BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:36 گرينويچ - دوشنبه 11 ژوئن 2007 - 21 خرداد 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
نقد تازه ترین مجموعه شعر عفیف باختری
 

 
 
عفیف باختری
"عفیف باختری، کوشیده خلوت تنهایی خویش را برهیاهوی هنگامه سازان ترجیح دهد"
'من با زبان دریا'، نام سومین مجموعه شعر اسدالله عفیف باختری شاعر افغان است که اخیراً در کابل منتشر شده است.

اسدالله عفیف باختری، با غزلیاتی که زبان شعری خاص خود را دارد، در مجامع ادبی و شعری افغانستان مطرح شد. او از طراز شعرای با پشتکاری است که قدر سخن پارسی دری را به درستی شناخته است. همین امر، سبب شده که شعر آقای باختری، شاخصه چشمگیری به خود گیرد.

طی سه دهه نابسامانی در افغانستان، هنر و ادبیات نیز از سموم تندبادهای ویرانگر در امان نماند و دردناکتر آنکه سلسله اشرافیت ادبی بر فرهنگ و ادب این کشور مسلط شده که به سان دربارهای قدیم متمایل به جذب شعرا در محیط خویش هستند.

'اشراف ادبی'

عفیف باختری، کوشیده است خلوت تنهایی خویش را برهیاهوی هنگامه سازان این سلسله ترجیح دهد. هم از این رو است که با آنکه حسن کلام و زبان شیرین وی مقبول طبایع افتاده. آثارش مجالی کمتر یافته تا در دسترس عموم قرار گیرد. شاعر خود از این امر آگاه است و تعرض آمیز خطاب به این اشرافیت ادبی، سروده است:

آن سان که می شناسمتان از همان قدیم
آغازتان چه بود که شد انتهای تان؟
(از غزل کوتاه و محنی)

او در مجموعه "من با زبان دریا" کوشیده است در تداوم با حال و هوای ویژه خودش، باز همان مسلک غزل را شسته و رفته تر از پیش ارائه دهد. بدیهی است که در کارهای تازه آقای باختری در این مجموعه، فراز و فرودهایی در تکنیک و ارائه مضمون – همانند اکثر شاعران معاصر- وجود دارد.

زبان شاعر در این مجموعه، گاه چنان تصویری است که به میناتوری بدیعی مانند است:

دل دیوانه از آن روز که زخمش گل کرد
شمع آجین تر از آیینه مشرق شده است
(از غزل صبح زود)

و باز در همین غزل، در بیتی دیگر، تابلویی به گیرایی استحکام لفظی بیت – تحسین برانگیز- به دست می دهد:

رو به دشتی که در آن کفتر من! می رانی
مشعل راه تو فانوس شقایق شده است

اشعاری از این دست، می تواند مبین نوعی حادثه آفرینی در بیان باشد. با این همه، هنوز فرودهای چشمگیری در اشعار این گزینه وجود دارد:

تطویل معنی:

اگر توان شتابم نمانده بود که باز
کسی صدا زد از آن سوی رودخانه مرا

کسی به پاکسی و خوبی کمی شبیه خدا
کنار خویش فراخواند عاشقانه مرا
(از غزل از آن سوی رودخانه)

تهی بودن از تصویر (بیان مستقیم):

رنجی که می کشم همه از خویش می کشم
رنجی که از تحمل خود بیش می کشم
(از غزل تصویر از تو)

شیوه بیان کلیشه ای:

فصلها در گردش اند و سال در رفت و شد
باغ اما در رکود بی بهاری مانده است
(از غزل یادگاری)

وزن

در سراسر ۴۸ قطعه شعری که در این مجموعه گنجانیده شده، ۸ وزن به کار رفته است که پربسامدترین آنها: "مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات" (۱۹ بار)، و کم بسامدترین آنها: "مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن" (۱ بار) به کار رفته است.

اوزان مورد استفاده عفیف باختری در این مجموعه، از شمار اوزان معمول و آشنای شعر فارسی دری اند. در واقع، او را با سنگلاخهای جادویی جهان پهلوان اوزان شعری فارسی دری – سیمین بهبهایی- هیچ قرابتی در میان نیست.

عفیف باختری نه تنها در به کار گیری اوزان جدید – و حتی اوزان به اصطلاح کمتر معمول کلاسیک- رغبتی نشان نداده بلکه دریچه شعر خویش را به روی فضاسازیهای نوین در غزل معاصر (مثلا آنگونه که در شعر معاصر ایران و غزلسرایان معاصر افغانستان نظیر واصف باختری مطرح است) بسته است.

اما، این نقیصه، آنجا که پای شیوه خاص و پرلطف غزلسرایی وی در میان است، نه تنها رنگ می بازد، بلکه حتی می شود تا حدی آن را نادیده گرفت و باور داشت که وی آگاهانه بدانها نپرداخته است.

حاصل جمع

اگر هم نه از لحاظ سنگ ادبیت، بل از نظرگاه چونی فضای اندیشه در شعر، وی یک "راینر ماریا ریلکه"* است که حاصل جمع تاریخی ۷ +۸ ثور، ۱۱ سپتامبر** و سرمستی های B۵۲ ***بر آن اش داشته تا لاک رمانتیسیسم بدر آمده چنین بیاندیشد:

کشورم اسبی است، تنها، خسته، بی افسار و زین
نازنین دیری است در چشم انتظاری مانده است.
(از غزل یادگاری)

روح شعر اسدالله عفیف باختری، به بهترین تابشی در شعر رمانتیک "هاله یی از نور" بازتاب یافته است:
حس می کنم که هرچه قدم پیش می نهم
با هر قدم تو از نظرم دور می شوی
(از غزل هاله یی از نور)

با این وجود، نوعی فیمینیسم (Feminism) ادبی، حمله به فرمالیسم، و نیز اجتماعی نگری جا پاهایی در برخی از سروده های شاعر این مجموعه برجای گذاشته است.

عفیف باختری به درستی، تصویر کامل از جامعه خویش ارایه داده است:

پشت چشم انداز شعرش شاعری استاده بود
با خیالاتی که خالی از پریشانی نبود

شهر را می دید تفسیری است از متن قفس
در میان خود را که جز یک مرد زندانی نبود
(از غزل برف می بارد)

انصاف را، کمتر شاعری از معاصران، کلیت فاجعه را زیباتر از وی به تصویر کشیده است:

باد خوابیده ولی راوی بربادی ها است
برگ زردی که رها روی خیابان شده است

عفیف باختری، "راوی بربادیها" است. او همان برگ زرد است، و روایت وی، - اگر از همین دست پالوده بماند- بی تردید یکی از نمونه های اصیل شعر معاصر فارسی دری خواهد بود. تنها اوست که با شاعرانه ترین نحوی، احساس می کند که آن (برگ زرد) روی خیابان، از دست بادهای دیوانه چه می کشد. پس چرا به روایتگری آن نپردازد؟ با این روایت است که عفیف پا برچکاد جاودانه ها می گذارد. تکامل این روایتگری، شعر معاصر فارسی افغانستان را امیدوار فرا رستن یک شاخه دیگر از "تنوار درخت نور" خواهد ساخت.



* راینر ماریا ریلکه شاعر معاصر آلمانی
** ۷ ثور / اردیبهشت: کودتای کمونیستها در افغانستان؛ ۸ ثور: پیروزی مجاهدین افغان؛ ۱۱ سپتامبر: حملات تروریستی به آمریکا که سرآغاز تحولات تازه افغانستان هم بود.
*** B۵۲: جنگنده بمب افکنهای آمریکایی که بعد از تحولات یازده سپتامبر، مواضع گروه طالبان در افغانستان را هدف حملات پیاپی قرار دادند.

 
 
جلد کتابباورهای شاعر
نگاهی به مجموعه شعر 'خوشه های باور'
 
 
کتاب آموزش شعرفن شاعری
'گام ارزنده ای به پیش': کتاب آموزش شعر
 
 
ديوان عايشه درانیديوان گمشده
به بهانه بازچاپ ديوان اشعار عايشه درانی
 
 
انجمن ادبی هراتدختران شاعر
دگرديسی شعر دختران جوان در هرات
 
 
جلد کتابکتاب
نمونه های شعر امروز بلخ
 
 
خانه مولاناخانه مولانا
'خانه مولانا' در زادگاهش گشايش يافت
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران