۱۰۰ زن؛ 'پول قرض کردم برای دخترانم دوچرخه خریدم'

Image caption عادله برای ترمیم دوچرخه اش نیم ساعت راه را رکاب زده به مرکز بامیان رسیده

در راسته دوچرخه‌ سازی‌های بامیان، دختربچه‌ای با سرعت آمد و دوچرخه ورزشی‌اش را پارک کرد و از دوچرخه ساز خواست نگاهی بیندازد. ترمز و تایرهای دوچرخه مشکل داشت و دخترک با دقت ناظر بود که همه نواقص دوچرخه رفع شود.

با خود مقداری سیب‌زمینی/کچالو و پیاز داشت. وقتی پرسیدم که از کجا آمده و دوچرخه از کیست؟ با چهره خجالتی‌اش گفت که دوچرخه‌اش را برای ترمیم آورده است.

نام این دختر عادله است، عادله دختری است که در منطقه فقیر نشین سنگ‌چسپان بامیان زندگی می‌کند و دانش آموز است.

Image caption محمد جواد برای این که دخترانش آرمان به دل نمانند، قرض کرده و برای دو دخترش دوچرخه‌ خریده

روز دیگر او را رو به روی مغاره‌های بودا دیدم که با لباس مدرسه در آن خیابان خاک‌آلود دوچرخه اش را به سرعت می‌راند و بعدتر که سراغش را گرفتم، با پدرش محمد جواد نظامی بازنشسته افغانستان سر خوردم.

'به دخترانم دوچرخه خریدم که نگویند پدرم به فکر ما نیست'

کسی که ما را تشویق به صحبت با عادله و عاقله هم کرد پدرشان بود.

محمد جواد سال‌ها در ارتش افغانستان کار کرده و حالا پیر و بازنشسته شده و با درآمد ناچیزی زندگی می‌کند. عاقله و عادله برای او اهمیت زیادی دارند، او چهار فرزند دارد.

در حیاط خانه کاه‌گلی آنها جز خس و خاشاک چیزی یافت نمی‌شود، به جز چند تا مرغ و فضولات حیوانات که برای تولید گرما در فصل زمستان استفاده می‌شود و مقداری چوب. اما در این میان دو دوچرخه نو دخترانه می‌درخشد، یکی نیلی و دیگری سیاه که توجه همه را به خود جلب می‌کند.

از محمد جواد پرسیدم که چطور شد به دخترانش دوچرخه خرید، او با علاقمندی گفت: "[عاقله و عادله] آمدند و گفتند که ما در تلویزیون دختران بایسکل سوار را دیدیم، حتی در جاهای دیگر مثل ایران دیدیم که دختران مسابقه دوچرخه سواری می‌دهند. پرسیدند برای ما هم اجازه است که دوچرخه داشته باشیم؟"

آقای جواد ادامه می‌دهد: "برایشان گفتم چرا اجازه نیست؟ گفتند حالا که ما بایسکل نداریم چطور می‌شود؟ گفتم که اگر دوچرخه ندارید، خدا که دارید... رفتم از این و آن بایسکل و پول طلب کردم و قرض گرفتم و برایشان بایسکیل خریدم. دوچرخه های ورزشی لوکس."

محمد جواد می‌گوید این کار را کرده که دخترانش فکر نکنند پدرشان به خاطری که دختر هستند به خواست‌های شان وقعی نمی‌گذارد. می‌گوید حالا که دخترانش را روی بایسکل در بامیان می‌بیند فکر می‌کند کل دوچرخه های شهر از آن او است: "می‌خواهم همه بدانند که فرقی بین دختر و پسر نیست."

دختران رکاب‌زن بامیان

Image caption ذکیه محمدی

اما دوچرخه سواری در بامیان همین دوازده سال پیش بین دختران رایج نبود، گروه طالبان در منطقه نفوذ داشتند و شرایط برای دختران و زنان به مراتب محدود بود، جامعه سنتی و مردسالار افغانستان هم مانع دیگری.

در سال‌های اول انگشت شمار دختران سوار دوچرخه شدند و بعدتر صف دختران دوچرخه سوار بیشتر و بیشتر شد. یکی از اولین‌ها دختری به نام ذکیه بود. ذکیه محمدی که در چندین مسابقه در سطح بامیان و افغانستان مقام‌های اول و دوم و سوم گرفته و حالا عضو گروه دوچرخه سواری 'صلصال شمامه' بامیان است.

او ۲۱ سال دارد و دوچرخه سواری را آماتور یاد گرفته، با تشویق پدر و مادرش و حالا در بامیان نامش سر زبان ها است. او در منطقه ملا غلام بامیان زندگی می‌کند، وقتی به دیدنش رفتم، اتاقش پر بود از گل و مدال و جام و جایزه. حاصل تلاش و جراتی که در دوچرخه سواری به خرج داده.

Image caption ذکیه (اول راست) از دوچرخه سواران نامی بامیان

حضور او برای خیلی های دیگر هم الهام بخش بوده. رقیه کوچکترین عضو گروه دوچرخه سواری هم با دیدن دخترانی مثل ذکیه دوچرخه سوار شده. حالا گروه ده نفری شان نه تنها که دوچرخه سواری را خوب بلد شده اند که با پیچ پیچ دوچرخه ها آشنایی پیدا کرده اند و دوچرخه های خود را خودشان ترمیم می کنند.

اما بامیان کل افغانستان نیست و هنوز در برخی از ولایت‌های افغانستان دختران و زنان بدون حجاب حتی در شهر و بازار دیده نمی‌شوند. در همین بامیان هم هنوز محدودیت‌ها پا برجاست.

ذکیه می‎‌گوید: "سطح فرهنگ مردم بامیان هنوز آن قدر تغییر نکرده و از این طرف و آن طرف حرف‌های خود را می شنویم و مردم حرف خود را می زنند ولی ما با این مشکلات جنگیدیم و مجادله کردیم و وقتی امروز دختری را می‌بینیم که به جمع ما می پیوندد، خیلی خوشحال می‌شویم."

مبارزه‌ای که ذکیه از آن نام می‌برد، مبارزه در برابر ملاهای افراطی و مفکوره های سنتی است. کسانی که می‌گویند جای زنان خانه و آشپزخانه است.

در همین چند کیلومتری بامیان در دو ماه گذشته سه دختر در ولایت غور افغانستان شلاق خورد و سنگسار شد. یکی از دختران زیر شلاق جان باخت و دیگری زیر سنگسار مردان خشمگین.

برای همین وقتی حرف از دختران و زن می شود، افغانستان نام بدی دارد. اما پیشرفت‌های دختران و زنان هم کم نیست، دختران دوچرخه سوار بامیانی می‌گویند می‌جنگند تا موانع یکی یکی از راه برداشته شود، هرچند به نظر می رسد حداقل در جایی مثل بامیان دیگر کسی توان توقف چرخ‌های سریع دوچرخه ها و پیشرفت زنان را ندارد.

Image caption زنان در بامیان نسبت به برخی از جاهای دیگر افغانستان آزادی های بیشتری دارند
Image caption دختران خودشان قادر به ترمیم دوچرخه های خود هستند
Image caption پسران و دختران در بامیان آزادانه دوچرخه سواری می کنند
Image caption اعضای گروه دوچرخه سواری دختران بامیان، هر سال اعضای بیشتری پیدا می کند
Image caption آرزوی اکثر شان رسیدن به مسابقات جهانی است
Image caption سایه سنت و مردسالاری جامعه حتی در بامیان هم گاهگاهی برای این دختران مشکل ایجاد می کند