلکه می‌توان با فریاد تسلیم کرد. خاموشی خیانت است."

اما برخی هم آستین بالا زده و با تجمعات و گردهمایی های نمادین بر علیه عاملان خشونت‌ها شعار داده اند.

رامین انوری از فعالان حقوق بشر در صفحه فیسبوک خود نوشته: "کابل خاموش نیست، تروریسم نمی‌تواند ما را خاموش کند. ما مثل گذشته از بین دود و خاک بلند می‌شویم. هیچ دهشتی توانایی آن را ندارد که ما را در خانه نگه دارد. ما روی خیابان‌ها هستیم و در رستوران‌ها و کافه‌ها. ما در مرکز فرهنگی فرانسه هستیم و در همه‌جا. بدین ترتیب ما باید پیروز شویم و تروریسم شکست بخورد."

امید شریفی نیز در صفحه فیسبوک خود نوشته: "ما کابل را دوست داریم، تروریست‌ها و طالبان نمی‌توانند ما را بترسانند. تا وقتی که زنده‌ایم به خاطر صلح و حقوق مدنی زندگی و مبارزه خواهیم کرد."

با این حال چیزی که روشن است بی سرنوشتی این کشور در خصوص امنیت و مفاهمه با گروه‌های مسلحی است که بر ضد این دولت می‌جنگند. مبهم این است که چند ماه آینده کدام صف تیره تر خواهد بود، صف امیدواران، یا صف مایوسان؟