فرهاد دریا: رخسار کودک کم از صفحه قرآن نیست

حق نشر عکس c
Image caption فرهاد دریا به تازگی به عنوان سفیر سازمان حمایت از کودکان در افغانستان انتخاب شده است

فرهاد دریا آهنگساز و خواننده شناخته‌شده‌ افغانستان، چندی پیش به عنوان سفیر اداره حمایت از کودکان در افغانستان معرفی شد.

او پیش از این عنوان دو بار سفیر حسن نیت سازمان ملل متحد را هم در افغانستان به دست آورده بود.

آقای دریا می‌گوید که می‌خواهد به عنوان پلی میان سازمان حمایت از کودکان و کودکان آسیب‌پذیر افغان کار کند.

او می‌گوید: "ما به عنوان یک کشور دین‌سالار، مشکلات کودکان را از دید بزرگترها و بزرگسالان می‌بینیم و شرم‌مان می‌آید از کودکان بپرسیم که خودشان برای تحقق آرزوهای‌شان چه خوابی دیده‌اند؟ ما مغرورتر از آن هستیم که این شهروندان کوچک را جدی بگیریم."

او از تمام رهبران جهان و بخصوص رهبران افغانستان می‌خواهد که برای رسیدن به یک جهان بدون خشونت، تغییر را از زندگی کودکان و بویژه آنها که محروم‌تر هستند آغاز کنند.

'می‌خواستم سوپرمن شوم'

حق نشر عکس nj
Image caption فرهاد دریا می‌گوید که در سال‌های گذشته کنسرت‌های خیریه زیادی به نفع کودکان و خانواده‌های محروم افغان برگزار کرده

فرهاد دریا می‌گوید که او همیشه در خواب‌های کودکی‌اش، خود را به صورت یک "سوپرمن" می‌دید که پرواز می‌کرد تا کسانی را که گرفتار مشکلی شده‌اند، نجات بدهد.

او می‌گوید: "روزی به پسرم هجران كه هنوز مكتب نمى‌رفت، غذا مى‌دادم. او هم مانند بیشتر کودکان هم‌سنش در نان خوردن (غذا خوردن) مشكل داشت. يك روز گفتم، مى‌فهمى كه چند مليون دخترك و بچه کوچک به سن و سال تو غذا‌ خوردن را بسيار دوست دارند اما چیزی براى خوردن ندارند؟ و تو كه شكر هر چيز دارى، نمى‌خورى؟ هجرانك براى چند لحظه خاموش ماند و ناگهان گفت بابه دريا، پس چرا به آنها نان نمی‌دهی؟"

فرهاد دریا می‌گوید که این حرف پسرش، او را به ياد خواب‌هاى كودكيش انداخته و با خود اندیشیده که شايد تقدير همین است که دست ديگران را بگيرد.

فرهاد دریا در سال ٢٠٠٣ بعد از ١٣ سال دوری از کابل دوباره به این شهر بازمی‌گردد اما کابل را پر از کودکانی می‌یابد که یا کار می‌کردند یا هم در کوچه و خیابان شهر سرگرم گدایی بودند.

او می‌گوید که انتخابش مشخص بود. چون فکر می‌کرد که هجران به او وظیفه سپرده تا به کودکان محروم کمک کند.

از همان سال کار برای کودکان خیابانی در افغانستان را به صورت جدی آغاز می‌کند.

فرهاد دریا معتقد است که بیشتر کودکان افغان، بی‌آنکه دوره کودکی را بگذرانند، نقش و مسئولیت بزرگسالان را به دوش می‌کشند.

فرهاد دریا بر این باور است که خانواده، وطن اصلى كودك است. براى آن كه او از مزاياى كودك بودن بهره‌مند شود، نياز دارد تا در دامن يك خانواده‌ای سالم، كه از وظایف خود و حقوق خود و فرزندان خود آگاه باشد، پرورش يابد.

'رخسار کودک کم از صفحه قرآن نیست'

حق نشر عکس f
Image caption دریا می‌گوید در تلاش است تا درس جدیدی با را هدف خشونت‌زدایی در میان نسل‌های آینده افغانستان به نصاب درسی این کشور اضافه کند

فرهاد دریا که خود یک پدر است و کمک به کودکان در مرکز فعالیت‌های بشردوستانه او قرار دارد، از پدران و مادران می‌خواهد در برابر کودکان خود، خشونت به خرج ندهند.

او می‌گوید: "رخسار كودك معصوم‌تان، كمتر از صفحه‌ قرآن نيست. از زدن بر سر و صورت‌شان دست برداريد! بزرگى و قدرت شما در محبت كردن به آنها است. ورنه هر كوچكى مى‌تواند ظالم و خشن باشد."

به گفته فرهاد دریا جانمایه کار او به عنوان سفیر بین‌المللی موسسه حمایت از کودکان، دادخواهی برای حقوق کودکانی است که قربانی خشونت، جنایت، تجاوز و "پدیده شوم بچه‎بازی" می‌شوند و افزون بر آن برای آگاه ساختن جامعه و خانواده‌ها از حقوق کودکان تلاش خواهد کرد.

او مصمم است که از این فرصت تازه برای بهبود وضعیت آموزشی کودکان نیازمند استفاده کند؛ از جمله می‌گوید که طرحی را با هدف "خشونت‌زدایی" در میان نسل‌های آینده‌ساز به وزارت معارف (آموزش و پرورش) افغانستان ارائه کرده است که اگر پذیرفته شود، مضمونی کاملا جدید، به عنوان مثال به نام "درس زندگی"، به نصاب درسی مدارس افغانستان افزوده شود.

به باور او این مضمون می‌تواند "به دور از زبان متعارف و تبلیغاتی، حس همدیگر‌پذیری، محبت، احترام به باورهای دینی دیگران، درک و شکیبایی در برابر تفاوت‌ها، مهربانی با محیط زیست و عشق به زندگی را در میان نسل‌های فردا که در سایه خشونت بزرگ شده‌اند"، بارور کند.

فرهاد دریا می‌خواهد که زبان، بیان و محتوای این مضمون تازه، با درس‌های سنتی و کهنه فرق داشته باشد. او می‌گوید که خشونت گسترده‌ای که در افغانستان معاصر حکم‌فرماست، پدیده‌ای کاملا تازه است و "پدیده تازه، درس تازه می‌خواهد."

برگزاری کنسرت‌های خیریه

حق نشر عکس g
Image caption فرهاد دریا در میان دوستداران هنر موسیقی علاقمندان بسیاری دارد

فرهاد دریا می‌گوید که در بیش از یک دهه گذشته، چندین کنسرت خیریه به نفع کودکان و خانواده‌های نیازمند افغان برگزار کرده است. این کنسرت‌ها در کشورهای مختلفی از جمله کانادا، استرالیا، آلمان و افغانستان برگزار شده است.

او می‌گوید که در این سال‌ها توانسته از درآمد حاصل از این کنسرت‌ها و همچنین فروش شماری از آلبوم‌هایش، مبالغ قابل توجهی به این کودکان و بیوه‌های جنگ کمک کند.

به گفته آقای دریا، علاوه بر این او با کمک دوستانش و چند هنرمند سرشناس از کشورهای دیگر، کمک‌های نقدی دیگری برای چند موسسه خیریه در افغانستان و جهان، بنیاد موسیقی افغانستان و بازماندگان لغزش زمین در بدخشان و سیلاب در بغلان جمع‌آوری کرده است.

اما او می‌گوید که این فعالیت‌هایش، "بنابر نبود اعتماد در زندگی امروز افغانستان" برای او خالی از رنج و دردسر نیز نبوده است و گاهی این رنج به حدی رسیده که تصمیم گرفته از خیر این فعالیت‌ها بگذرد.

دور بودن برای مدت‌های طولانی از زن و فرزندش یکی از این رنج‌هاست.

علاوه بر این با آنکه فرهاد دریا علاقمندان بسیاری در میان دوستداران هنر موسیقی دارد، اما کم نیستند کسانی که او را متهم به استفاده‌جویی می‌کنند و می‌گویند که فرهاد دریا به دنبال سود بیشتر و شهرت است.

خودش می‌گوید که گاه این انتقادها و متهم‌کردن‌ها، خاطرات ناخوشایندی را برای او و خانواده‌اش رقم زده است. فرهاد دریا یکی از این خاطرات یا به گفته خودش "حکایت‌های تلخ" را چنین بیان می‌کند:

"چند سال پیش برای برگزاری یک برنامه خیریه سفری به چند کشور از جمله افغانستان داشتم. این سفر به دلیل مشکلاتی در اجرای برنامه، پنج ماه به درازا کشید. یکی از روزها همسرم، سلطانه، هجران کوچک را برای خرید برده بود. هجران که سخت دلتنگ پدر شده بود با صدای بلند از مادرش می‌پرسد که بابه دریا کی برمی‌گردد؟"

او می‌گوید مردی که در همان نزدیکی سرگرم خرید بوده، با شنیدن صدای هجران، از سلطانه می‌پرسد که آیا او همسر فرهاد دریا است؟ و زمانی که جواب مثبت می‌شنود، با خشونت و لحنی پر از نفرت به سلطانه می‌گوید: "خجالت نمی‌کشی که از پول یتیم و غریب افغانستان برای پسرت خرید می‌کنی؟ "

فرهاد دریا می‌گوید: "هرگز آن مرد را نخواهم بخشید و اگر روزی او را از نزدیک ببینم آنچه را به او خواهم گفت که بغض گلوی سلطانه آن روز مانع گفتن آن شده بود!"