دلایل موفقیت مذاکرات با حکمتیار

مذاکرات حکومت افغانستان با تمام طرف‌های مخالف مسلح با هدف تامین صلح پایدار، پایان دادن به جنگ و فعالیت‌های تروریستی، صورت می‌گیرد و در این راستا حکومت افغانستان تا کنون چندین دور مذاکره بی‌نتیجه با طالبان و حزب اسلامی حکمتیار داشته است.

اما مذاکرات اخیر حکومت افغانستان با حزب اسلامی قطعا یکی از دستاوردهای سیاسی حکومت فعلی افغانستان در راستای تامین صلح محسوب می‌شود.

حق نشر عکس ARG
Image caption محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان هم قبیله گلبدین حکمتیار است
  • تاثیرهای مثبت حضور حکمتیار در کابل

۱- موفقیت این مذاکرات می‌تواند منجر به بهبود در وضعیت امنیتی کشور شود، چون حزب اسلامی، یکی از گروه‌های مخالف مسلح دولت است.

هواداران حزب اسلامی هم در دوره طالبان و هم سال‌های پس از سقوط طالبان، حضور نظامی قابل توجه در حمایت از طالبان و در مخالفت با نظام سیاسی جدید داشته‌اند.

نیروهای وابسته به حزب اسلامی در سال‌های اخیر در ولایت‌های میدان وردک، غزنی، قندوز و لوگر فعالیت نظامی محسوس داشته‌اند.

در سال ۲۰۱۲ گفت‌وگویی با حکمتیار منتشر شد که او در آن ادعا کرد که ۸۰ درصد از مجاهدین سابق هوادار او هستند و این موضوع با برگزاری یک انتخابات شفاف برای همه ثابت خواهد شد.

شماری از مقامات حکومت افغانستان نیز به نقش و توان نظامی حزب اسلامی در کمک به تقویت امنیت در افغانستان تاکید می‌کنند.

با به صحنه آمدن طالبان بخش قابل توجهی از نیروهای حزب اسلامی به دلیل گرایش‌های مشترک قبیله‌ای (هر دو از قبیله پشتون غلجایی اند) و ایدئولوژیک به طالبان پیوستند. اما نظر به موقف حزبی، مذهبی و سنتی که حکمتیار در جامعه سنتی پشتون دارد، پیوستن‌‌ او به حکومت، هوادارانش را در هر جایی که باشند، تشویق به ترک خشونت علیه دولت خواهد کرد.

با در نظر گرفتن نقش و پایگاه اجتماعی مذهبی حکمتیار، حضور و فعالیت مسالمت‌آمیز او در برابر تبلیغات مشابه ایدیولوژیک طالبان، معنادار می‌شود، چون در جامعه مذهبی و سنتی افغانستان رفتار توده‌ها بیشتر تقلیدی و متاثر از الگوهای رفتاری رهبران مذهبی-سیاسی است.

بنابراین، در صورت حضور حکمتیار در کابل و پذیرفتن قانون اساسی فعلی افغانستان، ذهنیت ضد ارزش‌های مندرج در قانون اساسی از سوی هواداران ایدئولوژیک حکمتیار به پذیرش و مشروعیت نظام سیاسی جدید در کل تغییر جهت خواهد داد.

حق نشر عکس
Image caption با به روی کار آمدن طالبان، شماری از هوادارن حزب اسلامی به این گروه پیوستند

۲- وارد شدن حکمتیار به عنوان یکی از مشهورترین رهبران جهادی در رقابت سیاسی مشروع و قانونی و در درون چتر پذیرفته شده حکومت مبتنی بر قانون اساسی جدید، تاثیر مثبت در ثبات سیاسی و مشروعیت نظام سیاسی جدید خواهد داشت.

مشروعیت عددی نظام سیاسی در درازمدت به تقویت مشروعیت کیفی آن نیز منجر می‌شود. این بدان معنی است که وقتی نظام در کلیت خود مورد پذیرش بخش بزرگ‌تر شهروندان به لحاظ کمی باشد، با مرور زمان به تعامل سیستمی و دوجانبه میان دولت و جامعه و در فرایند جامعه‌پذیری سیاسی از طریق کانال‌هایی چون برگزاری انتخابات و آزادی‌های مدنی و عمومی و کار کردهای مثبت دولت، مقبولیت و مشروعیت کیفی و ماهوی با شدت اعتقادی نیز پیدا خواهد کرد.

از طرفی با آمدن حکمتیار به کابل و با توجه به اعتبار معنوی او در میان پشتون‌ها، احتمال قوی وجود دارد که شاخه جدا شده به رهبری عبدالهادی ارغندیوال، که در سال‌های اخیر مشارکت و نفوذ قابل توجهی در سیاست‌گذاری و بروکراسی حکومت افغانستان داشته است، دوباره به بدنه اصلی حزب اسلامی ملحق شود و این امر باعث می‌شود که رقابت حزبی در عرصه سیاسی جدی‌تر شده و زمینه نظام انتخاباتی تناسبی چند حزبی در افغانستان بیشتر فراهم شود. چون با وسیع‌تر شدن و قوی‌تر شدن فعالیت احزاب دارای پایگاه اجتماعی، روحیه حزبی در فعالیت‌های سیاسی گسترده‌تر می‌شود.

با توجه به تاکید حزب اسلامی مبنی بر داشتن طرف‌دار در ساحات مختلف افغانستان احتمال دارد که تمام احزاب در این مورد با حزب اسلامی همنوا شوند و به خاطر داشتن نقش جدی‌تر و عادلانه‌تر در قدرت سیاسی برای اصلاح ساختار نظام انتخاباتی بطور جمعی به توافق برسند و برای اجرای آن بر حکومت فشار وارد کنند.

۳- فشار افکار عمومی. مشاهدات نشان می‌دهد که افکار عمومی در افغانستان به صورت کل با فعالیت‌های معطوف به خشونت و جنگ‌های مسلحانه تنظیمی و حزبی همسو نیست. از این رو حکمتیار در آینده برای اقدامات مسلحانه و فعالیت‌های رادیکال با سدِ افکار عمومی روبه‌رو است که نمی‌تواند به‌سادگی این واقعیت را نادیده بگیرد.

به علاوه فرهنگ رهبرپرستی در فضای قومی سیاست و ساختار قبیله‌ای جامعه در سال‌های اخیر به ایجاد فرهنگ تجمل‌گرایی رهبران در افغانستان انجامیده است که تا حدودی باورهای سخت افراطی معطوف به خشونت‌گرایی را ملایم می‌کند و با آمدن حکمتیار او نیز در درون این سنت قرار گرفته و در شوکت سیاسی غرق خواهد شد.

  • تاثیرهای منفی حضور حکمتیار در کابل

حضور حکمتیار در کابل با توجه به تجربه جنگ‌های خونین میان حزب او و سایر رقبایش که فعلا در قدرت سیاسی شریک هستند و نیز با توجه به پیام‌های چند سال اخیر او که با درون‌مایه خشونت، انحصارگرایی، تبعیض و حساسیت قومی همراه بوده، قطعا خالی از کشمکش‌ها و بدون تحریک شدن شکاف‌های قومی، زبانی و مذهبی در سطح گفتار و ادبیات در حوزه عمومی و سیاسی نخواهد بود.

به‌طور مثال، پیام عید او در سال ٢٠١٣ خطاب به اقوام غیرپشتون به‌ویژه در خطاب به هزاره‌ها تهدیدآمیز و همراه با نابردباری و خشونت کلامی بود. میزان این کشاکش و فعال شدن گسست‌ها با حضور حکمتیار در کابل هم به تدبیر و شیوه رفتار او و هم به نوع واکنش نیروهای مخالف او بستگی خواهد داشت.

حق نشر عکس BBC World Service
  • دلایل و علل موفقیت مذاکره حکومت با حکمتیار

۱-اعاده جایگاه

حکمتیار با این تصور که او زمانی در بازی قدرت و کنشگری در سیاست از احترام و نفوذ قابل توجه برخوردار بود با گذشت سال‌ها و تزلزل این مقام، شاید به میراث سیاسی خود فکر می‌کرده است. پذیرفتن قانون اساسی و آمدن در عرصه سیاست رسمی، شاید در ذهن او چیزی را به میراثش اضافه ‌می‌کند. تامل بر میراث و نامی که از شخص باقی می‌ماند، هم در روان شناسی قدرت و هم در باور‌های دینی یک موضوع شناخته شده است و احتمالا انعطاف نشان دادن حکمتیار در مذاکره با حکومت ناشی از این تصور روان شناختی و شخصیتی و یا باور دینی باشد.

۲- سنت رقابت قبیله‌ای برای کسب قدرت

می‌توان گفت که رقابت‌های دیرینه قبیله‌ای میان درانی‌ها و غلجایی‌ها در تصرف و اعمال قدرت و نسبت رئیس جمهوری فعلی افغانستان به قبیله احمدزایی، یکی از شاخه‌های قبیله غلجایی، احتمالا باعث شده است تا مذاکره حکومت با حکمتیار با سهولت و راحتی صورت گیرد.

گرایش‌های مشترک قبیله‌ای باعث می‌شود تا از یک سو حکمتیار انعطاف‌پذیری بیشتری در مطالبات خود نشان دهد و از سوی دیگر حکومت امتیازات مادی بیشتری به حکمتیار بدهد. در نهایت، دلواپسی برای تصرف و تحکیم قدرت درون قبیله‌ای یک عامل مؤثر در موفقیت مذاکرات حکومت با حکمتیار به شمار می‌رود.

۳- پانزده سال جنگ بی‌نتیجه

پانزده سال جنگ حکمتیار با دولت هزینه‌های نظامی، مالی و سیاسی زیادی بر شاخه نظامی حزب او تحمیل کرده است و بی‌نتیجه بودن جنگ، حکمتیار را به این نتیجه رسانده است که ادامه این وضعیت او را بیشتر منزوی خواهد کرد. بنابر این، باید در مذاکرات خود با حکومت، انعطاف بیشتری نشان دهد و از مبارزه مسلحانه دست بکشد تا وارد رقابت سیاسی مسالمت‌آمیز شود.

۴- سرخوردگی از پاکستان

حکمتیار بعد از جنگ‌های ناکام داخلی با بی‌مهری پاکستان مواجه شد. پاکستان به جای حمایت از حکمتیار، طالبان را روی صحنه سیاسی و نظامی آورد. بعد از حمله نیروهای ائتلاف بر ضد طالبان و ایجاد نظام سیاسی جدید در افغانستان که حکمتیار به مبارزه مسلحانه با آن‌ها پرداخت، باز هم شاخه حکمتیار حزب اسلامی در مقایسه با شورای کویته و شبکه حقانی اهمیت چندانی در نزد پاکستان نداشت.

این موضوع هم می‌تواند باعث تمایل و انگیزه حکمتیار در پیوستن به نظام سیاسی جدید افغانستان باشد. در شرایط کنونی که رابطه سیاسی افغانستان با پاکستان رو به تیرگی گذاشته است و این باعث می‌شود دو طرف اراده جدی برای به نتیجه رساندن مذاکرات داشته باشند.