آن روز 'ورود طالبان به کابل' مهمترین خبر جهان بود

حق نشر عکس AFP

درست ۲۰ سال قبل و دقیقا در همین روز، ۶ میزان سال ۱۳۷۵ خورشیدی طالبان پرچم سفید شانرا بر بام ارگ کابل بر افراشتند و قدرت را بدست گرفتند.

شامگاه همین روز نیروهای دولت مجاهدین ، کابل را ترک کردند و افراد تحت امر طالبان در تمام بخش‌های کابل جابجا شدند.

اعدام دکتر نجیب‌الله رئیس جمهوری پیشین افغانستان از نخستین اقدام طالبان پس از ورود به کابل بود.

هنوز شهروندان کابل از زیر بار جنگ‌های میان گروهی مجاهدین که هزاران کشته برجا گذاشت و به ویرانی بخش‌های زیادی از پایتخت مبدل شد، بیرون نشده بودند که با قید و بندهای تازه "امارت اسلامی طالبان" روبرو شدند. شامگاه ۶ میزان ۱۳۷۵ خورشیدی طالبان وارد کابل شدند.

اما نخستین صحنه‌ای که ساکنان کابل یک روز بعد از تصرف این شهر توسط طالبان به چشم دیدند، اجساد به دار آویخته شده دکتر نجیب‌الله، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش ژنرال احمدزی در چهارراه آریانا در مرکز شهر بود.

امیرشاه خبرنگار کهنه‌کار افغان که آنزمان موی سر و ریشش سفید نشده بود، در جریان جنگ‌های داخلی و پس از آن در دوره طالبان در همین شهر به رسانه‌های خبری بین‌المللی گزارش می‌داد.

او می‌گوید ورود طالبان به کابل در آن روز مهمترین خبر جهان بود. با امیرشاه یکجا نزدیک چهارراهی آریانا رفتیم که حالا تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد و عکس گرفتن از این محل ممنوع است.

امیرشاه از چشم‌دیدش از آنروز گفت:

" من معمولا چای صبح را در یک رستوران در شهر نو کابل صرف می‌کردم. صبح زود همان روز از طریق یکی از افرادیی‌که رابطه نزدیک با طالبان داشت، خبر شدم که ساعت ۱۲ شب طالبان از راه حوت خیل – دروازه شرقی کابل وارد کابل شده‌اند و نیروهای دولت ربانی از راه کوتل خیرخانه در دروازه شمالی شهر کابل فرار کرده‌اند و شهر در دست طالبان است. صدای تیراندازی و شلیک توپ و تانک تا دور دست‌های شهر شنیده می‌شد. این فرد به من گفت طالبان دکتر نجیب را در چهار راهی آریانا به دار آویخته اند. فوری خودم را به دفتر رساندم و از این رویداد به مسئولان ما در بیرون از افغانستان اطلاع دادم و سپس به چهارراهی آریانا رفتم. آنروز این مهمترین خبر در سطح جهان بود."

طالبان ،دکتر نجیب را از مهمانخانه سازمان ملل متحد دستگیر و پس از تیرباران او را در چوک آریانا در ورودی ارگ در یک غرفه ترافیک به دار آویختند.

به دنبال آن، وضع شرایط سختگیرانه بر زندگی اجتماعی مردم آغاز شد. دختران و زنان از رفتن به مکتب/مدرسه، دانشگاه و ادارات دولتی و غیردولتی منع شدند.

داشتن ریش برای مردان اجباری شد و شنیدن موسیقی و تماشای تلویزیون، مجازات سنگین به همراه داشت.

فهمیه مادر ۶ فرزندی که همسرش در اثر بیماری در زمان طالبان درگذشت، باید تمام بار خانواده را به تنهایی بر میداشت. این زن حدود ۵۰ ساله از روزهای دشوار این دوره می‌گوید:

"من با شش فرزندم مجبور بودم به تنهایی بار زندگی را بردارم. از یکسو براساس قوانین طالبان باید کار نمی‌کردم اما از سوی دیگر هر گونه که می‌شد باید برای فرزندانم نان پیدا می کردم. من تنها کاری که می توانستم درس دادن به دختران در خانه بود که از درآمد آن زندگی را پیش می بردیم. حدود ۳۵ تا ۴۰ شاگرد دختر داشتم و به گونه مخفیانه در زیر زمینی خانه به انها درس می‌دادم. این را هم می‌دانستم که اگر طالبان متوجه می‌شدند، شلاق می‌خوردم ،لت و کوب می شدم و شاید هم دروازه کورس را می بستند. با توجه به تمام تهدیدها بازهم به کارم ادامه دادم و با مشکلات دست و پنجه نرم کردم."

طالبان پنج سال بر افغانستان حاکمیت کردند و در اوج قدرت به استثای پنجشیر، بدخشان، بخش‌های از ولایات تخار، پروان، سمنگان، غور و نورستان، دیگر تمام افغانستان را در کنترل داشتند.

حمله برای سرنگونی رژیم طالبان رهبری ملا محمد عمر با حمایت سازمان ملل متحد آغاز شد و گروه‌های مجاهدین که پس از خروج کابل به مقاومت علیه طالبان ادامه داده بودند، با استفاده از حمایت هوایی آمریکا به طرف کابل تاختند و در نوامبر سال ۲۰۰۱ میلادی پایتخت افغانستان را یک بار دیگر از کنترل طالبان بیرون کردند.

با گذشت ۱۵ سال، طالبان هنوز هم به عنوان یک گروه قدرتمند نظامی در برابر حکومت افغانستان و همکاران بین‌المللی‌اش می‌جنگند و حاضر نیستند و با حضور خارجی‌ها دست از تفنگ بردارند و با دولت افغانستان یکجا شوند.

موضوعات مرتبط