جبهه جنگ تبليغاتى طالبان

حق نشر عکس Reuters
Image caption حضور طالبان در شهر قندوز انعکاس گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی داشت

طالبان از آغاز ظهور شان در دهه نود میلادى، از خود مهارت زیادی در جنگ تبلیغاتى نشان داده‌اند و همواره حضور خود را در سرخط خبرهای ملی و بین‌المللی حفظ کرده‌اند.

آنها به رغم اینکه عکس‌برداری و ضبط ویدیو را حرام می‌دانند، ولی از این ابزارهای رسانه‌ای برای پیشبرد جنگ روانی به خوبی استفاده می‌کنند. فعالان رسانه‌ای طالبان به خوبی با رسانه‌هاى داخلى و بین‌المللى آشنا هستند و در شبکه‌هاى اجتماعى مثل فیسبوک و توییتر فعالند. طالبان همپای مدرن‌ترین نهادهای دنیای امروز از قدرت شبکه‌های اجتماعی بهره می‌برند.

طالبان در حمله اخیر به شهر قندوز، با هوشیاری تمام نخستین نمادهای ورودشان را به شهر با گرفتن سلفى در بیمارستان، کنار خیابان‌ها و اداره‌هاى مهم حکومتى نشان دادند تا ثابت کنند که به عمق شهر داخل شده و بى‌خیال از حضور ارتش و پلیس مردم شهر را به همکارى دعوت مى کنند.

کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز با گذاشتن پست‌هایی از ورود و عملکرد طالبان گزارش دادند که این اطلاع رسانى دو نتیجه در پی داشت:

اول این اطلاع‌رسانی به طالبان در رساندن خبر حضور شان در شهر کمک کرد و دوم مقدارى از ماهیت و رازهاى سر‌به‌مهر گذشته طالبان در فتوحات و برخورد با مردم بر ملا ساخت.

در گذشته گاهى در مورد روش‌هاى جنگ طالبان و پیشرفت آنها افسانه‌سازى مى‌شد ولى حالا شبکه‌های اجتماعی حقایق نوى را بیان مى‌کنند.

رسانه‌ها و طالبان

حق نشر عکس Other
Image caption طالبان نخستین نمادهای حضورشان را در قندوز، با گرفتن عکس‌ و سلفی در بیمارستان، خیابان‌ها و اداره‌های دولتی نشان دادند

بنابر ماهیت استفاده از شبکه‌هاى اجتماعى که طی آن شهروندان به روزنامه‌نگار بدل مى شوند، طالبان با ترغیب ماهرانه کاربران به ارسال عکس و ویدئو، وضعیت را بر وفق مراد دل خود جلوه داده و مى‌‎توانند با این پست‌ها در ایجاد ترس و رعب از حضور و برخوردشان با مردم موفق شوند.

رسانه‌هاى ملى و بین‌المللى نیاز شدیدی به عکس، تصاویر ویدئویى و روایت‌هاى شخصى شاهدان عینى دارند و به این عطش کاربران فیسبوک و خود طالبان که تلفن‌هاى هوشمندشان در کنار کلاشنیکوف حمل می‌شود پاسخ مى‌دهند.

فیسبوک، یوتیوب، توییتر و تماس‌هاى تلفنى با رسانه‌ها کمک مى‌کند مردم روایت‌شان را از جنگ به رسانه و به مخاطبان بیان کنند. گاهى بیشتر این روایت‌ها شنیده‌هاى دست دوم و سوم از آن محلاتى است که خود راوى آنجا نبوده اما توصیفی اغراق‌آمیز از صحنه مى‌دهد.

از تعداد نیرو و سقوط دهکده‌ها و مناطق مى‌گویند و با افزودن نام‌هاى مناطق و روستاهای بیشتر، جدا از اهمیت استراتژیک آن، پله جنگ تبلیغاتى را به سود طالبان سنگین مى‌کنند. موج‌هاى سنگین سراسیمگى و اضطراب در مناطق و ولایات دور و نزدیک ایجاد مى کنند و گاهى در تضعیف روحیه دیگران به شدت موثر عمل مى‌کنند، کاری که کاربران گاهی آگاهانه و زمانی نا آگاهانه به سود طالبان انجام می دهند.

در مثال قندوز شمارى از کاربران با حس همدردى با طالبان پست مى‌گذاشتند و عده‌اى در مخالفت با آنها عکس‌هایى پست مى‌کردند که از سال‌هاى قبل یا حتى کشورهاى دیگر بود ولى این یقین را ایجاد می‌کردند که طالبان، سربازان و ماموران دولتى را بی‌رحمانه از پا مى‌آویزند و دست به کشتار بی‌رویه می‌زنند. کارى که موج‌هاى فرار در مناطق دیگر ایجاد مى‌کند.

به دنبال سقوط شهر قندوز، از چند ولایت دیگر پست‌هایى در فیسبوک منتشر شد که دال بر فرار مردم یا ترک خطوط دفاعى به وسیله سربازان بود. مردم در ابتدا این پست‎ها را باور کردند ولى بعدا روشن شد که عارى از حقیقت اند.

از سویى کاربران با گذاشتن پست و فعالیت ناآگاهانه، گاه اسرار نظامی را افشا مى‌کنند. رسانه‌ها نیز گاهى که به این کاربران و مخاطبان اتکا می‌کنند، دچار اشتباه می‌شوند. چانچه گفته شد در یک مورد مصاحبه یک سرباز وابسته گروه‌هاى مسلح بیرون از ارتش و پلیس که در بالاحصار قندوز در محاصره بود با یک شبکه تلویزیون محلى، اطلاعات محرم نظامى داخل حصار را فاش کرد، از جمله این که آنجا اسلحه و آذوقه براى دفاع تمام شده و همین امر سبب تشدید حمله مخالفان و شکست سربازان شد.

بزرگ‌نمایى نیروهاى طالبان با توسل به شبکه‌هاى اجتماعى، نیروی محدود طالبان ( به روایتی زیر هفتصد نفر) را در قندوز بر نیروى منظم دوهزارنفرى ارتش و پلیس موقعیت برتر داد. طالبان با توسل به حیله و ایجاد رعب و و ترس توانست نیروى سه تا پنج هزار نفرى گروه هاى مردمى یا اربکى را نیز به سرعت یا خلع سلاح کند و یا شمارى را پس از توبه و توبیخ به خانه‌هاى‌شان بفرستد.

طالبان تعطیلات عید قربان را فرصت غافلگیرانه‌اى براى تسخیر شهر قندوز در نظر گرفتند. آنها در گذشته نیز بیشتر شهرها را با ایجاد موج شایعه و مضاعف نشان دادن توانایى و حملات معدود انتحارى تسخیر مى‌کردند. به کار گرفتن حیله هنوز سلاح موثرى در دست آنهاست. در سال‌هاى نود آنها خودشان را تا زمان رسیدن به دروازه‌هاى کابل، وابسته به شاه سابق، محمد ظاهر، مى خواندند.

چرا قندوز؟

حق نشر عکس Reuters
Image caption به روایت شاهدان عینی، طالبان از ماه‌ها قبل با نزدیک شدن به مردم اطراف شهر که از رفتار گروه‌های مسلح غیرمسئول ناراضی بودند، زمینه حمله به قندوز را فراهم کردند

قندوز انتخاب جالبى براى طالبان بود، هم از نظر ترکیب قومى و هم از نظر اینکه آخرین سنگر آنها در پایان شکست امارات اسلامى شان به دست نیروهاى ائتلاف بین المللى در سال ۲۰۰۱ بود. قندوز پنجمین ولایت پرجمعیت و داراى ظرفیت کلان اقتصادى است؛ با ابزار و مهمات فراوان نظامى که از ارتش آلمان به جا مانده است.

اهمیت استراتژیک دیگر این ولایت هم‌جوارى با آسیاى میانه و شهر بندرى شیرخان در شمال کشور است. براى "چرا قندوز؟" دلایل سیاسى و اقتصادى دیگرى نیز مطرح مى شود از طرح های "وزیریستان شمالی کردن" تا کشاندن شورش به مرزهای آسیای میانه و روسیه و مدیریت مهار تروریسم را از پاکستان به افغانستان منتقل کردن که همه جاى بحثی جداگانه دارد.

به روایت شاهدان، طالبان با توسل به حیله و نزدیک شدن به مردم مناطق اطراف شهر با مرهم‌گذارى به دل‌هاى افگار آنها از مردم‌آزاری‌های گروه‌هاى مسلح غیرمسئول در محل جاى پا باز کردند. آنها سه تا چهار ماه براى این کار فرصت گذاشتند و به تدریج نفوذ خود در حومه شهر را گسترش دادند.

شمارى از افراد جنگجو که از مناطق مختلف براى جنگ و حمله به قندوز اعزام شده بودند همراه با هواخواهان محلى، در نواحى اول و دوم داخل شهر و مناطق اطراف بالاحصار در روزهاى عید به بهانه دیدارهاى سنتى وارد شدند.

روایت این است که یکى از فرماندهان گروه‌هاى مسلح محلى در رقابت و لج‌بازى با گروه رقیب، این افراد را وارد شهر کرده و زمینه را براى شکستن یک خط دفاعى مساعد کرده است. آنها از هفته‎های پیش خودشان را با رمز و رازهاى دفاعى شهر آشنا کرده بودند و به صورت همزمان و غافلگیرانه وارد شهر شدند. عدم اقدام به موقع مسئولان محلی سوال بر انگیز است.

به روایت شاهدان، طالبان با آزاد کردن زندانیان، بر تعداد افراد مسلح تحت امر خود افزودند. آنها اعضای گروه‌هاى مسلح مردمى را با ضمانت آزاد کردند ولى سربازان و افسران ارتش و پلیس را که به اسارت گرفته بودند، به محل نامعلومى فرستاده‌اند تا براى مقاصد بعدى در محافظت خود داشته باشند.

روش‌هاى دفاعى دولت

حق نشر عکس bbc
Image caption با گذشت یک سال از عمر حکومت وحدت ملی افغانستان، وزارت دفاع این کشور هنوز هم به وسیله سرپرست اداره می‌شود

دولت وحدت ملى با اقدام سریع در اولین روز آغاز به کار، قرارداد امنیتى با آمریکا را امضا کرد. سندى که باید وثیقه دفاعى کشور در برابر این نوع تهاجم‌ها و حملات شکست‌دهنده باشد که بتواند منجر به سقوط دولت شود. اما حکومت حتى با گذشت یک سال هم نتوانسته وزیر جنگ مناسب و مدیریت دفاعى موثر داشته باشد که مفاد این قرارداد را در عمل پیاده کند.

به روایتی مسئولان وزارت‌هاى امور امنیتى تحت رهبرى شوراى امنیت ملى و فرماندهی کل نیروهای مسلح فعالیت مى‌کنند و طوری که خود گفته در بسیاری از موارد داراى اراده و آزادى کامل عمل نیستند. این مسئولان تا به حال در ظاهرنتوانسته‌اند ثابت کنند که یک گام جلوتر از دشمنان شان ابتکار عمل را به دست دارند. هرچند آنها مدعی اند نود درصد اقدامات شورشیان را خنثی می‌کنند و کمتر ازده درصد مجال عمل می یابد.

یکى از نظامیان گفته است که ارتش دوصد و پنجاه هزار نفرى افغانستان، تا حالا یکفرمانده و رهبر مجرب ندارد. یکى از تحلیلگران می‌گوید که معصوم استانکزى، سرپرست وزارت دفاع، در واقع یک نظامى بازنشسته است که بیشتر مرد صلح است تا جنگ و وزارت دفاع افغانستان نیاز به یک وزیر فعال و قاطع دارد.

چگونه عمل شد؟

حق نشر عکس Reuters
Image caption در عملیات پس گرفتن قندوز از طالبان، نیروهای امنیتی افغان از حمایت هوایی ناتو برخوردار بودند

دولت براى ضدحمله به شورشیان طالب در قندوز، در بیست و چهار ساعت وارد عمل شد و تصمیم به اعزام نیرو گرفت، اما به دلیل نداشتن امکانات هوایى و گیرماندن نیروهاى کماندو در ولایت همجوار بغلان، این نیروها با تاخیر ٧٢ ساعته به قندوز رسیدند. تا این زمان فرصت مساعد به شورشیان داده شد که مواضع شان را در نقاط تسخیر‌شده تحکیم ببخشند.

حملات حمایتى هوایى ناتو در ٢٤ ساعت اول یورش طالبان در قندوز بى‌نتیجه ماند چون نیروى حمایتى زمینى براى ضدحمله آماده نبود.

حملات هوایى به پایگاه‌هاى پشت جبهه طالبان به رغم کشته شدن مولوى سلام، والى معرفی‌شده از سوی طالبان براى قندوز، با جمعى از اراکین نتوانست روحیه طالبان را تضعیف کند.

کماندوها و نیروى ویژه فقط شام چهارشنبه توانستند وارد قندوز شوند و عملیات تصفیه شهر را نیمه‌شب آغاز کردند. هواپیماهاى بى ٥٢، هلیکوپتر و جت متعلق به ناتو و آمریکا با بمباران شدید، حمایت هوایى را براى نیروهاى امنیتى دولتى فراهم کرد.

خونسردى رهبران دولت

حق نشر عکس AP
Image caption تاخیر دولت در آغاز عملیات در قندوز با انتقادهایی همراه بوده است اما آقای غنی گفته است که حفظ جان غیرنظامیان و نیروهای افغان بر سرعت عملیات ارجحیت داشته است

برخورد خونسرد مسئولان رده اول امور امنیتى در برابر تهاجم طالبان در قندوز و برداشت سیاست مدارا و خویشتن‌دارى در واکنش سریع به حمله طالبان که شبکه‌هاى اجتماعى آن را تبلیغ مى‌کردند، موجى از خشم و عصبانیت را در حلقاتى از کاربران شبکه‌هاى اجتماعى بر انگیخته و سبب شده تا بسیارى نسبت به نیت و اراده مسئولان امور امنیتى در جنگ با طالبان ابراز شک و تردید کنند.

از ابراز نظر نمایندگان در مجلس تا تظاهرات اخیر در شهر کابل، از پست‌هاى شبکه‌هاى اجتماعى تا مباحث رسانه‌ها، همه جا در قضیه قندوز، رهبران به باد انتقاد گرفته مى‌شوند.

دولت وزیرى، از سخنگویان وزارت دفاع افغانستان دلیل خونسردى و تاخیر در ضدحمله به طالبان را در قنذوز به سیاست اجتناب از تلفات غیرنظامیان و کاهش تلفات نیروهای امنیتی و موثر کردن عملیات در برابر یک حمله غافلگیرانه مربوط می‌داند.

متناسب به واکنش نیروهای دولتی و ناتو تردیدی نیست که قندوز نمی تواند در اختیار نیروهای طالب بماند اما آنها از تاکتیک حضور درشهر و قایم شدن درخانه های مردم استفاده می کنند تا بتوانند سربازان دولتی به آسانی غافلگیر کرده و به آنها شلیک کنند یا با ارسال ها ویدیو های از داخل شهر نشان بدهند که هنوز کنترل را به دست دارند.

بسیارى از تحلیلگران نظامى و مردم قندوز که متحمل قربانى و روز‌هاى سختى شده‌اند، این پرسش را مطرح مى‌کنند که به رغم پیش‌بینى حمله طالبان بر شهر، چرا سیاست دفاعى دولت در قندوز با تانى و تاخیر غیرموجه روبرو شد؟

آیا قصد این بود که نشان داده شود طالبان حالا مثل سال هاى نود قادر نیستند شهرها را تسخیر کنند یا اگر هم این کار شود تخریب و چپاول شهراجتناب ناپذیراست وطالبان مانند سال‌های نود نمی توانند با خیال راحت بر اریکه حاکمیت شهرها تکیه بزنند و مواضع خود را به سرعت مستحکم کنند، یا اینکه توانایى طالبان براى تسخیر شهر قندوز دست کم گرفته شد.

یکی از آگاهان نظامی مى گوید براساس اطلاعات استخباراتى دولت، طالبان نیروى رزمى کلانى براى ساقط کردن شهرها ندارند هر نوع تلاش آنها مانند تجربه قندوز با شکست روبرو می شود. عمر صافى، والى پیشین قندوز که به دلیل غیبت و نارسایی در کارش برکنار شد، به بى بى سى گفت هشدارهاى او مبنى بر اینکه گروه‌های مسلح غیرمسئول یا اربکى‌ها قابل اعتماد نیستند و طالبان در تبانى با گروه‌هاى مافیایى شهر را سقوط خواهند داد، ناشنیده ماند. چرا؟