'پیام کوتاه' وزارت حج و اوقاف افغانستان به خطیبان جمعه

حق نشر عکس BBC World Service

مساجد در افغانستان فراوان، اما آمار دقیق آن نامعلوم است.

گفته می‌شود که بیش از ۱۳۰ هزار مسجد در این کشور وجود دارد. این تعداد مساجد فعالیت‌های دینی و اجتماعی مختلف و متنوعی دارند و از این میان، خطبه‌ها و خطابه‌های روز جمعه معمول‌ترین و در عین حال مهم‌ترین فعالیت دینی و سیاسی-اجتماعی به شمار می‌آید.

عمدتا خطیبان و امامان در تعیین موضوع خطابه‌شان و نحوه‌ ایراد آن خودمختارند و در این زمینه خود را ملزم نمی‌دانند تا پیشنهاد کسی را بشنوند و به انتقاد کسی پاسخ گویند؛ بلکه سلیقه و میل خود آنها در این زمینه معیار نهایی است. این استقلال استبدادی می‌تواند برای مردم و دولت گاهی مایه‌ دردسر و چالش‌زا باشد. بنابراین نظارت و کنترل بر این فعالیت در مساجد می‌تواند یک حاجت به شمار آید.

اما به تازگی وزارت حج و اوقاف افغانستان گفته است که از این پس موضوع و محتوای خطبه‌های نماز جمعه با اس ام اس یا همان پیام کوتاه کتبی به خطیبان جمعه در این کشور ابلاغ خواهد شد.

طرحی نو و مفید

به نظر می‌رسد طرح نوی که وزارت حج و اوقاف افغانستان درانداخته و در آن به هماهنگ‌سازی فعالیت‌های مساجد، یکسان‌سازی خطابه‌های روز جمعه و تعیین موضوع سخنرانی برای خطیبان پرداخته است، طرحی مفید و برنامه‌ اثرگذاریست. زیرا تا کنون برنامه‌ جامع و دقیقی برای تعیین مسیر فعالیت نهاد مسجد و نظارت بر خطابه‌های روز جمعه وجود نداشته است.

به حکم آنکه بر بنیاد گفته‌های مسئولان این وزارت، از مجموع بیش از ۱۳۰ هزار مسجد در افغانستان، تنها نزدیک به ۴ هزار مسجد در این وزارت ثبت شده است و این وزارت را از احوال تعداد گزاف باقی‌مانده هیچ خبری نیست. تازه همان تعداد اندکی هم که در این وزارت ثبت است هماهنگی لازم در فعالیت‌ها و خطابه‌های روز جمعه‌شان دیده نمی‌شود.

این طرح نو معجزه نمی‌کند، اما می‌تواند در راستای ایجاد و افزایش فرهنگ صلح‌جویی و دیگرپذیری، کاهش افراط‌گرایی دینی، تقویت وحدت ملی، نزدیکی میان مردم و دولت، تحکیم ارزش‌های دموکراتیک، کاهش خشونت علیه زن و خیلی مسایل دیگر، مفید و مؤثر باشد.

شاید اهمیت این طرح در پرتو نقشی که تریبون پرمخاطب منبر و نهاد مسجد در توجیه افکار عامه و رنگ و بو دادن به زندگی سیاسی و اجتماعی در جامعه‌ افغانستان دارد، بهتر قابل توجیه و تحلیل باشد.

منابر؛ منبع قدرت و معرفت

در جامعه‌ افغانستان، برخلاف کشورهای اسلامی دیگر، بیشتر مردم، مسلمان، سنتی و بی‌سوادند.

این سه ویژگی می‌تواند بستر مساعدی برای اثرگذاری گسترده‌ منبر و مسجد در زندگی مردم باشد، زیرا مردم به حکم مسلمان بودن و سنتی اندیشیدن، دین را بنیادی‌ترین منبع معرفت می‌دانند و نسخه‌ و نقشه‌ زندگی‌شان را از آن می‌خواهند و به حکم بی‌سواد بودن برای دریافت این نسخه و نقشه، به منبر و مسجد به منزله‌ متولی دیرین دین مراجعه می‌کنند.

بدینسان مثلث دین‌باوری، سنتگرایی و بی‌سوادی، زندگی بیشتر مردم در این جامعه را در دایره‌ حاکمیت و قدرت منبر و مسجد محصور و منحصر می‌سازد.

حضور گسترده‌ منبر و مسجد در افغانستان و انس همیشگی مردم با خطیب و خطابه در دورترین نقاط این سرزمین، نهاد مسجد و تریبون منبر را در برخی مناطق یکه‌تاز عرصه‌ اطلاع‌رسانی می‌سازد؛ اطلاع‌رسانی از آدرس خدا و نشانی پیامبر. و این امر سبب می‌شود که نیروهای مدرن در عرصه‌ اطلاع‌رسانی و توجیه افکار عامه، مانند رسانه‌ها و نهادهای مدنی، نتوانند در دلربایی از این اکثریت، با منبر و مسجد رقابتی نیرومند داشته باشند.

حوادثی که طی یک قرن اخیر در کشور اتفاق افتاده است این مساله را به خوبی ثابت نموده و نشان می‌دهد که نهاد کهن مسجد و تریبون پرمخاطب منبر تا چه پیمانه می‌تواند در بسیج افکار عامه و در کاهش و افزایش اعتماد و رابطه میان مردم و دولت نقش بازی کند.

اصولا جهاد و هجرت و دفاع و مقاومت و هر تاخت و تاز و کر و فر دیگر در این کشور به نوعی، مشروعیت و موجودیتش را وامدار مسجد و منبر بوده است.

منبرداران غیر تخصصی، مشکلی برای دولت و ملت

نقش و تاثیری که منبر و مسجد در زندگی مردم دارد، ایجاب می‌کند تا برای تصدی پست‌های خطابت و امامت، معیارهای اساسی در نظر گرفته شود و اصولا این پست‌ها حرفه‌ای شود. از سویی هم بایستی دولت بر فعالیت منابر و مساجد نظارت و کنترل جدی داشته باشد.

به همین سبب است که در غالب کشورهای اسلامی به منبر و مسجد توجهی خاص صورت می‌گیرد و معیارهای تصدی مقام خطابت و امامت بسیار دقیق است. همچنین تمام فعالیت‌های مساجد زیر نظر وکنترل دولت قرار دارد و منابر همواره در راستای منافع ملی آن کشورها سیر می‌کند.

مثلا در عربستان سعودی برای تعیین خطیب، امام و حتی خادم مسجد لایحه و مقرره‌ خاص وجود دارد و برنامه‌های دعوت و ارشاد در مساجد، از سوی بخش مسئول در وزارت شئون اسلامی کنترل می‌شود. به همین شکل در ایران، خطیبان قاعدتا از سوی ولی فقیه و یا نایب او تعیین می‌شوند و بایستی در راستای حمایت از منافع جمهوری اسلامی حرکت کنند.

در افغانستان، اما برای تصدی این پست‌های مهم، معیار مشخصی از لحاظ دانش و سواد و نگاه و گرایش افراد وجود ندارد، بلکه یک سری معیارهای عرفی در حد نحوه‌ لباس پوشیدن و قیافه‌ شخص برای این امر مشخص شده است. همچنین دولت نه در گماشتن افراد و اشخاص به این پست‌ها دخالتی دارد و نه بر فعالیت آنها نظارتی.

نبود معیارهای مشخص علمی و آکادمیک برای تصدی این پست‌ها و از سوی دیگر عدم نظارت دولت بر فعالیت‌های منابر و مساجد، سبب شده است تا از یکسو افراد غیر مسلکی و کم‌سواد مساجد را تصرف کنند و بر منابر تکیه زنند و بالتبع با دین مردم بازی کنند و از سوی دیگر اشخاصی با گرایش‌های تندروانه و خشونت‌گرایانه از تریبون پرمخاطب منبر و از نهاد قوی مسجد بر ضد منافع ملی و ارزش‌های اجتماعی بهره‌برداری کنند.

بنابراین تخصصی‌سازی پست‌های مذکور و نظارت جدی دولت بر فعالیت‌های مساجد و منابر بسیار مهم به نظر می‌رسد و طرح نو وزارت حج و اوقاف در این زمینه می‌تواند گامی مثبت تلقی شود.

این اقدام، البته نمی‌تواند انجام کار به شمار آید، بلکه وزارت حج و اوقاف برای سامان‌بخشی به فعالیت‌های مساجد و برای استفاده‌ از تریبون منبر در راستای منافع ملی و ارزش‌های مهم اجتماعی و برای جلوگیری از تندروی و خشونت‌ورزی، باید برنامه‌های جامع‌تری برای مسلکی‌سازی این پست‌ها طرح کند و بر اجرای برنامه‌های این وزارت در مساجد نظارت جدی داشته باشد.